تبليغاتX
همایون شجریان

عکس: خبرگزاری مهر

تا قبل از این‌ها شهرت مژگان شجریان محدود می‌شد به اسمی که پشت جلد آلبوم‌های شجریان به‌عنوان طراح گرافیست آلبوم می‌خورد. اما از وقتی که گروه «شهناز» تشکیل شد، این شهرت رنگ و بویی دیگر به خود گرفت. حالا دیگر مژگان شجریان جای ثابتش شده صندلی کناردستی استاد در تمام اجراهایش. برای همین خیلی زود تبدیل شد به یکی از چهره‌های محبوب طرفداران شجریان. البته هنر مژگان شجریان به همین‌جا ختم نمی‌شود؛ او لیسانس موسیقی و نقاشی دارد و کارشناسی ارشدش را هم در رشته‌ی گرافیک گرفته. اما با همه‌ی این اوصاف این چند سال تمایل نداشته خیلی خودش را به‌عنوان یک شجریان مطرح کند.

شما به هر درجه از موفقیت و شهرت هم که دست پیدا کنید، ولی در آخر باز هم شما را با نام فامیلی شجریان می‌شناسند. فکر می‌کنید اینکه دختر استاد شجریان باشید همیشه برایتان یک امتیاز محسوب می‌شود یا اینکه گاهی اوقات استقلال هنری‌تان را تحت‌تأثیر قرار می‌دهد؟

خب، مردم همیشه از یک «شجریان» انتظار بهترین‌ها را دارند. انتظار دارند همیشه کارهایی که یک شجریان انجام می‌دهد در حد صد باشد و من خودم را در این حد نمی‌بینم. برای همین هم برایم خیلی سخت است که به من بگویند «مژگان شجریان». چون واقعاً در حدی نیستم که بخواهم خودم را پدر یا همایون مقایسه کنم. روی همین حساب دوست دارم مردم من را به‌عنوان فردی که به موسیقی علاقه دارد و از بچگی در این فضا بزرگ شده و حالا مشغول فعالیت حرفه‌ای شده نگاه کنند؛ ولی هنوز هم خودم را در آن حد نمی‌بینم که بخواهند مرا با پدر یا همایون مقایسه کنند.

پس از اینکه همیشه شما را در کنار پدرتان و به‌عنوان دختر شجریان می‌شناسند هیچ‌وقت ناراحت نمی‌شوید؟

نه، از این بابت بسیار هم افتخار می‌کنم و برایم هم مهم نیست که شخصیت هنری‌ام تحت‌تأثیر نام و شهرت خانوادگی قرار بگیرد؛ اما از طرفی خیلی دوست ندارم فعالیت هنری‌ام با شهرت شجریان باشد، به‌خاطر اینکه واقعاً من در سطح پدر و همایون نیستم. برای همین هم در این همه سال کمتر تمایل داشته‌ام که در کارهای موسیقی در کنار پدر کار کنم و بیشتر موسیقی را به‌عنوان یک علاقه‌مندی دنبال می‌کردم.

همایون شجریان هم زمانی‌که می‌خواست از پدر جدا شود و اجرای مستقل داشته باشد، بر این نکته تأکید می‌کرد که به کار کردن با پدر بیش از هر چیز دیگری علاقه‌مند است؛ ولی بالاخره در یک جایی باید برای نشان دادن استعداد و توانایی‌های خودش از پدر مستقل می‌شد. شما هم مثل همایون فکر می‌کنید و قصد دارید در آینده مستقل کار کنید؟

نه، خیلی به استقلال فکر نمی‌کنم؛ چیزهای زیادی هست که باید در کنار پدر یاد بگیرم و هنوز زمان خوبی برای مستقل شدن نیست. فکر می‌کنم حد کمال کارهای من در حال حاضر در کنار پدر خواهد بود؛ برای همین چندان علاقه‌ای به استقلال ندارم.

قبل از اینکه گروه شهناز تشکیل شود، همه شما را بیشتر به‌عنوان طراح جلد آلبوم‌های پدر می‌شناختند. ظاهراً کار نقاشی هم انجام می‌دهید، حالا هم که نوازندگی. این چندوجهی‌بودن را هم از پدرتان به ارث برده‌اید؟

[خنده] بله، خب بعضی خصلت‌ها و توانایی‌ها ارثی به آدم‌ها می‌رسند. ممکن است این هم جزو آنها باشد. البته من خودم اعتقاد دارم چندوجهی‌بودن در هنر چندان معنی ندارد. مهم، آن دید و فکر هنری است که اگر کسی داشته باشد می‌تواند آن را در قالب‌های مختلف ارائه دهد. البته این مخصوص شجریان‌ها نیست. بیشتر هنرمندها همین‌گونه هستند و معمولاً چند رشته‌ی مختلف هنری را به‌صورت حرفه‌ای ادامه می‌دهند. به‌نظرم هنر وسیله‌ای است که هنرمند روحش را با آن ارضا می‌کند، حالا به هر شکلی که باشد فرق نمی‌کند. البته من موسیقی و گرافیک را به‌صورت آکادمیک و حرفه‌ای خوانده‌ام و در طول این سال‌ها که کار گرافیک می‌کردم و فعالیت موسیقی‌ام کمتر بود واقعاً فکر می‌کردم بخشی از وجودم را بی‌استفاده گذاشته‌ام. الآن هم که فعالیتم بیشتر روی موسیقی متمرکز شده همین حس را دارم و فکر می‌کنم باید کمی بیشتر برای نقاشی و کار گرافیک وقت بگذارم.

درست است که می‌گویند شما جای همایون را در گروه پر کرده‌اید؟

[خنده] نه، درست نیست. جای همایون همیشه در کنار پدر خالی است و من هیچ‌وقت نمی‌توانم جای او را پر کنم؛ ولی چه بهتر می‌شد که همایون هم در گروه حضور داشت و آن وقت گروه کامل‌تری داشتیم. اما همان‌طور که پدر گفتند بهتر است همایون مستقل باشد؛ این‌طوری فرصت بیشتری برای پیشرفت دارد، به‌علاوه اگر به‌عنوان یک خواننده مطرح شود، خیلی بهتر از یک نوازنده است.

ولی انگار رسم شده یک شجریانِ دومی هم همیشه در کنار استاد حضور داشته باشد؟

خب، از همان زمان که همایون در کنار پدر کار می‌کرد، انگار دیگر همه انتظار داشتند این روند ادامه پیدا کند. اما حقیقت این‌طور نبود و هم پدر کارهای مستقل زیادی داشتند که باید انجام می‌دادند و هم همایون. آمدن من هم درخواست خودم بود و واقعاً نبودن من هم تأثیر بزرگی در گروه نداشت.

نظرتان درباره‌ی گروه شهناز چیست؟ فکر می‌کنید عملکردش در این دو سال خوب بوده؟

بالاخره پدر با استادان زیادی کار کرده‌اند و مردم هم این کارها را خیلی دوست دارند و به‌نظرم هنوز زمان هست برای اینکه این اتفاق‌ها دوباره بیفتد؛ اما خیلی‌ها هم انتظار داشتند پدر با یک گروه بزرگ‌تر کار کنند که تعداد بیشتری از سازهای ایرانی در آن باشد. پدر هم واقعاً با همین دید به سراغ تشکیل گروه شهناز رفتند و ملاک‌هایشان در انتخاب جوان‌ها این بود که در این زمینه تخصصی کار کرده باشند. البته جوان‌های دیگری هم هستند که از نظر توانایی چیزی کمتر از اعضای این گروه ندارند؛ اما عملاً یک گروه با تعداد محدودی تشکیل می‌شود و نمی‌شد از تمام آنها در گروه استفاده کرد. ولی فکر می‌کنم تا به حال گروه خیلی خوب کار کرده و بهتر شدن را هر روز می‌شود در آن احساس کرد.

شاید این گروه با هر خواننده‌ی دیگری کار می‌کردند، سطح توقعات این‌قدر بالا نبود. فکر می‌کنید گروه توقعات مردم را به‌عنوان گروه استاد شجریان برآورده می‌کند؟

ببینید نباید این گروه را با استادهایی مثل مشکاتیان و علیزاده مقایسه کرد. هر چند که آنها هم زمانی جوان بوده‌اند و با تمرین و پشتکار به این‌جا رسیده‌اند؛ اما آن چیزی که در یک گروه موسیقی مهم است همدلی و همراهی همه‌ی اعضای گروه با همدیگر است؛ به‌علاوه اینکه همه باید از نظر حرفه‌ای در یک سطح قرار داشته باشند. فکر می‌کنم آن همدلی خیلی قوی بین اعضای گروه وجود دارد و این را می‌شود در تمرین‌ها و اجراها کاملاً احساس کرد. پدر هم بارها گفته‌اند که تمام اعضای گروه مثل بچه‌های من می‌مانند. همه‌ی این‌ها نشان می‌دهند آن فضای همدلی وجود دارد؛ اما از نظر فنی، گروه باید ارتقا پیدا کند که این هم دارد اتفاق می‌افتد و هر روز بهتر از قبل کار می‌کند.

فکر می‌کنید در انتخاب شما به‌عنوان یکی از اعضای گروه شهناز چقدر پارتی‌بازی شده!؟

حقیقتش این است که هیچی! چون اصلاً این پیشنهاد از طرف پدر نبوده که بخواهد پارتی‌بازی در آن باشد. من چند جلسه در تمرین‌های گروه شهناز شرکت کردم و زمانی‌که قرار بر انتخاب نوازنده‌ها شد، آقای درخشانی به پدر گفتند که مژگان خیلی خوب این تمرینات را انجام داده و می‌تواند از اعضای گروه باشد. پدر هم با نظر مثبت آقای درخشانی پذیرفتند که من هم در گروه حضور داشته باشم. روی همین حساب که حرف و حدیثی پیش نیاید که آقای شجریان پارتی‌بازی کرده و دخترش را آورده در گروه، پدر هیچ‌وقت پیشنهاد ندادند و گفتند که بگذارند خودم به روال طبیعی انتخاب شوم.

منبع: هفته‌نامه‌ی «همشهری جوان»، شماره‌ی ۲۴۲، ۲۸ آذر ۱۳۸۸

گفت‌وگو از: علی‌اصغر رضوی

تایپ و بازنشر: وبلاگ دوست‌داران همایون شجریان

توضیح: این مصاحبه با تیتر دیگری در مجله منتشر شده؛ اما از آنجا که تیتر انتخابی همشهری جوان، به تیتر برخی نشریات زرد تنه می‌زند، عنوان دیگری را برای آن برگزیده‌ایم.

دسته: گفت‌وگو | نویسنده: سهند سلطاندوست | کد مطلب: 252-4 | لینک ثابت | |

عکس: حمید آشوب/ خبرگزاری ایلنا

استاد محمدرضا شجریان جمعه‌شب گذشته در جریان برگزاری مراسم بهره‌برداری از موزه‌ی موسیقی ایران ضمن شرح انگیزه‌ی خود در خصوص ساخت سازهای ابداعی، با تجلیل از استاد ابراهیم قنبری‌مهر گفت: «امروز نمی‌دانم بگویم چه جسارتی است که سازهای من در کنار سازهای استاد قنبری‌مهر قرار می‌گیرد. اعتقاد دارم این کار مانند ترقه در کردن نزد توپچی است و لازم می‌دانم تا همین جا عذرخواهی کنم و دست استاد قنبری‌مهر را ببوسم.»

استاد آواز ایران این‌چنین ادامه می‌دهد: «بد نیست موضوعی را در مورد منش و بزرگواری استاد ابراهیم قنبری‌مهر خدمت شما عزیزان عرض کنم. من افتخار این را داشتم که مدتی را در خدمت ایشان شاگردی کنم و استاد، چراغی را به‌واسطه‌ی بزرگواری‌شان در دل من روشن کردند تا توشه‌ی راهم باشد. اما ماجرایی را که برای شما تعریف می‌کنم مربوط به سال ۶۵، ۶۴ می‌شود که من خدمت استاد قنبری‌مهر عرض کردم اگر اجازه بدهید من در کارگاه شما بتوانم چیزی از شما بیاموزم. پرسیدند چه می‌کنید؟ گفتم کارگاه کوچکی دارم و کارهایی هم انجام می‌دهم. استاد گفت خوب من به کارگاه خود شما می‌آیم و به شما آموزش می‌دهم. گفتم من جسارت نمی‌کنم؛ ولی اگر خودتان می‌فرمایید حرفی نیست. آن زمان منزل من در فلکه‌ی چهارم تهرانپارس قرار داشت و منزل استاد قنبری‌مهر میدان پاستور بود. گفتم استاد پس هر وقت امر کنید من می‌آیم دنبال شما. گفت نه، شما خانه باشید. گفتم پس اجازه بدهید کسی را دنبال شما بفرستم یا حداقل برایتان تاکسی بگیرم؛ اما باز هم قبول نکرد. گفتم پس اجازه بدهید من کاری انجام بدهم. گفت نه، شما فقط آدرس را به من بدهید، من خودم با اتوبوس می‌آیم. اتوبوس آن زمان تا فلکه‌ی چهارم تهرانپارس می‌آمد. گفتم پس حداقل اجازه بدهید با ماشین تا فلکه‌ی چهارم دنبال شما بیایم؛ اما باز هم قبول نکرد. من هیچ‌وقت بزرگواری این مرد را فراموش نخواهم کرد. ایشان همیشه پنج دقیقه مانده به ساعت هشت زنگ منزل ما را می‌زد و وارد می‌شد. فرزند استاد دادبه هم می‌آمد. تا ساعت ۱۱ که چایی می‌خوردیم و استراحتی می‌کردیم اجازه‌ی پذیرایی کردن را نمی‌دادند. بعد خودشان هم سیگاری می‌کشیدند و دوباره تا ساعت یک ادامه می‌دادیم و بعد هم ناهاری می‌خوردیم. بعد هرچه می‌گفتم استاد اجازه بدهید شما را برسانم قبول نمی‌کرد و می‌رفت. به این شکل من مدتی را مزاحم این مرد بزرگ بودم و افتخار داشتم که از محضرش چیزی یاد بگیرم.»

شجریان می‌گوید: «ساخت این سازها فقط به‌خاطر این است که کاری در زمینه‌ی موسیقی انجام داده باشیم و اصلاً هدف خودنمایی نیست. در واقع من وقتی دیدم هیچ سازسازی، ساز جدیدی نمی‌سازد، تصمیم گرفتم که دست به کار شوم تا سازسازها را سر لج بیاورم و بگویند شجریان که خواننده است چرا دست به سازسازی می‌زند؟ من شروع کردم تا آنها نیز شروع کنند. امروز هم باید تشکر کنم از همه‌ی کسانی که باعث شدند تا این موزه درست شود. چندین سال است که بسیاری در تکاپو بودند تا این بخش از فرهنگ ما به یادگار بماند. مجموعه‌ای از فرهنگ ایرانی شکل بگیرد و آیندگان بتوانند آن را آبیاری کنند. فكر می‌كنم افتتاح اين موزه قدم بسيار خوبی است و مردم علاقه‌‌مند هم با استقبال خود به ارتقاء موزه كمک خواهند كرد. اگر مسئولان به علاقه‌ی مردم و هنرمندان توجه كنند و با ما در زمينه‌ی بسط و گسترش اين موزه همكاری كنند‌، قطعاً موزه‌ای بسيار خوب خواهد بود و من مثل هميشه اميدوارم.»

منبع: خبرگزاری مهر


گزارش تصویری از مراسم بازگشایی موزه‌ی موسیقی
بخش اول | بخش دوم

دسته: گفت‌وگو | نویسنده: سهند سلطاندوست | کد مطلب: 239-4 | لینک ثابت | |

عکس: علی حدادی‌اصل

کنسرت استاد محمدرضا شجریان در پاریس، در تالار تاریخی «کازینو دو پاری» روز دوشنبه ۲۱ سپتامبر اجرا شد. جایی‌که بزرگترین ستاره‌های هنر آواز جهان در دویست سال گذشته صدای خود را به گوش دوست‌داران‌شان رسانده‌اند. پیش از آغاز کنسرت و به درخواست استاد شجریان، جمعیت حاضر در سالن با یک دقیقه سکوت یاد استاد پرویز مشکاتیان را گرامی داشتند. همچنین تصویری از مشکاتیان با روبان سیاه در کنار نوازندگان به چشم می‌خورد.

شهلا رستمی از رادیوی بین‌المللی فرانسه گفت‌وگوی نسبتاً مفصلی را با استاد ترتیب داده که در زیر می‌توانید فایل صوتی مربوط به این گفت‌وگو را دریافت نمایید. مدت زمان این فایل صوتی حدود ۲۳ دقیقه است.


کیفیت بـالا                         کیفیت پایین
حجم: ۱۰.۶ مگابایت              حجم: ۲.۷۹ مگابایت

دسته: گفت‌وگو | نویسنده: سهند سلطاندوست | کد مطلب: 232-4 | لینک ثابت | |

همان‌گونه که دیروز به اطلاع‌تان رسید، محمدرضا شجریان در یک گفت‌وگوی کوتاه تلفنی با تلویزیون فارسی بی‌بی‌سی پیرامون نامه‌ای که به رئیس سازمان صدا و سیما نوشته، توضیحاتی ارائه داده است. متن کامل صحبت‌های استاد شجریان در این مصاحبه به شرح زیر است:

در شرایطی‌که مردم ما در بهت و حیرت فرورفته‌اند و در شرایطی‌که این خس و خاشاک با طوفانی که آقای احمدی‌نژاد به‌پا کرده به حرکت درآمده‌اند، صدای من جایی در تلویزیون و رادیوی صدا و سیمای جمهوری اسلامی ندارد؛ و این هست که مؤکداً خواستم دیگر صدای من را پخش نکنند و باعث ناراحتی من نشوند و تجاوز به حق و حقوق من نکنند. این صدا، صدای خس و خاشاک است و همیشه هم برای خس و خاشاک خواهد ماند.

من بارها و بارها گفته‌ام و سال ۱۳۷۴ که خواستم از رئیس وقت _ که صدای مرا پخش کرد _ پخش نکنید، ولی باز هم بعد از چند وقت خواست مرا ندیده گرفتند و به حق و حقوق من تجاوز کردند و من هر بار صدای خودم را از این رسانه می‌شنوم، بدنم می‌لرزد و احساس شرم می‌کنم؛ این هست که مؤکداً از این رئیس جدید هم خواستم که دیگر به حقوق من تجاوز نکنند و صدای مرا دیگر از این رسانه پخش نکنند. این سرودهایی که من خوانده‌ام در سال ۱۳۵۷ و ۵۸ به‌خاطر آن حرکت رستاخیزی بود که مردم انجام داده بودند و برای آن حرکت بود؛ ولی حالا می‌بینم که دارند این سرودها را در صورت من، امثال من و مردمانی که من برایشان خواندم، می‌زنند؛ این هست که من دیگر اجازه نمی‌دهم این‌ها این سرودها را همین‌جور پخش بکنند، چون این‌ها هیچ حقی در این سرودها و صدای من ندارند.


| دانلود فایل صوتی |
حجم فایل: ۴۱۱ کیلوبایت
مدت زمان: ۱ دقیقه و ۴۴ ثانیه

لینک اصلی | لینک کمکی ۱ | لینک کمکی ۲

پی‌نوشت: برای دانلود فایل تصویری همین گفت‌وگو به وب‌سایت «شجریانی‌ها» مراجعه فرمایید.

در همین زمینه...

اعتراض مجدد استاد شجریان به پخش آثارش از صدا و سیما
استاد شجریان: این صدای خــس و خــاشــاک را پخش نکنید
شجریان: صدای من، همیشه خس و خاشاک خواهد ماند!
صدای رسای «خس و خاشاک» توفانی بنيان‌کن شد!

دسته: گفت‌وگو | نویسنده: سهند سلطاندوست | کد مطلب: 197-4 | لینک ثابت | |

استاد محمدرضا شجریان در گفت‌وگوی تلفنی با تلویزیون فارسی بی‌بی‌سی گفت: «صدای من، صدای همین خس و خاشاک است و به هیچ عنوان نمی‌خواهم از این رسانه پخش شود.»

به گزارش وبلاگ غیررسمی همایون شجریان و به نقل از پایگاه خبررسانی «عبرت»، محمدرضا شجریان، استاد بزرگ آواز ایران، طی گفت‌وگویی تلفنی با بی‌بی‌سی فارسی گفت: «به حق و حقوق من تجاوز نکنید. هر گاه صدای من را در تلویزیون پخش می‌کنید، تمام بدنم می‌لرزد و احساس شرم می‌کنم. صدای مرا از این رسانه پخش نکنید، این صدای همان خس و خاشاک است.»

وی ادامه داد: «این صدا و سرودها در سال ۵۷ و ۵۸ و به‌خاطر حرکت بزرگ مردم ایران بود؛ ولی این سرودها را به‌صورت مردمانی که من برای آنها خوانده‌ام و به خواست‌شان توجه نمی‌شود، می‌زنند.»

شجریان با عصبانیت و مؤکداً می‌گفت: «این صدای خس و خاشاک است و هیچ حقی برای پخش آن ندارند.» ظاهراً اشاره‌ی این استاد بزرگ آواز ایرانی به سخنان چند روز پیش محمود احمدی‌نژاد بود که مردم حاضر در راهپیمایی‌ها علیه خود را «خس و خاشاک» و «اراذل و اوباش» نامید.

دسته: گفت‌وگو | نویسنده: سهند سلطاندوست | کد مطلب: 196-4 | لینک ثابت | |

 

مجله‌ی سینمایی «فیلم» در ویژه‌نامه‌ی نوروزی خود، گفت‌وگویی ویژه با همایون شجریان انجام داده است. این مصاحبه حال‌وهوای سینمایی دارد و از این جهت با مصاحبه‌های دیگری که تا کنون از همایون شجریان منتشر شده، کاملاً متفاوت است. در زیر، تنها گزیده‌هایی از این گفت‌وگوی مفصل و خواندنی را می‌بینید. برای مطالعه‌ی متن کامل مصاحبه به ادامه‌ی مطلب بروید...

 

زمانی‌که به من پیشنهاد اجرای آواز سریال «شهرآشوب» داده شد، گفتند که فیلمی است درباره‌ی موسیقی و عبدالقادر مراغه‌ای و یوسف اندکانی. یادم می‌آید که از آقای درویشی خواستم که فیلم‌نامه را به من بدهند تا بخوانم. صبحی که فیلم‌نامه به من رسید، تا بعدازظهرش آن را تمام کرده بودم. این‌قدر اشتیاق خواندنش را داشتم. دوست داشتم بدانم که ماجرا چیست و چه‌طور می‌شود آن را خواند.


موسیقی عبدالقادر مراغه‌ای و به‌طور کلی موسیقی آن دوره، موسیقی پیچیده‌ای است. در دوران او ریتم‌ها ادواری بوده است و با آنچه ما امروز از ریتم می‌شناسیم، فرق بسیاری دارد و درک و شمارش آن مشکل است. فقط باید در آن شنا کرد و خود را به این موسیقی سپرد. این مسئله باعث شده است تا این موسیقی نسبت به موسیقی امروز بسیار نو باشد؛ علی‌رغم اینکه می‌دانیم بسیار کهنه است.


موسیقی عبدالقادر قابلیت جهانی‌شدن و حتی برنده شدن در مسابقات بزرگ موسیقی دنیا را دارد.من فکر می‌کنم نه تنها این موسیقی توانست سیمرغ بلورین را از آن خود کند؛ بلکه حتم دارم که می‌تواند جوایز بزرگی چون گرمی را هم ببرد. باید بگویم که من از اینکه این موسیقی توانست جایزه‌ی جشنواره‌ی فیلم فجر را ببرد، تعجب نکردم. چرا که آن‌قدر خاص هست که بتواند نظرها را به خود جلب کند.


اگر روزی، کسی به شما گفت که همایون شجریان این کار را به‌خاطر شهرت یا پول خوانده و آن را دوست ندارد، مطمئن باشید دروغ می‌گوید. یک‌بار چنین اتفاقی افتاد و در جایی گفته بودند که اگرچه همایون این کار [رسم عاشقی] را دوست نداشته، اما آن را خوانده است که واقعاً اشتباه بود. همیشه مترصد فرصتی بوده‌ام تا یکی از آثار خانم قمر را اجرا کرده و ارادتم را به ایشان نشان دهم. هنوز هم احساس می‌کنم که تجربه‌ی بسیار خوبی بود و می‌توانم به آن افتخار کنم.


من تقریباً هر شب فیلم می‌بینم.اغلب فیلم‌های ایرانی می‌بینم و هیچ‌وقت هم کپی‌شده خریداری نمی‌کنم؛ چون مسئله‌ی کپی‌رایت را نباید بی‌اهمیت گرفت. هر کار تازه‌ای که منتشر شود، من فردایش آن را خریده‌ام و می‌توانم بگویم که اغلب فیلم‌های ایرانی را دیده‌ام. البته برخی فیلم‌ها را همان اول که نگاه می‌کنی، می‌گذاری در گنجه و با خودت می‌گویی که اگر نگاه نمی‌کردم هم فرقی نمی‌کرد!


از فیلم‌های خشونت‌بار به‌شدت پرهیز می‌کنم! یادم می‌آید که در فرانسه فیلم «دوبرمن» اکران شده بود و من هم برای دیدنش رفته بودم. در همان پنج دقیقه‌ی اول آن‌قدر بی‌اختیار چشمم را می‌بستم و حرکات عصبی داشتم که دیدم بغل‌دستی‌هایم دارند می‌خندند و بعد از همان پنج دقیقه بیرون آمدم. نمی‌دانم چه‌طور نسل امروز به حلاوت خوردن یک کیک خامه‌ای این فیلم‌ها را بدون آنکه پلک بزند، می‌بیند و از آن لذت می‌برد؟!


موسیقی به‌تنهایی می‌تواند ضربات بسیار فاجعه‌آمیزی را به فیلم وارد کند و یا یک فیلم متوسط را نجات دهد. اما متأسفانه در اغلب فیلم‌های ایرانی خیلی موسیقی‌های خوبی نمی‌شنویم. تا زمانی‌که کارگردان و تهیه‌کننده می‌گویند یک جوری سمبلش کنید، اوضاع همین است. همه‌ی این‌ها باعث می‌شود که گاهی آدم صدا را ببندد و فیلم بدون موسیقی تماشا کند. شاید هنوز کارگردانان به آن صورت نسبت به موسیقی فیلم حساس نیستند و یا برخی درکش را ندارند.


یکی از کسانی‌که هنوز در سینما کشف نشده است و من حتم دارم که با وجود تجربه‌ی بسیار اندکش در زمینه‌ی آهنگ‌سازی فیلم، بسیار تواناست و می‌تواند کارهای جذابی، نه تنها برای فیلمسازان داخلی بلکه هالیوود و دیگر جاها خلق کند، «علی قمصری» است. من توانایی‌های زیادی از او دیدم، بسیار جوان، پرانرژی و در عین حال کارآمد است. او از استثنائاتی است که اگر قرار باشد یک‌شبه موسیقی فیلم بنویسد، خوب و بی‌نقص می‌سازد.

دسته: گفت‌وگو | نویسنده: سهند سلطاندوست | کد مطلب: 191-4 | لینک ثابت | |