
گویا نگاه به «همایون شجریان» بدون نام و سایهی پررنگ «محمدرضا شجریان» کاری دشوار است. نزدیکی و شباهت زیاد صدای همایون به صدای پدر (عامل وراثت و اکتساب) و شروع کار حرفهای در کنار او، بخشی از دلایل این دشواری است. دلایل دیگر را میتوان در میان مردم یافت، که هر جا و همیشه، پسرها را جانشین پدرها دانستهاند.
در این مقاله، با کنار گذاشتن آلبوم «آهنگ وفا» و چند کنسرت که همایون با پدر داشته، سعی شده بهطور مستقل، از چند منظر، مروری بر آلبومهای وی صورت گیرد. از او تا کنون ۵ آلبوم منتشر شده: «نسیم وصل» با آهنگسازی «محمدجواد ضرابیان» (۱۳۸۲)، «ناشکیبا» اثر «اردشیر کامکار» (۱۳۸۳)، «شوق دوست» ساختهی ضرابیان (۱۳۸۳)، «نقش خیال» به آهنگسازی «علی قمصری» (۱۳۸۴) و «با ستارهها» باز هم از آثار ضرابیان (۱۳۸۵).
در ابتدا اشاره به دو نکته شاید مفید باشد: یکی آنکه تصور کنیم سیدیهای منتشرشده حاصل تفاهم و توافق هنری همایون با آهنگسازان بوده و دیگر اینکه فراموش نکنیم چنین آثاری همواره بهنام خوانندهاش شناخته میشوند.
شیوش صدا
شاید اولین شاخص هر خواننده شیوش یا رنگ صوتی صدای وی باشد. شیوش صدای همایون، بنا به دلایل ژنتیکی و نیز تعالیم مستمر و مستقیم محمدرضا شجریان، بسیار نزدیک به صدای پدر است. هر چند از توصیههای محمدرضا شجریان به شاگردان خود برای پیشرفت، تقلید از صدای خوانندگان دیگر است؛ اما بهنظر میرسد که صدای همایون ذاتاً شبیه پدر بوده و او تلاشی برای تغییر صدای خود و نزدیکی آن به صدای پدر نکرده باشد. کاری که این روزها در بیشتر موسیقیها اعم از پاپ و سنتی و راک زیاد دیده میشود. خوانندگان با این تقلیدها میخواهند یادآور شیوش صدای دیگران باشند و تقلید را، نه وسیلهی آموزش، بلکه هدف قرار دادهاند.
آواز متریک و غیرمتریک
از دویست و هشتاد دقیقه آثار ارائه شده تقریباً دویست دقیقهی آن (یعنی بیشتر از هفتاد درصد) به قطعات متریک اختصاص یافته که این میتواند نشاندهندهی میل بیشتر خواننده به تصنیف باشد. بهنظر میرسد سن خواننده و شاید این که تمبک هم مینوازد، علاقهی مردم به تصنیف و ماندگاری آن در اذهان و رواج موسیقی پاپ موجب اجرای قطعات متریک شده باشد. چه بسا تصانبف و قطعات متریک باعث جذب سریعتر و بیشتر مخاطبان عام در ابتدای راه نیز میشود. در اینجا سؤالی که مطرج میشود این است که ارائهی دو آلبوم نسیم وصل و با ستارهها بهشکل موجود یعنی اجرای هشت تصنیف پشت سر هم با یک ارکستر، یک خواننده و تمپوی تقریباً یکنواخت و کند چه تأثیری بر ذهن شنونده میگذارد؟ و هدف از چنین طرحی چه بوده؟
همایون شجریان در قسمت دوم چهار آلبوم خود، یعنی نسیم وصل، ناشکیبا، شوق دوست و نقش خیال به اجرای آواز در دستگاههای همایون، شور، سهگاه و نوا پرداخته است. گذشته از جواب آوازها توسط ساز، بهنظر میرسد که خواننده بیشتر از حد معمول به اجرای تحریر میپردازد و باعث شده تا این آوازها قدیمیتر از موسیقی زمان خود بهنظر آیند. آواز «زهر شیرین» روی قطعهی متریک «هامون» در آلبوم ناشکیبا نمونهی آوازیاست که شاید باز تسلط و اشتیاق بیشتر خواننده را به قطعات ضربی نشان میدهد. اوج و فرود مناسب و نبود تحریرهایی که پیشتر از آن گفتیم، باعث برقراری ارتباطی حوب بین موسیقی و شنونده میشود؛ بهویژه این که زمان نه چندان زیاد این آواز باعث میشود تا ریتم ثابت قطعه، خستهکننده نباشد و شنونده را با خود پیش ببرد.
تأثیرگذاری خواننده بر موسیقی و بهعکس
خیلی وقتها شاهد اجرای یک قطعه توسط خوانندگان مختلف در زمانهای مختلف بودهایم؛ مانند تصنیفهایی که شجریان از «بنان» خوانده یا ترانههایی که از آثار «تجویدی»، «خالدی» یا «خرم» توسط خوانندگان مختلف (مرد و زن) اجرا شده است. با گوش دادن به این آثار، به تأثیر مستقیم خواننده بر قطعه پی میبریم؛ چرا که حال و هوای متفاوتی که در هر یک از این اجراها ایجاد میشود نشان از تأثیر ذوق و سلیقهی خواننده بر موسیقی دارد.
شباهت سه آلبوم نسیم وصل، شوق دوست و با ستارهها با یکدیگر و حتی شباهت آنها با ساختههای دیگر ضرابیان (مثلاً بهخوانندگی علیرضا افتخاری) این ذهنیت را بهوجود میآورد که موسیقی و آهنگساز بر خواننده بیشتر اثر گذاشتهاند تا خواننده بر موسیقی. از سوی دیگر شباهت آلبوم ناشکیبا با آثار گروه «کامکارها» با خوانندگانی مثل «شهرام ناظری» و باز از نظر نگارنده، عدم درهمتنیدگی آواز و موسیقی در آلبوم نقش خیال (آلبومی که شاید بهعلت تفکرات خاص آهنگسار و نوع سازبندی آن با آثار دیگر همایون تفاوت دارد و نوعی سردرگمی محتوایی برای شنونده بهوجود آورده) بازگوکنندهی این است که جایی که موسیقی نتوانسته بر خواننده تأثیرگذار باشد، خواننده هم ارتباط خود را با موسیقی از دست داده است.
انتخاب اشعار و تلفیق شعر و موسیقی
در آلبومهای همایون، شعر کهن و شعر معاصر هر دو شنیده میشود. بهغیر از آواز «زهر شیرین» و آواز «مثنوی مخالف» (دریای دل) در آلبوم شوق دوست (که به ترتیب با شعر «فریدون مشیری» و «رهی معیری» است)، باقی آوازها در قطعات غیرمتریک از اشعار «سعدی» انتخاب شده که به قدیمیتر جلوه کردن آوازهای همایون کمک کرده است.
تصنیف «هوای گریه» با شعر «سیمین بهبهانی» با مضمونی عاشقانه در اولین آلبوم همایون خیلی زود بر سر زبانها افتاد. اما بهنظر میرسد که این ارتباط مثلاً در تصنیف «بخت سرکش» در آلبوم شوق دوست با شعر آشنایی از حافظ (ما را بهرندی افسانه کردند / پیران جاهل شیخـــان گمراه) ایجاد نمیشود.
فرم و انسجام
سبک این پنج آلبوم را نمیتوان صرفاً سنتی دانست. ترتیب قطعات در دو آلبوم شوق دوست و ناشکیبا بهشکل اجرای پیشدرآمد در ابتدا و در پی آن ساز و آواز، قطعات ضربی و تصنیفها، اجرای گوشههایی از دستگاه معرفیشده و در نهایت اوج، فرود و رنگ است. ترتیبی آشنا و قدیمی برای برنامههای موسیقی ایرانی که به آن سنتی میگویند. اما در سه آلبوم دیگر، از این ترتیب خبری نیست و قطعاتی که پشت سر هم آمدهاند روند خاصی را دنبال نمیکنند که شاید این امر از انسجام کلی اثر کاسته باشد.
در پایان لازم بهذکر است که گذشت زمان و آثار بعدی همایون، همچنین اجرای برنامههای زنده و مستقل میتواند تجزیه و تحلیل عملکرد وی را بر پایههایی استوارتر بنا سازد. بیشک دوستداران موسیقی، مشتاقانه در انتظارند بدانند همایون شجریان، با وجود فراهم بودن بستری مناسب و نادر، چه خواهد کرد؟

منبع: فرهنگ و آهنگ ۱۷ (مهر و آبان ۸۶)
نویسنده: بابک شفیعیزاده
وبسایت: www.culture-music.net