تبليغاتX
همایون شجریان - تجددطلبی بر پایه‌ی اصالت ملی
 
شجریانی‌ها | ShajarianFans.com


تجددطلبی بر پایه‌ی اصالت ملی

آشنایی و بهره‌برداری از پیشرفت‌ها و دستاوردهای علمی و فرهنگی جهان غرب، اگر با بها دادن و ارزش قائل شدن به فرهنگ ملی همراه باشد، نتایج مفید و مؤثری را به ارمغان خواهد آورد. تجربیات و شواهد تاریخی در عرصه‌ی هنر موسیقی، نشان داده است که افراط و تفریط در این وادی، معمولاً با فرجامی نه چندان خوشایند و مطلوب روبه‌رو گردیده است. توجه به این تجربیات تاریخی به ما می‌فهماند که:

۱. الزامی وجود ندارد که در برداشت و الگوبرداری از تکنیک‌های مفید غربی، سنت‌های ملی و ارزش‌های بومی همچون مانع و سدّ راهی تلقی گردیده، و با تحقیر یا سرکوب مواجه گردد.

۲. پافشاری و تأکید بر خودباوری و میدان دادن به فرهنگ ملی نیز، نباید با چنان افراطی همراه شود که در نهایت به « خودبرتربینی » بینجامد.

عدم توجه به این دو مورد اساسی و سرنوشت‌ساز، تمام هستی هنر را به بن‌بست کشانده و عرصه را تنگ خواهد نمود. متأسفانه تاریخ موسیقی ایران، در طول تقریباً یکصد سال گذشته، نشان می‌دهد که طرز تفکر و برنامه‌ریزی و نحوه‌ی عملکرد بعضی از برنامه‌ریزان، تصمیم‌گیران، اجراکنندگان، اساتید و خلاصه میانداران این میدان ـ البته جدا از زحمات و تلاش‌های ارزشمند صورت گرفته ـ در پاره‌ای موارد با عدم اعتنا و توجه به دو مقوله‌ی مهم ذکر شده، همراه بوده است ؛ و در نتیجه، برآیندی ناهمگون و ناموزون را شاهد بوده‌ایم.

این همه در حالی است که هیچ یک از دیدگاه‌ها و گرایش‌های هنری، رادع و سدّ راه دیگری نمی‌باشد ؛ و همه‌ی شاخه‌های موسیقی می‌بایست در کنار یکدیگر در جامعه حضور داشته، و هر موسیقیدان در رشته‌ی مربوط به خود میدان و امکان فعالیت را دارا باشد.

در این مقال، قصد داریم تا با پژوهشی کوتاه و تورّق در تاریخ موسیقی ایران، به سراغ مقطعی از این تاریخ برویم که علی‌رغم اهمیت فراوان، کمتر مورد توجه و بررسی قرار گرفته است ؛ در حالی که غور و بهره‌گیری از تجربیات این مقطع از تاریخ، امروزه می‌تواند راهگشای بسیاری از معضلات، ابهامات، کشمکش‌ها و آشفتگی‌ها باشد:

در سال‌های اوایل دهه‌ی ۴۰، در بین برخی از مسئولان اداره‌ی موسیقی کشور، توجه و اعتنایی جدی‌تر به مقوله‌ی « موازین اصیل موسیقی ایران » به‌وجود آمد، که منجر به فعالیت‌ها و برنامه‌ریزی‌هایی نیز در این زمینه گردید. « ... اذهان آگاه و جویای اصالت به این نتیجه رسیدند که آموزش موسیقی ملی از طریق متدهای کاملاً کلاسیک، منجر به انحراف این موسیقی از فضای اصلی آن شده و نوعی درهم‌آمیختگی بین موسیقی سنتی از یک طرف، و موسیقی غربی و کلاسیک و همچنین موسیقی روز از سوی دیگر ؛ به‌عمل آمده که نتیجه‌ی آن خدشه‌دار شدن هویت و اصالت موسیقی ایرانی است. و در عین اینکه موسیقی مثل دیگر اجزای فرهنگ، نمی‌تواند و نباید از تأثیر و تأثّر برکنار باشد ؛ امتزاج بی‌رویه و کنترل‌نشده‌ی آن با موسیقی غربی می‌تواند خطری جدی به‌حساب آید ... » ۱

بدین‌سان، نهادهای مختلف هنری مانند « رشته‌ی موسیقی » دانشگاه تهران، « مرکز حفظ و اشاعه‌ی موسیقی اصیل ایرانی » و نیز گروه‌های مختلف موسیقی اصیل تشکیل گردید. دانشگاه تهران بعد از آنکه در دانشکده‌ی هنرهای زیبا، برنامه‌ی تأسیس « گروه موسیقی » را در دستور کار خویش قرار داد ؛ مسئولیت تاسیس این گروه به مرحوم دکتر « مهدی برکشلی » واگذار گردید. ایشان خود چنین تعریف کرده‌اند:

« ... در آن سال[ی]  که مسئولیت تأسیس گروه [موسیقی] بر عهده‌ی من گذاشته شده بود، با توجه به سیاستی که برای فعالیت گروه اندیشیده و در نظر گرفته بودیم ؛ در وهله‌ی اول به وجود استاد و استادانی احساس نیاز کردیم که شناختی عمیق از موسیقی اصیل ایرانی و بین‌المللی داشته باشند. چون در آن زمان فکر اصلی و اساسی ما بر این بود که غیر از شناختن موسیقی سرزمین خودمان و ویژگی‌های آن، در عین حال از تحول موسیقی غرب نیز با خبر باشیم.

با سوابقی که بنده [در ذهن] داشتم، می‌دانستم که آقای نورعلی‌خان برومند این ویژگی‌ها را داشتند ؛ خاصه اینکه تحصیلات ایشان در خارج از ایران، فرصتی شده بود تا بتوانند به رموز تجزیه و تحلیل‌های علمی نیز آگاهی یابند ؛ یعنی همان خصوصیتی که ما در نظر داشتیم و به‌دنبالش بودیم ... » ۲

خدا رحمت کند استاد فقید « نورعلی برومند » را که با تجربیات پنجاه‌ساله‌اش در موسیقی، به تربیت و آموزش جوانانی همت گمارد که امروز اکثر آنان جزو سکان‌داران موسیقی اصیل و تاریخی ایران محسوب می‌گردند.

اما آنچه که در این گفتار، مورد تأکید نگارنده بوده و مقصود اصلی‌ام را از مقدمه‌ی فوق شامل می‌گردد ذکر این مطلب است که:

یکی از خصوصیات بارز و ویژگی‌های خوب در مورد دیدگاه‌ها، برنامه‌ریزی‌ها و فعالیت‌های موسیقایی در این سال‌ها را ـ هر چند که شاید بعدها به‌مرور دچار اُفت و خیزهایی گردید ـ ، می‌توان در این دانست که تا حد زیادی ـ ولو برای مدتی ـ دیگر موضع‌گیری‌ها و نزاع‌های بین « موسیقی فرنگی » با « موسیقی نوین ایرانی »، و یا اصطکاک و تقابل این هر دو نوع موسیقی، با موسیقی مهجور « اصیل ایرانی » فروکش نمود ؛ و اساتید بزرگ موسیقی سنتی و اصیل نیز، علی‌رغم تأکیدی که بر حفظ اصالت‌ها و سنت‌ها داشتند، در عین حال هرگز شاگردان خود را از شناختن انواع موسیقی غیر ایرانی هم منع نکرده، و با « تجدّدطلبی بر پایه‌ی اصالت موسیقی » مخالفتی نداشتند.

بدین ترتیب، « گروه موسیقی » دانشکده‌ی هنرهای زیبا به همت اساتید بزرگی همچون استادان : برومند، مسعودیه، برکشلی، پژمان، مشایخی، فرهت و استادانی مانند شاروان علی اصغر بهاری، و همچنین دیگر نهادهای موسیقی چون « مرکز حفظ و اشاعه » و ...، به‌کار خویش ادامه دادند ؛ و لااقل در طول آن چند سال، تأثیرات مثبت فراوانی را در جامعه‌ی موسیقایی، و اساساً تاریخ معاصر موسیقی ایران بر جای نهادند.


پی‌نوشت:

۱. استاد جلال ذوالفنون، کتاب آموزش سه‌تار (جلد اول)، پیشگفتار.

۲. به نقل از کتاب: نورعلی برومند، زنده‌کننده‌ی موسیقی اصیل ایران، به کوشش: احمد کریمی، صص. ۴۲-۴۱


این مطلب را به «بالاترین» بفرستید | این مطلب را به «دنباله» بفرستید | این مطلب را به «Del.icio.us» بفرستید | این مطلب را به «Digg» بفرستید | دسته: مــقالــه | نویسنده: ع. کتولی | لینک ثابت |
:: نوشته شده در جمعه بیستم بهمن 1385ساعت 22:30