تبليغاتX
همایون شجریان - پـس از تـأخيـــر
 
شجریانی‌ها | ShajarianFans.com


اگر تأخیری بود، عذر مرا بپذیرید

دوستان عزیز، سلام
برای من مغتنم و شادی‌آور است که می‌بینم علاقه‌مندانی پیوسته به این وبلاگ سر می‌زنند و بابت تأخیر در به‌روزرسانی وبلاگ، انتقاد می‌کنند. در میان بازدیدکنندگان خانم "شهرزاد" ضمن انتقاد به‌جا، به خوبی حق مطلب را ادا کرده بودند. بخشی از پیام خانم "شهرزاد" را می‌خوانیم:

 حالا که مطلب خاصی از آقای همایون در دست نیست، چه قدر شعرهای این ساز و آوازها را کلمه به کلمه معنی کنیم و مصاحبه‌های دو-سه سال پیش را بخوانیم. به نظر من این بحث‌ها درباره‌ی موسیقی خیلی جالب است. حالا که خبر خاصی نیست ؛ خب چرا درباره‌ی موسیقی بحث نکنیم؟ بله شما درست می‌فرمایید. این وبلاگ به نام آقای همایون شجریان است ولی حالا که موضوع خاصی برای صحبت کردن نیست چه بحثی بهتر از این.
جانا، سخن از زبان ما می‌گویی...

اما دوستان، به یک نکته نیز عنایت داشته باشید، به برکت روز تولد آقای همایون شجریان، نظرات بسیار زیادی ارسال شد و بحث‌های جالبی در گرفت. چنان‌که گویی عده‌ی زیادی به میهمانی آمده بودند. فکر می‌کنم برای بزرگداشت این روز -که تعدادی از دوستان مرتب آن را یادآوری می‌کردند- میهمانی مجازی درخوری ترتیب داده شد. فکر می‌کنید در قالب محدود این وبلاگ، برای برگزاری چنین روزی چه باید می‌کردیم؟ آیا می‌توانستیم به‌جز عرض تبریک و درج مطلب همراه با کاری گرافیکی، کار دیگری انجام دهیم؟ البته، ناگفته نماند که تلاش‌های دیگری نیز برای هر چه بهتر شدن پست قبلی صورت گرفت، اما نه بنده در پیگیری آن مصر بودم و نه شرایط مطلوب فراهم آمد. به این ترتیب نتوانستیم با آقای همایون شجریان ارتباطی برقرار کنیم. (صد البته ایشان در ایران اقامت ندارند و حتی ایجاد ارتباط از طریق دوستان و همکارانشان نیز میسر نشد.) ولی با وجود همه‌ی این کاستی‌ها، اتفاقی افتاد که به عقیده‌ی من جلوه و شکوه خاصی به این روز بخشید و آن هم بحث‌های خوبی بود که بین دوستان درگرفت و به خوبی روال خود را طی کرد. راستش را بخواهید، هنوز هم نمی‌خواستم پست جدیدی ارسال کنم تا رشته‌ی بحث‌ها نگسلد. اما نحوه‌ی بیان " خسته نباشید " از سوی خانم ناهید و تذکرات به‌جای خانم "فرزانه" و دوست بزرگوار "امیر/ دل‌آواز" و صد البته فروکش کردن تب‌وتاب بحث‌ها مرا بر آن داشت که وبلاگ را به‌روز کنم.
لازم است عرض کنم تأخیر در روزآمد کردن وبلاگ تنها از آن جهت است که مطالب و اخبار پیرامون آقای همایون شجریان چندان زیاد نیست، نه چیز دیگر... دوست عزیز، جناب "امیر" بنده به هیچ‌وجه، به بالا رفتن آمار و ارقام وبلاگ از رهگذر بحث و مجادله میان دوستان دل خوش نکرده بودم. درست است که " همگان در این بحث شرکت نمی‌کنند " اما عده‌ی زیادی می‌آیند، نظرات را می‌خوانند، درباره‌ی آن نظرات فکر می‌کنند، نظرات را سبک و سنگین می‌کنند و به نتایجی می‌رسند. نیازی نیست همه در بحث شرکت کنند. خود بنده به هیچ وجه وارد این گفت‌وگوها نشدم، ولی از نظرات دوستمان "حیران‌تر" و خانم "فرزانه" بسیار استفاده بردم و اطمینان دارم که بسیاری دیگر نیز با خواندن این مباحثات، مطالبی دستگیرشان شد ؛ گر چه در بحث حضور نداشتند.

دوستان، روزآمد کردن سریع و کوتاه‌مدت وبلاگ، به خصوص این وبلاگ که به طور ویژه به هنرمند عزیزمان، همایون شجریان، اختصاص یافته چندان آسان نیست. مگر آنکه در کنار مطالب مربوط به ایشان، سایر رخدادهای موسیقی را نیز دنبال کنیم تا محدوده‌ی وسیع‌تری برای درج مطالب داشته باشیم. چنانچه دوستان خوبم چنین مرا تحت فشار قرار دهند، ناگزیرم که کمی دایره‌ی مطالب را گسترده‌تر سازم که آن وقت دیگر ماهیت وبلاگ عوض خواهد شد و نمی‌توان لقب "اختصاصی" به آن داد.

در کنار آنچه آمد، مشغله‌ها و گرفتاری‌های شخصی نیز در این تأخیر بی‌تأثیر نبوده و نخواهد بود. در ضمن همین‌جا از همه‌ی دوستداران موسیقی و آقای همایون شجریان می‌خواهم که با ارسال مطلب، یاری‌رسان من باشند. این وبلاگ در مالکیت شخص بنده نیست، بلکه متعلق به همه‌ی دلسوزان و علاقه‌مندان است. بنابراین از کمک به پربار نمودن آن دریغ نفرمایید.

 

یک خبر/ آلبوم جدید همایون شجریان در راه است.

وبلاگ همایون شجریان: گویا، آلبوم جدید همایون شجریان به زودی منتشر خواهد شد. آهنگسازی این اثر نیز همچون " نسیم وصل " و " شوق دوست " بر عهده‌ی آقای محمد جواد ضرابیان است. طبق شنیده‌ها، قطعات این اثر مراحل پایانی ضبط را می‌گذراند و به زودی کار ضبط آواز و صداگذاری نیز آغاز خواهد شد. گفتنی است، به مانند " نسیم وصل " بخش اعظم این اثر را نیز تصانیف تشکیل می‌دهند و قطعات آوازی کمتری در آن گنجانده شده است.

 

مروری بر یک نقد/ انتقاد می‌تواند منصفانه باشد

چندی پیش مطلبی با عنوان " نقدی بر نقد آلبوم ناشکیبا " در وبلاگ قرار گرفت که در آن، نقد نویسنده‌ی روزنامه‌ی همشهری بر آلبوم ناشکیبا آمده بود و بنده نیز نقدی بر آن نقد نگاشتم و آن را دور از انصاف قلمداد کردم. برخی دوستان بر آن باور بودند که بنده در دفاع از اثر و نویسنده‌ی یاد شده در خرده‌گیری از آن، هیچ کدام شرط اعتدال را رعایت نکرده‌ایم. اما هر نقدی اگر در چهارچوب اصول و ضوابط خاص خود نگاشته شود، محترم و قابل تأمل است. از دید من، رعایت انصاف و اعتدال شرط لازم برای مقبولیت یک نقد است. همانطور که دوست عزیزمان "حیران‌تر" اشاره کرده بود، نقاد وظیفه‌ای در خصوص بیان همه‌ی نقاط روشن و نکات مثبت اثر ندارد. او باید به نقاط ضعف و کاستی‌ها و نارسایی‌های اثر توجه کند.
از این روی امروز مطلبی از شماره‌ی ۵۴۹ روزنامه‌ی شرق (۱۴ /۷ / ۱۳۸۴) انتخاب کرده‌ام که به قلم آقای ولى الله كاووسى نگاشته شده و به بررسی و معرفی آلبوم شوق دوست پرداخته است. می‌توانم از این مطلب به عنوان نقدی منصفانه و واقع‌گرایانه یاد کنم که ضمن انتقاد از اثر، اصول را نیز زیر پا نگذاشته است. با هم می‌خوانیم:

نگاهی به آلبوم شوق دوست | به نقل از روزنامه شرق | ولى الله كاووسى

«شوق دوست» سومين اثرى است كه با صداى «همايون شجريان» روانه‌ی بازار موسيقى شد. شجريان در اين اثر براى بار دوم در كنار «محمدجواد ضرابيان» قرار گرفته است. ضرابيان اين بار به جاى اركستر سمفونيک كه در نسيم وصل به كار گرفته بود، گروه سازهاى ملى را براى اجراى آهنگ‌هاى خود برگزيده است. پس از دستگاه‌هاى همايون و شور كه به ترتيب در دو اثر نسيم وصل و ناشكيبا به اجرا درآمده بودند، براى اثر جديد دستگاه سه‌گاه انتخاب شده است. دستگاهى كه به اعتقاد برخى صاحب‌نظران اصيل‌ترين دستگاه موسيقى ايران به شمار مى‌رود. طنين زخمه‌ی تار و بلافاصله پيوستن سازهاى ديگر به آن. اين لحظه‌ی آغاز اثر است. گروه مقدمه‌ی تصنيف را مى‌نوازد. ملودى زيباست و جمله‌بندى و فراز و فرود نغمه‌ها با معنى و به‌موقع، اما هيچ نشانى از يک هم‌نوازى منسجم و ارتباط تنگاتنگ ميان نوازندگان وجود ندارد. در مقايسه با اجراهاى شكوهمند و تأثيرگذار گروه‌هاى همدل و همراهى همچون «عارف» و «دستان» اينجا ضبط و ميكس استوديويى است كه صداى سازها را در كنار هم قرار داده و اجراى گروهى را از هرگونه احساس واقعى يكدلى و يک‌رنگى تهى كرده است. ديگر اينكه صداى تمبک كه پايه‌ی ريتميک گروه است چه در اين قطعه و چه در ساير قطعات به‌زحمت به گوش مى‌رسد و اين نقطه‌ی ضعفى است كه تقريباً در سرتاسر اثر وجود دارد. خواننده شروع به خواندن مى‌كند: اى پناه بى‌پناهان، از من دلشده روى مگردان، صدايش ترسان و مردد است. كلمات را به شدت گنگ و نامفهوم ادا مى‌كند به طورى كه مشكل مى‌توان فهميد چه مى‌خواند و بدتر از همه نوعى لطافت ساختگى در صدا موج مى‌زند. ظاهراً او غافل است از اينكه اين نرمى و گيرايى به طور طبيعى در صدايش موجود است و هيچ‌گونه نيازى به اين تلاش مصنوعى ندارد. كلام اين تصنيف از ضرابيان است و در مقايسه با ديگر تصنيف‌هايى كه در اين آلبوم با كلام او اجرا شده از سادگى و روانى بيشترى برخوردار است و در تلفيق با موسيقى سنتى كلام كم‌تر نمايان شده، مگر در دو مورد كه آشكارا سرهم‌بندى شده است: اولى «اين دل پريشان دادم به دستت» و ديگرى «براى من نمانده است جز نيمه‌جانى» اى‌كاش آهنگساز محترم فكرى به حال اين دو مصراع مى‌كرد. با پايان يافتن تصنيف، شروع آواز سه‌گانه با صداى تار نويد داده مى‌شود. تارى كه نوازنده‌ی آن خود را پيروی مكتب نوازندگى استاد «جليل شهناز» مى‌داند. اينكه چه اندازه در اين پيروى وفادار و موفق بوده فرصتى و صحبتى ديگر طلب مى‌كند. همايون، سه‌گاه را درآمد مى‌كند، با صدايى كه به‌وضوح قدرتمندتر و شفاف‌تر از صدايى است كه در تصنيف شنيديم و باز هم غزلى تابناک از سعدى بزرگ: اگر مراد تو اى دوست نامرادى ماست، مراد خويش دگر باره من نخواهم يافت
او در دو آلبوم پيش هم براى آواز خود كلام سعدى را برگزيده بود. گويا خواننده‌ی جوان ما، ارادت ويژه‌اى به شيخ بزرگ شيراز دارد و چه نيكو ارادتى.
همايون در اين آواز نشان داده است كه براى هر چه بهتر كردن صداى خود پشتكار و جديت زيادى به خرج مى‌دهد و همچنان در راه فراگيرى زير و بم‌هاى اين هنر جوينده و پوينده است. اين آواز به طور مشخصى از دو كار قبلى‌اش سنجيده‌تر و زيباتر بود. تنوع تحريرها و اجراى به‌موقع آنها، آرام و شمرده خواندن و واضح ادا كردن كلمات، درست خواندن شعر با توجه به معنى و تناسب ميان انتخاب ابيات با گوشه‌هاى مختلف دستگاه، همه و همه نشان‌دهنده‌ی ورزيده‌تر شدن شجريان جوان است. (البته همين آواز در همين دستگاه و با همين شعر جاى ديگرى هم از او شنيده بوديم.)
ناگفته نماند كه «شهرام ميرجلالى» هم به خوبى از عهده‌ی همراهى آواز برآمده است و با دادن جواب‌هايى مناسب و به‌اندازه، زيبايى آواز را دو چندان كرده است.
و بعد باز هم اجراى گروه و تصنيف «بخت سركش» با شعر حافظ. به جرئت مى‌توان گفت كه اين، قوى‌ترين تصنيف اين مجموعه است. آهنگى زيبا در تلفيق با غزلى استخوان‌دار و با صدايى گرم و گيرا. جالب توجه آنكه به جز چند بيتى از اين غزل، مطلع غزل ديگرى هم از حافظ كه با همين وزن و قافيه است در پايان تصنيف خوانده مى‌شود: «گر تيغ بارد در كوه آن ماه / گردن نهاديم الحكم لله» و مصراع «گه جام زركش گه لعل دلخواه» يک بار هم بدين صورت خوانده مى‌شود: «گه جام زركش، گه كام دلخواه».
پس از تصنيف، تكنوازى تار است. اساساً بود و نبود اين قطعه هيچ تفاوتى در كل مجموعه ايجاد نمى‌كند، چه رسد به اينكه در فهرست آلبوم وعده‌اى هم براى آن داده شود! روى «ب» با چهارمضراب مخالف آغاز مى‌شود. اينجاست كه صداى تمبک هم قدرى به گوش مى‌رسد و ساير سازها هم با استقلال بيشترى خودنمايى مى‌كنند. يكى دو بيت هم در آواز مخالف به خوبى اجرا مى‌شود. چهارمضراب به پايان مى‌رسد. خواننده در سكوت مطلق سازها گوشه‌ی مغلوب را اجرا مى‌کند:
غـلام قـامت آن لعبــت قـبـــا پـوشـم
كه از محبت رويش هزار جامه قباست
شجريان جوان در اين سكوت مطلق، مهارت خود را با چند تحرير متنوع و پياپى به نمايش مى‌گذارد و به‌خوبى از عهده‌ی اجرا برمى‌آيد. توانايى او در اجراى اين تحريرها تحسين‌برانگيز است. پس از آن فرودى با طمأنينه و پايان آواز. در ادامه‌ تصنيف نه‌چندان دلچسب «مست نگاه» است با كلام آهنگساز كه اى كاش آهنگ خود را بر روى شعر ديگرى ساخته بود و خود را وادار به گفتن چنين كلام كليشه‌اى و سستى نمى‌كرد. تصنيف صورت دست چندمى از آثار دوره‌ی قاجار است كه دلنشين‌ترين و ماندگارترين نمونه‌هاى آن را در سروده‌ها و ساخته‌هاى على‌اكبر شيدا تصنيف‌سراى مشهور آن دوره مى‌توان يافت. به‌كارگيرى اصطلاحات و واژگانى نظير «بت چين و ختن»، «حبيبم»، «صنما» و غيره بسيار از مد افتاده و نخ‌نما شده مى‌نمايد. بهتر آن بود كه شاعر اين تصنيف به جاى تلاش براى «شيداى زمان» شدن به مفاهيم امروزى‌ترى مى‌انديشيد.
آواز مثنوى مخالف از ديگر نقاط قوت اين مجموعه است. استفاده از شعر رهى هم بسيار بجا و تأثيرگذار است:
همچو موجم يک نفس آرام نيست          بس كه طوفان زا بود درياى دل
هم‌نوايى نى و كمانچه اثر دستان با صداى شجريان بزرگ را يادآورى مى‌كند. اينجا هم باز همايون نشان مى‌دهد كه مى‌تواند آينده‌ی بهترى داشته باشد. كمانچه‌ی «سينا جهان‌آبادى» شيوه‌ی نوازندگى «سعيد فرجپورى» را در آلبوم «رسواى دل» به خاطر مى‌آورد.
پايان‌بخش مجموعه هم باز تصنيفى است با حال و هواى دوره‌ی قاجار. باز هم كلام بى‌نمک ضرابيان با اصطلاحاتى همچون «شمع هر انجمن»، «مه شيرين‌زبان» و «صنم گلعذار» كه سال‌ها از تاريخ مصرفشان گذشته و اين‌ها همه در قالب يک آهنگ نشاط‌آور و طرب‌انگيز.

 

چند نکته:

یک/ نکته‌ای که گویا نویسنده‌ی نقد بالا از آن بی‌خبر بوده این است که "شوق دوست" پیش از دیگر آثار همایون شجریان اجرا و ضبط شده و جزو تمرین‌های قدیمی همایون شجریان است ولی انتشار آن حدود ۵ سال به تأخیر افتاده و در اسفند ۸۳ در دست علاقه‌مندان قرار گرفته است.
دو/ بنا به نظر نویسنده ،آواز شوق دوست، پیش‌تر در همین دستگاه (سه‌گاه) و با همین شعر توسط همایون شجریان اجرا شده است. بنده متوجه منظور دقیق نویسنده نشدم اما گمان می‌کنم ایشان ساز و آواز "نسیم سحر" را با "شوق دوست" اشتباه گرفته‌اند ؛ از آنجا که یک بیت نسبتاً مشابه در هر دو آواز وجود دارد : "اگر مراد تو ای دوست نامرادی ماست / مراد خويش دگر باره من نخواهم خواست" در شوق دوست و "و گر مراد تو اینست بی‌مرادی من / تفاوتی نکند چون مراد یار منست" شاید این تشابه نسبی در مصراع‌های اول، نویسنده را به اشتباه انداخته، شاید...
سه/ بر این باورم که نقاد نباید برداشت‌های حسی خود را در نقد دخالت دهد و تلاش کند خواننده را نیز در این احساسات شریک نماید. متأسفانه در قسمت‌هایی از نوشته‌ی بالا، نویسنده هر آنچه احساس کرده را بر زبان آورده، غافل از آنکه ممکن است آنچه به نظر او آمده، به نظر خوانندگان نیامده باشد. برای مثال، نویسنده صدای همایون در ابتدای تصنیف "دلشده" را "مردد" خوانده، در واقع صدای همایون به نظر او مردد و مضطرب آمده، پس نباید این احساس خود را تعمیم دهد و شمولی برای آن قائل باشد.
چهار/ فکر می‌کنم شما نیز با بنده موافق باشید که این نقد، نقد خوبی بود.

 

نتایج نهایی نظرسنجی شماره ۲

كداميک از قطعات آوازی آلبوم‌های همايون شجريان را بيشتر می‌پسنديد؟
ساز و آواز نسیم سحر ( 8رای، 6%)
ساز و آواز ناشکیبا ( 20رای، 17%)
آواز زهر شیرین ( 9رای، 7%)
ساز و آواز داغ دوستی ( 3رای، 2%)
ساز و آواز شوق دوست ( 22رای، 18%)
ساز و آواز دریای دل ( 7رای، 6%)
ساز و آواز نقش خیال ( 29رای، 25%)
آواز گناه عشق ( 18رای، 15%)

عنوان نظرسنجی: بهترين ساز و آواز
تاريخ شروع نظرسنجی: 1385/2/12
مجموع نظرات: 116

همان‌طور که ملاحظه می‌فرمایید، در این نظرسنجی " ساز و آواز نقش خيال " با کسب ۲۹ رأی به عنوان بهترین قطعه‌ی آوازی آثار همایون شجریان برگزیده شد. در ضمن " ساز و آواز داغ دوستی " از اقبال چندانی برخوردار نبود.

 

ز دست محبوب

آهنگساز و شاعر: غلامرضاخان رییس موزیک
دستگاه: ماهور
مدت اجرا: ۴ دقیقه و ۵ ثانیه
اجرا: محمدرضا شجریان و همایون شجریان
آلبوم: آهنگ وفا
نوازندگان (گروه آوا):
محمد فیروزی/ بربت
سعید فرجپوری/ کمانچه
بهزاد فروهری/ نی
بهروز همتی/ تار
جواد بطحائی/ سنتور
همایون شجریان/ تنبک

( ز دست محبوب ندانم چون کنم ) ( ۲ )
( وز هجر رویش دیده جیحون کنم ) ( ۲ )
( ز دست محبوب ندانم چون کنم ) ( ۲ )
( وز هجر رویش دیده جیحون کنم ) ( ۲ )

یارم چو شمع محفل است
دیدن رویــش مشکل است
سرو مــرا پـا در گــــل است
( بر خط و خالش مایل است ) ( ۲ )

یار من دلدار من کمتر تو جفا کن
( یـادی، آخــر تــو ز مــا کن )( ۲ )

رفتـم بـر آن مـاه (و) رو
بـا او نشستــم روبـــرو
گفتم سخن‌ها موبه‌مو

یار من دلدار من کمتر تو جفا کن
( یـادی، آخــر تــو ز مــا کن )( ۲ )

‌[ تکرار از اول تا آخر با ضرب تندتر ]
یـادی، آخــر تــو ز مــا کن

 مرجع : جاودانه‌ها (۲) (قسمت اول)
گردآورنده : مسعود زرگر


دانلود تصنیف قدیمی ز دست محبوب
حجم: ۱.۴۵ مگابایت

پی‌نوشت: مطالب این پست در تاریخ ۸ / شهریور / ۸۶ مورد بازبینی و اصلاح قرار گرفت./


این مطلب را به «بالاترین» بفرستید | این مطلب را به «دنباله» بفرستید | این مطلب را به «Del.icio.us» بفرستید | این مطلب را به «Digg» بفرستید | دسته: نقد و بررسی آثار | نویسنده: سهند سلطاندوست | لینک ثابت |
:: نوشته شده در چهارشنبه دهم خرداد 1385ساعت 16:30