افراد آنلاین
Portal

نگاهی به «آتشی در سینه دارم جاودانی...»

دوستان عزیز، سلام

۱ اگر به خاطر داشته باشید حدود دو سال پیش سریالی به نام «رسم عاشقی» در ایام ماه مبارک رمضان از شبکه‌ی پنج سیما پخش شد که خوانندگی تیتراژ آغازین آن بر عهده‌ی همایون شجریان بود. البته به عقیده‌ی حقیر این سریال به هیچ وجه در حدّ و اندازه‌های همایون شجریان نبود و به قول سجاد پورقناد (نویسنده‌ی مطلب) بیشتر حالت «بزن در رو»یی داشت. اما به هر حال نگاهی به موسیقی تیتراژ این سریال تلویزیونی خالی از لطف نیست. این مطلب از سایت «گفتگوی هارمونیک» با اندکی تغییر آورده شده است. برای مطالعه‌ی متن کامل آن بر روی «ادامه‌ی مطلب» کلیک کنید.

۲ پیشاپیش از دوستانی که این مطلب را پیشتر مطالعه کرده‌اند، پوزش می‌طلبم و قول می‌دهم که در آینده مطالب جدیدتری در وبلاگ قرار دهم.

۳ از دوستان همراه این وبلاگ تقاضا می‌کنم چنانچه نقد و نظری پیرامون آلبوم «نقش خیال» دارند، به آدرس ایمیل این وبلاگ (h_shajarianweblog [at] yahoo [dot] com) ارسال کنند تا در مطالب آتی ـ که به بررسی این آلبوم خواهد پرداخت ـ با نام خودشان آورده شود.

۴ شاید به بنده حق دهید که پست‌های پی‌درپی از کیفیت مطالب هر وبلاگ به هر سیاقی که باشد، می‌کاهد. از این روی اگر در به‌روز شدن این وبلاگ تأخیری افتاد، یقین بدانید که این حقیر ـ اگر زنده باشم ـ تک‌تک نظرات شما را به‌دقت می‌خوانم و در تلاش برای فراهم آوردن پست‌های بهتر هستم.


سریال «رسم عاشقی» که از سریال‌های مخصوص ماه رمضان دو سال پیش بود، به‌خاطر تصنیف اول سریال، که خوانندگی آن را همایون شجریان به‌عهده داشت؛ اهل موسیقی را به‌شدت شگفت‌زده کرد! همایون شجریان فرزند محمدرضا شجریان و خواننده‌ای است که به‌عقیده‌ی بسیاری از صاحب‌نظران می‌تواند چون پدرش آینده‌ی آواز را تحت تأثیر قرار دهد.

رسم عاشقی مانند سریال «شب دهم» که با موسیقی فردین خلعتبری و صدای علیرضا قربانی (یکی از خوانندگان ثابت ارکستر ملی) همراه بود؛ ساختاری شبیه به همین سریال داشت. هر دو سریال در مورد جوانی لاابالی بود که طی یک‌سری اتفاقات هندی - مذهبی سر به راه شده و...! این سریال با اینکه بعد از سریال شب دهم ساخته شده بود، از لحاظ ساختار، کمی از آن هم ضعیف‌تر بود!

متأسفانه این دست سریال‌ها، اکثراً با دقت کمی از لحاظ دیالوگ، بازی و صحنه ساخته می‌شوند و مردم ایران که با سریال‌های خوش‌ساخت سال‌هاست خداحافظی کرده‌اند، توجه چندانی به این مشکلات نمی‌کنند! (برای مثال در صحنه‌ای از اولین قسمت‌های رسم عاشقی، هنرپیشه‌ای به یکی از دیوارهای کاهگلی مصنوعی صحنه برخورد کرد و دیوار به‌شدت تکان خورد! ولی کارگردان حتی به خود زحمت نداد این قسمت را تکرار کند!...)

غرض از نوشتن این چند خط در مورد سریال این بود که موسیقی این فیلم به‌هیچ وجه در سطح کاری همایون شجریان نبود. با اینکه همایون با مهارت زیادی نقش خود را در اجرای تصنیف ایفا کرده بود؛ اما جو «بزن در رو»یی که در این سریال‌ها وجود دارد باعث می‌شود کل تیم فیلم‌سازی از گریمور تا آهنگساز در حد رفع تکلیف کار خود را انجام دهند؛ اگر این موسیقی، ساز بادی برنجی لازم دارد با اندکی تساهل به سینتی‌سایزر عزیز صدایی نزدیک به واقعی، تنزل می‌یابد و گریمور هم از رنگ دست‌چندم استفاده می‌کند و... متأسفانه این سریال هم از این قاعده مستثی نبود.

اکنون به این اجرای جدید از تصنیف سریال که «آتشی در سینه دارم جاودانی» ساخته‌ی زنده‌یاد مرتضی نی‌داوود نوازنده‌ی تار و نواساز صاحب‌نام ایران است می‌پردازیم.

رسم عاشقی

مرتضی نی‌داوود در جوانیهمایون شجریان این تصنیف را با تیزبینی و نکته‌سنجی قابل توجهی اجرا کرده و به جز قسمتی که در گوشه‌ی عشاق کمی عضلات را منقبض می‌کند (آن هم به‌خاطر اینکه در اجرای نت‌های بالاتر از سی بمل، پوزسیون صدا تغییر می‌کند) می‌توان گفت اجرایی استادانه و بی‌نقص داشته است.

تصنیف با یک درآمد کوتاه که تشکیل شده از چند آکورد دیزونانس که تقریباً بدون هیچ نوانسی در کنار هم زده می‌شوند که در میان این همهمه، حالت مایگی دشتی تامپره به گوش می‌رسد؛ این همهمه (بهتر می‌بینم از کلمه‌ی همهمه استفاده کنم) تقریباً تمام طول اجرای ارکستر این تصنیف را دربرگرفته! اورتور با یک پاساژ (با صدای کم) از کنترباس‌ها ناگهان به خواننده می‌رسد... آتشی در سینه دارم جاودانی... و تصنیف بدون جواب یا تکرار خاصی از ارکستر تا آخر ادامه می‌یابد (فقط در سکوت‌های اجرای اصلی، گاهی جملاتی زده می‌شود) قطعه‌ی نی‌داوود بدون هیچ کم و کسر اجرا می‌شود. جملاتی که توسط تنظیم‌کننده روی تصنیف قرار گرفته بعضی به شکوه کار افزوده و بعضی عظمت تصنیف را دچار مشکل کرده! مثلاً بعد از «نو گلی زیبا بود حسن و جوانی» یک گلیساندوی پایین‌رونده زده می‌شود که به‌نظر نگارنده ابهت تصنیف را مخدوش کرده (حتی اگر در راستای تلفیق شعر و موسیقی به کار رفته باشد) شبیه همین گلیساندو بعد از «عطر آن گل رحمت است و مهربانی» در حالی که تیمپانی هم فضا را برای آغاز گوشه‌ی اوج فراهم می‌کند، شنیده می‌شود که بیشتر شبیه به موسیقی فیلم‌های کمدی است!

بعد از قسمتی که نی‌داوود دشتی را با مدلاسیون به ابوعطا می‌برد، باز پاساژی که قبلاً شنیده بودیم (که حتماً باز کپی، paste شده!) را می‌شنویم و به قسمت پایانی تصنیف می‌رسیم. یکی از معضلات موسیقی ایرانی که چند سالی‌ست در اکثر آثار موسیقی ایرانی باب شده، این است که وقتی قسمتی از آهنگ قرار است تکرار شود، به‌جای اینکه دوباره نواخته شود، کپی و در جای مورد نظر قرار داده می‌شود! این اقدام، موسیقی اجراشده را نزد شنونده، مصنوعی و بی‌روح می‌کند؛ زیرا وقتی ما مطلبی را برای بار دوم می‌شنویم عکس‌العملی را که در اولین مواجهه با آن داشتیم نداریم.

ابوعطای این تصنیف را باید بهترین قسمت از تنظیم این اثر دانست؛ ملودی با ضدضرب‌هایی که با پیتزیکاتوهایی از زهی‌های ارکستر با پشتیبانی پیانو، همراه است رنگ‌آمیزی شده که باوقار و زیباست؛ ناخودآگاه تصویر بم‌هایی که تار معمولاً روی ضدضرب‌ها اجرا می‌کند را تداعی می‌کند.

همایون شجریان این قسمت را (قسمت ابوعطا) مانند دیگر قسمت‌های تصنیف، پخته و استادانه اجرا می‌کند که شاید تا به حال چنین اجرایی از او نشنیده بودیم. مخصوصاً قدرت همایون در اجرای «کی نهی بر سرم پای ای پری از وفاداری / شد تمام اشک من بس در غمت کرده‌ام زاری» اوج تسلط خود را به حالت‌های موسیقی ایرانی نشان داده. آواز این اثر برخلاف قسمت‌های ارکستری این تصنیف کاملاً از پتانسیل‌های موجود در دستگاه‌های ایرانی استفاده کرده؛ ارکستر متأسفانه عملکرد ضعیفی در رنگ‌آمیزی سازی داشته. به‌جز چند میزان، هیچ‌گاه صدای سازی بالاتر نمی‌آید! حتی در جایی که قرار است تار همراه خواننده شود، صدای آن به‌قدری کم است که وجود مؤثری ندارد و نکته‌ی مهم دیگر تضادی‌ست که ارکستر سر زدن ربع پرده با خواننده دارد! خواننده با ظرافت زیاد حتی در قسمت‌های مختلف تصنیف، نت‌ها را گاه از جای اصلی خود کمی کم و زیاد می‌گیرد؛ ولی ارکستر جواب تعدیل شده می‌دهد!

این مشکل حتی در پیش‌درآمد اصفهان ساخته‌ی مرتضی نی‌داوود و تنظیم بی‌نظیر مرتضی حنانه وجود داشت که مورد گله‌ی علاقه‌مندان موسیقی ایرانی قرار گرفت (البته تفاوت تنظیم این اثر و تنظیم حنانه از زمین تا آسمان است!) باید این‌جا اضافه کرد که در بافت هارمونی کلاسیک استفاده از ربع پرده بسیار مشکل است، ولی در اینجا هارمونی بود که باید کوتاه می‌آمد، نه نی‌داوود!

آتشی در سینه دارم جاودانی، معجزه‌ی سه دقیقه‌ای و عصاره‌ای از احساس مرتضی نی‌داوود است؛ کاش تنظیم این اثر با دقت و ظرافت بازنویسی و اجرا شود، تا این تصنیف نی‌داوود که به گفته‌ی خود او بهترین آهنگ اوست، زیباتر در یادها بماند.

منبع: گفتگوی هارمونیکنویسنده: سجاد پورقناد

دسته: نقد و بررسی | نویسنده: سهند سلطاندوست | کد مطلب: 5-2 | لینک ثابت | |