تبليغاتX
همایون شجریان

طرح روی جلد: مریم قاسمی - تصویرسازی: سهند سلطاندوست

علی قمصری را با تلاش برای آفریدن گونه‌ای تجربه‌ی رنگ‌آمیزی‌شده و چندصدایی در موسیقی ایرانی و تجربه‌اش در موسیقی با کلام «نقش خیال» به یاد داریم. از سوی دیگر او را تارنوازی توانا، مرتبط با شیوه و آموخته‌ی کلاس درس حسین علیزاده، و تحت تأثیر او می‌دانند (هر چند که معلمان دیگری نیز داشته است). این آلبوم را باید اولین اثر کاملاً مختص تارنوازی منتشرشده‌ی قمصری دانست. بله، تارنوازی؛ چرا که نوازندگان دیگر، تأثیر کم‌رنگی در این اثر دارند.

قمصری پیش از این هم در متن آلبوم‌های دیگرش، بخش‌هایی را به تکنوازی تار اختصاص داده است (مانند «تکنوازی بیداد» در «سرو روان»)، بنابراین می‌توان برخی ویژگی‌های کارش را از آنها تا این آخرین آلبوم دنبال کرد. از سوی دیگر در «شور پریشانی» و به‌طور مشخص در قطعات «دست‌مستی» و «شور پریشانی» به همنوازی میکس‌شده‌ی دو تار می‌پردازد، پس کارش از منظر رنگ‌آمیزی و موفقیت در همنشین کردن تارها و بافت قابل بررسی است.

از نظر ماده‌ی موسیقایی، این اجرا نسبت به سرو روان نزدیکی بیشتری با یک اجرای استاندارد (توالی قطعات با متر آزاد و ضربی‌ها و ربطشان با گوشه‌ها) دارد. تمایل به نمایش توانایی‌های تکنیکی تارنوازی که پیش از این هم در نواخته‌های وی مشهود بود، در اینجا به‌روشنی خود را نشان می‌دهد. این تمایل تنها مختص قطعات ضربی نیست؛ بلکه در نواختن گوشه‌ها نیز روشن است. هر چند ته‌رنگ شیوه‌ی تارنوازی علیزاده در کار قمصری هنوز وجود دارد؛ اما میزان استفاده‌ی برخی از مشخصات آن به‌کلی شخصی و منحصر به نوازنده است. از جمله‌ی این ویژگی‌ها، خیزش متقارن شدت‌وری در میانه‌ی جملات موسیقی است که در شور پریشانی به‌طریقی گسترده به شکل ریزهایی سریع که در پایان راه به حداکثر شدت از لحاظ فشردگی و دینامیک می‌رسد و ساختار جملات را به انقیاد خویش درمی‌آورد، خودنمایی می‌کند. دامنه‌ی این گونه جمله‌بندیِ تحت تأثیر شدت‌وری مواج، حتی قطعات ضربی را نیز تحت تأثیر خود قرار داده و به اجرای دیگر تکنیک‌ها نیز تسری یافته است. میزان به‌کارگیری این خیزش‌ها شخصیت مستقل نوازندگی قمصری را در آلبوم اخیرش می‌سازد. شخصیتی که در آفریدن دایره‌ی واژگان تکنیکی جدید که در سطح استفاده و نوع به‌کارگیری آنها ظهور پیدا می‌کند. نوازندگی او که از لحاظ سرعت پنجه و بیش از آن مضراب نیز اثری در خور توجه بر شنونده باقی می‌گذارد، نکته‌ای نسبتاً تازه در خود دارد: برخی از نوازندگانی که تا این حد سریع می‌نوازند، صدادهی سازشان تغییر می‌کند و همچنین کمتر می‌توانند پیچیدگی و پُری بافت را نیز هم‌زمان نگه دارند. بیشتر اوقات از دید چنین نوازندگانی سرعت تنها در حرکات طولی سریع بر روی دسته‌ی ساز خلاصه شده است؛ در حالی‌که قمصری علاوه بر این موفق می‌شود در حرکت‌های طولی بسیار سریع تغییرات رنگ، کنده‌کاری و تکیه‌ها و افزایش فشردگی بافت را با مهار بر بازه‌ی شدت‌وری، در هم تنیده و ساختمانی پُرچین و شکن را فراهم کرده و همین‌طور لحن صدای تارش را نیز نزدیک به صدادهی ساز نوازندگان قدیمی نگه‌دارد.

به غیر از تکنوازی‌ها، دو قطعه‌ی همنوازی نیز در آلبوم منتشر شده است. در همنوازی‌ها او تا کنون به‌کارگیری مجموعه‌ای از تجربه‌های پیشین همنوازی در موسیقی ایرانی را دیده‌ایم؛ در گستره‌ای از شباهت‌های بی‌پرده‌ی «مقدمه‌ی نوا» از نقش خیال با «نی‌نوا» تا نزدیکی‌های پوشیده‌ی رنگ‌آمیزی «پیش‌درآمد» آلبوم سرو روان با مقدمه‌ی «بوی نوروز». البته چنان‌که اشاره شد او بیشتر این‌ها را با شدتی بیش از آهنگسازان اصلی‌شان به‌کار می‌گیرد. در همنوازی‌های این آلبوم نیز او همین راه را برگزیده است. همنوازی دو تار که قلب هر دوی این قطعات را تشکیل می‌دهد، ریشه‌شان به تفکری می‌رسد که یکی از اولین نمونه‌های آن در «شورانگیز» حسین علیزاده نهفته است. همنوازی با استفاده از تمهیدات روال‌های خطی خود موسیقی ایرانی به‌نحوی که دو خط موازی (یا حتی یکسان) از طریق تزیین و تکمیل و گاه جدا شدن از یکدیگر ساختار همنوازی را شکل می‌دهد. قمصری علاوه بر به‌کارگیری این تجربه‌ها، موفق شده موضوع را قدری تکمیل کند؛ ملودی‌های موازی دو تار در لحظاتی از طریق جابه‌جایی شدت‌ها و در لحظاتی دیگر با واقع شدن در سکوت‌های ملودی دیگر (با استفاده از خلاءهای بافت) استقلال بیشتری به هر یک از خط‌ها می‌بخشد. به‌علاوه او گاه ملودی‌ها را به‌کلی از یکدیگر جدا می‌کند و دوباره از طریق یک نغمه‌ی واحد به هم می‌رساند. مانند تصور ذهنی دو خط که بر هم منطبق باشند و موقتاً از هم جدا شده و دوباره بر یکدیگر منطبق شوند.

اما مطابق روال معمول، شور پریشانی ایرادهایی هم دارد. از همه مهم‌تر اینکه شاید انباشته شدن آن همه جلوه‌های فنی در یک اثر جای کمتری برای پرداختن به ماده‌ی موسیقایی و خود موسیقی باقی گذاشته است. دیگر اینکه همنوازی ساز کوبه‌ای همراه قطعات ضربی نیز چیزی از توانایی‌های نوازنده‌ی تار با خود ندارد و بیشتر اوقات به‌جای آنکه چیزی بر قطعه بیفزاید، آن را می‌آشوبد. و آخر آنکه در نوشته‌ی دفترچه‌ی سی‌دی، بی‌دقتی‌هایی که در خور چنین موسیقی‌ای نیست، راه یافته؛ «ساختار ملودی‌های اثر، بسامدهای دینامیک آن، بهره‌مندی از ریتم‌های ایقاعی و غیرمتداول و نیز استفاده از تکنیک‌های بدیع و موجود در مکاتب نوین تارنوازی همراه با لحن و چاشنی مکاتب قدیمی، ابزار اصلی توصیف در این آلبوم هستند.» جدا از به‌کارگیری ترکیب نامأنوس «ریتم‌های ایقاعی» به‌جای «ادوار ایقاعی» و با نادیده انگاشتن اینکه به درست یا نادرست این اصطلاح موسیقی قدیم امروزه چه کاربردی یافته است، معلوم نیست چه چیزی در یک آلبوم مطلقاً سازی توصیف شده که اینها ابزارش است. افزون بر این، در بخش معرفی نوازندگان هم با اصطلاحاتی مانند «مدرسه‌ی عالی دانشگاه موسیقی» مواجه می‌شویم که برای کاری تا این حد جدی و ناشر پرسابقه‌ی آن (ماهور) نقص به حساب می‌آید.

قطعه‌ی نمونه
ضربی شوشتری

| صفحه‌ی دانلود |
حجم فایل: ۲.۲۶ مگابایت
کیفیت: ۱۲۸ کیلوبیت بر ثانیه

نویسنده: آروین صداقت‌کیش

منبع: مجله‌ی موسیقی «فرهنگ و آهنگ»، شماره‌ی ۲۷، آبان ۱۳۸۸

دسته: نقد و بررسی | نویسنده: سهند سلطاندوست | کد مطلب: 241-2 | لینک ثابت | |

این سومین مرتبه است که اشعار کنسرت «شجریان‌ها» پیش از کنسرت یا در حین برگزاری آن، از طریق وبلاگ غیررسمی همایون شجریان منتشر می‌شود. خوش‌بختانه این حرکت با استقبال علاقه‌مندان مواجه شده و دیگر دارد به یکی از سنت‌های این وبلاگ تبدیل می‌شود. امشب ۳۰ مرداد ۸۷، یعنی یک روز پیش از آغاز کنسرت همایون شجریان و گروه «دستان» اشعار احتمالی این اجرا را آماده کرده‌ایم تا عزیزانی که قصد شرکت در نخستین کنسرت مستقل همایون در ایران را دارند، دستِ پر در تالار بزرگ کشور حاضر شوند. شاید این چند برگ، نشانه‌ای باشد تا در شب‌های کنسرت به کمک آن، یاران صمیمی نادیده‌ی خود را باز شناسیم...

این بار نسبت به دفعات قبل، تهیه و تدوین فایل اشعار، کمی دشوارتر بود. تا آنجا که ناچار شدیم در مواردی تنها با توجه به‌نام قطعه و شاعر آن، شعر مورد نظر را حدس بزنیم! در این بین دسترسی به شعر تصنیف «عاشقانه» اثر حمید متبسم ممکن نبود. همچنین غزل «دلشده» از عراقی را هم آنقدری مطمئن نبودیم تا در فایل بگنجانیم. صرف‌نظر از این دو مورد امیدواریم بقیه‌ی اشعار، همان‌هایی باشد که در این فایل آمده است.

اشعار در قالب یک فایل PDF و در سه صفحه آماده شده است. این بار تصمیم گرفتیم، تعداد صفحات کمتر شود تا آوردن‌شان به کنسرت هم آسان‌تر باشد. حجم این فایل بسیار کم و در حدود ۱۴۵ کیلوبایت می‌باشد. مطابق معمول، متن کامل اشعار گردآوری شده ؛ در حالی‌که تمامی این ابیات در کنسرت اجرا نخواهد شد. در ضمن ممکن است ترتیب خواندن ابیات نیز دستخوش تغییر شود.

جا دارد در اینجا از همکار گرامی‌ام، جناب آقای محمدعلی محمودیار که در آماده‌سازی این فایل از نظرات ارزشمندشان استفاده کردم، جناب آقای ایاز رزمجویی که لطف کرده و شعر تصنیف «وطن» سیاوش کسرایی را برایم فرستادند و نیز خانم «فرحناز»، خواننده‌ی عزیز وبلاگ که چندماه پیش، زحمت شعر تصنیف «قیژک کولی» را کشیده بودند، صمیمانه سپاسگزاری کنم.

تــوجــه: برای مشاهده‌ی فایل PDF به نرم‌افزار Adobe Reader نیازمندید. اما اگر این برنامه را در اختیار ندارید و یا به‌طور کلی با فایل‌های PDF آشنایی ندارید، پیشنهاد ما این است که نرم‌افزار کم‌حجم و کارای Foxit Reader را دانلود و نصب کنید.


دانــلــود |

منــابــع:

۱. دیوان غزلیات سعدی بر اساس چاپ‌های شادروانان «محمدعلی فروغی» و «حبیب یغمایی»، نشر «فکر روز»، به اهتمام کاظم برگ‌نیسی

۲. دیوان غزلیات عطار، نشر «بوستان توحید»

۳. نرم‌افزار دیوان حافظ شیرازی، شرکت نرم‌افزاری «وزش»، علی حدیدیان

۴. وب‌سایت‌ها: www.recent.ir | www.rira.ir | www.avayeazad.com

پی‌نوشت ۱: اين فایل به‌صورت همزمان از طریق وب‌سايت شجريانی‌ها (علاقه‌مندان استاد شجريان) نیز منتشر شده است.

پی‌نوشت ۲: ساعتی پس از پایان شب اول کنسرت، دوست و همکار عزیزم، جناب آقای علی میرزایی شعر تصنیف «عاشقانه» اثر حمید متبسم را برایم فرستادند که در زیر می‌خوانید:

     در تارهای عشق تو پیچیده‌ام عزیز / بر بند سخت زلف تو تابیده‌ام عزیز
     از آفتاب مهر تو روییده‌ام ز خاک /  در سایه‌سار سرو تو آسوده‌ام عزیز
     چون برگ زرد به‌روی زمین سبز / چون برگ زرد، جانانه در دام تو افتاده‌ام عزیز

ضمناً در صحبتی که با آقای میرزایی داشتم، متوجه شدم که گویا ساز و آواز «بوی عشق» هم از برنامه حذف شده و به‌جای آن شعر دیگری از سعدی خوانده شده است با این مطلع: «خرامان از درم باز آ کت از جان آرزومندم / به دیدار تو خوشنودم به گفتار تو خرسندم». متن کامل این غزل را می‌توانید در اینجا یا اینجا بخوانید. به‌گفته‌ی ایشان، این ساز و آواز تنها قطعه‌ای بوده که در بروشور کنسرت، اسم نداشته است!

پی‌نوشت ۳: شعر ساز و آواز «دلشده» اثر فخرالدین عراقی را هم می‌توانید در این صفحه از کتابخانه‌ی اینترنتی «ری‌را» بخوانید.

دسته: نقد و بررسی | نویسنده: سهند سلطاندوست | کد مطلب: 160-2 | لینک ثابت | |

بی‌تردید دانستن اشعاری که قرار است در یک کنسرت موسیقی توسط خواننده اجرا شود و به‌همراه داشتن آن اشعار، می‌تواند نقش به‌سزایی در التذاذ هر چه بیشتر علاقه‌مندان ایفا نماید.

اگر خاطرتان باشد پارسال پیش از برگزاری کنسرت استاد شجریان و گروه «آوا» بود که اشعار احتمالی کنسرت را آماده کردم و در اختیار کاربران وبلاگ گذاشتم. امسال اما با توجه به اینکه این نخستین اجرای گروه بود و اخبار چندانی پیرامون اسامی قطعات و اشعار آنها اعلام نشده بود، کارم کمی سخت‌تر شد. پس از گذشت دو شب از کنسرت و در حالی‌که هنوز ۵ شب دیگر باقی‌ست، سرانجام تمامی اشعار اجراشده را آماده کرده‌ام که می‌توانید در این پست دانلود نمایید. باز هم می‌گویم شاید این چند برگ نشانه‌ای باشد تا در شب‌های کنسرت به کمک آن، یاران صمیمی نادیده‌ی خود را باز شناسیم...

چند نکته:

١ | حجم این فایل PDF بر خلاف سال پیش، بسیار اندک و در حدود ١۵٠ کیلوبایت است که در زمانی کمتر از یک دقیقه و حتی با کمترین سرعت اتصال نیز دانلود می‌شود.

٢ | اشعار به‌ترتیبی که در کنسرت اجرا شده‌، آمده است. فایل مجموعاً شامل ١٠ صفحه است که ۵ صفحه‌ی اول آن مربوط به بخش نخست کنسرت (رندان مست) و ۵ صفحه‌ی دوم مربوط به بخش دوم  (مرغ خوشخوان) است.

٣ | توجه کنید که در این فایل متن کامل اشعار گردآوری شده ؛ در حالی‌که تمامی این ابیات در کنسرت اجرا نخواهد شد. در ضمن ممکن است ترتیب خواندن ابیات نیز دستخوش تغییر شود.

٤ | اشعار کنسرت از حافظ، سعدی، مولانا و ملک‌الشعرای بهار است. از حافظ ۷ غزل، از سعدی و مولوی ٢ غزل و یک قطعه هم از بهار در فایل گنجانده شده است.

۵ | برای مشاهده‌ی فایل PDF به نرم‌افزار Adobe Reader نیازمندید. اما اگر این برنامه را در اختیار ندارید و یا به‌طور کلی با فایل‌های PDF آشنایی ندارید، پیشنهاد من این است که نرم‌افزار کم‌حجم و کارای Foxit Reader را دانلود و نصب کنید.

۶ | با توجه به محدودیت دردسرآفرین پهنای باند، فایل را در سه فضای مختلف آپلود کرده‌ام تا مشکلی پیش نیاید. اگر یکی از لینک‌ها از کار افتاده بود، لینک‌های کمکی دیگر را امتحان کنید. در ضمن با توجه به آمار بازدید بسیار بالای این چند وقت اخیر که موجب افتخار حقیر است، دسترسی به برخی فایل‌های قدیمی وبلاگ ناممکن شده که در تلاش برای رفع این مشکل هستم.


| دانــلــود |

دسته: نقد و بررسی | نویسنده: سهند سلطاندوست | کد مطلب: 128-2 | لینک ثابت | |

عکس: پژمان اکبرزاده/ رادیو زمانه

دریافت فایل صوتی | حجم فایل: ۳.۱۳ مگابایت | مدت زمان: ۱۳:۴۱ | کیفیت: 32kbps
در این فایل گوشه‌هایی از کنسرت همایون شجریان و گروه دستان گنجانده شده است.

شنبه‌شب، ۱۶ فوریه‌ی ۲۰۰۸، همایون شجریان به‌همراه گروه دستان و در ادامه‌ی تور کنسرت‌های اروپا، اجرایی در آمستردام، در تأتر تروپن داشت که خالی از بحث نبود.
این کنسرت در دو بخش «دشتی» و «اصفهان» اجرا شد. برنامه بر خلاف بیشتر برنامه‌های ایرانی، بدون هیچ‌گونه اعلام و صحبت (به‌ویژه برای غیر فارسی‌زبانان) آغاز شد و این برای همه جای پرسش و شگفتی داشت.

بخش نخست برنامه، در «دشتی»، از کارهای حمید متبسم و آوازهایی با تنظیم همایون تشکیل می‌شد. کنسرت با اجرای ترانه‌ی «عاشقانه» از متبسم آغاز شد. کاری آشنا که پیش از این بارها از گروه «مضراب کوچک» شنیده شده بود؛ البته با اجرایی کاملاً مغایر!
برخی از حاضرین که این ترانه را شنیده بودند به گوش‌شان آشنا بود اما دچار تعجب شده بودند؛ چرا که تنظیم آن بسیار متفاوت بود. البته تنظیم آن برای گروهی به کاملی ِ دستان بسیار زیباتر، جذاب‌تر و رساتر شده بود اما تفاوت اجرایی آن کاملاً مشهود بود. این بار، همایون با سبک آوازی «شجریانی» آن را خواند که به دور از سبک «متبسم» است. اما صدای دلپذیر همایون از زیبایی آن نکاست و تنها از سبک آن دور شد. هرچند که این قطعه تا آخر نیز اجرا نشد و اوج آن که بخش زیبای کلامی آن است، خوانده نشد.

در بخش «ساز و آواز» بده و بستان سازهای آوایی کوتاه، جذاب و زیبا بود؛ همچنان که در موسیقی اصیل ایرانی شنیده‌ایم. این بده و بستان‌ها که بین یک ساز و آواز است، در اینجا همچنان ادامه می‌یافت به سازهای دیگر و مثلاً جایی که تار و بربت به هم پاسخ می‌دادند و کمانچه در زیر این پرسش و پاسخ شنیده می‌شد، زیبا بود. معمولاً «دشتی»هایی که حمید متبسم تنظیم و اجرا می‌کند بوی خراسان را به سالن کنسرت می‌آورد و در این بخش هم همین‌طور در جریان بود. با توجه به کارهای اخیر او که از حال‌وهوای سنتی و «یک خطی» دور شده، این رنگ‌وبوی خراسانی حالی دیگر به کارهای دشتی آن شب بخشیده بود.
آواز در اینجا اما، با توجه به تفاوت رنگ صدای همایون با صدای پدر (محمدرضا شجریان) و با شنیدن رد پای سبک «شجریانی» همچنان حال مغایری داشت؛ هر چند که به‌نظر عوام همیشه او در قالب پدرش می‌خواند، در این اجرا همایون بیش از اوقات دیگر و به‌ویژه وقتی با پدر هم‌آوایی می‌کند، به‌سبک خودش نزدیک بود و رنگ «شجریانی» آن کمتر بود؛ البته تنها در بخش دشتی.

جای بسی امید که این روزها همه می‌کوشند صدا و کارشان رونوشتی از کار شجریان باشد و واژه‌ی «سبک» برایشان محلی از اعراب ندارد، اما همایون که از ده سالگی تحت آموزش مستقیم پدر بوده، خوشبختانه نشان داد که می‌تواند خودش باشد. همایون در اجرای آواز به‌دور از کپی‌کاری‌های متداول روز، اگر بخواهد می‌تواند نوعی دیگر بدرخشد و با گوشی کارشناسانه درمی‌یابیم که رنگ صدایش بسیار خوش‌طنین و دلنشین است و نوع صدادهی حنجره‌اش بسیار لطیف و تأثیرگذار. به‌شرطی که با حس خودش بخواند و خودش باشد. این نکته در آوازهای آن شب، در بسیاری جاها به‌ویژه در «دشتی» کاملاً محسوس بود.

در جواب آوازها ظرافت زیادی به‌کار می‌رفت، هر چند که جواب آواز تار با آواز هماهنگ نبود؛ یعنی منطبق با سبک اجرای آواز نبود، اما همکاری سازها و انتقال جواب آواز از سازی به ساز دیگر، همچنین زمینه‌ای بودن ساز سوم، از مهارت ویژه‌ای برخوردار بود. به‌ویژه جایی که کمانچه صدای زمینه‌ای بود برای پرسش و پاسخ تار و بربت، کمانچه صدایی صحرایی و رمیده داشت.

ترانه‌ی «قیژک کولی» ساخته‌ی متبسم، در وزنی سنگین، زیبا و نه‌چندان ساده اجرا شد. انتخاب شعر و هماهنگی کلام با زاویه‌های آوایی تصنیف، نشان‌گر توانایی آهنگساز و چیرگی خواننده بر موسیقی و شعر بود.

قطعه‌ی «مستانه» که بدون آواز اجرا می‌شد، در وزنی حماسی ساخته شده و جایی که تنها صدای تار شنیده می‌شد، سبک ویژه‌ی آهنگسازی و اجرای متبسم بسیار پررنگ بود.
دونوازی سازهای کوبه‌ای که در ابتدا جذاب بود، به‌دلیل کش آمدن و یک‌نواختی از گوش‌نوازی به‌در شد و شنونده را از حال‌وهوای خاص شنیداری بیرون کشید.

باز به ساز و آواز می‌رسیم که در اینجا جواب آوازها با تار است و باز دچار همان ناهماهنگی که همایون منطبق بر سنت می‌خواند و تار منطبق با سبک «متبسم». اما باز که به بده و بستان‌های سازها می‌رسیم، همان مهارت و ظرافت شنیده می‌شود.

ورود این بخش به آخرین قطعه که تصنیفی بسیار قوی از متبسم است به‌وسیله‌ی سازهای کوبه‌ای صورت می‌گیرد که به‌خوبی از پس آن بر می‌آیند. تصنیف «زهی عشق» کاری منحصربه‌فرد است که بسیار جای مانور دارد؛ اما با انتظاری که از همایون می‌رود، به گوش کارشناسانه، خالی از هر مانوری به پایان رسید و می‌توانست بهتر از این اجرا شود.

بخش دوم کنسرت به آثار سعید فرجپوری در مایه‌ی اصفهان اختصاص داشت که در میانه، سفری نیز به ابوعطا می‌کرد و باز به فضای اصفهان برمی‌گشت. آغاز آن با آواز اصفهان بود که دو چندان لطیف‌تر و قوی‌تر از آواز دشتی بود. دلیل آن هم این بود که کارهای فرجپوری بیشتر با سبک سنتی انطباق دارند و تسلط همایون نیز در این مقوله بیشتر است؛ اما متأسفانه در این حوالی است که او از خودش دور می‌شود و بیشتر به صدای پدر نزدیک می‌شود و تنها وقتی که بم می‌خواند ما باز صدای خودش را می‌شنویم.

در این بخش به‌جز سازهای کوبه‌ای از لحاظ صدادهی، شنونده به‌لحاظ ملودی و وزن به یاد کارهای «کارگاه چاووش» می‌افتد. حتی تار متبسم نیز در این بخش، از سبک خودش دور شده و کاملاً در قالب سنتی نواخته می‌شود. البته در بخش اصفهان صدای تار نیز بیشتر شنیده می‌شود.

بهنام سامانی مانند همیشه با دف مهارت خودش را نشان داده و با کنترل صدای دف به چیرگی او بیش از پیش اطمینان پیدا می‌کنیم.

جایی که فضا رنگ ابوعطا می‌گیرد، آواز بسیار زیبا می‌شود؛ اما نه بی‌نظیر که بسیار به صدای استاد شبیه می‌شود و تنها در القای حس است که می‌توان به تفاوت همایون با پدر پی برد. تأثیرگذاری او بیش از پدر است، زمانی‌که او در جوانی ابوعطا می‌خواند.

تصنیف «اسرار عشق» علاوه بر اجرای خوب، از ملودی و وزنی غنی برخوردار است. البته در همه‌ی ضربی‌های این بخش، رد پای موسیقی کردستان پیداست و معمولاً از فرجپوری کمتر، از این دست تأثیرات در کارهایش می‌شنویم و این نکته‌ی مثبت کار اوست.

بازگشت به اصفهان، با کمانچه بسیار نرم و سحرانه صورت می‌گیرد؛ و در انتها تصنیف «وطن» با شعری از سیاوش کسرایی اجرا می‌شود که با نوازندگی و خوانندگی بسیار خوب همه‌ی گروه، رایحه‌ی شاهنامه در فضای سالن می‌پیچد و همه‌ی حاضران را تحت تأثیر قرار می‌دهد.

برای ترانه‌ی درخواستی نیز «مرغ سحر» اجرا شد که دور از انتظار بود؛ اما ظاهراً رضایت عامه‌ی تماشاچیان جلب شد.

اما نسبت به کل کنسرت، واکنش تماشاچیان بسیار متناقض بود. برخی بسیار مشعوف بودند و برخی سرخورده! مشعوف از اینکه پسر جای پدر را گرفته است و شور و هیجان اجرا بسیار بود؛ و سرخورده از اینکه پسر هم که شد کپی برابر اصل پدر و یا در اجراها تعداد تصنیف‌ها زیاد بود و اجرای آواز کم و...
درست نیست که همایون کپی پدر شود و یا هر خواننده‌ی دیگری کپی استادی دیگر. هر هنرمندی باید خودش باشد و سبک خودش را داشته باشد. همانطور که محمدرضا شجریان هم در سبک خودش می‌خواند و نه کپی طاهرزاده؛ اگر چه تحت تأثیر سبک اوست اما مانند او نمی‌خواند و در تاریخ موسیقی آوازی ایران به‌نام «صاحب‌سبک» ثبت شده است. امیدواریم که همایون شجریان هم به‌مرور سبک خودش را به‌دست آورده و او نیز در تاریخ، نامی این‌چنینی برای آیندگان به‌جای بگذارد. دیر نباشد آن روز!

منبع: رادیو زمانه/ آهنگ زمانه [رجوع به منبع...]

در همین زمینه بخوانید:

گزارش‌هایی از اجراهای مختلف همایون شجریان و گروه دستان در اروپا - سایت هنر موسیقی

دسته: نقد و بررسی | نویسنده: سهند سلطاندوست | کد مطلب: 96-2 | لینک ثابت | |

مروری بر آلبوم‌های همایون شجریان | بابک شفیعی‌زاده | ماهنامه‌ی موسیقی فرهنگ و آهنگ | وبلاگ اختصاصی همایون شجریان

گویا نگاه به «همایون شجریان» بدون نام و سایه‌ی پررنگ «محمدرضا شجریان» کاری دشوار است. نزدیکی و شباهت زیاد صدای همایون به صدای پدر (عامل وراثت و اکتساب) و شروع کار حرفه‌ای در کنار او، بخشی از دلایل این دشواری است. دلایل دیگر را می‌توان در میان مردم یافت، که هر جا و همیشه، پسرها را جانشین پدرها دانسته‌اند.
در این مقاله، با کنار گذاشتن آلبوم «آهنگ وفا» و چند کنسرت که همایون با پدر داشته، سعی شده به‌طور مستقل، از چند منظر، مروری بر آلبوم‌های وی صورت گیرد. از او تا کنون ۵ آلبوم منتشر شده: «نسیم وصل» با آهنگسازی «محمدجواد ضرابیان» (۱۳۸۲)، «ناشکیبا» اثر «اردشیر کامکار» (۱۳۸۳)، «شوق دوست» ساخته‌ی ضرابیان (۱۳۸۳)، «نقش خیال» به آهنگسازی «علی قمصری» (۱۳۸۴) و «با ستاره‌ها» باز هم از آثار ضرابیان (۱۳۸۵).
در ابتدا اشاره به دو نکته شاید مفید باشد: یکی آن‌که تصور کنیم سی‌دی‌های منتشرشده حاصل تفاهم و توافق هنری همایون با آهنگسازان بوده و دیگر این‌که فراموش نکنیم چنین آثاری همواره به‌نام خواننده‌اش شناخته می‌شوند.

شیوش صدا

شاید اولین شاخص هر خواننده شیوش یا رنگ صوتی صدای وی باشد. شیوش صدای همایون، بنا به دلایل ژنتیکی و نیز تعالیم مستمر و مستقیم محمدرضا شجریان، بسیار نزدیک به صدای پدر است. هر چند از توصیه‌های محمدرضا شجریان به شاگردان خود برای پیشرفت، تقلید از صدای خوانندگان دیگر است؛ اما به‌نظر می‌رسد که صدای همایون ذاتاً شبیه پدر بوده و او تلاشی برای تغییر صدای خود و نزدیکی آن به صدای پدر نکرده باشد. کاری که این روزها در بیشتر موسیقی‌ها اعم از پاپ و سنتی و راک زیاد دیده می‌شود. خوانندگان با این تقلیدها می‌خواهند یادآور شیوش صدای دیگران باشند و تقلید را، نه وسیله‌ی آموزش، بلکه هدف قرار داده‌اند.

آواز متریک و غیرمتریک

از دویست و هشتاد دقیقه آثار ارائه شده تقریباً دویست دقیقه‌ی آن (یعنی بیشتر از هفتاد درصد) به قطعات متریک اختصاص یافته که این می‌تواند نشان‌دهنده‌ی میل بیشتر خواننده به تصنیف باشد. به‌نظر می‌رسد سن خواننده و شاید این که تمبک هم می‌نوازد، علاقه‌ی مردم به تصنیف و ماندگاری آن در اذهان و رواج موسیقی پاپ موجب اجرای قطعات متریک شده باشد. چه بسا تصانبف و قطعات متریک باعث جذب سریع‌تر و بیشتر مخاطبان عام در ابتدای راه نیز می‌شود. در اینجا سؤالی که مطرج می‌شود این است که ارائه‌ی دو آلبوم نسیم وصل و با ستاره‌ها به‌شکل موجود یعنی اجرای هشت تصنیف پشت سر هم با یک ارکستر، یک خواننده و تمپوی تقریباً یکنواخت و کند چه تأثیری بر ذهن شنونده می‌گذارد؟ و هدف از چنین طرحی چه بوده؟
همایون شجریان در قسمت دوم چهار آلبوم خود، یعنی نسیم وصل، ناشکیبا، شوق دوست و نقش خیال به اجرای آواز در دستگاه‌های همایون، شور، سه‌گاه و نوا پرداخته است. گذشته از جواب آوازها توسط ساز، به‌نظر می‌رسد که خواننده بیشتر از حد معمول به اجرای تحریر می‌پردازد و باعث شده تا این آوازها قدیمی‌تر از موسیقی زمان خود به‌نظر آیند. آواز «زهر شیرین» روی قطعه‌ی متریک «هامون» در آلبوم ناشکیبا نمونه‌ی آوازی‌است که شاید باز تسلط و اشتیاق بیشتر خواننده را به قطعات ضربی نشان می‌دهد. اوج و فرود مناسب و نبود تحریرهایی که پیش‌تر از آن گفتیم، باعث برقراری ارتباطی حوب بین موسیقی و شنونده می‌شود؛ به‌ویژه این که زمان نه چندان زیاد این آواز باعث می‌شود تا ریتم ثابت قطعه، خسته‌کننده نباشد و شنونده را با خود پیش ببرد.

تأثیرگذاری خواننده بر موسیقی و به‌عکس

خیلی وقت‌ها شاهد اجرای یک قطعه توسط خوانندگان مختلف در زمان‌های مختلف بوده‌ایم؛ مانند تصنیف‌هایی که شجریان از «بنان» خوانده یا ترانه‌هایی که از آثار «تجویدی»، «خالدی» یا «خرم» توسط خوانندگان مختلف (مرد و زن) اجرا شده است. با گوش دادن به این آثار، به تأثیر مستقیم خواننده بر قطعه پی می‌بریم؛ چرا که حال و هوای متفاوتی که در هر یک از این اجراها ایجاد می‌شود نشان از تأثیر ذوق و سلیقه‌‌ی خواننده بر موسیقی دارد.
شباهت سه آلبوم نسیم وصل، شوق دوست و با ستاره‌ها با یکدیگر و حتی شباهت آنها با ساخته‌های دیگر ضرابیان (مثلاً به‌خوانندگی علیرضا افتخاری) این ذهنیت را به‌وجود می‌آورد که موسیقی و آهنگساز بر خواننده بیشتر اثر گذاشته‌اند تا خواننده بر موسیقی. از سوی دیگر شباهت آلبوم ناشکیبا با آثار گروه «کامکارها» با خوانندگانی مثل «شهرام ناظری» و باز از نظر نگارنده، عدم درهم‌تنیدگی آواز و موسیقی در آلبوم نقش خیال (آلبومی که شاید به‌علت تفکرات خاص آهنگسار و نوع سازبندی آن با آثار دیگر همایون تفاوت دارد و نوعی سردرگمی محتوایی برای شنونده به‌وجود آورده) بازگوکننده‌ی این است که جایی که موسیقی نتوانسته بر خواننده تأثیرگذار باشد، خواننده هم ارتباط خود را با موسیقی از دست داده است.

انتخاب اشعار و تلفیق شعر و موسیقی

در آلبوم‌های همایون، شعر کهن و شعر معاصر هر دو شنیده می‌شود. به‌غیر از آواز «زهر شیرین» و آواز «مثنوی مخالف» (دریای دل) در آلبوم شوق دوست (که به ترتیب با شعر «فریدون مشیری» و «رهی معیری» است)، باقی آوازها در قطعات غیرمتریک از اشعار «سعدی» انتخاب شده که به قدیمی‌تر جلوه کردن آوازهای همایون کمک کرده است.
تصنیف «هوای گریه» با شعر «سیمین بهبهانی» با مضمونی عاشقانه در اولین آلبوم همایون خیلی زود بر سر زبان‌ها افتاد. اما به‌نظر می‌رسد که این ارتباط مثلاً در تصنیف «بخت سرکش» در آلبوم شوق دوست با شعر آشنایی از حافظ (ما را به‌رندی افسانه کردند / پیران جاهل شیخـــان گمراه) ایجاد نمی‌شود.

فرم و انسجام

سبک این پنج آلبوم را نمی‌توان صرفاً سنتی دانست. ترتیب قطعات در دو آلبوم شوق دوست و ناشکیبا به‌شکل اجرای پیش‌درآمد در ابتدا و در پی آن ساز و آواز، قطعات ضربی و تصنیف‌ها، اجرای گوشه‌هایی از دستگاه معرفی‌شده و در نهایت اوج، فرود و رنگ است. ترتیبی آشنا و قدیمی برای برنامه‌های موسیقی ایرانی که به آن سنتی می‌گویند. اما در سه آلبوم دیگر، از این ترتیب خبری نیست و قطعاتی که پشت سر هم آمده‌اند روند خاصی را دنبال نمی‌کنند که شاید این امر از انسجام کلی اثر کاسته باشد.
در پایان لازم به‌ذکر است که گذشت زمان و آثار بعدی همایون، همچنین اجرای برنامه‌های زنده و مستقل می‌تواند تجزیه و تحلیل عملکرد وی را بر پایه‌هایی استوارتر بنا سازد. بی‌شک دوستداران موسیقی، مشتاقانه در انتظارند بدانند همایون شجریان، با وجود فراهم بودن بستری مناسب و نادر، چه خواهد کرد؟

آلبوم‌های همایون شجریان

منبع: فرهنگ و آهنگ ۱۷ (مهر و آبان ۸۶)

نویسنده: بابک شفیعی‌زاده

وب‌سایت: www.culture-music.net

دسته: نقد و بررسی | نویسنده: سهند سلطاندوست | کد مطلب: 74-2 | لینک ثابت | |

شوق دوست 

ساز و آوازسه‌گاه «شوق دوست»

 

(۱)

اگــر مـراد تـو ای دوسـت نامـرادی مـاست / مراد خویش دگرباره من نخواهم خواست

(درآمد سه‌گاه)

 

(۲)

عنایتی که تو را بـود اگر مبـدّل شد / خلل‌پذیر نباشد ارادتی که مراست

(درآمد دوم)

 

(۳)

میـان عیب و هنـر پیش دوستـان قدیـم / تفاوتی نکند چون نظر به عین رضاست

(زابل)

 

(۴)

مـــرا بــه هــر چــه کــنــی دل نخـــواهــی آزردن / که هر چه دوست پسندد به‌جای دوست رواست

(فرود به درآمد سه‌گاه)

 

(۵)

هـــزار دشـمـنـی افـتـد مـیــان بـدگــویــان / میان عاشق و معشوق دوستی برجاست

(مویه)

 

(۶)

جمال در نظر و شوق همچنان باقی‌ست / گـدا اگـر هـمـه عـالـم بـدو دهند گداست

(مخالف)

 

(۷)

مرا به‌عشق تو اندیشه از ملامت نیست / اگـر کنـنـد ملامـت نـه بــر مـن تنهــاست

(مخالف)

 

(۸)

غــلام قــامــت آن لـعبـت قـبـاپــوشـم / که از محبت رویش هزار جامه قباست

(مغلوب)

 

(۹)

بـــلا و زحــمـــت امـــروز بـــر دل درویــــش / از آن خوش است که امید رحمت فرداست

(فرود)

 


 

ساز و آواز مثنوی مخالف «دریای دل»

 

(۱)

همچو نی می‌نالم از سودای دل / آتـشـی در سیـنـه دارم جـای دل

(مثنوی مخالف)

 

(۲)

من که با هر داغ پیدا ساختم / سـوختـم از داغ نـاپیــدای دل

(مثنوی مخالف)

 

(۳)

همچو موجم یک نفس آرام نیست / بــس کـه طـوفـان‌زا بـود دریــای دل

(مثنوی مخالف)

 

(۴)

دل اگر از من گریزد، وای من / غم اگر از دل گریزد، وای دل

(مثنوی مخالف)

 

(۵)

مـــا ز رســوایـی بــلنــدآوازه‌ایـــم / ناموَر شد هر که شد رسوای دل

(مغلوب)

 

(۶)

گنج منعم، خرمن سیم و زر است / گـنـج عـاشـق، گـوهـر یـکـتـای دل

(فرود)

 

(۷)

در میان اشک نومیدی رهی / خنــدم از امیـدواری‌هـای دل

(اشاره به مویه و فرود)

 


 

نقش خيال 

ساز و آواز «نقش خیال»

 

(۱)

وَه که جدا نمی‌شود نقش تو از خیـال من / تا چه شود به عاقبت در طلب تو حال من

(درآمد نوا)

 

(۲)

نــالــه‌ی زیــر و زار مــن زارتــراسـت هــر زمــان / بس که به هجر می‌دهد عشق تو گوشمال من

(نوا)

 

(۳)

نــور ستــارگــان ستــد روی چـو آفـتـاب تــو / دست‌نمای خلق شد قامت چون هلال من

(نیشابورک)

 

(۴)

پرتو نور روی تو هر نفسی به هر کسی / مـی‌رسد و نـمی‌رسد نوبت اتصـال مـن

(نهفت)

 

(۵)

خاطر تو به‌خون من رغبت اگر چنین کند / هـم به‌مـراد دل رسد خاطر بدسگال من

(فرود نوا)

 

(۶)

دیده زبان حال من بر تو گشاد رحم کن / چون‌که اثـر نمی‌کند در تو زبان قـال من

(رَهاب، فرود به شور)

 

(۷)

بـرگــذری و ننگــری بــاز نگــر که بگــذرد / فقر من و غنای تو، جور تو و احتمال من

(جملاتی در نوا)

 

(۸)

چـرخ شنید نالـه‌ام گفت منال سعدیـا / که آه تو تیره می‌كند آینه‌ی جمال من

(رَهاب، فرود به شور)

 

 


 

آواز «گناه عشق»

 

(۱)

بیــا بیــا که مـرا بـا تـو ماجـرایــی هست / بگوی اگر گنهی رفت و گر خطایی هست

(بیداد)

 

(۲)

روا بـود کـه چنیـن بی‌حسـاب دل ببــری؟ / مکن که مظلمه‌ی خلق را جزایی هست

(بیات راجع، برگشت به بیداد)

 

(۳)

به‌کام دشمن و بیگانه رفت چندین روز / ز دوستان نشنیدم که آشنایی هست

(بیداد)

 

(۴)

کســی نمانــد که بـر درد من نبخشـایــد / کسی نگفت که بیرون ازاو دوایی هست

(فرود به همایون)

 

دسته: نقد و بررسی | نویسنده: ع. کتولی | کد مطلب: 46-2 | لینک ثابت | |