
اگر بررسی تاريخ آواز را از گذشتههای دور شروع نماييم، بايد گفت « آواز » اولين وسيلهی صوتی است كه انسان به آن دسترسی پيدا كرده است. دو نظريه در مورد پيدايش موسيقی وجود دارد كه هر دو نظريه با « صوت انسانی » شروع میشود. يكی از اين نظريهها اعتقاد دارد كه انسان برای اولين بار وقتی ياد گرفت كسی را خبر كند و صدا بزند، از « صوت » استفاده كرده است ؛ و از صوتی استفاده كرده كه پستی و بلندی دارد. اين نظريه را به نام « اعلام » و « خبر دادن » نام میبرند. نظريهی دوم معتقد است كه صوت از « فريادِ كار » و « كار كردن » بهوجود آمده است. هر كاری برای خود ريتم خاصی دارد ؛ مثل شخم زدن ، بيل زدن و...
به هر حال نتيجهای كه گرفته میشود اين است كه اولين وسيله و سازی كه انسان با آن در تماس بوده و نياز خود را به کمک آن بر طرف میكرده است « صوت انسانی » بوده است.
آواز در ايران
در ايران، آوازخوانها مشهورتر از نوازندهها هستند و شنوندههای بيشتری دارند ؛ برای اينكه نياز انسانی بيشتری را تأمين میكنند، چرا كه آواز با شعر توأم است و شعر كمک میكند كه اين نياز بيشتر برآورده شود. در مورد تكامل آواز در ايران، بايد گفت كه آواز بيش از هر چيز ديگری اهميت داشته است و علت آن هم فقط در صوت و صدا نيست ؛ بلكه به اين خاطر است كه « صوت » نزديکترين وسيله به طبيعت انسان است. هر كسی وقتی كه خيلی خسته میشود ؛ اولين كاری كه میكند « زمزمه » میكند، سوت میزند، راه كه میرود شروع به آواز خواندن مینمايد. يعنی اين نيازی كه ساز هم میتواند تأمين نمايد، بوسيلهی صوت به راحتی قابل دسترسی است.
آواز ايران دارای دو نوع خصوصیت است، كه خصوصيت جغرافيايی میباشد:
۱. آواز مناطق كوهستانی
۲. آواز مناطق كويری
اين دو نوع آواز، بطور كلی دو شيوه و دو مكتب را بهوجود میآورند. در مناطق كوهستانی ــ بهطور معمول ــ افراد از صدايی بسيار رسا و با بُردِ خيلی بيشتری برخوردار هستند. علت آن هم « طبيعت » است و مسألهی اقليمی به اين خصوصيت خيلی كمک كرده است. اكثر خوانندگانی كه صدای خيلی بالايی دارند افرادی هستند كه از روستاهای مناطق سردسير و كوهستانی میباشند.
در موسيقی منطقهی كويری، اكثر صداها « افتاده » و « بم » میباشد ؛ مثل نغمههای دشتستانی و ...
در ايران، قديمیترين صفحاتی كه در اختيار داريم، مربوط به « تعزيهخوانی » میشود كه در آن خوانندگانی با صدايی بالا آواز خواندهاند، كه میتوانيم از آن به عنوان يک شيوه و مكتب صحبت نماييم. فردی هست به نام « حسينخان » كه تعزيهگردان بوده و با صدای بالايی میخوانده است. ما قديمیترين صوتی كه از آوازخوانها در دست داريم، صدای « سيد رحيم » میباشد. سيد رحيم بهطور غيرمستقيم، استاد و معلم « طاهرزاده » هم بوده است. چون آنگونه كه نقل كردهاند سيد رحيم شاگرد آموزش نمیداد و اكثراً شاگردان، در مجالس و محافل از صدای او بهره میبردند. لذا طاهرزاده به همان شيوهی سيد رحيم ــ يعنی مكتب اصفهان ــ آواز میخوانده است و شيوهی « سيد رحيم » اصيلترين شيوهی آوازی ايران میباشد.
بعد از طاهرزاده، اديب خوانساری و تاج اصفهانی نيز شيوهی سيد رحيم را دنبال نمودهاند.
مشخصات آواز
مشخصات آواز عبارتند از:
مد آواز (يعنی كشش آواز)
شعر و چگونه بيان كردن شعر
تلفيق شعر و موسيقی
تحرير و ادوات تحرير و تلفيق آن با موسيقی
انتخاب شعر (كه مربوط به « مناسبخوانی » میباشد)
« حال » (حالِِ درونی آواز)
تنها مكتبی كه هر شش خصوصيت ذكرشده را، به بهترين نحو، در خود دارد ؛ مكتب اصفهان میباشد. در مورد مكتب تهران هم بايد گفت كه اين مكتب برگرفته از مكتب اصفهان، تبريز و ... میباشد. هنگامیكه تهران تبديل به پايتخت گرديد، بسياری از هنرمندان اهالی شهرستانها ـــ بهخاطر وجود امكانات و امنيت در پايتخت ــ به تهران مهاجرت نمودند. « انتخاب گوشهها » در مكتب تهران، حتی بهتر از مكتب اصفهان میباشد. اجرای « تحرير » در اين مكتب خوب است ؛ اما « ادوات تحرير » در آن ضعيف میباشد.
در تبريز، سنبُل آواز همان «حسينخان» تعزيهخوان بوده است و بعد از او با يک فاصله «اقبالالسلطان» میباشد. در مكتب تهران مهمترين مرجع آوازی، استاد « دوامی » میباشد.
البته وقتی اين تقسيمات صورت میگيرد نبايد تصور شود كه اين مكاتب كاملاً از همديگر مستقل بودهاند ؛ بلكه همهی اين مكاتب بر روی هم تأثير داشتهاند و متعلق به يک فرهنگ به نام « فرهنگ ايران » میباشند.
بيان خواننده
برخی لهجههای مختلف ايران، روی « بيان » خوانندهای كه با آن لهجه صحبت میكند تأثير میگذارد و خواننده بايد به اين مسألهی مهم توجه داشته باشد. « بيان شعر » در مكتب اصفهان به بهترين نحو رعايت میشود.
« بيان شعر » عبارت است از نحوهی اجرای تحرير و نيز تكيه و تأكيد بر روی كلمهای خاص در يک مصرع يا يك بيت شعر، در حروفی مانند: اَ ، اِ ، ای ، اُ و...
استاد بنان، خوانندهای بود كه بهنحو احسن شعر را بيان میكرد و هنگامیكه شعر حافظ را میخواند، شنونده احساس میكرد كه خود حافظ دارد آن شعر را بيان میكند و گويی اين شعر دوباره آفريده شده است.
تحـريــر
تحرير به معنای باز و بسته شدن حنجره بر روی حروف صدادار میباشد. برخی معتقدند كه در ايرانِ قديم كه « گل و بلبل » به عنوان يک سمبل بوده است، مبنای تحرير در آواز هم از صدای بلبل گرفته شده است. شادروان « برومند » نيز سخنرانی مفصلی در اين مورد، در دانشگاه آمريكا برای دانشجويان موسيقی آمريكا داشته است ؛ كه در آنجا صدای استاد « طاهرزاده » را و « ادوات تحرير » را برده است، بعد صدای بلبل را پخش نموده و اين دو را با هم جور كرده است. بلبل نوع تحريرش با قناری خيلی فرق میكند و تنوع تحريرهای بلبل بسيار بيشتر از قناری میباشد.
در مورد نحوهی اجرای تحرير در آواز بايد گفت، اگر خوانندهای تحريرهای بیمورد، در حين آواز خواندن بياورد موجب خواهد شد كه شنونده اصلاً شعر را نشنود! و مفهوم اصلی شعر را دريافت ننمايد. اما « مكتب اصفهان » میگويد:
خواننده ابتدا مصرع اول شعر را بخواند، بعد تحرير بدهد تا اين تحرير، مكمل مصرع گردد. در ضمن، تحرير بعد از مصرع اول نبايد آن قدر بلند باشد كه شنونده را از مصرع دوم دور نمايد. پس تحرير مصرع اول بايد كوتاه باشد و بعد، تحريری كه پس از خواندن مصرع دوم میآيد بايد بلند باشد تا كل اين جمله را كامل نمايد.
تلفيق شعر و موسيقی
خواننده بايد بداند، فقط خواندن آواز و فراگيری گوشهها كافی نمیباشد ؛ بلكه میبايست با ادبيات ايران، شعر ايران، مفهوم شعر، عروض فارسی، تاريخ شعر، خوب خواندن شعر و... يک آشنايی كامل و تخصصی داشته باشد. برای نوازنده، يک آشنايی حداقل با موارد فوق كافی میباشد ؛ اما خواننده، نياز دارد كه در اين زمينه به آشنايی كامل و آگاهی تخصصی دست پيدا نمايد.
پینوشت: ظاهر این پست در روز هشتم شهریور ۱۳۸۶ دستخوش تغییراتی شد./
توضيح: اين مطالب برگرفته از بياناتِ يكی از اساتيد موسيقی در كلاس تدريس آواز و « آشنايی با مكتبها و شيوههای آوازی » میباشد.
ما خوشهچين خرمن اصحاب دولتيم باری نگاه كن ای كه خداوند خرمنی
||||| ع. کتولی
۸۵/۵/۲۲