افراد آنلاین
Portal

معرفی ردیف‌ها و گوشه‌های آوازی در آثار همایون شجریان (پاره‌ی دوم)

شوق دوست 

ساز و آوازسه‌گاه «شوق دوست»

 

(۱)

اگــر مـراد تـو ای دوسـت نامـرادی مـاست / مراد خویش دگرباره من نخواهم خواست

(درآمد سه‌گاه)

 

(۲)

عنایتی که تو را بـود اگر مبـدّل شد / خلل‌پذیر نباشد ارادتی که مراست

(درآمد دوم)

 

(۳)

میـان عیب و هنـر پیش دوستـان قدیـم / تفاوتی نکند چون نظر به عین رضاست

(زابل)

 

(۴)

مـــرا بــه هــر چــه کــنــی دل نخـــواهــی آزردن / که هر چه دوست پسندد به‌جای دوست رواست

(فرود به درآمد سه‌گاه)

 

(۵)

هـــزار دشـمـنـی افـتـد مـیــان بـدگــویــان / میان عاشق و معشوق دوستی برجاست

(مویه)

 

(۶)

جمال در نظر و شوق همچنان باقی‌ست / گـدا اگـر هـمـه عـالـم بـدو دهند گداست

(مخالف)

 

(۷)

مرا به‌عشق تو اندیشه از ملامت نیست / اگـر کنـنـد ملامـت نـه بــر مـن تنهــاست

(مخالف)

 

(۸)

غــلام قــامــت آن لـعبـت قـبـاپــوشـم / که از محبت رویش هزار جامه قباست

(مغلوب)

 

(۹)

بـــلا و زحــمـــت امـــروز بـــر دل درویــــش / از آن خوش است که امید رحمت فرداست

(فرود)

 


 

ساز و آواز مثنوی مخالف «دریای دل»

 

(۱)

همچو نی می‌نالم از سودای دل / آتـشـی در سیـنـه دارم جـای دل

(مثنوی مخالف)

 

(۲)

من که با هر داغ پیدا ساختم / سـوختـم از داغ نـاپیــدای دل

(مثنوی مخالف)

 

(۳)

همچو موجم یک نفس آرام نیست / بــس کـه طـوفـان‌زا بـود دریــای دل

(مثنوی مخالف)

 

(۴)

دل اگر از من گریزد، وای من / غم اگر از دل گریزد، وای دل

(مثنوی مخالف)

 

(۵)

مـــا ز رســوایـی بــلنــدآوازه‌ایـــم / ناموَر شد هر که شد رسوای دل

(مغلوب)

 

(۶)

گنج منعم، خرمن سیم و زر است / گـنـج عـاشـق، گـوهـر یـکـتـای دل

(فرود)

 

(۷)

در میان اشک نومیدی رهی / خنــدم از امیـدواری‌هـای دل

(اشاره به مویه و فرود)

 


 

نقش خيال 

ساز و آواز «نقش خیال»

 

(۱)

وَه که جدا نمی‌شود نقش تو از خیـال من / تا چه شود به عاقبت در طلب تو حال من

(درآمد نوا)

 

(۲)

نــالــه‌ی زیــر و زار مــن زارتــراسـت هــر زمــان / بس که به هجر می‌دهد عشق تو گوشمال من

(نوا)

 

(۳)

نــور ستــارگــان ستــد روی چـو آفـتـاب تــو / دست‌نمای خلق شد قامت چون هلال من

(نیشابورک)

 

(۴)

پرتو نور روی تو هر نفسی به هر کسی / مـی‌رسد و نـمی‌رسد نوبت اتصـال مـن

(نهفت)

 

(۵)

خاطر تو به‌خون من رغبت اگر چنین کند / هـم به‌مـراد دل رسد خاطر بدسگال من

(فرود نوا)

 

(۶)

دیده زبان حال من بر تو گشاد رحم کن / چون‌که اثـر نمی‌کند در تو زبان قـال من

(رَهاب، فرود به شور)

 

(۷)

بـرگــذری و ننگــری بــاز نگــر که بگــذرد / فقر من و غنای تو، جور تو و احتمال من

(جملاتی در نوا)

 

(۸)

چـرخ شنید نالـه‌ام گفت منال سعدیـا / که آه تو تیره می‌كند آینه‌ی جمال من

(رَهاب، فرود به شور)

 

 


 

آواز «گناه عشق»

 

(۱)

بیــا بیــا که مـرا بـا تـو ماجـرایــی هست / بگوی اگر گنهی رفت و گر خطایی هست

(بیداد)

 

(۲)

روا بـود کـه چنیـن بی‌حسـاب دل ببــری؟ / مکن که مظلمه‌ی خلق را جزایی هست

(بیات راجع، برگشت به بیداد)

 

(۳)

به‌کام دشمن و بیگانه رفت چندین روز / ز دوستان نشنیدم که آشنایی هست

(بیداد)

 

(۴)

کســی نمانــد که بـر درد من نبخشـایــد / کسی نگفت که بیرون ازاو دوایی هست

(فرود به همایون)

 

دسته: نقد و بررسی | نویسنده: علی کتولی | کد مطلب: 46-2 | لینک ثابت | |