توضیح: در این مجال به معرفی ردیفها و گوشههای آوازی اجرا شده در چهار اثر مستقل جناب همایون شجریان میپردازیم. هنرمند گرامی، آقای همایون شجریان در پاسخ به نامهی نگارنده، محبت نموده و اسامی گوشهها را در متن زیر مورد بازبینی و اصلاح قرار دادند ؛ و نگارنده وظیفهی خود میداند که بهخاطر حسن نظر و احترام ایشان به این وبلاگ و خوانندگان آن، مراتب تشکر و قدردانی خویش را ابراز نماید.
راقم پیشنهاد مینمایم که علاقهمندان پس از مطالعهی متن زیر، بار دیگر و با دقتی فراتر به آوازهای این آوازخوان محترم گوش فرادهند تا به ظرافتها، ریزهکاریها و زیباییهای نهفته و آشکار آن، بیش از پیش وقوف پیدا نمایند. در مورد مباحث تخصصی و آشنایی با ردیف دستگاهی، مطالب مختصری در همین وبلاگ با عناوین « آواز »، « نگاهی به ردیف دستگاهی » و « تبدیل دوازده مقام به هفت دستگاه » آورده شده است. جا دارد که در اینجا از زحمات دوست شرافتمندم آقای سهند سلطاندوست (مدیر وبلاگ) نیز تشکر نمایم.
ساز و آواز همایون « نسیم سحر »
(۱)
مگـر نسیم سحر بوی زلف یار من است / کـه راحـت دل رنجــور بیقـرار من است
(درآمد همایون)
(۲)
بهخواب در نرود چشم بخت من همهعمر / گرش بهخواب ببینم که در کنار من است
(درآمد همایون)
(۳)
اگـر مـعـاینـه بــیــنــم کــه قــصـد جـان دارد / بهجان مضایقه با دوستان نه کار من است
(چکاوک)
(۴)
حقیقت آنکه نه در خوردِ اوست جان عزیز / ولیــک در خـور امکــان و اقتـدار من است
(ادامهی چکاوک)
(۵)
اگــر هــزار غـم است از جفـای او بـر دل / هنوز بندهی اویم که غمگسار من است
(بیداد)
(۶)
درون خــلـوت مــا غــیـــر در نــمــیگــنــجــد / برو که هر که نه یار من است، بار من است
(بیات راجع)
(۷)
ستــمگـرا! دل سعــدی بسـوخت در طلـبـت / دلت نسوخت که مسکین امیدوار من است
(فرود به همایون)
(۸)
وگر مـراد تو این است بیمـرادی مـن / تفاوتـی نکند چون مـراد یار من است
(درآمد همایون)
ساز و آواز شور « ناشکیبا »
(۱)
ز حد بگذشت مشتاقی و صبر اندر غمت یارا / بـهوصـل خـود دوایـی کـن دل دیـوانــهی مـا را
(درآمد خارا)
(۲)
عـلاج درد مشتاقـان طبیب عام نشناسد / مگر لیلی کند درمان غم مجنون شیدا را
(درآمد دوم شور)
(۳)
گرت پروای غمگینان نخواهد بود و مسکینان / نبــایستــی نمــود اول به مـا آن روی زیبــا را
(سلمک)
(۴)
چو بنمودی و بربودی ثبات از عقل و صبر از دل / ببــایــد چــارهای کـردن کـنـون ایـن ناشکیبـا را
(قرَچه و رضوی)
(۵)
چنان مشتاقم ای دلبر به دیدارت که گر روزی / بـر آیـد از دلــم آهـی بـســوزد هفـت دریــا را
(حسینی، تحریر بستهنگار)
(۶)
مـراد مـا وصـال توسـت از دنیـا و از عقبی / وگرنه بیشما قدری نباشد دین و دنیا را
(فرود حسینی به سلمک [شور دوم])
(۷)
بیا تا یکزمان امروز خوش باشیم در خلوت / که در عالــم نمیداند کسـی احـوال فردا را
(سلمک فرود به شور)
آواز « زهر شیرین »
این آواز بهصورت « بداهه » و بر روی قطعهی بیکلام « هامون » اثر آقای اردشیر کامکار و کلام مرحوم فریدون مشیری اجرا گردیده است:
(۱)
تو را من زهر شیرین خوانم ای عشق!
که نامی خوشتر از اینت ندانم
وگر هر لحظه رنگی تازه گیری
بهغیر از زهر شیرینت نخوانم ای عشق!
(که نامی خوشتر از اینت ندانم)
(دشتی)
(۲)
به آسانی مرا از من ربودی
درون کورهی غم آزمودی
دلت آخر به سرگردانیام سوخت
نگاهم را به زیبایی گشودی
تو را من زهر شیرین خوانم ای عشق
که نامی خوشتر از اینت ندانم
(اوج و فرود به دشتی)
ساز و آواز دشتی « داغ دوستی »
(۱)
تـا تـو بهخاطـر منـی کـس نگـذشـت بر دلــم / مثل تو کیست در جهان، تا ز تو مهر بگسلم
(برگرفته از گیلکی)
(۲)
من چو بهآخرت روم، رفته بهداغ دوستی / داروی دوستـی بود، هر چه بروید از گِلم
(گیلکی)
(۳)
میـرم و همچنـان رود نـام تو بر زبان من / ریزم و همچنان بود، مهر تو در مفاصلم
(گیلکی، اوج)
(۴)
حــاصــل عـمـر صـرف شد، در طلـب وصـال تـو / با همه صبر اگر بهخود، ره ندهی چه حاصلم
(گیلکی)
(۵)
فکرت من کجا رسد، در طلب وصال تو / این همه یاد میرود وز تو هنوز غافلم
(سارنج و فرود به شور)
:: نوشته شده در یکشنبه نهم اردیبهشت 1386ساعت 16:0  توسط ع. کتولی