
ساز و آوازسهگاه « شوق دوست »
(۱)
اگــر مـراد تـو ای دوسـت نامـرادی مـاست / مراد خویش دگرباره من نخواهم خواست
(درآمد سهگاه)
(۲)
عنایتی که تو را بـود اگر مبـدّل شد / خللپذیر نباشد ارادتی که مراست
(درآمد دوم)
(۳)
میـان عیب و هنـر پیش دوستـان قدیـم / تفاوتی نکند چون نظر به عین رضاست
(زابل)
(۴)
مـــرا بــه هــر چــه کــنــی دل نخـــواهــی آزردن / که هر چه دوست پسندد بهجای دوست رواست
(فرود به درآمد سهگاه)
(۵)
هـــزار دشـمـنـی افـتـد مـیــان بـدگــویــان / میان عاشق و معشوق دوستی برجاست
(مویه)
(۶)
جمال در نظر و شوق همچنان باقیست / گـدا اگـر هـمـه عـالـم بـدو دهند گداست
(مخالف)
(۷)
مرا بهعشق تو اندیشه از ملامت نیست / اگـر کنـنـد ملامـت نـه بــر مـن تنهــاست
(مخالف)
(۸)
غــلام قــامــت آن لـعبـت قـبـاپــوشـم / که از محبت رویش هزار جامه قباست
(مغلوب)
(۹)
بـــلا و زحــمـــت امـــروز بـــر دل درویــــش / از آن خوش است که امید رحمت فرداست
(فرود)
ساز و آواز مثنوی مخالف « دریای دل »
(۱)
همچو نی مینالم از سودای دل / آتـشـی در سیـنـه دارم جـای دل
(مثنوی مخالف)
(۲)
من که با هر داغ پیدا ساختم / سـوختـم از داغ نـاپیــدای دل
(مثنوی مخالف)
(۳)
همچو موجم یک نفس آرام نیست / بــس کـه طـوفـانزا بـود دریــای دل
(مثنوی مخالف)
(۴)
دل اگر از من گریزد، وای من / غم اگر از دل گریزد، وای دل
(مثنوی مخالف)
(۵)
مـــا ز رســوایـی بــلنــدآوازهایـــم / ناموَر شد هر که شد رسوای دل
(مغلوب)
(۶)
گنج منعم، خرمن سیم و زر است / گـنـج عـاشـق، گـوهـر یـکـتـای دل
(فرود)
(۷)
در میان اشک نومیدی رهی / خنــدم از امیـدواریهـای دل
(اشاره به مویه و فرود)
ساز و آواز « نقش خیال »
(۱)
وَه که جدا نمیشود نقش تو از خیـال من / تا چه شود به عاقبت در طلب تو حال من
(درآمد نوا)
(۲)
نــالــهی زیــر و زار مــن زارتــراسـت هــر زمــان / بس که به هجر میدهد عشق تو گوشمال من
(نوا)
(۳)
نــور ستــارگــان ستــد روی چـو آفـتـاب تــو / دستنمای خلق شد قامت چون هلال من
(نیشابورک)
(۴)
پرتو نور روی تو هر نفسی به هر کسی / مـیرسد و نـمیرسد نوبت اتصـال مـن
(نهفت)
(۵)
خاطر تو بهخون من رغبت اگر چنین کند / هـم بهمـراد دل رسد خاطر بدسگال من
(فرود نوا)
(۶)
دیده زبان حال من بر تو گشاد رحم کن / چونکه اثـر نمیکند در تو زبان قـال من
(رَهاب، فرود به شور)
(۷)
بـرگــذری و ننگــری بــاز نگــر که بگــذرد / فقر من و غنای تو، جور تو و احتمال من
(جملاتی در نوا)
(۸)
چـرخ شنید نالـهام گفت منال سعدیـا / که آه تو تیره میكند آینهی جمال من
(رَهاب، فرود به شور)
آواز « گناه عشق »
(۱)
بیــا بیــا که مـرا بـا تـو ماجـرایــی هست / بگوی اگر گنهی رفت و گر خطایی هست
(بیداد)
(۲)
روا بـود کـه چنیـن بیحسـاب دل ببــری؟ / مکن که مظلمهی خلق را جزایی هست
(بیات راجع، برگشت به بیداد)
(۳)
بهکام دشمن و بیگانه رفت چندین روز / ز دوستان نشنیدم که آشنایی هست
(بیداد)
(۴)
کســی نمانــد که بـر درد من نبخشـایــد / کسی نگفت که بیرون ازاو دوایی هست
(فرود به همایون)