
هفتهنامهی پربار و وزین «شهروند امروز» در شمارهی ۵۸ (۲۰ مرداد ۸۷) ضمن اختصاص عکس روی جلد نشریه به هنرمند گرامی، همایون شجریان، پروندهی مفصلی را در ۱۲ صفحه پیرامون او آماده کرده است. این پرونده با عنوان «هَزار در دستان» در هفت بخش تهیه شده که بخش آخر آن، یعنی گفتوگو با علی قمصری، آهنگساز جوان و خوشذوق موسیقی ایرانی، در این پست تقدیمتان میشود.
سایر بخشهای این پروندهی خواندنی را گفتوگو با همایون شجریان، مژگان شجریان، سعید فرجپوری، حسین بهروزینیا، یک مقاله از پژوهشگر خوشقلم، آقای سید ابوالحسن مختاباد و مطلبی پیرامون پدربزرگ همایون (حاجمهدی شجریان) تشکیل میدهد. به همهی علاقهمندان شجریانها توصیه میکنم این شمارهی شهروند را ـ تا از این دیرتر نشده ـ تهیه و مطالعه فرمایند.

شما و آقای همایون شجریان در آلبوم «نقش خیال» همکاری خوب و نوگرایانهیی داشتید که عمدتاً نظرات مثبتی هم در بر داشت. برای شروع بحث بفرمایید که همکاری شما بهعنوان یک آهنگساز بسیار جوان و تازهکار با همایون شجریان چگونه شکل گرفت؟
بعد از یک سری تجربههای کنسرت و تشکیل گروهی بهنام «سرمد»، تصمیم داشتم کارهای ارکسترال بنویسم. به موسیقی چندصدایی علاقه داشتم و میخواستم از موسیقی ردیفی هم دور نشوم. تصمیم گرفتم کارهایم را ضبط کنم. من، قطعات را در استودیوی آقای ریموند موسسیان ضبط میکردم. آقای موسسیان، طی دیداری که با آقا همایون داشتند، یکی از قطعات باکلام را برای ایشان پخش کردند. ایشان هم خوشش آمده بود از کار و سعادتی بود که آقای شجریان، این قطعات را بخوانند. ولی قضیه اینگونه نبود که من بدانم خوانندهی کار چه کسی خواهد بود.
شما فقط آهنگ را ضبط کرده بودید یا کسی هم روی آهنگ خوانده بود؟
معمولاً خودم روی تصانیف بهصورت اتود میخوانم.
کار را بهصورت اتود ضبط کرده بودید که بدهید به خوانندهیی تا گوش کند و احیاناً بهجای شما بخواند؟
نه، میخواستم کل کارها ضبط شود و بعد روی کل کار تصمیم بگیرم. طبیعتاً ریسک بزرگی بود کار با آن ارکستر بزرگ... چه از نظر هزینه، چه از نظر وقت، برای من که جوان بیستسالهیی بودم، سنگین بود. کارهای مقدماتی ضبط در استودیوی دیگری انجام شد ؛ اما برای میکس و کارهای نهایی به استودیوی آقای ریموند رفتیم. ایشان هم لطف داشتند و احساس کرده بودند که کار، قابلیت دارد و با همایون صحبت کردند.
چه مراحلی طی شد تا آلبوم «نقش خیال» متولد شود؟
خیلی راحت. با شنیدن همان یک تصنیف، ایشان ابراز تمایل کردند که این کار انجام شود. از اول قرار بود که بیشتر از یکی، دو تصنیف در آلبوم نباشد و بعد نشستیم و صحبت کردیم. قرار شد که چند تصنیف دیگر هم کار کنم و ایشان هم یک ملودی آوازی دادند که برای ارکستر تنظیم کردم. یک ساز و آواز داشتیم، چند کار بیکلام و چهار تصنیف و یک کار آوازی با تنظیم ارکسترال.
همایون شجریان پیش از همکاری با شما با آقای ضرابیان که جزو باسابقههای جامعهی موسیقی هستند، همکاری کرده بود. از طرفی، شما هم خیلی جوان بودید و تجربهی انتشار آلبومی را نداشتید. ارتباطتان در حین کار چگونه بود؟ نظرات چگونه اعمال میشد؟
آقای همایون در بخشهای آوازی و ساز و آواز ایدههای زیادی دادند. در بخش سازی، نود درصد قطعات بیکلام ضبط شده بود. خیلی راحت با هم صحبت میکردیم. از ایدههای هم استفاده میکردیم. اساساً خیلی راحت بودیم با هم.
اشعار آوازها و تصنیفها از قبل انتخاب شده بود یا حین مشورتها انتخاب شد؟
شعر آوازها انتخاب آقای شجریان بود و شعر تصنیفها را از قبل، من انتخاب کرده بودم.
وقتی از همایون صحبت میشود، همه به یاد استاد شجریان میافتند. شباهت صدایشان و اینکه سالها با هم همخوانی و همکاری داشتند. مرتبهی رفیع آقای شجریان هم که امر واضحی است. در این شرایط شما با همایون همکاری کردید که از نوجوانی در کنار بزرگان موسیقی کشور نظیر آقای مشکاتیان و علیزاده و دیگران برنامه اجرا کرده بودند. موقعیت فوقالعادهیی است که آهنگساز جوانی مثل شما با ایشان همکاری کند. این موقعیت، استرس و مشکلی را برای شما ایجاد نمیکرد؟
نه، من استرسی نداشتم. به این دلیل که از اول راهنمایی موسیقی را شروع کردم و خیلی هم پرکار بودم. شبانهروزم به موسیقی میگذرد. خیلی از دوستان هم هستند که سنشان بالاتر است ؛ اما وقت زیادی را برای موسیقی نمیگذارند. بنابراین تجربه، صرفاً به سن موبوط نیست. کل زندگی من موسیقی است و جایی برای استرس وجود ندارد. بهعقیدهی خودم سن من نقطهی ضعفم نیست.
انتشار آلبوم، بازتابهای مثبتی داشت. نگاهها و صحبتها از نظر خود شما بعد از انتشار آلبوم چگونه بود؟
نگاهها اکثراً مثبت بود. البته، جامعهی موسیقایی پرحاشیهیی داریم و غرضورزی هم وجود دارد. انتقادهایی هم مطرح شد که من سعی کردم از آنها استفاده کنم.
چه انتقادهایی بود؟
البته بماند که خیلی از انتقادها مغرضانه بود. هشتاد درصد برخوردها مثبت بود. کار، کار حرفهای شد. در کنار مخاطب عام، مورد توجه مخاطبان خاص هم قرار گرفت.
انتقادها چه بودند؟ آنهایی که احساس کردید به کارتان میآیند؟
نمیگویم که من در آن سن کامل بودم. الآن تفکراتم عوض شده. شاید برای این سن من، آن کار ایدهآل نباشد. الآن بیشتر دوست دارم سازبندی و ارکستراسیون کارم ایرانیتر باشد و هارمونی و اصول آهنگسازی را از دل موسیقی خودمان بیرون بکشم. آن موقع از موسیقی غرب هم کمک گرفتم. البته آن کار اشکال نداشت؛ ولی الآن دوست دارم کار ایرانیتر باشد.
چرا اینطوری است که وقتی هنرمندی، احساس میکند وارد مرحلهی حرفهای شده، مجبور میشود که دیدگاههای صلب جامعهی متعصب موسیقی را بیشتر در نظر بگیرد و از تجربه کردن فضاهای جدید دور میشود؟
نمیشود گفت. نمیگویم کارم اشتباه بوده. میتوان گفت هر کس روند صعودی و تکامل را طی میکند.
یعنی بهنظر شما روند تکامل این است که سرک کشیدن و تجربهکردنها را کنار بگذارید. آیا آن کارها را بیشتر جوانی میدانید؟
نه نه، من سیر کاریام اینگونه بوده که ابتدا کاملاً موسیقی سنتی کار میکردم. بعد رفتم سراغ موسیقی غرب و بهخاطر اینکه بیشتر آشنا شوم، سراغ گیتار فلامنکو و کلاسیک رفتم. هارمونی کلاسیک و هارمونی و کنترپوآن را دنبال کردم. برای اینکه اگر در مرحلهای این ادعا را مطرح کردم که موسیقی غرب نباید وارد موسیقی ایرانی شود، بتوانم از این ادعا دفاع کنم. ولی بعداً با آن پیشدرآمدها سعی کردم راه جدیدی را انتخاب کنیم. نه اینکه علمگریز باشیم ولی از علوم مختلف در موسیقی سنتی و در جهت تکامل خود موسیقی استفاده کنیم. نه اینکه به موسیقی سنتی بهعنوان یک ابزار نگاه کنیم که علم موسیقی غرب را تعریف کند. الآن به این فکر میکنم که اگر قرار است کاری مشترک میان موسیقی ایران و غرب باشد، این کار گفتوگوست و نه تأثیرپذیری.
در موسیقی تلفیقی هم همینطور است. باید هر دو طرف از هر دو موسیقی مطلع باشند. در واقع موسیقی تلفیقی میتواند نتیجه باشد تا شروع یک داستان.

عکس اختصاصی وبلاگ همایون شجریان
علی قمصری بههمراه علیرضا شاهمحمدی (آواز)، آرش کامور (کمانچه) و مسعود نادری (تمبک) در فستیوال موسیقی [اسپانیا]
در قطعهای از آلبوم «نقش خیال» که گیتار فلامنکو را وارد قطعه کردید، در همین امتداد انجام شد؟
بله. ترکیب موسیقی ایرانی و فلامنکو را تجربه کردیم. این کار را کردم؛ چون موسیقی فلامنکو را کاملاً میشناسم. موسیقی ایرانی را هم میشناسم. آن موقع اطلاعی راجع به موسیقی یونانی نداشتم و نمیتوانستم موسیقی ایران و یونان را تلفیق کنم. اغلب تجربههای تلفیقی در ایران سطحی است.
شما گفتید که به موسیقی تلفیقی علاقهمندید؛ از سویی گفته بودید که دوست دارید سیرتان در جهت موسیقی ایرانی باشد. این دو موضوع با هم تداخل ندارند؟
نمیشود گفت. تداخل آن طرف، گفتوگوست و اینسو، اگر بخواهم موسیقی ایرانی کار کنم. به این فرم رایج و دستوپاگیر اعتقاد ندارم. باید با استفاده از قابلیتهای موسیقی ایرانی، چیزهای جدیدی را بیرون بکشیم. مثلاً سازبندیمان را گسترده کنیم. ضمن اینکه باید اصول هارمونی ایرانی داشته باشیم. ما الآن ملودیهای صددرصد ایرانی با روح لطیف داریم و میخواهیم اصول هارمونی غربی را روی آنها پیاده کنیم؛ کاری که اغلب آهنگسازان ایرانی انجام میدهند. نباید اینطور باشد که ۱۶ نوازنده کنار هم بنشینند و همه یک ملودی بزنند. یک نوازندهی خارجی آمده بود ایران و میگفت عجیب است! چرا همهی نوازندهها فقط یک ملودی میزنند؟!
من احساس میکردم در کارهایتان از آقای علیزاده تأثیر گرفتهاید...
طبیعتاً وقتی جوانها تعلیم میبینند، معیارها و منابعی که استفاده میکنند از اساتید خودشان و بزرگان موسیقی آن را خلق کردهاند. اینجوری نیست که تأثیر فقط از آقای علیزاده باشد. تأثیرات معمولاً ناخودآگاه است و طبیعتاً این تأثیرپذیریها اجتنابناپذیر است.
خود آقای علیزاده هم خیلی از حال و هوای ساز زدن علیاکبرخان شهنازی تأثیر گرفتهاند که اصلاً هم اشکالی ندارد. مهم این است که آقای علیزاده، زبان خودشان را پیدا کردهاند.
خب برگردیم سراغ «نقش خیال». خیلیها به ظهور یک آهنگساز جدید و خوب امیدوار شدند. چون بهقول آقای همایون ما نوازندهی بسیار خوب زیاد دارم ؛ اما آهنگساز خوب بسیار کم. این بحث پیش آمد که آلبوم دوم شما و آقا همایون هم در دست انتشار است. اما الآن چند سالی میگذرد اتفاقی نیفتاده. از خود شما هم خبری نشد.
من در این دوره در حال خودسازی بودم. البته کنسرتهای خارج کشور زیادی هم داشتم. دوست داشتم قدم بعدی، قدم بزرگی باشد. دوست ندارم مجانی حرکت کنم. آلبومی با آقای همایون آماده کردیم اما بهدلیل ترافیک کاری آقای شجریان و شرکت دلآواز، تأخیر پیدا کرد. شرکتشان هر سه یا چهار ماه باید یک آلبوم منتشر کند و انتشار آلبوم مشترک عقب افتاد. یکسری سیاستهای کاری باعث شد تا همکاریشان با گروه دستان انجام شود.
ضمن اینکه قرار است آلبوم مشترک همایون و دستان هم بهزودی منتشر شود.
بله. همزمان با کنسرتشان آلبوم به بازار میآید. به احتمال قوی، آلبوم ما که نامش «آب، نان، آواز» خواهد بود تا ۶ ماه دیگر منتشر میشود.
فضای آلبوم جدید در امتداد آلبوم قبلی است یا بیشتر به حال و هوای موسیقی ایرانی نزدیک شدهاید؟
کلاً سازبندی ایرانی است؛ اما یک سازبندی جدید یک ارکستر بزرگ زهی ایرانی را تشکیل دادیم؛ ارکستری که تشکیل میشود از کمانچه یک و دو، کمانچه آلتو، کمانچه باس. این ارکستر حجم صدای بالایی دارد. یک طرف کار، ارکسترال است که کارها تنظیم شدهاند. یکطرف کار هم کمتعداد هستیم: یک تار، عود، کمانچه و آواز همراه با یک ساز کوبهای که با این چند ساز، فضاسازی چندصدایی انجام دادهایم.
کار آماده است؟
کار ضبط شده. فقط بخشهایی از ووکال مانده که بهزودی ضبط میشود.
نظر استاد شجریان دربارهی کار قبلی یا بعدی شما چه بود؟
دورادور از نظراتشان استفاده کردم تا جایی که میدانم، نظرشان مثبت بوده و باواسطه یا بیواسطه ارتباطاتی داشتهایم.
شفافتر بگویید لطفاً. نظر ویِژهای دربارهی قطعات دادهاند یا دربارهی مسیر حرکتتان؟
آنطوری که آقای همایون میگویند بهعنوان یک تجربه نظرشان خیلی مساعد بوده و انتقاد خاصی نشنیدم.
دربارهی قطعهی گیتار چطور؟
آن قطعهی ویژه را ایشان یکی از نقاط مثبت کار میدانستند. کاری که انجام شده بود، در محتوای موسیقیها بود. اینگونه نبود که ما صرفاً گیتار آورده باشیم تا چهار تا آکورد بزند!
در این مدت از سوی سایر خوانندهها پیشنهادی داشتهاید؟
کار زیاد کردهام. با چند تن از خوانندهها کار کردهام. ماه بعد، کنسرتی داریم که خوانندهی اثر، آقای علیرضا قربانی هستند و کارهای دیگری هم هست که بهزودی منتشر میشوند.
با دو خواننده از نسل جدید همکاری کردهاید. تفاوت کار با آقای همایون و آقای قربانی چگونه بوده؟
من با خوانندههایی هم کار کردهام که کار برایم دلپذیر نبوده. اکثر خوانندههای ایرانی، ضعف ریتمیک زیادی دارند. ناخواسته ریتم کارهای من هم مشکل است. آقای همایون، واقعاً یکی از بزرگترین خوانندهها در ریتمشناسی در ایران هستند.
بهویژه اینکه ساز کوبهای میزنند...
بله. تکنیک صدایشان بسیار خوب است و از لحاظ اخلاقی هم فوقالعادهاند؛ خیلی بیشیلهپیله. مثل دو دوست با هم همکاری کردیم. آقای قربانی هم فوقالعاده توانا هستند و صدای گرمی دارند.
قبلاً فکر میکردم تبحرشان بیشتر در تصنیفخوانی است، اما الآن که کار میکنم، از آوازهایشان بسیار لذت میبرم. موسیقی را هم خیلی خوب میشناسند. کار با این دو دوست، بسیار لذتبخش بوده است.

پینوشت: جهت مطالعهی گفتوگوی همین مجله با مژگان شجریان، اینجــا را ببینید.




















::





