شب نخست
» خبرگزاری فارس: كنسرت جديد «شجريان» با گروه «شهناز» از جمله كنسرتهايی بود كه در روز اول، بازار سياه بليت را به اوج رسانده بود ؛ چرا كه بسياری از مردم كه از طريق اينترنت اقدام به تهيهی بليت كرده بودند علیرغم پرداخت هزينه، نتوانسته بودند بليت خود را دريافت كنند! اين مسئله با فروش غيرقانونی بهروش بازار سياه تا حدودی حل شد و اين افراد با در دستداشتن بليتهای ١۵٠ و بعضاً ۶۵ هزار تومانی به تالار بزرگ كشور راه يافتند تا شاهد هنرنمايی استاد آواز ايران با گروه جديدش باشند ؛ اما مدت طولانییی را بر روی صندلیهای تالار گذراندند تا استاد وارد صحنه شود. دليل اين امر هم چيزی نبود جز قطع برق آسانسور تالار وزارت كشور!
يكی از حاضرانِ مطلع در سالن كه خود را از عوامل اجرايی كنسرت معرفی كرد، در این زمينه گفت: «تأخير استاد شجريان برای ورود به سالن، به اين دليل بود كه ايشان پس از سوار شدن آسانسور با قطع برق مواجه شد و تلاش مسئولان برای راهاندازی مجدد آسانسور مدتی بهطول انجاميد.»
هر چند به نقل از يكی از بينندگان اين كنسرت، استاد شجريان روی صحنه اعلام كرد كه نوازندگان گروهش در آسانسور محبوس شده بودند و همين، عامل تأخير در آغاز شب نخست كنسرت است.
در هر صورت شب نخست كنسرت شجريان با يک ساعت تأخير شروع شده، اما صدابرداری و نامناسب بودن سيستم صوتی و حتی فيلمبرداری و عكسبرداری مخاطبان، ناراحتی شجريان را بر انگيخته و باعث شد وی تذكراتی را، هم به صدابردار و هم به حضار دهد.
اين كنسرت از زمان اعلامشده تا پايانش، حدود ٤ ساعت بهطول انجاميد كه در واقع جزو طولانیترين كنسرتهای استاد مسلم آواز ايران بوده است. اين كنسرت، قبل از شروع نيز حاشیههايی داشته است كه از آن جمله عدم دعوت از خبرنگاران و نيز عدم فروش بليت به مراكزی چون معاونت هنری ارشاد و نهادهای مرتبط با موسيقیست كه در اين راستا تصور همگان بر اين بود كه «خانه موسيقی» شايد تنها نهادی باشد كه توانسته برای اعضايش بليت خريداری كند ؛ چرا كه شجريان خود رئيس شورای عالی خانه موسيقی است. اما گويا اين نهاد نيز علیرغم اينكه سال گذشته در برگزاری كنسرت شجريان مشاركت داشته، از اين مسئله مستثنی نبوده و نتوانسته برای اعضايش بليت خريداری كند بهطوریكه در اطلاعيهای كه اين خانه در سايت خود منتشر كرده، آورده است: خانه موسيقی هيچ سهميهای از بليتهای كنسرت گروه شهناز بهخوانندگی شجريان برای توزيع بين اعضای خانه ندارد. در واقع هيچ بليتی برای عرضه به اعضای خانه در اختيار اين نهاد قرار نگرفته است.
تحشیه ١: اصل خبر را که از خبرگزاری فارس بخوانید، سرگیجه میگیرد. آنقدر غلط انشایی و نگارشی و تایپی موجود است که نمیفهمید چی به چی میشود. گویا خبرنگار محترم نمیداند واژهی «حواشی» خود جمع است و نیازی به افزودن حرف «ها» به انتهای آن نیست یا شاید هم خواسته پدیدهی جدیدی بهنام «جمع مضاعف» را وارد دایرهی دستور زبان شیرین فارسی کند؛ که در هر صورت دستشان درد نکند.
تحشیه ٢: در کنار این خبر، عکسی از بلیت کنسرت نقش بسته که دست بر قضا، نام این حقیر هم روی آن نوشته شده است. راستش چه بگویم؟... برای خودم هم جالب بود.

شب دوم
» خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا): سرانجام پس از گردش تور دور دنيا، حاشيهها، سرگردانی مشتاقان و فروش دوساعتهی تمام بليتها، بليتهای يکصد و پنجاه هزار تومانی، حذف همهجانبهی خبرنگارها و...، صدای استاد آواز ايران بلند شد.
پارازیت: چنان نوشتهاند «گردش تور دور دنیا» که هر که نداند خیال میکند استاد شجریان توریستی، باستانشناسی، جهانگردی، چیزی است. آخر مؤمن! یعنی چه؟! میخواهی ثابت کنی خوشمزهای؟ دلآواز هر نقصی که داشت به کنار؛ ولی بهنظرم بهترین و سنجیدهترین حرکتش همین بود که کلاً به خبرنگارها بلیتی اختصاص نداد! آخر شما بیایی راستراست، مفت و مجانی، بدون تحمل مصائب شیرینی که از آن به «سرگردانی مشتاقان» یاد کردهای، کنسرت را ببینی که چه شود؟! که بعد بیایی و با بهکار بردن لفظ «فروش دوساعتهی تمام بلیتها» گوشه و کنایه بزنی که ما هم آره؟ که بگویی ما خیلی باهوشیم و میدانیم دلآوازیها یکجوری بلیتها را سربهنیست و بهقول معروف هاپولی هاپو کردهاند؟ من که از حذف همهجانبهتان جداً لذت بردم. (با وجود اینکه خودم هم رسماً خبرنگارم!)
محمدرضا شجريان با گروه «شهناز» در تالار بزرگ کشور در حالی همراه شد كه اين برنامه که طبق اعلام برگزارکنندگان، بهخاطر آنچه كه «مستقرنشدن بهموقع حاضران، گيرافتادن تعدادی از عوامل در آسانسور تالار و طولانیبودن صف سرويسها» اعلام شد، با تأخير يکساعته، در نخستين شب ساعت ٢١ آغاز و در شب دوم اجرا هم بدون عنوان شدن اين عوامل حوالی ساعت ٢٠:٣٠ آغاز شد. محمدرضا شفيعی كدكنی و هوشنگ ابتهاج از جمله ميهمانهای ويژهی شجريان بهشمار میرفتند. برخی از مسئولان و معاونان وزارت كشور نيز در اين كنسرت حاضر بودند.
گروه با همان لباسهای رنگی اجرای سالهای گذشته در تهران و اصفهان به صحنه آمدند. تنظيم صدا مشكلاتی را در اجرا به تكرار (منظور حضرت خبرنگار، «به کرات» است) بهوجود میآورد. تا جايیكه باعث عصبانيت محمدرضا شجريان شد.
پارازیت: آخر پارسال کجا پانزده نفر روی سن بودند که میگویید گروه همان لباسهای پارسال را پوشیده بود؟! نکند شجریان و گروهش تا هر زمان لباسهای رنگی بپوشند، همان لباسهای پارسال بوده است؟ آخر عزیز برادر! هر گردی که گردو نمیباشد که!
بخش نخست اجرا «رندان مست» بود در دستگاه «همايون» و پيشدرآمدی از ساختههای مجيد درخشانی آغاز شد.
پس از نخستين قطعه، شجريان در حالیكه از ميزان زياد دوربينهای موبايلی (!) كه در دستان حاضران به هوا بلند شده بود، بهخشم آمده بود، به حاضران تأكيد میكرد در صورت ادامهی عكاسی و فيلمبرداری اجرا را ادامه نمیدهد. اين اعتراض در طول اجرا و شب دوم هم ادامه داشت تا جايیكه وی حتا مورد به مورد تذكر میداد. اين در حالی است كه سالهاست هيچ عكاس خبری اجازهی عكاسی از كنسرتهای ايران محمدرضا شجريان را ندارد.
پارازیت: ما ایرانیها در خونمان است که تا مورد به مورد تذکر ندهند، با انگشت نشانمان ندهند و یکخرده خجالت نکشیم، به خودمان نمیآییم.
پارازیت پریم: ... و در این لحظه جایزهی نوبل ادبیات بهپاس نوآوری شگفتانگیز در کاربرد واژگان فارسی اعطاء میشود به خبرنگار ایسنا بهخاطر ترکیب حکیمانهی «میزان زیاد دوربینهای موبایل» به به ... به به
در ادامهی اجرا، گروه قطعهی «زنگ شتر» را اجرا كردند و بعد از آن قطعهی ساز و آوازی با غزل حافظ؛ «چشم ياری» را شجريان خودش ساخته بود، با غزلی از حافظ شيراز:
ما ز ياران چشم ياری داشتيم
خود غلط بود آنچه میپنداشتيم
تا درخت دوستی كی بر دهد
حاليا رفتيم و تخمی كاشتيم
نور چشم و آب روی خويش را
ديده از خاک رهت انباشتيم
گفتوگو آيين درويشان نبود
ورنه با تو ماجراها داشتيم
شيوهی چشمت فريب جنگ داشت
ما غلط كرديم و صلح انگاشتيم
كوی عشقت سر فلک خواهم زدن
چون ملک اينک علم افراشتيم
گفت خود دادی به ما دل حافظا
ما محصّل بر كسی نگماشتيم
مجيد درخشانی اما تنظيم اين آهنگ را بر عهده داشت. تصنيف بعدی هم «باد صبا» بود. باز هم با تنظيم مجيد درخشانی. كنسرت در بخش نخست با همخوانی گروه، آواز شوشتری، چهارمضراب «بيداد» و «رندان مست» بهپايان رسيد.
پس از تنفسی طولانی كه به حدود ۴۵ دقيقه میرسيد، اجرا در بخش دوم، با «مرغ خوشخوان» در دستگاه شور همراه شد. قطعات اين بخش را محمدرضا شجريان با تنظيم مجيد درخشانی و شعرهايی از حافظ شيراز و مولانا ساخته بود.
امسال اما تقاضای اجرای تصنيف «مرغ سحر» از سوی حاضران در دو شب نخست كنسرت جواب داد. تالار يکپارچه خواند:
مرغ سحر ناله سر كن
داغ مرا تازهتر كن
زآه شرربار اين قفس را
بر شكن و زير و زبر كن
بلبل پربسته ز كنج قفس درآ
نغمهی آزادی نوع بشر سرا
وز نفسی عرصهی اين خاک توده را
پر شرر كن؛ پر شرر كن
ظلم ظالم، جور صياد
آشيانم، داده بر باد
ای خدا ای فلک ای طبيعت
شام تاريک ما را سحر كن
نوبهار است... گل بهبار است
اشک چشمم ژالهبار است
اين قفس چون دلم تنگ و تار است
شعله فكن در قفس ای آه آتشين
دست طبيعت گل عمر مرا مچين
جانب عاشق نگه ای تازه گل از اين
بيشتر كن... بيشتر كن... بيشتر كن
مرغ عاشق شرح حجران... مختصر... مختصر كن (!)
پارازیت: لطفاً گیرندههای خود را دستکاری نکنید، این پارهی آخر را خود ایسنا اینجور نوشته... به این ترتیب که مرغ «بیدل»، مرغ «عاشق» شده و در ضمن یک گاف املایی هم صادر شده است. آخر خبرنگاری که «هجران» را با "ح" مینویسد، بلیت بهاش بدهند، برود کنسرت که چه؟!
ساعت از ٢٤ گذشت كه مردم «مرغ سحر» خوانان با دوربينهای روشن موبايلهاشان تالار را ترک كردند.
كسانیکه در خريد دوساعتهی بليتها از طريق اينترنت موفق نشده بودند، طی برگزاری دو شب گذشتهی اجرا، از حدود ساعت ١۷ مقابل تالار بزرگ كشور حاضر شده بودند و پيش از ايشان دلالهای بازار سياه در محل ورودی سالن حضور داشتند؛ بليتها دستكم به سه تا چهار برابر قيمت خريد و فروش میشد. قيمت برخی از رديف بليتها تا يکصد و پنجاه هزار تومان و بيشتر هم میرسيد. دو شب گذشته بليت روزهای ديگر کنسرت نيز با همين قيمتها در حال خريد و فروش بودند.
پارازیت: جان من جملهبندی را نگاه کنید: «بليت روزهای ديگر کنسرت نيز با همين قيمتها در حال خريد و فروش بودند»... در اینجا، این خبرنگار فرزانه، صنعت ادبی «تشخیص» را با استادی تمام بهکار برده است!
گفته میشود عوايد حاصل از اين اجرا به ساخت (!) مقبرهی شمس تبريز در شهر خوی اختصاص میيابد.
پارازیت: «ساخت» نه برادر! شونصد سال پیش ساخته شده است. قرار است اگر شما اجازه بفرمایید، تعمیرش کنند!
تحشیه ١: مراجعه شود به تحشیه ١ مربوط به خبرگزاری فارس!!
تحشیه ٢: کلاً خبرگزاری ایسنا چندیست که علاقه دارد ساز مخالف بزند. پارسال هم با انتخاب تیترهایی نظیر «رزرو نداریم ؛ عکاسی ممنوع» یا «تکرار سرو چمان» و... ناسازگاری خود را نشان داد.