تبليغاتX
همایون شجریان - از هــوای گــریـه تا گـنـاه عشــق
 
شجریانی‌ها | ShajarianFans.com


از آنجا كه مدتی است در وبلاگ اختصاصی همايون شجریان، سخن از شخص ايشان به‌ميان نيامده، خالی از لطف نديدم كه اين مطلب ناچيز را به رشته‌ی تحرير دربياورم. (هر چند همين مقالات تخصصی كه در مورد موسيقی نوشته می‌شود نيز، هم‌راستا با كار و حرفه‌ی هنری جناب همايون شجریان و باز به‌نوعی يادی از ايشان می‌باشد)، و در واقع:

چنـد گفتـم ذکـر قوم ما مضـی          قصد من ز ایشان تو بودی ز ابتدا

از هوای گریه تا گناه عشق/ نوشته‌ی ع. كتولی/ وبلاگ اختصاصی همايون شجريان

در مورد آوازخوان جوان كشور، همايون شجريان و آثارش، سخنان و نظرات فراوان و گاهی متفاوت بيان شده است كه در اين ميان تجليل‌های واقع‌گرايانه و تحليل‌های منصفانه، به‌نوبه‌ی خويش می‌تواند دل‌گرمی و راهگشای كار اين هنرمند جوان باشد.

اولين اثر مستقل همايون، نسيم وصل است كه در ۳۱ ارديبهشت ۸۲ منتشر گرديد و نخستين اجرای اين اثر، تصنيف هوای گريه با شعر خانم سيمين بهبهانی می‌باشد. خانم بهبهانی در مورد اين تصنيف گفته‌اند:
« اخيراً آقای ضرابيان آهنگ جالبی بر شعر « دلم گرفته ای دوست » گذاشته است كه آقای همايون شجريان (پسر هنرمند بزرگ، محمدرضا شجريان) آن را در نهايت زيبايی اجرا كرده است. نوار و سی‌دی آن به بازار آمده و همايون با اين اجرای موفق، محبوبيتی تازه را برای خود فراهم آورده است. » ۱

گزيده‌ی مقالهناشكيبا دومين اثر مستقل همايون است. استاد شجريان در مورد اين اثر و كلاً فراز و نشيب و روال كار يک هنرمند، مطالب مهمی را بيان كرده‌اند. ايشان گفته‌اند: « نوار [ناشكيبا] را پس از اينكه آماده شده بود؛ شنيدم. كاری شايسته و خوب است و من اصولاً به تعمد در كارهای هنری و فردی همايون، زياد دخالت نمی‌كنم تا او خود مرحله‌ی آزمون و خطا را كه پروسه‌ی بسيار مهمی در سير حركت يک هنرمند به سوی كمال است طی كند ؛ و هر هنرمند بداند: بايد آن‌قدر اجرا كرد و شنيد تا به خطاها و لغزش‌ها پی برد و در كارهای بعدی جبران كرد تا به تكامل رسيد. من اين مسير سخت و صخره‌خيز و سنگلاخ را با پای پياده پيمودم، در حالی كه شايد احساس می‌شد می‌توان توسط كسی يا وسايلی، بيشتر اين راه را پريد ؛ اما هرگز آن كمال و آن رسيدن مطلوب به‌دست نمی‌آيد. بايستی رفت و زمين خورد و برخاست و تلاش كرد و... تا به موفقيت دسترسی پيدا كرد. البته همان‌طور كه گفتم « ناشكيبا » با در نظر گرفتن جميع جهات بسيار خوب و شنيدنی است. » ۲

در كار « ناشكيبا » تصنيفی به نام پنهان چو دل با غزل مولانا و آهنگ خود همايون شجريان اجرا گرديده است كه مُلهم از موسيقی منطقه‌ی خراسان ــ سرزمين اجدادی همايون ــ می‌باشد. اينكه هنرمندان جوان ما در كنار پرداختن به موسيقی رسمی، به موسيقی مقامی و بومی كشور نيز توجه داشته باشند، امری شايسته و در خور تقدير را انجام داده‌اند. يک موسيقی‌دان موفق، زيبايی‌های سرزمين خويش، اصالت فرهنگی و توجه به خُرده‌فرهنگ‌های كشور خويش را فراموش نمی‌نمايد ؛ بلكه از آنها در راستای ماندگاری و زيبايی هر چه بيشتر اثر هنری‌اش مدد می‌گيرد.

زنده‌‎ياد استاد وزيری نوشته‌اند: « آهنگ‌های محلی هر ملتی، بهترين نمونه از تطوّر روحی اوست. جمع‌آوری آنها، خدمت بزرگی به تاريخ روحيات و زبان و موسيقی آن ملت می‌كند. غور در آنها، پيشرفت تمدن و ارتباط ملل را روشن می‌سازد. » ۳

جناب همايون و ديگر هنرمندان ميهن، با توجه جدی‌تر و بازنگرش عميق‌تر به اين سرچشمه‌ی طبيعی موسيقی ايران ــ يعنی روستاها و مناطق ــ و بهره‌گيری از اين نغمه‌های بكر و لطيف، هنر خويش را كيفيتی هر چه اصيل‌تر و بادوام‌تر خواهند بخشيد ؛ و اميدواريم آهنگ « پنهان چو دل » كه متأثر از موسيقی غنی خراسان است سرآغاز اين حركت اصيل و ارزشمند برای همايون شجريان باشد. در راستای بحث مذكور و به‌طور خاص در مورد موسيقی خراسان بايد يادآور شد كه: « يكی از بهترين مكتب‌ها، مكتب خراسانی بوده است كه اكنون متأسفانه هيچ رد پايی از آن نيست، مگر در بعضی از صفحات خيلی قديمی و يا دربعضی دهات خراسان كه ممكن است روضه‌خوان‌ها هنوز به اين شيوه، يعنی به [‌شيوه‌ی] مكتب خراسان بخوانند. » ۴

(در همين جا يادآور می‌شويم كه تعصب بر روی مكتب و شيوه‌ای خاص در موسيقی، سرمنشأيی جز ناآگاهی، رفتار كليشه‌ای و حاشيه‌پردازیِ برخی افراد ندارد ؛ و گرنه چنين تعصب و يكسويه‌نگری‌هايی تا كنون از گفتار و رفتار هيچ يک از اساتيد بزرگوار و موسيقی‌دانان بلندنظر شنيده و ديده نشده است، چرا كه تقسيم‌بندی بين مكاتب موسيقی به معنای آپارتايد، افتراق و استقلال كامل آنها از همديگر نمی‌باشد ؛ بلكه جميع اين مكاتب غنی و گران‌سنگ بر روی همديگر اثر داشته و متعلق به يک فرهنگ به نام « فرهنگ ايران » می‌باشند.)

و اما در نوار شوق دوست، قسمت بارز كار، آوازخوانی اين جوان در گوشه‌های مختلف دستگاه سه‌گاه (با چهارمضراب يا به‌همراه تكنوازی‌ها) می‌باشد. برای خواننده‌ای كه به‌طور جدی در عرصه‌ی هنر آوازی گام برمی‌دارد، لازم است كه در همه‌ی انواع تحرير و خرده‌تحريرها مهارت پيدا نمايد. به‌عنوان مثال علی اكبر گلپايگانی در تحرير « او » مهارت داشت و مرحوم ذبيحی و سيدعلی‌اصغر كردستانی در تحرير « ای » مهارت داشتند ؛ و همايون شجريان در آواز باشكوه و پرطنين شوق دوست نشان داد كه در همه‌ی انواع تحرير تسلط و مهارت دارد. به‌خصوص آنجا كه وارد كارزار گوشه‌ی « مغلوب » و « غلام قامت آن لعبت قباپوشم... » می‌گردد و غالب و سرافراز از اين ميدان بيرون می‌آيد. اينجاست كه بايد گفت:

به نيم‌غمزه توانی كه قتل عام كنی          نعــوذُبـالله اگــر غمــزه را تمـام كنی!

در نقش خيال، قسمت برجسته‌تر كار را ــ البته به نظر نگارنده؛ چرا كه: هر كسی از ظنّ خود شد يار من ــ  می‌توان آواز گناه عشق در گوشه‌ی « بيداد همايون » دانست:

بيــا بيــا كــه مــرا بـا تـو مـاجرايی هست          بگوی اگر گنهی رفت و گر خطايی هست
...

در اين آواز، تلفيق اين غزل شيخ فرزانه‌ی شيراز با موسيقی و گوشه‌ی بيداد، بسيار بجا و هنرمندانه صورت گرفته است. چنانكه جناب همايون با همراهی پدر خويش (در اثر فرياد) نيز همين كيفيت ظريف و هنرمندانه را رقم زده است:

چه عاشق است كه فرياد دردناكش نيست          چه مجلس است كز او هـای و هـو نمی‌آيـد

انتخاب چنين ابياتی برای گوشه‌ی فريادگونه و شِكوه‌گرانه‌ی عاشق از جور معشوق، يعنی گوشه‌ی « بيداد »، انتخابی دقيق و آگاهانه بوده است.

در بروشور « نقش خيال » اشارتی رفته مبنی بر اينكه: « در خلق اركستر و آواز «گناه عشق»، از اشتراكات گوشه‌ی بيداد همايون و Tarantas فلامينكو، بطوری كه از نقطه‌نظر موسيقی سنتی ايران و اسپانيا قابل ارزش و تأمل باشد، با تلفيقی در متن و محتوای اثر و نه صرفاً در اركستراسيون آن استفاده گرديده است. »

گزيده‌ی مقالهبديهی است كه هرگونه نوآوری و ابداع هنری و به‌طور خاص در اينجا گام‌برداشتن در عرصه‌ی‌ « موسيقی تلفيقی »، می‌بايد با حفظ اصالت فرهنگی و جان‌مایه‌ی ملی-ميهنی هنر موسيقی توامان باشد. هر چند كه ممكن است اختلاف‌هايی اساسی در گام‌ها و نت‌های موسيقی ايرانی و موسيقی مغرب‌زمين وجود داشته باشد، اما چنانچه نوازنده و موسيقی‌دانی توانمند پای در عرصه‌ی « موسيقی تلفيقی » بگذارد، مشكل اختلاف اين گام‌ها و نت‌ها را نيز حل نموده و وجوه افتراق را تبديل به وجوه اشتراک می‌نمايد.

استاد جلال ذوالفنون در اين زمينه معتقد است:
« به نظر من تنها هنرمندی می‌تواند يک اثر تلفيقی را خلق كند كه ذهنيت بداهه‌نوازی و روحیه‌ی شاعرانه‌ی موسيقی داشته باشد... بايد ببينيم كه آيا نوازندگانی كه روی سن رفته‌اند از نظر ذهنی و خلاقيت به اين توانمندی رسيده‌اند يا نه؟ ... تلفيق می‌تواند نوعی فرهنگ‌سازی كند. ما همچون يک نقاش كه برای كسب تجربه از رنگ جديدی استفاده می‌كند، می‌خواهيم نتايج هم‌نوايی سازهای مختلف ايرانی و غربی را با هم بشناسيم. » ۵

در اين بخش مقاله، شايد نقض غرض نباشد كه به همكاری نمودن يا همكاری ننمودن همايون شجريان، با صدا و سيمای اين كشور اشاره‌ای كوتاه گردد. گويا در اين مورد، همايون هم‌فكر و هم‌عقيده با پدرش، استاد شجريان می‌باشد ؛ و البته تا وقتی كه صدا و سيما جولانگاه يكه‌تازی موسيقی غير اصيل بوده و كليشه‌سازان اين عرصه، ارجح بر انديشه‌سازان هستند و تا وقتی در اين چند مورد معدودی هم كه به موسيقی اصيل پرداخته می‌ود، شنيدن صدای ساز مجاز است و رؤيت شكل ساز غير مجاز! (و از اين قبيل برخوردهای ضد و نقيض ديگر) ؛ از اين‌رو ديگر از همايون شجريان و امثال او جز فصل و فاصله گرفتن از اين سازمان، انتظار ديگری هم نمی‌توان داشت.

در واپسين بخش اين نوشتار، به تمبک‌نوازی‌های همايون به همراه آواز و تصنيف‌خوانی‌هايش در كنسرت‌ها نظری می‌افكنيم. نوازندگی‌های همايون همزمان با خوانندگی، آن هم در اجرای قطعات پيچيده و مشكل آقای عليزاده با ريتم‌های ده‌تايی، پنج‌تايی و... كه دائم عوض می‌شوند ؛ كاری سخت و دشوار می‌باشد كه اين جوان هنرمند تا كنون به‌‎خوبی از عهده‌ی آن برآمده است.

زنده‌ياد روح‌الله خالقی نوشته است: « نگارنده تصور می‌كند آهنگ ضربی و تصنيف‌خواندن هم، مثل آوازخوانی تخصص و مهارت می‌خواهد و از همه مهم‌تر بايد تصنيف‌خوان، قوه‌ی تشخيص ضرب و مهارت داشته باشد كه در موقع خواندن، وزن را از دست ندهد و به‌اصطلاح معروف، از ضرب خارج نشود. به همين جهت خوانندگانی كه استعداد اين كار را داشته‌اند اول به نواختن تمبک آشنا شده‌اند ــ كه در موسيقی ما پایه‌ی وزن است ــ و آهنگ‌های ضربی را با كمک اين آلت موسيقی تمرين كرده‌اند تا به‌تدريج با وزن‌های مختلف آشنا شده و از عهده‌ی خواندن نغمه‌های وزن‌دار، ضمن نواختن تمبک برآمده‌اند...
اين خود فنّ به‌خصوصی است و اگر آوازخوانی توانست هم خوب آواز بخواند و هم به‌درستی از عهده‌ی اجرای آهنگ‌های ضربی برآيد، بايد مقام مهم‌تری برای او در نظر گرفت. » ۶

باری:

شـرح شكـن زلف خم انـدر خم جانان          كوته نتوان كرد كه اين قصّه دراز است

در پايان برای همايون شجريان و همه‌ی جوانان گمنام يا نام‌آشنای عرصه‌ی موسيقی، آرزوی موفقيت و تلاش پايمردانه و روزافزون داريم:

گمان مبر كه به پايان رسيده كار مُغان          هـزار باده‌ی ناخـورده در رگ تاک است۷

پی‌نوشت‌ها

۱. ماهنامه‌ی هنر موسيقی، مرداد ۸۲، ص. ۱۴
۲. روزنامه‌ی همشهری، ۲۰ خرداد ۸۳، ص. ۲۲
۳. موسيقی‌نامه‌ی وزيری، به‌كوشش عليرضا ميرعلينقی، ص. ۳۳۶
۴. استاد شجريان، كتاب لطيفه‌ی نهانی، ص. ۱۰۰
۵. روزنامه‌ی همشهری، ۱۷ فروردین ۸۵، ص. ۱۹
۶. سرگذشت موسيقی ايران، جلد اول، روح‌الله خالقی، صص. ۳۹۹ و ۴۰۰
۷. این پست در تاریخ ۸ شهریورماه ۱۳۸۶ مورد بازبینی و ویرایش قرار گرفت.


این مطلب را به «بالاترین» بفرستید | این مطلب را به «دنباله» بفرستید | این مطلب را به «Del.icio.us» بفرستید | این مطلب را به «Digg» بفرستید | دسته: مــقالــه | نویسنده: ع. کتولی | لینک ثابت |
:: نوشته شده در دوشنبه بیست و هفتم شهریور 1385ساعت 1:40