تبليغاتX
همایون شجریان
 

عکس: پژمان اکبرزاده | رادیو زمانه

دریافت فایل صوتی | حجم فایل: ۳.۱۳ مگابایت | مدت زمان: ۱۳:۴۱ | کیفیت: 32kbps
در این فایل گوشه‌هایی از کنسرت همایون شجریان و گروه دستان گنجانده شده است.

شنبه‌شب، ۱۶ فوریه‌ی ۲۰۰۸، همایون شجریان به‌همراه گروه دستان و در ادامه‌ی تور کنسرت‌های اروپا، اجرایی در آمستردام، در تأتر تروپن داشت که خالی از بحث نبود.
این کنسرت در دو بخش «دشتی» و «اصفهان» اجرا شد. برنامه بر خلاف بیشتر برنامه‌های ایرانی، بدون هیچ‌گونه اعلام و صحبت (به‌ویژه برای غیر فارسی‌زبانان) آغاز شد و این برای همه جای پرسش و شگفتی داشت.

بخش نخست برنامه، در «دشتی»، از کارهای حمید متبسم و آوازهایی با تنظیم همایون تشکیل می‌شد. کنسرت با اجرای ترانه‌ی «عاشقانه» از متبسم آغاز شد. کاری آشنا که پیش از این بارها از گروه «مضراب کوچک» شنیده شده بود؛ البته با اجرایی کاملاً مغایر!
برخی از حاضرین که این ترانه را شنیده بودند به گوش‌شان آشنا بود اما دچار تعجب شده بودند؛ چرا که تنظیم آن بسیار متفاوت بود. البته تنظیم آن برای گروهی به کاملی ِ دستان بسیار زیباتر، جذاب‌تر و رساتر شده بود اما تفاوت اجرایی آن کاملاً مشهود بود. این بار، همایون با سبک آوازی «شجریانی» آن را خواند که به دور از سبک «متبسم» است. اما صدای دلپذیر همایون از زیبایی آن نکاست و تنها از سبک آن دور شد. هرچند که این قطعه تا آخر نیز اجرا نشد و اوج آن که بخش زیبای کلامی آن است، خوانده نشد.

در بخش «ساز و آواز» بده و بستان سازهای آوایی کوتاه، جذاب و زیبا بود؛ همچنان که در موسیقی اصیل ایرانی شنیده‌ایم. این بده و بستان‌ها که بین یک ساز و آواز است، در اینجا همچنان ادامه می‌یافت به سازهای دیگر و مثلاً جایی که تار و بربت به هم پاسخ می‌دادند و کمانچه در زیر این پرسش و پاسخ شنیده می‌شد، زیبا بود. معمولاً «دشتی»هایی که حمید متبسم تنظیم و اجرا می‌کند بوی خراسان را به سالن کنسرت می‌آورد و در این بخش هم همین‌طور در جریان بود. با توجه به کارهای اخیر او که از حال‌وهوای سنتی و «یک خطی» دور شده، این رنگ‌وبوی خراسانی حالی دیگر به کارهای دشتی آن شب بخشیده بود.
آواز در اینجا اما، با توجه به تفاوت رنگ صدای همایون با صدای پدر (محمدرضا شجریان) و با شنیدن رد پای سبک «شجریانی» همچنان حال مغایری داشت؛ هر چند که به‌نظر عوام همیشه او در قالب پدرش می‌خواند، در این اجرا همایون بیش از اوقات دیگر و به‌ویژه وقتی با پدر هم‌آوایی می‌کند، به‌سبک خودش نزدیک بود و رنگ «شجریانی» آن کمتر بود؛ البته تنها در بخش دشتی.

جای بسی امید که این روزها همه می‌کوشند صدا و کارشان رونوشتی از کار شجریان باشد و واژه‌ی «سبک» برایشان محلی از اعراب ندارد، اما همایون که از ده سالگی تحت آموزش مستقیم پدر بوده، خوشبختانه نشان داد که می‌تواند خودش باشد. همایون در اجرای آواز به‌دور از کپی‌کاری‌های متداول روز، اگر بخواهد می‌تواند نوعی دیگر بدرخشد و با گوشی کارشناسانه درمی‌یابیم که رنگ صدایش بسیار خوش‌طنین و دلنشین است و نوع صدادهی حنجره‌اش بسیار لطیف و تأثیرگذار. به‌شرطی که با حس خودش بخواند و خودش باشد. این نکته در آوازهای آن شب، در بسیاری جاها به‌ویژه در «دشتی» کاملاً محسوس بود.

در جواب آوازها ظرافت زیادی به‌کار می‌رفت، هر چند که جواب آواز تار با آواز هماهنگ نبود؛ یعنی منطبق با سبک اجرای آواز نبود، اما همکاری سازها و انتقال جواب آواز از سازی به ساز دیگر، همچنین زمینه‌ای بودن ساز سوم، از مهارت ویژه‌ای برخوردار بود. به‌ویژه جایی که کمانچه صدای زمینه‌ای بود برای پرسش و پاسخ تار و بربت، کمانچه صدایی صحرایی و رمیده داشت.

ترانه‌ی «غیژک کولی» ساخته‌ی متبسم، در وزنی سنگین، زیبا و نه‌چندان ساده اجرا شد. انتخاب شعر و هماهنگی کلام با زاویه‌های آوایی تصنیف، نشان‌گر توانایی آهنگساز و چیرگی خواننده بر موسیقی و شعر بود.

قطعه‌ی «مستانه» که بدون آواز اجرا می‌شد، در وزنی حماسی ساخته شده و جایی که تنها صدای تار شنیده می‌شد، سبک ویژه‌ی آهنگسازی و اجرای متبسم بسیار پررنگ بود.
دونوازی سازهای کوبه‌ای که در ابتدا جذاب بود، به‌دلیل کش آمدن و یک‌نواختی از گوش‌نوازی به‌در شد و شنونده را از حال‌وهوای خاص شنیداری بیرون کشید.

باز به ساز و آواز می‌رسیم که در اینجا جواب آوازها با تار است و باز دچار همان ناهماهنگی که همایون منطبق بر سنت می‌خواند و تار منطبق با سبک «متبسم». اما باز که به بده و بستان‌های سازها می‌رسیم، همان مهارت و ظرافت شنیده می‌شود.

ورود این بخش به آخرین قطعه که تصنیفی بسیار قوی از متبسم است به‌وسیله‌ی سازهای کوبه‌ای صورت می‌گیرد که به‌خوبی از پس آن بر می‌آیند. تصنیف «زهی عشق» کاری منحصربه‌فرد است که بسیار جای مانور دارد؛ اما با انتظاری که از همایون می‌رود، به گوش کارشناسانه، خالی از هر مانوری به پایان رسید و می‌توانست بهتر از این اجرا شود.

بخش دوم کنسرت به آثار سعید فرجپوری در مایه‌ی اصفهان اختصاص داشت که در میانه، سفری نیز به ابوعطا می‌کرد و باز به فضای اصفهان برمی‌گشت. آغاز آن با آواز اصفهان بود که دو چندان لطیف‌تر و قوی‌تر از آواز دشتی بود. دلیل آن هم این بود که کارهای فرجپوری بیشتر با سبک سنتی انطباق دارند و تسلط همایون نیز در این مقوله بیشتر است؛ اما متأسفانه در این حوالی است که او از خودش دور می‌شود و بیشتر به صدای پدر نزدیک می‌شود و تنها وقتی که بم می‌خواند ما باز صدای خودش را می‌شنویم.

در این بخش به‌جز سازهای کوبه‌ای از لحاظ صدادهی، شنونده به‌لحاظ ملودی و وزن به یاد کارهای «کارگاه چاووش» می‌افتد. حتی تار متبسم نیز در این بخش، از سبک خودش دور شده و کاملاً در قالب سنتی نواخته می‌شود. البته در بخش اصفهان صدای تار نیز بیشتر شنیده می‌شود.

بهنام سامانی مانند همیشه با دف مهارت خودش را نشان داده و با کنترل صدای دف به چیرگی او بیش از پیش اطمینان پیدا می‌کنیم.

جایی که فضا رنگ ابوعطا می‌گیرد، آواز بسیار زیبا می‌شود؛ اما نه بی‌نظیر که بسیار به صدای استاد شبیه می‌شود و تنها در القای حس است که می‌توان به تفاوت همایون با پدر پی برد. تأثیرگذاری او بیش از پدر است، زمانی‌که او در جوانی ابوعطا می‌خواند.

تصنیف «اسرار عشق» علاوه بر اجرای خوب، از ملودی و وزنی غنی برخوردار است. البته در همه‌ی ضربی‌های این بخش، رد پای موسیقی کردستان پیداست و معمولاً از فرجپوری کمتر، از این دست تأثیرات در کارهایش می‌شنویم و این نکته‌ی مثبت کار اوست.

بازگشت به اصفهان، با کمانچه بسیار نرم و سحرانه صورت می‌گیرد؛ و در انتها تصنیف «وطن» با شعری از سیاوش کسرایی اجرا می‌شود که با نوازندگی و خوانندگی بسیار خوب همه‌ی گروه، رایحه‌ی شاهنامه در فضای سالن می‌پیچد و همه‌ی حاضران را تحت تأثیر قرار می‌دهد.

برای ترانه‌ی درخواستی نیز «مرغ سحر» اجرا شد که دور از انتظار بود؛ اما ظاهراً رضایت عامه‌ی تماشاچیان جلب شد.

اما نسبت به کل کنسرت، واکنش تماشاچیان بسیار متناقض بود. برخی بسیار مشعوف بودند و برخی سرخورده! مشعوف از اینکه پسر جای پدر را گرفته است و شور و هیجان اجرا بسیار بود؛ و سرخورده از اینکه پسر هم که شد کپی برابر اصل پدر و یا در اجراها تعداد تصنیف‌ها زیاد بود و اجرای آواز کم و...
درست نیست که همایون کپی پدر شود و یا هر خواننده‌ی دیگری کپی استادی دیگر. هر هنرمندی باید خودش باشد و سبک خودش را داشته باشد. همانطور که محمدرضا شجریان هم در سبک خودش می‌خواند و نه کپی طاهرزاده؛ اگر چه تحت تأثیر سبک اوست اما مانند او نمی‌خواند و در تاریخ موسیقی آوازی ایران به‌نام «صاحب‌سبک» ثبت شده است. امیدواریم که همایون شجریان هم به‌مرور سبک خودش را به‌دست آورده و او نیز در تاریخ، نامی این‌چنینی برای آیندگان به‌جای بگذارد. دیر نباشد آن روز!

منبع: رادیو زمانه/ آهنگ زمانه [رجوع به منبع...]

در همین زمینه بخوانید:

گزارش‌هایی از اجراهای مختلف همایون شجریان و گروه دستان در اروپا - سایت هنر موسیقی

 


این مطلب را به «بالاترین» بفرستید | این مطلب را به «دنباله» بفرستید | این مطلب را به «Del.icio.us» بفرستید | این مطلب را به «Digg» بفرستید | دسته: نقد و بررسی آثار | لینک ثابت |
:: نوشته شده در پنجشنبه دوم اسفند 1386ساعت 0:15  توسط سهند سلطاندوست

مروری بر آلبوم‌های همایون شجریان | بابک شفیعی‌زاده | ماهنامه‌ی موسیقی فرهنگ و آهنگ | وبلاگ اختصاصی همایون شجریان

گویا نگاه به «همایون شجریان» بدون نام و سایه‌ی پررنگ «محمدرضا شجریان» کاری دشوار است. نزدیکی و شباهت زیاد صدای همایون به صدای پدر (عامل وراثت و اکتساب) و شروع کار حرفه‌ای در کنار او، بخشی از دلایل این دشواری است. دلایل دیگر را می‌توان در میان مردم یافت، که هر جا و همیشه، پسرها را جانشین پدرها دانسته‌اند.
در این مقاله، با کنار گذاشتن آلبوم «آهنگ وفا» و چند کنسرت که همایون با پدر داشته، سعی شده به‌طور مستقل، از چند منظر، مروری بر آلبوم‌های وی صورت گیرد. از او تا کنون ۵ آلبوم منتشر شده: «نسیم وصل» با آهنگسازی «محمدجواد ضرابیان» (۱۳۸۲)، «ناشکیبا» اثر «اردشیر کامکار» (۱۳۸۳)، «شوق دوست» ساخته‌ی ضرابیان (۱۳۸۳)، «نقش خیال» به آهنگسازی «علی قمصری» (۱۳۸۴) و «با ستاره‌ها» باز هم از آثار ضرابیان (۱۳۸۵).
در ابتدا اشاره به دو نکته شاید مفید باشد: یکی آن‌که تصور کنیم سی‌دی‌های منتشرشده حاصل تفاهم و توافق هنری همایون با آهنگسازان بوده و دیگر این‌که فراموش نکنیم چنین آثاری همواره به‌نام خواننده‌اش شناخته می‌شوند.

شیوش صدا

شاید اولین شاخص هر خواننده شیوش یا رنگ صوتی صدای وی باشد. شیوش صدای همایون، بنا به دلایل ژنتیکی و نیز تعالیم مستمر و مستقیم محمدرضا شجریان، بسیار نزدیک به صدای پدر است. هر چند از توصیه‌های محمدرضا شجریان به شاگردان خود برای پیشرفت، تقلید از صدای خوانندگان دیگر است؛ اما به‌نظر می‌رسد که صدای همایون ذاتاً شبیه پدر بوده و او تلاشی برای تغییر صدای خود و نزدیکی آن به صدای پدر نکرده باشد. کاری که این روزها در بیشتر موسیقی‌ها اعم از پاپ و سنتی و راک زیاد دیده می‌شود. خوانندگان با این تقلیدها می‌خواهند یادآور شیوش صدای دیگران باشند و تقلید را، نه وسیله‌ی آموزش، بلکه هدف قرار داده‌اند.

آواز متریک و غیرمتریک

از دویست و هشتاد دقیقه آثار ارائه شده تقریباً دویست دقیقه‌ی آن (یعنی بیشتر از هفتاد درصد) به قطعات متریک اختصاص یافته که این می‌تواند نشان‌دهنده‌ی میل بیشتر خواننده به تصنیف باشد. به‌نظر می‌رسد سن خواننده و شاید این که تمبک هم می‌نوازد، علاقه‌ی مردم به تصنیف و ماندگاری آن در اذهان و رواج موسیقی پاپ موجب اجرای قطعات متریک شده باشد. چه بسا تصانبف و قطعات متریک باعث جذب سریع‌تر و بیشتر مخاطبان عام در ابتدای راه نیز می‌شود. در اینجا سؤالی که مطرج می‌شود این است که ارائه‌ی دو آلبوم نسیم وصل و با ستاره‌ها به‌شکل موجود یعنی اجرای هشت تصنیف پشت سر هم با یک ارکستر، یک خواننده و تمپوی تقریباً یکنواخت و کند چه تأثیری بر ذهن شنونده می‌گذارد؟ و هدف از چنین طرحی چه بوده؟
همایون شجریان در قسمت دوم چهار آلبوم خود، یعنی نسیم وصل، ناشکیبا، شوق دوست و نقش خیال به اجرای آواز در دستگاه‌های همایون، شور، سه‌گاه و نوا پرداخته است. گذشته از جواب آوازها توسط ساز، به‌نظر می‌رسد که خواننده بیشتر از حد معمول به اجرای تحریر می‌پردازد و باعث شده تا این آوازها قدیمی‌تر از موسیقی زمان خود به‌نظر آیند. آواز «زهر شیرین» روی قطعه‌ی متریک «هامون» در آلبوم ناشکیبا نمونه‌ی آوازی‌است که شاید باز تسلط و اشتیاق بیشتر خواننده را به قطعات ضربی نشان می‌دهد. اوج و فرود مناسب و نبود تحریرهایی که پیش‌تر از آن گفتیم، باعث برقراری ارتباطی حوب بین موسیقی و شنونده می‌شود؛ به‌ویژه این که زمان نه چندان زیاد این آواز باعث می‌شود تا ریتم ثابت قطعه، خسته‌کننده نباشد و شنونده را با خود پیش ببرد.

تأثیرگذاری خواننده بر موسیقی و به‌عکس

خیلی وقت‌ها شاهد اجرای یک قطعه توسط خوانندگان مختلف در زمان‌های مختلف بوده‌ایم؛ مانند تصنیف‌هایی که شجریان از «بنان» خوانده یا ترانه‌هایی که از آثار «تجویدی»، «خالدی» یا «خرم» توسط خوانندگان مختلف (مرد و زن) اجرا شده است. با گوش دادن به این آثار، به تأثیر مستقیم خواننده بر قطعه پی می‌بریم؛ چرا که حال و هوای متفاوتی که در هر یک از این اجراها ایجاد می‌شود نشان از تأثیر ذوق و سلیقه‌‌ی خواننده بر موسیقی دارد.
شباهت سه آلبوم نسیم وصل، شوق دوست و با ستاره‌ها با یکدیگر و حتی شباهت آنها با ساخته‌های دیگر ضرابیان (مثلاً به‌خوانندگی علیرضا افتخاری) این ذهنیت را به‌وجود می‌آورد که موسیقی و آهنگساز بر خواننده بیشتر اثر گذاشته‌اند تا خواننده بر موسیقی. از سوی دیگر شباهت آلبوم ناشکیبا با آثار گروه «کامکارها» با خوانندگانی مثل «شهرام ناظری» و باز از نظر نگارنده، عدم درهم‌تنیدگی آواز و موسیقی در آلبوم نقش خیال (آلبومی که شاید به‌علت تفکرات خاص آهنگسار و نوع سازبندی آن با آثار دیگر همایون تفاوت دارد و نوعی سردرگمی محتوایی برای شنونده به‌وجود آورده) بازگوکننده‌ی این است که جایی که موسیقی نتوانسته بر خواننده تأثیرگذار باشد، خواننده هم ارتباط خود را با موسیقی از دست داده است.

انتخاب اشعار و تلفیق شعر و موسیقی

در آلبوم‌های همایون، شعر کهن و شعر معاصر هر دو شنیده می‌شود. به‌غیر از آواز «زهر شیرین» و آواز «مثنوی مخالف» (دریای دل) در آلبوم شوق دوست (که به ترتیب با شعر «فریدون مشیری» و «رهی معیری» است)، باقی آوازها در قطعات غیرمتریک از اشعار «سعدی» انتخاب شده که به قدیمی‌تر جلوه کردن آوازهای همایون کمک کرده است.
تصنیف «هوای گریه» با شعر «سیمین بهبهانی» با مضمونی عاشقانه در اولین آلبوم همایون خیلی زود بر سر زبان‌ها افتاد. اما به‌نظر می‌رسد که این ارتباط مثلاً در تصنیف «بخت سرکش» در آلبوم شوق دوست با شعر آشنایی از حافظ (ما را به‌رندی افسانه کردند / پیران جاهل شیخـــان گمراه) ایجاد نمی‌شود.

فرم و انسجام

سبک این پنج آلبوم را نمی‌توان صرفاً سنتی دانست. ترتیب قطعات در دو آلبوم شوق دوست و ناشکیبا به‌شکل اجرای پیش‌درآمد در ابتدا و در پی آن ساز و آواز، قطعات ضربی و تصنیف‌ها، اجرای گوشه‌هایی از دستگاه معرفی‌شده و در نهایت اوج، فرود و رنگ است. ترتیبی آشنا و قدیمی برای برنامه‌های موسیقی ایرانی که به آن سنتی می‌گویند. اما در سه آلبوم دیگر، از این ترتیب خبری نیست و قطعاتی که پشت سر هم آمده‌اند روند خاصی را دنبال نمی‌کنند که شاید این امر از انسجام کلی اثر کاسته باشد.
در پایان لازم به‌ذکر است که گذشت زمان و آثار بعدی همایون، همچنین اجرای برنامه‌های زنده و مستقل می‌تواند تجزیه و تحلیل عملکرد وی را بر پایه‌هایی استوارتر بنا سازد. بی‌شک دوستداران موسیقی، مشتاقانه در انتظارند بدانند همایون شجریان، با وجود فراهم بودن بستری مناسب و نادر، چه خواهد کرد؟

آلبوم‌های منتشرشده توسط همایون شجریان

منبع: فرهنگ و آهنگ ۱۷ (مهر و آبان ۸۶)

نویسنده: بابک شفیعی‌زاده

وب‌سایت: www.culture-music.net


این مطلب را به «بالاترین» بفرستید | این مطلب را به «دنباله» بفرستید | این مطلب را به «Del.icio.us» بفرستید | این مطلب را به «Digg» بفرستید | دسته: نقد و بررسی آثار | لینک ثابت |
:: نوشته شده در سه شنبه پانزدهم آبان 1386ساعت 20:0  توسط سهند سلطاندوست

معرفی ردیف‌ها و گوشه‌های آوازی در آثار همایون شجریان

شوق دوست 

ساز و آوازسه‌گاه « شوق دوست »

 

(۱)

اگــر مـراد تـو ای دوسـت نامـرادی مـاست / مراد خویش دگرباره من نخواهم خواست

(درآمد سه‌گاه)

 

(۲)

عنایتی که تو را بـود اگر مبـدّل شد / خلل‌پذیر نباشد ارادتی که مراست

(درآمد دوم)

 

(۳)

میـان عیب و هنـر پیش دوستـان قدیـم / تفاوتی نکند چون نظر به عین رضاست

(زابل)

 

(۴)

مـــرا بــه هــر چــه کــنــی دل نخـــواهــی آزردن / که هر چه دوست پسندد به‌جای دوست رواست

(فرود به درآمد سه‌گاه)

 

(۵)

هـــزار دشـمـنـی افـتـد مـیــان بـدگــویــان / میان عاشق و معشوق دوستی برجاست

(مویه)

 

(۶)

جمال در نظر و شوق همچنان باقی‌ست / گـدا اگـر هـمـه عـالـم بـدو دهند گداست

(مخالف)

 

(۷)

مرا به‌عشق تو اندیشه از ملامت نیست / اگـر کنـنـد ملامـت نـه بــر مـن تنهــاست

(مخالف)

 

(۸)

غــلام قــامــت آن لـعبـت قـبـاپــوشـم / که از محبت رویش هزار جامه قباست

(مغلوب)

 

(۹)

بـــلا و زحــمـــت امـــروز بـــر دل درویــــش / از آن خوش است که امید رحمت فرداست

(فرود)

 


 

ساز و آواز مثنوی مخالف « دریای دل »

 

(۱)

همچو نی می‌نالم از سودای دل / آتـشـی در سیـنـه دارم جـای دل

(مثنوی مخالف)

 

(۲)

من که با هر داغ پیدا ساختم / سـوختـم از داغ نـاپیــدای دل

(مثنوی مخالف)

 

(۳)

همچو موجم یک نفس آرام نیست / بــس کـه طـوفـان‌زا بـود دریــای دل

(مثنوی مخالف)

 

(۴)

دل اگر از من گریزد، وای من / غم اگر از دل گریزد، وای دل

(مثنوی مخالف)

 

(۵)

مـــا ز رســوایـی بــلنــدآوازه‌ایـــم / ناموَر شد هر که شد رسوای دل

(مغلوب)

 

(۶)

گنج منعم، خرمن سیم و زر است / گـنـج عـاشـق، گـوهـر یـکـتـای دل

(فرود)

 

(۷)

در میان اشک نومیدی رهی / خنــدم از امیـدواری‌هـای دل

(اشاره به مویه و فرود)

 


 

نقش خيال 

ساز و آواز « نقش خیال »

 

(۱)

وَه که جدا نمی‌شود نقش تو از خیـال من / تا چه شود به عاقبت در طلب تو حال من

(درآمد نوا)

 

(۲)

نــالــه‌ی زیــر و زار مــن زارتــراسـت هــر زمــان / بس که به هجر می‌دهد عشق تو گوشمال من

(نوا)

 

(۳)

نــور ستــارگــان ستــد روی چـو آفـتـاب تــو / دست‌نمای خلق شد قامت چون هلال من

(نیشابورک)

 

(۴)

پرتو نور روی تو هر نفسی به هر کسی / مـی‌رسد و نـمی‌رسد نوبت اتصـال مـن

(نهفت)

 

(۵)

خاطر تو به‌خون من رغبت اگر چنین کند / هـم به‌مـراد دل رسد خاطر بدسگال من

(فرود نوا)

 

(۶)

دیده زبان حال من بر تو گشاد رحم کن / چون‌که اثـر نمی‌کند در تو زبان قـال من

(رَهاب، فرود به شور)

 

(۷)

بـرگــذری و ننگــری بــاز نگــر که بگــذرد / فقر من و غنای تو، جور تو و احتمال من

(جملاتی در نوا)

 

(۸)

چـرخ شنید نالـه‌ام گفت منال سعدیـا / که آه تو تیره می‌كند آینه‌ی جمال من

(رَهاب، فرود به شور)

 

ساز و آواز نقش خيال 


 

آواز « گناه عشق »

 

(۱)

بیــا بیــا که مـرا بـا تـو ماجـرایــی هست / بگوی اگر گنهی رفت و گر خطایی هست

(بیداد)

 

(۲)

روا بـود کـه چنیـن بی‌حسـاب دل ببــری؟ / مکن که مظلمه‌ی خلق را جزایی هست

(بیات راجع، برگشت به بیداد)

 

(۳)

به‌کام دشمن و بیگانه رفت چندین روز / ز دوستان نشنیدم که آشنایی هست

(بیداد)

 

(۴)

کســی نمانــد که بـر درد من نبخشـایــد / کسی نگفت که بیرون ازاو دوایی هست

(فرود به همایون)

 


این مطلب را به «بالاترین» بفرستید | این مطلب را به «دنباله» بفرستید | این مطلب را به «Del.icio.us» بفرستید | این مطلب را به «Digg» بفرستید | دسته: نقد و بررسی آثار | لینک ثابت |
:: نوشته شده در جمعه بیست و هشتم اردیبهشت 1386ساعت 20:30  توسط ع. کتولی

 

معرفی ردیف‌ها و گوشه‌های آوازی در آثار همایون شجریان 

توضیح: در این مجال به معرفی ردیف‌ها و گوشه‌های آوازی اجرا شده در چهار اثر مستقل جناب همایون شجریان می‌پردازیم. هنرمند گرامی، آقای همایون شجریان در پاسخ به نامه‌ی نگارنده، محبت نموده و اسامی گوشه‌ها را در متن زیر مورد بازبینی و اصلاح قرار دادند ؛ و نگارنده وظیفه‌ی خود می‌داند که به‌خاطر حسن نظر و احترام ایشان به این وبلاگ و خوانندگان آن، مراتب تشکر و قدردانی خویش را ابراز نماید.

راقم پیشنهاد می‌نمایم که علاقه‌مندان پس از مطالعه‌ی متن زیر، بار دیگر و با دقتی فراتر به آوازهای این آوازخوان محترم گوش فرادهند تا به ظرافت‌ها، ریزه‌کاری‌ها و زیبایی‌های نهفته و آشکار آن، بیش از پیش وقوف پیدا نمایند. در مورد مباحث تخصصی و آشنایی با ردیف دستگاهی، مطالب مختصری در همین وبلاگ با عناوین « آواز »، « نگاهی به ردیف دستگاهی » و « تبدیل دوازده مقام به هفت دستگاه » آورده شده است. جا دارد که در اینجا از زحمات دوست شرافتمندم آقای سهند سلطاندوست (مدیر وبلاگ) نیز تشکر نمایم.

 


نسيم وصل 

ساز و آواز همایون « نسیم سحر »

 

(۱)

مگـر نسیم سحر بوی زلف یار من است / کـه راحـت دل رنجــور بی‌قـرار من است

(درآمد همایون)

 

(۲)

به‌خواب در نرود چشم بخت من همه‌عمر / گرش به‌خواب ببینم که در کنار من است

(درآمد همایون)

 

(۳)

اگـر مـعـاینـه بــیــنــم کــه قــصـد جـان دارد / به‌جان مضایقه با دوستان نه کار من است

(چکاوک)

 

(۴)

حقیقت آنکه نه در خوردِ اوست جان عزیز / ولیــک در خـور امکــان و اقتـدار من است

(ادامه‌ی چکاوک)

 

(۵)

اگــر هــزار غـم است از جفـای او بـر دل / هنوز بنده‌ی اویم که غمگسار من است

(بیداد)

 

(۶)

درون خــلـوت مــا غــیـــر در نــمــی‌گــنــجــد / برو که هر که نه یار من است، بار من است

(بیات راجع)

 

(۷)

ستــمگـرا! دل سعــدی بسـوخت در طلـبـت / دلت نسوخت که مسکین امیدوار من است

(فرود به همایون)

 

(۸)

وگر مـراد تو این است بی‌مـرادی مـن / تفاوتـی نکند چون مـراد یار من است

(درآمد همایون)

 


ناشكيبا 

ساز و آواز شور « ناشکیبا »

 

(۱)

ز حد بگذشت مشتاقی و صبر اندر غمت یارا / بـه‌وصـل خـود دوایـی کـن دل دیـوانــه‌ی مـا را

(درآمد خارا)

 

(۲)

عـلاج درد مشتاقـان طبیب عام نشناسد / مگر لیلی کند درمان غم مجنون شیدا را

(درآمد دوم شور)

 

(۳)

گرت پروای غمگینان نخواهد بود و مسکینان / نبــایستــی نمــود اول به مـا آن روی زیبــا را

(سلمک)

 

(۴)

چو بنمودی و بربودی ثبات از عقل و صبر از دل / ببــایــد چــاره‌ای کـردن کـنـون ایـن ناشکیبـا را

(قرَچه و رضوی)

 

(۵)

چنان مشتاقم ای دلبر به دیدارت که گر روزی / بـر آیـد از دلــم آهـی بـســوزد هفـت دریــا را

(حسینی، تحریر بسته‌نگار)

 

(۶)

مـراد مـا وصـال توسـت از دنیـا و از عقبی / وگرنه بی‌شما قدری نباشد دین و دنیا را

(فرود حسینی به سلمک [شور دوم])

 

(۷)

بیا تا یک‌زمان امروز خوش باشیم در خلوت / که در عالــم نمی‌داند کسـی احـوال فردا را

(سلمک فرود به شور)

 

ساز و آواز شور « ناشكيبا » 


 آواز « زهر شیرین »

 

این آواز به‌صورت « بداهه » و بر روی قطعه‌ی بی‌کلام « هامون » اثر آقای اردشیر کامکار و کلام مرحوم فریدون مشیری اجرا گردیده است:

 

(۱)

تو را من زهر شیرین خوانم ای عشق!

که نامی خوش‌تر از اینت ندانم

وگر هر لحظه رنگی تازه گیری

به‌غیر از زهر شیرینت نخوانم ای عشق!

(که نامی خوش‌تر از اینت ندانم)

(دشتی)

 

(۲)

به آسانی مرا از من ربودی

درون کوره‌ی غم آزمودی

دلت آخر به سرگردانی‌ام سوخت

نگاهم را به زیبایی گشودی

تو را من زهر شیرین خوانم ای عشق

که نامی خوش‌تر از اینت ندانم

(اوج و فرود به دشتی)

 


ساز و آواز دشتی « داغ دوستی » 

(۱)

تـا تـو به‌خاطـر منـی کـس نگـذشـت بر دلــم / مثل تو کیست در جهان، تا ز تو مهر بگسلم

(برگرفته از گیلکی)

 

(۲)

من چو به‌آخرت روم، رفته به‌داغ دوستی / داروی دوستـی بود، هر چه بروید از گِلم

(گیلکی)

 

(۳)

میـرم و همچنـان رود نـام تو بر زبان من / ریزم و همچنان بود، مهر تو در مفاصلم

(گیلکی، اوج)

 

(۴)

حــاصــل عـمـر صـرف شد، در طلـب وصـال تـو / با همه صبر اگر به‌خود، ره ندهی چه حاصلم

(گیلکی)

 

(۵)

فکرت من کجا رسد، در طلب وصال تو / این همه یاد می‌رود وز تو هنوز غافلم

(سارنج و فرود به شور)

 

 


این مطلب را به «بالاترین» بفرستید | این مطلب را به «دنباله» بفرستید | این مطلب را به «Del.icio.us» بفرستید | این مطلب را به «Digg» بفرستید | دسته: نقد و بررسی آثار | لینک ثابت |
:: نوشته شده در یکشنبه نهم اردیبهشت 1386ساعت 16:0  توسط ع. کتولی

اگر تأخیری بود، عذر مرا بپذیرید

دوستان عزیز، سلام
برای من مغتنم و شادی‌آور است که می‌بینم علاقه‌مندانی پیوسته به این وبلاگ سر می‌زنند و بابت تأخیر در به‌روزرسانی وبلاگ، انتقاد می‌کنند. در میان بازدیدکنندگان خانم "شهرزاد" ضمن انتقاد به‌جا، به خوبی حق مطلب را ادا کرده بودند. بخشی از پیام خانم "شهرزاد" را می‌خوانیم:

 حالا که مطلب خاصی از آقای همایون در دست نیست، چه قدر شعرهای این ساز و آوازها را کلمه به کلمه معنی کنیم و مصاحبه‌های دو-سه سال پیش را بخوانیم. به نظر من این بحث‌ها درباره‌ی موسیقی خیلی جالب است. حالا که خبر خاصی نیست ؛ خب چرا درباره‌ی موسیقی بحث نکنیم؟ بله شما درست می‌فرمایید. این وبلاگ به نام آقای همایون شجریان است ولی حالا که موضوع خاصی برای صحبت کردن نیست چه بحثی بهتر از این.
جانا، سخن از زبان ما می‌گویی...

اما دوستان، به یک نکته نیز عنایت داشته باشید، به برکت روز تولد آقای همایون شجریان، نظرات بسیار زیادی ارسال شد و بحث‌های جالبی در گرفت. چنان‌که گویی عده‌ی زیادی به میهمانی آمده بودند. فکر می‌کنم برای بزرگداشت این روز -که تعدادی از دوستان مرتب آن را یادآوری می‌کردند- میهمانی مجازی درخوری ترتیب داده شد. فکر می‌کنید در قالب محدود این وبلاگ، برای برگزاری چنین روزی چه باید می‌کردیم؟ آیا می‌توانستیم به‌جز عرض تبریک و درج مطلب همراه با کاری گرافیکی، کار دیگری انجام دهیم؟ البته، ناگفته نماند که تلاش‌های دیگری نیز برای هر چه بهتر شدن پست قبلی صورت گرفت، اما نه بنده در پیگیری آن مصر بودم و نه شرایط مطلوب فراهم آمد. به این ترتیب نتوانستیم با آقای همایون شجریان ارتباطی برقرار کنیم. (صد البته ایشان در ایران اقامت ندارند و حتی ایجاد ارتباط از طریق دوستان و همکارانشان نیز میسر نشد.) ولی با وجود همه‌ی این کاستی‌ها، اتفاقی افتاد که به عقیده‌ی من جلوه و شکوه خاصی به این روز بخشید و آن هم بحث‌های خوبی بود که بین دوستان درگرفت و به خوبی روال خود را طی کرد. راستش را بخواهید، هنوز هم نمی‌خواستم پست جدیدی ارسال کنم تا رشته‌ی بحث‌ها نگسلد. اما نحوه‌ی بیان " خسته نباشید " از سوی خانم ناهید و تذکرات به‌جای خانم "فرزانه" و دوست بزرگوار "امیر/ دل‌آواز" و صد البته فروکش کردن تب‌وتاب بحث‌ها مرا بر آن داشت که وبلاگ را به‌روز کنم.
لازم است عرض کنم تأخیر در روزآمد کردن وبلاگ تنها از آن جهت است که مطالب و اخبار پیرامون آقای همایون شجریان چندان زیاد نیست، نه چیز دیگر... دوست عزیز، جناب "امیر" بنده به هیچ‌وجه، به بالا رفتن آمار و ارقام وبلاگ از رهگذر بحث و مجادله میان دوستان دل خوش نکرده بودم. درست است که " همگان در این بحث شرکت نمی‌کنند " اما عده‌ی زیادی می‌آیند، نظرات را می‌خوانند، درباره‌ی آن نظرات فکر می‌کنند، نظرات را سبک و سنگین می‌کنند و به نتایجی می‌رسند. نیازی نیست همه در بحث شرکت کنند. خود بنده به هیچ وجه وارد این گفت‌وگوها نشدم، ولی از نظرات دوستمان "حیران‌تر" و خانم "فرزانه" بسیار استفاده بردم و اطمینان دارم که بسیاری دیگر نیز با خواندن این مباحثات، مطالبی دستگیرشان شد ؛ گر چه در بحث حضور نداشتند.

دوستان، روزآمد کردن سریع و کوتاه‌مدت وبلاگ، به خصوص این وبلاگ که به طور ویژه به هنرمند عزیزمان، همایون شجریان، اختصاص یافته چندان آسان نیست. مگر آنکه در کنار مطالب مربوط به ایشان، سایر رخدادهای موسیقی را نیز دنبال کنیم تا محدوده‌ی وسیع‌تری برای درج مطالب داشته باشیم. چنانچه دوستان خوبم چنین مرا تحت فشار قرار دهند، ناگزیرم که کمی دایره‌ی مطالب را گسترده‌تر سازم که آن وقت دیگر ماهیت وبلاگ عوض خواهد شد و نمی‌توان لقب "اختصاصی" به آن داد.

در کنار آنچه آمد، مشغله‌ها و گرفتاری‌های شخصی نیز در این تأخیر بی‌تأثیر نبوده و نخواهد بود. در ضمن همین‌جا از همه‌ی دوستداران موسیقی و آقای همایون شجریان می‌خواهم که با ارسال مطلب، یاری‌رسان من باشند. این وبلاگ در مالکیت شخص بنده نیست، بلکه متعلق به همه‌ی دلسوزان و علاقه‌مندان است. بنابراین از کمک به پربار نمودن آن دریغ نفرمایید.

 

یک خبر/ آلبوم جدید همایون شجریان در راه است.

وبلاگ همایون شجریان: گویا، آلبوم جدید همایون شجریان به زودی منتشر خواهد شد. آهنگسازی این اثر نیز همچون " نسیم وصل " و " شوق دوست " بر عهده‌ی آقای محمد جواد ضرابیان است. طبق شنیده‌ها، قطعات این اثر مراحل پایانی ضبط را می‌گذراند و به زودی کار ضبط آواز و صداگذاری نیز آغاز خواهد شد. گفتنی است، به مانند " نسیم وصل " بخش اعظم این اثر را نیز تصانیف تشکیل می‌دهند و قطعات آوازی کمتری در آن گنجانده شده است.

 

مروری بر یک نقد/ انتقاد می‌تواند منصفانه باشد

چندی پیش مطلبی با عنوان " نقدی بر نقد آلبوم ناشکیبا " در وبلاگ قرار گرفت که در آن، نقد نویسنده‌ی روزنامه‌ی همشهری بر آلبوم ناشکیبا آمده بود و بنده نیز نقدی بر آن نقد نگاشتم و آن را دور از انصاف قلمداد کردم. برخی دوستان بر آن باور بودند که بنده در دفاع از اثر و نویسنده‌ی یاد شده در خرده‌گیری از آن، هیچ کدام شرط اعتدال را رعایت نکرده‌ایم. اما هر نقدی اگر در چهارچوب اصول و ضوابط خاص خود نگاشته شود، محترم و قابل تأمل است. از دید من، رعایت انصاف و اعتدال شرط لازم برای مقبولیت یک نقد است. همانطور که دوست عزیزمان "حیران‌تر" اشاره کرده بود، نقاد وظیفه‌ای در خصوص بیان همه‌ی نقاط روشن و نکات مثبت اثر ندارد. او باید به نقاط ضعف و کاستی‌ها و نارسایی‌های اثر توجه کند.
از این روی امروز مطلبی از شماره‌ی ۵۴۹ روزنامه‌ی شرق (۱۴ /۷ / ۱۳۸۴) انتخاب کرده‌ام که به قلم آقای ولى الله كاووسى نگاشته شده و به بررسی و معرفی آلبوم شوق دوست پرداخته است. می‌توانم از این مطلب به عنوان نقدی منصفانه و واقع‌گرایانه یاد کنم که ضمن انتقاد از اثر، اصول را نیز زیر پا نگذاشته است. با هم می‌خوانیم:

نگاهی به آلبوم شوق دوست | به نقل از روزنامه شرق | ولى الله كاووسى

«شوق دوست» سومين اثرى است كه با صداى «همايون شجريان» روانه‌ی بازار موسيقى شد. شجريان در اين اثر براى بار دوم در كنار «محمدجواد ضرابيان» قرار گرفته است. ضرابيان اين بار به جاى اركستر سمفونيک كه در نسيم وصل به كار گرفته بود، گروه سازهاى ملى را براى اجراى آهنگ‌هاى خود برگزيده است. پس از دستگاه‌هاى همايون و شور كه به ترتيب در دو اثر نسيم وصل و ناشكيبا به اجرا درآمده بودند، براى اثر جديد دستگاه سه‌گاه انتخاب شده است. دستگاهى كه به اعتقاد برخى صاحب‌نظران اصيل‌ترين دستگاه موسيقى ايران به شمار مى‌رود. طنين زخمه‌ی تار و بلافاصله پيوستن سازهاى ديگر به آن. اين لحظه‌ی آغاز اثر است. گروه مقدمه‌ی تصنيف را مى‌نوازد. ملودى زيباست و جمله‌بندى و فراز و فرود نغمه‌ها با معنى و به‌موقع، اما هيچ نشانى از يک هم‌نوازى منسجم و ارتباط تنگاتنگ ميان نوازندگان وجود ندارد. در مقايسه با اجراهاى شكوهمند و تأثيرگذار گروه‌هاى همدل و همراهى همچون «عارف» و «دستان» اينجا ضبط و ميكس استوديويى است كه صداى سازها را در كنار هم قرار داده و اجراى گروهى را از هرگونه احساس واقعى يكدلى و يک‌رنگى تهى كرده است. ديگر اينكه صداى تمبک كه پايه‌ی ريتميک گروه است چه در اين قطعه و چه در ساير قطعات به‌زحمت به گوش مى‌رسد و اين نقطه‌ی ضعفى است كه تقريباً در سرتاسر اثر وجود دارد. خواننده شروع به خواندن مى‌كند: اى پناه بى‌پناهان، از من دلشده روى مگردان، صدايش ترسان و مردد است. كلمات را به شدت گنگ و نامفهوم ادا مى‌كند به طورى كه مشكل مى‌توان فهميد چه مى‌خواند و بدتر از همه نوعى لطافت ساختگى در صدا موج مى‌زند. ظاهراً او غافل است از اينكه اين نرمى و گيرايى به طور طبيعى در صدايش موجود است و هيچ‌گونه نيازى به اين تلاش مصنوعى ندارد. كلام اين تصنيف از ضرابيان است و در مقايسه با ديگر تصنيف‌هايى كه در اين آلبوم با كلام او اجرا شده از سادگى و روانى بيشترى برخوردار است و در تلفيق با موسيقى سنتى كلام كم‌تر نمايان شده، مگر در دو مورد كه آشكارا سرهم‌بندى شده است: اولى «اين دل پريشان دادم به دستت» و ديگرى «براى من نمانده است جز نيمه‌جانى» اى‌كاش آهنگساز محترم فكرى به حال اين دو مصراع مى‌كرد. با پايان يافتن تصنيف، شروع آواز سه‌گانه با صداى تار نويد داده مى‌شود. تارى كه نوازنده‌ی آن خود را پيروی مكتب نوازندگى استاد «جليل شهناز» مى‌داند. اينكه چه اندازه در اين پيروى وفادار و موفق بوده فرصتى و صحبتى ديگر طلب مى‌كند. همايون، سه‌گاه را درآمد مى‌كند، با صدايى كه به‌وضوح قدرتمندتر و شفاف‌تر از صدايى است كه در تصنيف شنيديم و باز هم غزلى تابناک از سعدى بزرگ: اگر مراد تو اى دوست نامرادى ماست، مراد خويش دگر باره من نخواهم يافت
او در دو آلبوم پيش هم براى آواز خود كلام سعدى را برگزيده بود. گويا خواننده‌ی جوان ما، ارادت ويژه‌اى به شيخ بزرگ شيراز دارد و چه نيكو ارادتى.
همايون در اين آواز نشان داده است كه براى هر چه بهتر كردن صداى خود پشتكار و جديت زيادى به خرج مى‌دهد و همچنان در راه فراگيرى زير و بم‌هاى اين هنر جوينده و پوينده است. اين آواز به طور مشخصى از دو كار قبلى‌اش سنجيده‌تر و زيباتر بود. تنوع تحريرها و اجراى به‌موقع آنها، آرام و شمرده خواندن و واضح ادا كردن كلمات، درست خواندن شعر با توجه به معنى و تناسب ميان انتخاب ابيات با گوشه‌هاى مختلف دستگاه، همه و همه نشان‌دهنده‌ی ورزيده‌تر شدن شجريان جوان است. (البته همين آواز در همين دستگاه و با همين شعر جاى ديگرى هم از او شنيده بوديم.)
ناگفته نماند كه «شهرام ميرجلالى» هم به خوبى از عهده‌ی همراهى آواز برآمده است و با دادن جواب‌هايى مناسب و به‌اندازه، زيبايى آواز را دو چندان كرده است.
و بعد باز هم اجراى گروه و تصنيف «بخت سركش» با شعر حافظ. به جرئت مى‌توان گفت كه اين، قوى‌ترين تصنيف اين مجموعه است. آهنگى زيبا در تلفيق با غزلى استخوان‌دار و با صدايى گرم و گيرا. جالب توجه آنكه به جز چند بيتى از اين غزل، مطلع غزل ديگرى هم از حافظ كه با همين وزن و قافيه است در پايان تصنيف خوانده مى‌شود: «گر تيغ بارد در كوه آن ماه / گردن نهاديم الحكم لله» و مصراع «گه جام زركش گه لعل دلخواه» يک بار هم بدين صورت خوانده مى‌شود: «گه جام زركش، گه كام دلخواه».
پس از تصنيف، تكنوازى تار است. اساساً بود و نبود اين قطعه هيچ تفاوتى در كل مجموعه ايجاد نمى‌كند، چه رسد به اينكه در فهرست آلبوم وعده‌اى هم براى آن داده شود! روى «ب» با چهارمضراب مخالف آغاز مى‌شود. اينجاست كه صداى تمبک هم قدرى به گوش مى‌رسد و ساير سازها هم با استقلال بيشترى خودنمايى مى‌كنند. يكى دو بيت هم در آواز مخالف به خوبى اجرا مى‌شود. چهارمضراب به پايان مى‌رسد. خواننده در سكوت مطلق سازها گوشه‌ی مغلوب را اجرا مى‌کند:
غـلام قـامت آن لعبــت قـبـــا پـوشـم
كه از محبت رويش هزار جامه قباست
شجريان جوان در اين سكوت مطلق، مهارت خود را با چند تحرير متنوع و پياپى به نمايش مى‌گذارد و به‌خوبى از عهده‌ی اجرا برمى‌آيد. توانايى او در اجراى اين تحريرها تحسين‌برانگيز است. پس از آن فرودى با طمأنينه و پايان آواز. در ادامه‌ تصنيف نه‌چندان دلچسب «مست نگاه» است با كلام آهنگساز كه اى كاش آهنگ خود را بر روى شعر ديگرى ساخته بود و خود را وادار به گفتن چنين كلام كليشه‌اى و سستى نمى‌كرد. تصنيف صورت دست چندمى از آثار دوره‌ی قاجار است كه دلنشين‌ترين و ماندگارترين نمونه‌هاى آن را در سروده‌ها و ساخته‌هاى على‌اكبر شيدا تصنيف‌سراى مشهور آن دوره مى‌توان يافت. به‌كارگيرى اصطلاحات و واژگانى نظير «بت چين و ختن»، «حبيبم»، «صنما» و غيره بسيار از مد افتاده و نخ‌نما شده مى‌نمايد. بهتر آن بود كه شاعر اين تصنيف به جاى تلاش براى «شيداى زمان» شدن به مفاهيم امروزى‌ترى مى‌انديشيد.
آواز مثنوى مخالف از ديگر نقاط قوت اين مجموعه است. استفاده از شعر رهى هم بسيار بجا و تأثيرگذار است:
همچو موجم يک نفس آرام نيست          بس كه طوفان زا بود درياى دل
هم‌نوايى نى و كمانچه اثر دستان با صداى شجريان بزرگ را يادآورى مى‌كند. اينجا هم باز همايون نشان مى‌دهد كه مى‌تواند آينده‌ی بهترى داشته باشد. كمانچه‌ی «سينا جهان‌آبادى» شيوه‌ی نوازندگى «سعيد فرجپورى» را در آلبوم «رسواى دل» به خاطر مى‌آورد.
پايان‌بخش مجموعه هم باز تصنيفى است با حال و هواى دوره‌ی قاجار. باز هم كلام بى‌نمک ضرابيان با اصطلاحاتى همچون «شمع هر انجمن»، «مه شيرين‌زبان» و «صنم گلعذار» كه سال‌ها از تاريخ مصرفشان گذشته و اين‌ها همه در قالب يک آهنگ نشاط‌آور و طرب‌انگيز.

 

چند نکته:

یک/ نکته‌ای که گویا نویسنده‌ی نقد بالا از آن بی‌خبر بوده این است که "شوق دوست" پیش از دیگر آثار همایون شجریان اجرا و ضبط شده و جزو تمرین‌های قدیمی همایون شجریان است ولی انتشار آن حدود ۵ سال به تأخیر افتاده و در اسفند ۸۳ در دست علاقه‌مندان قرار گرفته است.
دو/ بنا به نظر نویسنده ،آواز شوق دوست، پیش‌تر در همین دستگاه (سه‌گاه) و با همین شعر توسط همایون شجریان اجرا شده است. بنده متوجه منظور دقیق نویسنده نشدم اما گمان می‌کنم ایشان ساز و آواز "نسیم سحر" را با "شوق دوست" اشتباه گرفته‌اند ؛ از آنجا که یک بیت نسبتاً مشابه در هر دو آواز وجود دارد : "اگر مراد تو ای دوست نامرادی ماست / مراد خويش دگر باره من نخواهم خواست" در شوق دوست و "و گر مراد تو اینست بی‌مرادی من / تفاوتی نکند چون مراد یار منست" شاید این تشابه نسبی در مصراع‌های اول، نویسنده را به اشتباه انداخته، شاید...
سه/ بر این باورم که نقاد نباید برداشت‌های حسی خود را در نقد دخالت دهد و تلاش کند خواننده را نیز در این احساسات شریک نماید. متأسفانه در قسمت‌هایی از نوشته‌ی بالا، نویسنده هر آنچه احساس کرده را بر زبان آورده، غافل از آنکه ممکن است آنچه به نظر او آمده، به نظر خوانندگان نیامده باشد. برای مثال، نویسنده صدای همایون در ابتدای تصنیف "دلشده" را "مردد" خوانده، در واقع صدای همایون به نظر او مردد و مضطرب آمده، پس نباید این احساس خود را تعمیم دهد و شمولی برای آن قائل باشد.
چهار/ فکر می‌کنم شما نیز با بنده موافق باشید که این نقد، نقد خوبی بود.

 

نتایج نهایی نظرسنجی شماره ۲

كداميک از قطعات آوازی آلبوم‌های همايون شجريان را بيشتر می‌پسنديد؟
ساز و آواز نسیم سحر ( 8رای، 6%)
ساز و آواز ناشکیبا ( 20رای، 17%)
آواز زهر شیرین ( 9رای، 7%)
ساز و آواز داغ دوستی ( 3رای، 2%)
ساز و آواز شوق دوست ( 22رای، 18%)
ساز و آواز دریای دل ( 7رای، 6%)
ساز و آواز نقش خیال ( 29رای، 25%)
آواز گناه عشق ( 18رای، 15%)

عنوان نظرسنجی: بهترين ساز و آواز
تاريخ شروع نظرسنجی: 1385/2/12
مجموع نظرات: 116

همان‌طور که ملاحظه می‌فرمایید، در این نظرسنجی " ساز و آواز نقش خيال " با کسب ۲۹ رأی به عنوان بهترین قطعه‌ی آوازی آثار همایون شجریان برگزیده شد. در ضمن " ساز و آواز داغ دوستی " از اقبال چندانی برخوردار نبود.

 

ز دست محبوب

آهنگساز و شاعر: غلامرضاخان رییس موزیک
دستگاه: ماهور
مدت اجرا: ۴ دقیقه و ۵ ثانیه
اجرا: محمدرضا شجریان و همایون شجریان
آلبوم: آهنگ وفا
نوازندگان (گروه آوا):
محمد فیروزی/ بربت
سعید فرجپوری/ کمانچه
بهزاد فروهری/ نی
بهروز همتی/ تار
جواد بطحائی/ سنتور
همایون شجریان/ تنبک

( ز دست محبوب ندانم چون کنم ) ( ۲ )
( وز هجر رویش دیده جیحون کنم ) ( ۲ )
( ز دست محبوب ندانم چون کنم ) ( ۲ )
( وز هجر رویش دیده جیحون کنم ) ( ۲ )

یارم چو شمع محفل است
دیدن رویــش مشکل است
سرو مــرا پـا در گــــل است
( بر خط و خالش مایل است ) ( ۲ )

یار من دلدار من کمتر تو جفا کن
( یـادی، آخــر تــو ز مــا کن )( ۲ )

رفتـم بـر آن مـاه (و) رو
بـا او نشستــم روبـــرو
گفتم سخن‌ها موبه‌مو

یار من دلدار من کمتر تو جفا کن
( یـادی، آخــر تــو ز مــا کن )( ۲ )

‌[ تکرار از اول تا آخر با ضرب تندتر ]
یـادی، آخــر تــو ز مــا کن

 مرجع : جاودانه‌ها (۲) (قسمت اول)
گردآورنده : مسعود زرگر


دانلود تصنیف قدیمی ز دست محبوب
حجم: ۱.۴۵ مگابایت

پی‌نوشت: مطالب این پست در تاریخ ۸ / شهریور / ۸۶ مورد بازبینی و اصلاح قرار گرفت./


این مطلب را به «بالاترین» بفرستید | این مطلب را به «دنباله» بفرستید | این مطلب را به «Del.icio.us» بفرستید | این مطلب را به «Digg» بفرستید | دسته: نقد و بررسی آثار | لینک ثابت |
:: نوشته شده در چهارشنبه دهم خرداد 1385ساعت 16:30  توسط سهند سلطاندوست

دوستان عزیز...
چندی پیش در یکی از وبگردی‌هایم برای یافتن مطالبی پیرامون آقای همایون شجریان، به نقدی بر نوار ناشکیبا برخوردم که در شماره‌ی ۳۳۹۹ (يكشنبه ۱۷ خرداد ۱۳۸۳) روزنامه‌ی همشهری به چاپ رسیده بود. این مطلب که نگارنده‌ی آن، جناب آقای محمد بهمنش هستند، در زیر می‌آيد:

نقدی بر نوار ناشكيبا
نه در حد انتظار/ محمد بهمنش

بی‌ترديد در سايه‌ی پدری با درجه‌ی مهارت و استا