مقدمه
اول شهریور تولد استاد حسین علیزاده است. چند روز پیش که مجلهی این هفتهی همشهری جوان را ورق میزدم، در بخش «روزها» متوجه این قضیه شدم... تصمیم گرفتم پستی در خور این مناسبت تهیه کنم تا به نوعی تولد استاد علیزاده را به دوستداران پرشمارش تبریک بگویم. دوستدارانی که بیصبرانه منتظرند تا چند روز دیگر نوای ساز علیزاده در فضای تالار بزرگ کشور طنینانداز شود. استاد علیزاده پس از اجرای چندین کنسرت با گروه همآوایان در آمریکا، کانادا و اروپا بهزودی در ایران هم به روی صحنه خواهد رفت.مطلبی که آماده شده و در زیر میخوانید شامل چند بخش است: زندگینامهی علیزاده که از چندین سایت مختلف منجمله دائرةالمعارف آزاد ویکیپدیا و همچنین جلد کاستهای ایشان جمعآوری شده است. بخش «خاطرات و دیدگاهها» که از لابهلای صحبتهای علیزاده در سخنرانیها و گفتوگوهایش با روزنامهها و ديگر رسانهها برگزیده شده و بهنوعی روشنگر افکار و عقاید علیزاده پیرامون مسائل مختلف و مهم امروز میباشد. در بخش «آثار» سعی بر آن بوده که تمامی آثار علیزاده در طول سیوپنج سال فعالیت موسیقایی ایشان به طور اجمال معرفی شود که برای این کار ترتیبی را در نظر گرفتهام. ابتدا تمامی آثاری که ماهور منتشر کرده را آوردهام، سپس کارهای دلآواز و در نهایت نشر هرمس که یکی بیشتر نبود (به تماشای آبهای سپید). در ضمن این آثار بر حسب سال انتشارشان مرتب شدهاند. در بخش «دانلود کنید و بشنوید» که در پستهای قبلی هم وجود داشته است، دوازده قطعهی موسیقی از تکنوازیها و بداههنوازیهای تار، سهتار و شورانگیز استاد انتخاب شده بهعلاوهی چند اثر ارکسترال که علیزاده آهنگسازی آن را بر عهده داشته است. علیزاده از آن دسته اساتیدی است که زحمات و تلاشهای بسیاری در جهت آموزش و تربیت هنرجویان موسیقی متحمل شده است و در زمینهی آموزش همواره اهتمام داشته است؛ آثار آموزشی علیزاده را نیز که تاکنون به صورت کتاب، نوار یا سیدی منتشر شده خواهید دید. همچنین از آنجا که علیزاده در زمینهی موسیقی فیلم هم بسیار فعال بوده، فهرستی از فیلمهایی که او آهنگسازیشان را بر عهده داشته است را در انتهای این پست خواهید خواند. و در نهایت میماند یک بخش که آن هم نظرات شماست. قطعاً «نگاه شما» پایانبخش مناسبی برای این پست ویژه (بزن آن زخمه...) خواهد بود.
زندگینامه
حسین علیزاده، آهنگساز، ردیفدان، پژوهشگر و نوازندهی تار و سهتار متولد نخستین روز از آخرین ماه فصل تابستان سال ۱۳۳۰ در تهران است.او فراگیری موسیقی را در هنرستان موسیقی ملی نزد اساتیدی چون حییبالله صالحی، هوشنگ ظریف و علیاکبر شهنازی آغاز کرد. در سال ۱۳۴۹ موفق به دریافت مدرک دیپلم از هنرستان ملی موسیقی گردید. پس از تحصیل در هنرستان موسیقی به دانشکدهی هنرهای زیبای دانشگاه تهران رفت و همزمان در مرکز حفظ و اشاعهی موسیقی ایران به یادگیری و اجرای کنسرت پرداخت.وی از محضر اساتیدی نظیر هوشنگ ظریف، حبیبالله صالحی، محمود کریمی، علیاکبر شهنازی، داریوش صفوت، نورعلی برومند، سعید هرمزی، یوسف فروتن و عبدالله دوامی بهره برده است.علیزاده در دوران تحصيل با اركستر ايرانی تالار رودكی به رهبری حسین دهلوی همكاری داشت و از سال ۱۳۵۱ با گروههای مركز حفظ و اشاعهی موسيقی در جشن هنر شيراز به اجرای برنامه پرداخت. برگزاری این برنامهها، آغاز راه علیزاده برای تبدیل شدن به یکی از وزنههای مهم موسیقی ایرانی بود. در سال ۱۳۵۵ به اتفاق پرويز مشكاتيان گروه عارف را تشكيل داد و برنامههای متعددی را در داخل و خارج از كشور به اجرا درآورد. حسين عليزاده در روزهای تاريک سال ۵۶ قطعهی «حصار» را در يادبود زندانيان سياسی رژيم شاه در چهارگاه ساخت. «ژاله خون شد» يكی از ساختههای عليزاده است كه در آن سالها توصيفش دهانبهدهان میچرخيد و همهجا شنيده میشد. اين سرود از موفقترين سرودهای انقلابی است. اين سرودها به دليل مخفيانه بودن، با دستگاههای ضبط صوت خانگی در منزل خود موسيقیدانان ضبط میشد و دست به دست ميان مردم میگشت.در اين سالها عليزاده استعداد خود را محدود به تقليد و تكرار فرمهاى گذشتگان نكرده و همواره در جستوجوى راههاى تازهتر بوده است. حسین عليزاده، بر خلاف بسياری ديگر از هنرمندان كه فقط به اجرای موسيقی به شكل كاملاً سنتی آن میپردازند، نوآوریهايی داشته است که از آن جمله میتوان ابداع مقام «داد و بيداد» (گوشهی «داد» از ماهور و «بيداد» از همايون) در آلبومهای «راز نو» با همكاری گروه همآوايان و «زمستان است» با صدای محمدرضا شجريان، همچنين اجرای پلیفونيک آواز ايرانی در آلبومهای «راز نو»، «آوای مهر» و... را نام برد.از دیگر ابداعات او، سازی به نام «سلانه» میباشد که صدایی بم و نزدیک به عود دارد. سلانه توسط سیامک افشاری و زیر نظر شخص علیزاده ساخته شده است.او با عضویت در گروه «چاووش» همراه با دیگر استادان موسیقی ایران از جمله محمدرضا لطفی و پرویز مشکاتیان آثار جاودانهای در موسیقی ایران اجرا کرده و نیز با آموزش به هنرجویان موسیقی تأثیر مهمی در تربیت موسیقیدانان و نوازندگان پس از انقلاب گذاشته است. علیزاده در اوایل دههی هفتاد ریاست هنرستان موسیقی را بر عهده داشت.در سالهای اخير [تا سال ۱۳۸۴] در آلبومهای «زمستان است»، «بی تو به سر نمیشود»، «فرياد»، «ساز خاموش» و «سرود مهر» با محمدرضا شجريان، كيهان كلهر و همايون شجريان به عنوان آهنگساز و نوازندهی تار همكاری داشته است.در زمینهی تألیف و گردآوری کتب آموزش موسیقی ایرانی و ردیف نیز، علیزاده هنرمند فعالی بوده است. از او تعداد زیادی کتاب و سیدی و نوار آموزشی موسیقی که توسط مؤسسهی ماهور منتشر شده، در دست است.علیزاده همچنین در زمینهی ساخت موسیقی فیلمهای سینمایی و تلویزیونی فعالیتهای بسیار قابل توجهی داشته است که از آن جمله میتوان به موسیقی فیلمهای «دلشدگان»، «گبه»، «زمانی برای مستی اسبها»، «لاکپشتها هم پرواز میکنند» و... اشاره کرد.علیزاده یک رکورد جالب توجه نیز در کارنامهی هنری خویش دارد و آن اینکه آثارش سه بار نامزد کسب جایزهی گرمی (معتبرترین جایزهی صنعت ضبط و پخش موسیقی در آمریکا) شده است؛ هر چند هیچ یک از این سه مرتبه در انتخاب نهایی موفق نشده است. بار اول آلبوم «بی تو به سر نمیشود»، سپس «فریاد» و اخیراً «به تماشای آبهای سپید» در سال ۲۰۰۷ نامزد جایزهی گرمی شدهاند.حسین علیزاده دارای دو فرزند پسر به نامهای صبا (نوازندهی کمانچه) و نیما (نوازندهی رباب و تار) است که هماکنون در گروه همآوایان زیر نظر وی فعالیت دارند.
خاطرات و دیدگاهها(برگزیدهی صحبتهای استاد علیزاده در رسانهها)
من خودم شايد از خانوادهای نزديک به همين بخش محروم بيرون آمدم و محلی كه تحصيل میكردم در بازار تهران خيام و سيدنصرالدين بود. در اين محله بهدنيا آمدم و تمام دوران تحصيلم را در همين محله پرسه زدم و از زندگی در آن محلهها احساس خوشایندی دارم. كسی برايمان اسباببازی خوبی نمیخريد و ما تابستانها در بسياری از مشاغل كار میكرديم تا روزی بتوانيم دوچرخهای بخريم كه البته هيچوقت آن ميزان پول را نتوانستيم پسانداز كنيم. البته عقدهای برايم نشد؛ بلكه تبديل به ريشههايی شد كه در عالم هنر توانست شكل بگيرد. زندگی واقعی را آن زمان تجربه كرديم.
خيلی زود عشق موسيقی در من جوشيد. وقتی استاد علیاكبرخان شهنازی گوشهای را به من ياد میداد، احساس میكردم كه آن فقط يک ملودی و مضراب نيست. انرژیای است كه به من منتقل میشود و من آن را احساس میكردم. ساعتها در محضر اين استاد، كه مهربانترين استادی بود كه تجربه كردم، مینشستم و شوق آن را در دلم حس میكردم.
از سال ۱۳۴۳ موسيقی را شروع كردم... شايد فراز و نشيبهايی كه قبل از انقلاب بهوجود آمد، آدمهايی مثل مرا آزرده كند، اما خسته نمیكند. چون هدف هنر است... در آن سالها ما با تحولات اجتماعی و سياسی ايران روبهرو شديم. من آن زمان دانشجو بودم و سعی میكردم اين تحولات را بشناسم و يک قدم جلوتر از نسل گذشته باشم. موقعی با موسيقی ايران عجين شدم كه در جامعه به دو شكل با آن برخورد میشد: يک نوع موسيقی كه فقط به محافل خصوصی محدود بود و هيچ ربطی به مسائل اجتماعی نداشت و نوع ديگر موسيقی آكادميک بود كه سر كلاس آن را آموزش میدادند و بيرون از كلاسها اين موسيقی جريان نداشت. اوايل دههی پنجاه اين مشكل به اوج خود رسيد تا جايی كه موسيقیای كه معرف فرهنگ ما باشد به طور رسمی وجود نداشت. به همين خاطر مركز حفظ و اشاعهی موسيقی به وجود آمد كه هم حافظ موسیقی ایرانی گذشته باشد و هم جوانان بتوانند زير نظر استادان بزرگ تعليم ببينند و خود تبديل به استادان آينده شوند.آن زمان جوانانی مثل من، لطفی، شجريان و بقيهی موسيقیدانانی كه حالا صاحبنام هستند در مركز حفظ و اشاعه زير نظر استاد برومند كار میكرديم. آنچه به صورت افسانه از موسيقی قديم در ذهن ما بود، كمكم عينيت پيدا كرد. اين مركز چه قبل از انقلاب و چه بعد از آن هم نقش تحول آكادميک موسیقی ایرانی را به عهده گرفت و هم تحول سياسی و اجتماعی را. كسانیكه از اين مركز بيرون آمدند، بعدها در جامعه شيوه و سبک خود را دنبال كردند؛ چون قالبريزی نشده بودند. ما در عصری موسيقی را شروع كرديم كه با تحولات و اتفاقات اجتماعی فراوانی همراه بود و در نتيجه به تفكر متفاوت حتی در موسیقی ایرانی رسيديم. اين دوران سپری میشد و در آن سالها از فكر اينكه «بايد برای موسيقی ايران چه كرد»، خواب راحتی نداشتم.نسل ما باعث شد موسيقی جايگاه ديگری در جامعه پيدا كند. همچنان كه جامعه هم تغيير میكرد، موسيقیدانانی كارشان از نظر هنری دارای ارزش بود كه همراه مردم بودند. نه اينكه اجتماع را راضی كنند، بلكه آن را ارتقاء دهند. در آن سال ها و با بروز چنين تحولات اجتماعي، فكر میكردم چطور میتوانم ارتباط اجتماعی را با موسيقی حفظ كنم. به خاطر میآورم سال ۵۵ كه تحولات سياسی و مخالفت با رژيم شدت میگرفت، سرباز بودم و میخواستم از راه هنر با مردم سهيم باشم. در همان موقع قطعهی «حصار» را نوشتم و به زندانيان سياسی تقديم كردم.آن دوران تحولات اجتماعی و حركتهای دانشجويی انگيزهی بيشتری در هنرمندان ايجاد میكرد. شبهای شعر آن سالها را هيچكس فراموش نمیكند. در آن شبها شاعران عليه رژيم شاه اشعارشان را میخواندند و من فكر میكردم چرا موسيقی مثل شعر نمیتواند باشد، چه باید كرد؟ ما در كشوری زندگی كردهايم كه قبل از انقلاب آزادی معنی نداشته، حتی ما برای ذهن خود آزادی قائل نبودهايم و وقتی میخواهيم كاری كنيم خود را با سنتهايی درگير میكنيم كه فقط حرفش هست و عينيت ندارد. اتفاقاً من در چنين شرايطی از طرف استادان بزرگم تشويق شدم. بزرگترين معلمم در درجهی اول كارم بوده است و هيچوقت از اين ترس و نگرانی نداشتم كه ديگران دربارهی كار من چه خواهند گفت. در اولين حركتها بايد مطالعه كنيد، با مردم مشورت كنيد و ببينيد سنت و گذشتگان چه میگويند. انقلاب چيزی است كه میجوشد و با نيازهای زمان پيش میرود اما انقلاب در موسیقی ایرانی از اين هم پيچيدهتر است. قبل از انقلاب اين سؤال مطرح بود كه اگر موسیقی ایرانی بخواهد با تحول جامعه همگام باشد، آيا بايد شعاری شود يا جنبههای هنری هم مطرح است؟ البته كه صددرصد جنبههای هنری مطرح بود و آثاری كه از آن دوران مانده، اين را تأييد میكند.
ما سرودها و قطعاتی را به صورت مخفيانه ضبط و رايگان در دانشگاه توزيع میكرديم و از اين طريق دانشكده هنرهای زيبا همراه مردم بود. يادم میآيد سياوش كسرايی در روزهای بحبوحهی انقلاب، بعد از واقعهی ۱۷شهريور، به من زنگ زد و گفت قرار است آقای طالقانی در دانشگاه به مناسبت روز همبستگی صحبت كند و شايد به اين تجمع حمله شود، ما يک سرود میخواهيم. ما يکشبه سرودی به نام «ژاله خون شد» را ساختيم كه الآن هر كس گوش كند ياد آن روزها میافتد.
روشنفكرهای آن زمان دشمن قسمخوردهی موسيقی ايراني بودند و عمدتاً با موسيقی كلاسيک غربی رابطه داشتند و جو روشنفكری قبل از انقلاب سوای جنبهی ادبیاش، گرايش ضد موسیقی ایرانی داشت و فقدان شناخت و ارتباط روشنفكران و فعاليت درست آنان در اين زمينه باعث شده بود كه اين قشر از موسيقی ایرانی جدا شود. آن زمان هنرمند بايد رشادت میداشت و در آن دوران بود كه موسیقی ایرانی متحول شد. وقتی دانشگاهها بسته شد، دانشجويان در همين مركز «چاووش» و از گروه چاووش درس میگرفتند كه بسياری از آنها اعضای گروه «شيدا» و «عارف» بودند.
نباید موسیقی را تا این حد به خوب و بد تفکیک کنیم. ما باید متوجه باشیم که موسیقی رشتهایست با تنوع بسیار. در هر دانشگاهی، در زمینهی موسیقی رشتههای مختلفی مثل موسیقی جاز، موسیقی راک، موسیقی پاپ، کلاسیک و موسیقی جهانی وجود دارد. این که جوانها به هرنوع موسیقی گرایش پیدا میکنند، به خودی خود چیز بدی نیست. اما در موسیقی هم، مثل هر هنری، هم شکل نازل آن وجود دارد و هم شکل متعالی آن.
جوانان امروز جامعهی ما از نوعی موسيقی لذت میبرند كه معلوم نيست موسيقی كجایی است. اگر اين موسيقی را حتی به غرب ببريد اصلاً از دستمان شكايت میكنند برای اينكه آن را نمیشناسند! من اصلاً مخالف موسيقی پاپ نيستم ؛ اما پاپ بايد تعريف خودش را داشته باشد. اين نوع موسيقی نيازمند ارتباط با ريشههای ملی خودمان است. شايد كمی سوءِ تفاهم ايجاد كند وقتی در اين باره صريح صحبت شود؛ اما به نظر من بايد گفت موسیقی پاپ در جامعهی ما كاملاً به قهقرا میرود. موسيقی پاپ ايران سرتاپايش تقليدی است و دستگاههای اتوماتيک امروزی میتواند نود درصد آن را بسازد. ممكن است بسياری از شما اين نوع موسيقی را دوست داشته باشيد. يک موقع موسيقی مصرفی میخواهيد، يک موقع موسيقی فكورانه میخواهيد. شما يک وقت «گلآقا» میخوانيد اما گلآقا چقدر جای مثنوی مولانا را میگيرد؟!
هر پدیدهای اگر در شکل اجتماعی آن ممنوع باشد، طبیعیست که به زیر زمین میرود! اما مضحک است که در قرن بیستویکم، در سرزمینی موسیقی زیرزمینی وجود داشته باشد. این مسأله نشان میدهد که ما چه مشکلاتی در آن جامعه داریم که هنر والایی مثل موسیقی، زیرزمینی میشود. موسیقی زیرزمینی نوعی واکنش و نیاز است و در عین حال، تأثیرپذیری فرهنگی نیز هست. این جوانها در ایران بیشتر از طریق ماهواره و دنیای بیرون از خودشان تغذیه میشوند و سعی میکنند آن چه که میبینند و میشنوند را تقلید کنند. حتی اگر ارتباط ریشهای و فرهنگی با آن مقوله نداشته باشند. همچنین چون امکان بیرونی برای ارائهی آلبوم و ضبط و کنسرت ندارند، طبعاً آن را به شکل غیررسمی، که اسم آن زیرزمینیست، انجام میدهند. جامعه نباید تنگناهایی به وجود بیاورد که مشکلات از جاهای دیگر سر بزند. متأسفانه در ایران، ما همیشه مسائل را پس از این که اتفاق افتاد متوجه میشویم. از پدیدههای طبیعی گرفته تا مسائل اجتماعی. مثلاً در کوچهای باریک یک برج میسازیم و سپس متوجه میشویم که باید فکر پارکینگ هم میکردیم. موسیقی زیرزمینی به خودی خود یک پدیدهی اجتماعی منفیست. در حال حاضر جوانها دوست دارند و به این نوع موسیقی گرایش پیدا میکنند؛ چون نیاز دارند. اما موسیقی و هنر به طور اصولی در جامعه باید زنده و فعال وجود داشته باشد تا بتواند روح و روان انسانها را سالم کند. وقتی زیر زمین باشد، مشکلات زیرزمینی هم به وجود خواهد آورد.
اگر کسی صداقت و شجاعت داشته باشد، میتواند با جرئت بگويد که من میخواهم آلبومی درست کنم که پرفروشترين باشد. خوشبختانه امکاناتش هم هست، مخاطبش هم وجود دارد و مراکز دولتی مانند راديو و تلويزيون هم به صورت شبانهروزی(!) آن را پخش میکند. موسيقی صدا و سيما به بقيهی برنامههايش میخورد. اگر دقت کنيد میبينيد در زمينهی موسيقی همانقدر اشکال وجود دارد که در ادای زبان فارسی. شما هر زمانی که يک سريال يا يک گوينده را پيدا کرديد که درست فارسی صحبت کند، میتوانيد توقع داشته باشيد که موسيقی هم درست شود.
يک مملکت ۷۰-۶۰ ميليونی نمیتواند فقط يک شجريان داشته باشد. در زمينهی ساز، هماهنگی بيشتری وجود دارد، چون بيشتر به آن پرداخته شده است. کتب مختلفی چاپ شده و کلاسهای آموزشی بيشتری هم وجود دارد. اما در حال حاضر حتی در هنرستانها و دانشگاهها هم رشتهی آواز را بهطور رسمی نداريم؛ يعنی، بهعنوان يک واحد اصلی در نظر گرفته نشده است و شاگردان آواز، بيشتر در کلاسهای خصوصی به تمرين مشغولند.
وقتی از كلمهی «عوام» استفاده میكنيم، مفهومش اين نيست كه عموميت را دست كم بگيريم. شما بايد كيفيت هنر را حفظ كنيد. شايد شما در جامعهای زندگی كنيد كه سطحش خيلی پايين باشد، اما اين به هيچوجه توجيهپذير نيست كه خودتان را تنزل دهيد! به نظر من هنر جزو سرمايههای يک ملت است و بايد با حفظ كيفيت هنری با مردم ارتباط برقرار كنيم. البته نبايد اين ادعا را مطرح كرد كه میتوان با تمام اقشار مردم ارتباط برقرار كرد. زيرا هنر هميشه قشری است و جمع نظر همگان را تأمين نمیكند. اشكال كار در ايران اين است كه هر وقت میخواهيم با مردم ارتباط برقرار كنيم، ابتذال را قاطی كار میكنيم و به نوعی به مردم توهين میكنيم.
وقتی واژهی «هنرمند» را در مورد کسی بهکار میبريم، اجازه نداريم بحث مسائل اقتصادی را مطرح کنيم. وقتی راجعبه هنر حرف میزنيم جنبهی اقتصادی در درجهی چندم اهميت قرار دارد. معنیاش اين نيست که هنرمند از گرسنگی بميرد؛ ولی هنرمند صرفاً هدفش پول نيست.
از آنجايی كه حكم اخراجم را از دانشگاه در يک زرورق خيلی تميز نگه داشتهام، با خود عهدی بستهام كه هيچگاه در دانشگاه حاضر نشوم! امروزه در پشت در دانشگاهها خيلیها غصه میخورند؛ اما در دانشگاه تازه مشكلات شروع میشود. دانشگاه و حتی هنرستانهای موسيقی، روزگاری محلی بود كه افتخار میكرديم در آن حضور يابيم تا حتی سخنرانی كنيم... بايد بگويم كه وقتی در دانشگاه بگوييد كه اين كار لازم است انجام شود، بگويند نمیشود و عملاً يكی بالا سر شما باشد كه مرتباً بگويد نمیشود، اين باعث میگردد كه در يک جايگاه متوسط بمانيد و امكان رشدی فراهم نشود. متأسفانه اكنون سطح كيفی دانشگاهها بسيار پايين است، نه اين كه سطح من بالا باشد. با اين محيط چارچوبدار نمیتوانم خودم را تطبيق دهم.
امروزه میبينيم برپايی بزرگداشت زن تحت عناوين مختلف متداول شده. ما از زن ستايش میكنيم، اما برای فعاليتهايش شرط میگذاريم. برايش بزرگداشت میگيريم، اما برای دامنهی فعاليت فرهنگیاش مرز میگذاريم و میگوييم حق داری اين كار را بكنی و آن كار را نه. اگر زن نيمی از جامعه است؛ چگونه است كه حضورش در عرصههای مختلف نمیتواند كامل باشد.
امید من به نسل جوان است. من معتقدم در موسیقی ایرانی، یک نوع تکرار عادتها یا وابستگیها و دلبستگیهای متعصبانه یا کورکورانهای، نزد برخی موزیسینها هست که باعث شده موسیقی ایرانی را یک موسیقی بسته تصور کنند؛ در صورتیکه این طور نیست. نسل خود ما، یعنی کسانی مثل آقای شجریان، لطفی، من، طلایی، مشکاتیان و دیگران، کارهای خیلی معروفمان را در سنین بیست تا بیستوپنج سالگی ساختیم. هر هنری را میشود از طریق نسل جوان ادامه داد. اگر با نگاه واپسگرایانه به این موضوع نگاه کنیم، و بخواهیم جایی را تصاحب کنیم و به جوانها میدان ندهیم، آن وقت خودمان باعث از بین رفتن آن هنر میشویم. اگر به جوانها میدان ندهیم و آنها را محکوم کنیم که فقط مصرفکننده باشند، خود به خود نمیتوانند راه پیدا کنند.
آثار(به ترتیب: ۱. ناشر ۲. تاریخ نشر)
۱. شورانگیزآهنگساز و سرپرست گروه: حسین علیزادهآواز: شهرام ناظریگروه شیدا و عارفصدابرداری و ضبط: تابستان ۱۳۶۷(آواز بیات ترک - دستگاه شور)۲. یاد یار مهربانبه یاد استاد غلامحسین بنانآهنگساز: فرهاد فخرالدینیسرپرست گروه: حسین علیزادهگروه شیدا و عارفاشعار فریدون مشیری(سهگاه - همایون)۳. ترکمنسهتارنوازی حسین علیزادهبداههنوازی در دستگاه راست پنجگاه، آواز ابوعطا و شوشتریزمستان ۱۳۶۷۴. نینوا (۱۳۶۲)برای نی و ارکستر زهی- سواران دشت امید (۱۳۵۶)- نوروز (۱۳۶۲)- آوای مهر (ارکستر سازهای ملی)۵. راز و نیازآهنگساز و سرپرست گروه: حسین علیزادهآواز: علیرضا افتخاریگروه عارف و شیدا(راست پنجگاه - شوشتری)صدابرداری و ضبط: زمستان ۱۳۶۷۶. صبحگاهیآهنگساز: حسین علیزادهآواز: محسن کرامتیگروه سازهای ملی به سرپرستی حسین علیزاده(چهارگاه)۷. همنواییتار: حسین علیزاده، ارشد طهماسبیتنبک: مجید خلج(سهگاه - افشاری)تاریخ انتشار: فروردین ۱۳۷۲۸. پایکوبیسهتار: حسین علیزادهتنبک: زندهیاد داریوش زرگری(بداههنوازی چهارگاه)تاریخ ضبط: زمستان ۱۳۷۲۹. کنسرت نواتار: حسین علیزادهتنبک: مجید خلج۱۰. کنسرت همایونسهتار: حسین علیزادهتنبک: مجید خلج۱۱. نوبانگ کهناثر حسین علیزاده - خسرو سلطانیاجرای گروه همآوایانبر اساس رديفهای آوازی و سازی موسيقی ايران (شور)۱۲. موسیقی فیلم «گبه»به کارگردانی محسن مخملباف۱۳. پریا - قصهی دخترای ننه دریاموسیقی از حسین علیزادهاشعار احمد شاملو۱۴. راز نوموسیقی آوازیگروه همآوایان به سرپرستی حسین علیزادههمخوانان: محسن کرامتی، افسانه رسایی، هما نیکنام، علی صمدپورتنبک: زندهیاد داریوش زرگریتار و تنبور: حسین علیزاده(مقام داد و بیداد - آواز ابوعطا)تابستان ۱۳۷۷۱۵. از اعصارموسیقی فیلمهای:- «میراث کهن»- «زشت و زیبا»۱۶. موسیقی فیلمموسیقی فیلمهای- «عشق طاهر» (محمدعلی نجفی) - بهار ۱۳۷۸- «ایران سرای من است» (پرویز کیمیاوی) - تابستان ۱۳۷۸- «زمانی برای مستی اسبها» (بهمن قبادی) - بهار ۱۳۷۹- «ابر و آفتاب» (محمود کلاری) - بهار ۱۳۷۶تاریخ انتشار: پاییز ۱۳۷۹۱۷. هجرانیتار: حسین علیزاده(سهگاه - ماهور)۱۸. چهار گاه - بیات ترکتار و سهتار: حسین علیزادهنی و آواز: حسین عمومیتنبک: محمد قویحلمتاریخ ضبط چهارگاه: بهار ۱۳۶۷ پاریستاریخ ضبط بیات ترک: بهار ۱۳۶۷ کالیفرنیاتاریخ انتشار: زمستان ۱۳۸۰۱۹. ردیفنوازیردیف میرزا عبداللهبه روایت نورعلیخان برومندسهتار: حسین علیزاده۲۰. سلانهبداههنوازی حسین علیزاده با ساز ابداعیشامل چهار قطعهی:«مهتاب» در اصفهان«پگاه» در سهگاه«آفتاب» در بیات کرد«شامگاه» در افشاریتاریخ انتشار: بهار ۱۳۸۲۲۱. موسیقی فیلم «لاکپشتها هم پرواز میکنند»به کارگردانی بهمن قبادی۲۲. راست پنجگاهتار: حسین علیزادهتنبک: مجید خلجاجرا: برلین، زمستان ۱۳۷۵تاریخ انتشار: ۱۳۸۰۲۳. دستور سهتاردورهی متوسطهحسین علیزاده۲۴. دستور سهتاردورهی ابتداییحسین علیزاده۲۵. ردیف مقدماتی تار و سهتارکتاب سومردیف موسی معروفیسهتار: حسین علیزاده۲۶. موسیقی سریال تلویزیونی «زیر تیغ»به کارگردانی محمدرضا هنرمنداجرای گروه همآواياناشعار هوشنگ ابتهاج (سایه)۲۷. سرود گلگروه همآوایان به سرپرستی حسین علیزادهشورانگیز: حسین علیزادهآواز: افسانه رسایی، پوریا اخواصتنبک و دف: مجید خلجسهتار: علی بوستانرباب: نیما علیزادهکمانچه: صبا علیزاده۲۸. حسین علیزاده در جشنوارهی لسآنجلسسهتار: حسین علیزادهتنبک: مجید خلجسازمان هنری کرشمه۲۹. زمستان استحسین علیزاده - محمدرضا شجریان - همایون شجریان - کیهان کلهرکنسرت زمستان ۱۳۷۹بداههخوانی و بداههنوازی در مقام ابداعی حسین علیزاده: داد و بیداد(گوشهی «داد» از دستگاه نوا و گوشهی بیداد از دستگاه همایون)شعر: مهدی اخوان ثالث۳۰. بی تو به سر نمیشودبر اساس ساختههای حسین علیزادهبه همراه: محمدرضا شجریان - همایون شجریان - کیهان کلهر(دستگاه نوا - آواز بیات کرد)۳۱. فریادحسین علیزاده - محمدرضا شجریان - همایون شجریان - کیهان کلهرکنسرت راست پنجگاه و مرکبخوانیاجرای لسآنجلس(راست پنجگاه - دشتی - شور - همایون)۳۲. همنوا با بمحسین علیزاده - محمدرضا شجریان - همایون شجریان - کیهان کلهرکنسرت سال ۱۳۸۲ در تهران . تالار بزرگ کشوربه نفع مردم زلزلهزدهی بم۳۳. ساز خاموشموسیقی: حسین علیزادهبه همراه: محمدرضا شجریان - همایون شجریان - کیهان کلهربخش اول کنسرت آذرماه ۸۴ تهران . تالار بزرگ کشور(آواز دشتی)۳۴. سرود مهرموسیقی: حسین علیزادهبه همراه: محمدرضا شجریان - همایون شجریان - کیهان کلهربخش دوم کنسرت آذرماه ۸۴ تهران . تالار بزرگ کشور(آواز بیات ترک و افشاری)۳۵. به تماشای آبهای سپیدکار مشترک حسین علیزاده (شورانگیز) و ژیوان گاسپاریان (دودوک و آواز)گروه همآوایانمحل اجرا: کاخ نیاوران - شهریور ۱۳۸۲تاریخ انتشار: زمستان ۱۳۸۳نامزد جایزهی معتبر گرمی سال ۲۰۰۷دانلود کنید و بشنوید(۱۲ فایل موسیقی با حجم کم برای دانلود)
بداههنوازی در دستگاه نواتــــار: حسین علیزادهتنبک: مجید خلجآلبوم کنسرت نواحجم فایـل: ۴۵۹ کیلوبایتمدت زمان: ۱:۵۳
بداههنوازی در دستگاه همایونسهتار: حسین علیزادهتنـبـک: مجید خلجآلبوم کنسرت همایونحجم فایـل: ۷۵۲ کیلوبایتمدت زمان: ۶:۰۴
قطعهی پایکوبیبداههنوازی در چهارگاهسهتار: حسین علیزادهتنـبـک: شادروان داریوش زرگریآلبوم پایکوبیزمستان ۱۳۷۲حجم فایـل: ۹۴۶ کیلوبایتمدت زمان: ۷:۳۹
چهارمضراب صبحگاهیاثر حسین علیزاده در چهارگاهاجرای گروه سازهای ملیآلبوم صبحگاهیحجم فایـل: ۶۱۰ کیلوبایتمدت زمان: ۳:۲۶
قطعهی جامهدرانموسیقی: حسین علیزادهبرای نی و ارکستر زهیآلبوم نینوانی: جمشید عندلیبیویولن: خاچیک باباییانویولا: فرشید بصیریویولنسل: محسن تویسرکانیپاییز ۱۳۶۲حجم فایـل: ۵۱۶ کیلوبایتمدت زمان: ۴:۰۹
قطعهی نوروزاجرا: گروه شیدا و عارفسرپرست گروه: حسین علیزادهآلبوم نینوابهار ۱۳۶۲حجم فایـل: ۴۹۶ کیلوبایتمدت زمان: ۳:۵۹
قطعهی آفتاب در بیات کردبداههنوازی حسین علیزادهآلبوم سلانهبهار ۱۳۸۲حجم فایـل: ۳۸۱ کیلوبایتمدت زمان: ۶:۰۷
بداههنوازی شورانگیزساز ابداعی حسین علیزادهآلبوم به تماشای آبهای سپیدشهریور ۱۳۸۲حجم فایـل: ۷۳۸ کیلوبایتمدت زمان: ۵:۵۷
قطعهی حبابموسیقی متن سریال تلویزیونی زیر تیغموسیقی: حسین علیزادهاجرای گروه همآوایانآلبوم زیر تیغپاییز ۱۳۸۵حجم فایـل: ۸۶۵ کیلوبایتمدت زمان: ۳:۳۵
ضربی نواساختهی حسین علیزادههمراه با کیهان کلهر و همایون شجریانآلبوم بی تو به سر نمیشودحجم فایـل: ۶۳۹ کیلوبایتمدت زمان: ۵:۰۹
قطعهی ترکمنساختهی حسین علیزادههمراه با کیهان کلهر و همایون شجریانآلبوم فریادحجم فایـل: ۸۸۳ کیلوبایتمدت زمان: ۳:۳۹
تکنوازی تارکنسرت تهران . تالار بزرگ کشورآلبوم ساز خاموشآذرماه ۱۳۸۴حجم فایـل: ۴۴۶ کیلوبایتمدت زمان: ۳:۳۵
آثار آموزشی(شامل کتاب، نوار و سیدی)
ده قطعه برای تار (چهار جلد)ردیف میرزا عبدالله (اجرا با تار و سهتار)دستور سهتار، دورهی ابتدایی (کتاب و نوار)دستور تار و سهتار، دورهی متوسطه (کتاب و نوار)آموزش سهتار (اجرای کتاب اول و دوم هنرستان)ردیف مقدماتی تار و سهتار (کتاب سوم هنرستان)بوسههای باران، تصنیفهای حسین علیزاده (بازنویسی و نتنگاری: علی صمدپور)
موسیقی فیلم(به ترتیب تاریخ تولید)
۱۳۸۵ | سريال تلويزيونی زير تيغ (محمدرضا هنرمند)۱۳۸۲ | لاکپشتها هم پرواز میکنند (بهمن قبادی)۱۳۸۱ | ابجد (ابوالفضل جلیلی)۱۳۷۸ | زمانی برای مستی اسبها (بهمن قبادی)۱۳۷۸ | عشق طاهر (محمدعلی نجفی)۱۳۷۸ | دختران خورشید (مریم شهریار)۱۳۷۷ | زشت و زیبا (احمدرضا معتمدی)۱۳۷۷ | ایران سرای من است (پرویز کیمیاوی)۱۳۷۶ | مدرسهای که باد برد (محسن مخملباف)۱۳۷۵ | ابر و آفتاب (محمود کلاری)۱۳۷۴ | گبه (محسن مخملباف)۱۳۷۰ | دلشدگان (علی حاتمی)۱۳۵۹ | چوپانان کویر (حسین محجوب)
نگاه شما
» تعداد پسـتها: ١۴۵» تعداد کامنتها: ۸۱۳۶
» برای دیدن عکس در اندازهی اصلی بر روی آن کلیک کنید.
٣۲پـوستـر کنسـرت همایونشجریان و گروه «دستان»طـرح: مژگان شجریان
ابعـاد عکس: ۱۰۲۰ × ۷۰۰ پیکسلحجم عکس: ١۴۰ کیلوبایت
درخواست عکس | آرشیو عکس هفته
عضويتلغو عضويتPowered by WebGozar
کلیهی حقوق وبلاگ غیررسمی همایون شجریان، از جمله مطالب، محتوا و تصاویر، تحت لیسانس Creative Commons و متعلق به این وبلاگ و کاربرانش میباشد. بنابراین استفاده، تغییر و گسترش مطالب آن در رسانهها _ از قبیل سایتها، وبلاگها، نشریات و خبرگزاریها _ آزاد اما در صورت ذکر منبع و درج لینک آن شایسته است. در ضمن هرگونه استفادهی تجاری از مطالب این وبلاگ غیرمجاز است. از عنایت شما خوبان سپاسگزارم.