X
تبلیغات
همایون شجریان - دانلود
Portal

به بهانه‌ی انتشار آلبوم «از سنگ تا الماس»/ نگاهی به زندگی هنری «حسین بهروزی‌نیا»

در هفته‌ای که گذشت، شرکت صوتی و تصویری سروش، آلبوم موسیقی «از سنگ تا الماس» اثر حسین بهروزی‌نیا را منتشر کرد. این اثر که شامل تک‌نوازی بربت بهروزی‌نیاست، امسال در پنجاهمین دوره‌ی جشنواره‌ی موسیقی گرمی مورد بررسی قرار گرفت ؛ اما به‌روال معمول سال‌های اخیر جایزه‌ای را نصیب موسیقی ملی ایران نکرد. پژمان حدادی، دیگر نوازنده‌ی گروه «دستان» نیز در این اثر همکاری کرده است.

         
طرح روی جلد اثر | خارج از کشور                            طرح روی جلد اثر | داخــل کشور

«از سنگ تا الماس» از معدود آلبوم‌های موسیقی است که طبق برنامه و وعده‌ی داده شده، سر وقت منتشر شد و علاقه‌مندان و پیگیران موسیقی را بیش از حد منتظر نگذاشت. این اثر را می‌توان ورژن به‌روزشده‌ی آلبوم پیشین بهروزی‌نیا و حدادی، یعنی آلبوم «آفتاب نیمه‌شب» به‌حساب آورد. («آفتاب نیمه‌شب» در ایران با عنوان «وجد» توسط نشر ماه‌ریز مهر منتشر شده است). البته اصلی‌ترین تفاوت «آفتاب نیمه‌شب» و «از سنگ تا الماس» را می‌توان نقش کمرنگ‌تر سازهای کوبه‌ای در مجموعه‌ی اثر دانست.

آلبوم «از سنگ تا الماس» شامل ۹ قطعه از ساخته‌های بهروزی‌نیاست. البته به‌جز قطعه‌ی سوم به‌نام «آب» که همان‌گونه که در جلد اثر ذکر شده، از آهنگ‌های قدیمی و مشخصاً تصنیف «در میخانه» (رفتم در میخانه...) برداشت شده است. قطعات آلبوم از «سنگ» آغاز و به «الماس» ختم می‌شود و در این بین از «خاک»، «آب»، «نور»، «باد»، «شب»، «روز» و «صبر» می‌شنوید.

در زیر می‌توانید، هفتمین قطعه‌ی این مجموعه به نام «روز» را دریافت نمایید...


| دانــلــود |

حجم فایل: ۳۱۲ کیلوبایت
مدت زمان اجرا: ۲ دقیقه و ۳۰ ثانیه

در زیر مختصری از شرح زندگی و آثار حسین بهروزی‌نیا می‌آید:

حسین بهروزی‌نیا - نواساز و نوازنده‌ی بربت - متولد ۱۳۴۱ 

زندگی‌نامه

حسین بهروزی‌نیا، نواساز و نوازنده‌ی بربت، متولد ۲۱ خرداد سال ۱۳۴۱ در تهران است. به پیروی از خواهر بزرگترش، از سال ۱۳۵۰ (کلاس چهارم - ۹ سالگی) به بعد تحصیلات خود را در هنرستان موسیقی ملی دنبال کرده است. او که نخستین اجرای خود را در ۱۶ سالگی در تالار رودکی انجام داده، از خواهرش به عنوان بزرگترین انگیزه‌ی فراگیری موسیقی نام می‌برد. فراگیری تار را نزد استاد رضا وُهدانی و فراگیری بربت و ردیف موسیقی ایرانی را به‌ترتیب زیر نظر استاد منصور ابراهیمی (نریمان) و استاد محمدرضا لطفی به انجام رسانده است. وی نخستین شخصی‌ست که دیپلم تخصصی ساز بربت را از هنرستان موسیقی کسب نموده است. گفتنی‌ست که بهروزی‌نیا با نوازندگی دف و تنبک نیز آشنایی دارد.

در سال ۱۳۵۸ وارد مرکز حفظ و اشاعه‌ی موسیقی سنتی ایران (وابسته به صدا و سیما) شد. در ادامه، مسئولیت سرپرستی گروه موسیقی «خالقی» و سرپرستی بخش آموزشی مرکز حفظ و اشاعه‌ی موسیقی را بر عهده گرفت. در این مدت از راهنمایی‌های استاد محمدرضا لطفی بهره برد و در پنجمین جشنواره‌ی هنر و ادبیات جزو آهنگسازانی بود که به دریافت مدال یادبود طلا و دیپلم افتخار نایل گردید. از سال ۱۳۶۷ همکاری خود را با مرکز سرود و آهنگ‌های انقلابی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی آغاز کرد و به‌دنبال آن به‌همراه گروه «مولانا» کنسرت‌هایی را در یونان و ۲۲ شهر مختلف ژاپن ارائه داد.

بهروزی‌نیا نقش عمده‌ای را در احیا کردن هویت ایرانی ساز بربت در چند سال اخیر ایفا کرده است و هم‌اکنون در ونکوور کانادا به تدریس بربت می‌پردازد. وی که به‌دلیل تکنوازی‌های پر صلابتِ خود، از مشهورترین بربت‌نوازان ایران در جهان به‌شمار می‌آید؛ تا کنون با گروه‌های بزرگی چون «عارف»، «مولانا» و «دستان» به‌روی صحنه رفته و در مقام نوازنده و آهنگساز، با خوانندگان مختلف و سرشناسی چون، محمدرضا شجریان، شهرام ناظری، بانو پریسا، سیما بینا، صدیق تعریف، زنده‌یاد ایرج بسطامی، علیرضا افتخاری، سالار عقیلی و اخیراً همایون شجریان همکاری کرده است.

در حال حاضر حسین بهروزی‌نیا به‌همراه همسر خود و دو فرزند نوجوانش در ونکوور کانادا زندگی می‌کند. وی در گفت‌وگویی که با مجله‌ی «پرشین‌میرور» داشته، از ونکوور به‌عنوان زیباترین و بهترین شهر دنیا یاد کرده است اما تأکید کرده که دوست دارد در زادگاهش «تهران» به اجرای کنسرت بپردازد.
بهترین خاطره‌ی زندگی‌اش را به‌دنیا آمدن فرزندانش و بدترین خاطره را از دست دادن پدر و مادرش (حدود هفده سال پیش) عنوان می‌کند.

بهروزی‌نیا در حال حاضر و پس از اتمام تور کنسرت اروپایی گروه دستان با همایون شجریان، در صدد فراهم‌آوردن شرایط کنسرت گروه «آوا» و استاد محمدرضا شجریان در آمریکای شمالی است. ضمن اینکه خود او نیز در ترکیب جدید گروه «آوا» جای محمد فیروزی، نوازنده‌ی بربت را پر خواهد کرد. وی همچنین در حال تهیه و تدوین کتابی جامع برای آموزش اصولی و مقدماتی ساز بربت است. چیزی که به‌عقیده‌ی بهروزی‌نیا، جای خالی‌اش در فضای موسیقی حال حاضر کشور به‌شدت احساس می‌شود.

دیگر آلبوم‌های منتشرشده


بـربــط

به‌همراهی تنبک کامبیز گنجه‌ای

.

حنایی
گروه دستان و سیما بینا
در مایه‌ی شوشتـری
موسیقی مردمی خراسان

لـولیــان
گروه دستان و شهرام ناظری
آهنگ از حمید متبسم
در مایه‌ی دشتی

یادستان
دف: بیژن کامکار
تنبک: کامبیز گنجه‌ای
. 

شوریـده
گروه دستان و پریسا
افشاری - دشتی

ماه عروس
گروه دستان و صدیق تعریف
آهنگ از حمید متبسم
در مایه‌ی دشتی

کوهستـان
گلچینی از ملودی‌های بومی ایران
دف: بیژن کامکار
تنبک: کامبیز گنجه‌ای

گـل بهشت
گروه دستان و پریسا
متبسم - بهروزی‌نیـا
اصفهان - ابوعطا

ساز دستـان
قطعات سازی آلبوم‌های
«شوریده»، «گل بهشت»
و «حنایی»

وجد (آفتاب نیمه‌شب)

به‌همراهی تنبک پژمان حدادی
. 

ساز نو، آواز نو

گروه دستان و شهرام ناظری
در مایه‌ی راست‌پنجگاه
. 

دریـای بی‌پایان
گروه دستان و سالار عقیلی
آهنگ از سعید فرجپوری
در مایه‌ی اصفهان

سه‌نوازی دستان
همراه متبسم و حدادی
مرکب‌نوازی در مایه‌های
ماهور، افشاری و همایون

سفر به دیگر سو
گروه دستان و شهرام ناظری
آهنگ از حمید متبسم
در مایه‌ی اصفهان

از سنگ تا الماس
به‌همراهی تنبک پژمان حدادی
نامزد جایزه‌ی گرمی ۲۰۰۸
‍× آخرین اثر منتشرشده

» همچنین در آلبوم‌های «شب سکوت کویر»، «سرو سیمین»، «بامداد»، «بوی نوروز» و «افق مهر» به نوازندگی پرداخته است.

کتاب‌های منتشرشده


ده قطعه برای بربت (دوره‌ی عالی)به آهنگسازی و تنظیم حسین بهروزی‌نیا
به اهتمام محمدعلی سجادی
۵۵ صفحه، قطع رحلی


ملودی‌های بومی ایران

وب‌سایت شخصی: www.behroozinia.com | www.barbat.us
پسـت الکتـرونیــک: info@behroozinia.com

مختصری پیرامون پژمان حدادی

تاریخ تولد: ۳۰ بهمن ۱۳۴۷ در تهران

استادان: اسدالله حجازی، بهمن رجبی

فعاليت‌ها: تدریس تنبک و دف، تأسیس کانون موسیقی نیریز در کالیفرنیا، دریافت چهار دوره بورس به‌عنوان برگزیده از طرف بنیاد معتبر «دارفی»، عضویت در گروه دستان از سال ۱۳۷۴، عضویت در گروه ضربانگ، خلق موسیقی کوبه‌ای برای رقص و اجرا در کنسرت‌ها و فستیوال‌های بنام با هنرمندان سرشناس ایرانی و خارجی، نوازندگی در تعداد زیادی از آلبوم‌های موسیقی‌دانان برجسته‌ی ایران و تمام آثار منتشرشده‌ی دستان از سال ۱۳۷۴.

آثار منتشرشده: موسیقی کوبه‌ای ایران و خاورمیانه، رنگینه با گروه ضربانگ، سه‌نوازی دستان با حمید متبسم و حسین بهروزی‌نیا، نجوا، سماع مستانه و آتش شوق با علی‌اکبر مرادی، آفتاب نیمه‌شب با حسین بهروزی‌نیا، گلستان با جاوید افسری‌راد و موسیقی متن «شاهزاده‌ی مصر».

دانلود کنید و بشنوید

تکنوازی در دستگاه ماهور | تکنوازی در مایه‌ی راست‌پنجگاه | آفتاب نیمه‌شب


منابع کمکی:

وب‌سایت «عود ایرانی»

وب‌سایت رسمی «حسین بهروزی‌نیا»

وب‌سایت رسمی «گروه دستان»

گفت‌وگوی حسین بهروزی‌نیا با مجله‌ی «پرشین‌میرور»

کتاب «مردان موسیقی سنتی و نوین ایران»، تألیف حبیب‌الله نصیری‌فر، جلد اول، صص. ۴۷۵ تا ۴۷۷

دسته: دانلود | نویسنده: سهند سلطاندوست | کد مطلب: 97-1 | لینک ثابت | |

دانلود تصنیف «اســرار عشــق» اثر همایون شجریان و گروه دستان

تایپوگرافی: سهند سلطاندوست/ خوش‌نویسی: نرم‌افزار میرعماد


| دانــلــود |

حجم فایل: ۱.۴۷ مگابایت
مدت زمان اجرا: ۶ دقیقه و ۱۶ ثانیه 

دسته: دانلود | نویسنده: سهند سلطاندوست | کد مطلب: 93-1 | لینک ثابت | |

دانلود تصنیف «قیــژک کــولی» اثر همایون شجریان و گروه دستان

طرح: سهند سلطاندوست - عکس: حسین کاویانپور


| دانــلــود |

حجم فایل: ۱.۷۹ مگابایت
مدت زمان اجرا: ۷ دقیقه و ۳۸ ثانیه

[شعر این تصنیف توسط یکی از خوانندگان وبلاگ در بخش نظرات همین پست نوشته شده است]

دسته: دانلود | نویسنده: سهند سلطاندوست | کد مطلب: 92-1 | لینک ثابت | |

عکس‌های کنسرت همایون شجریان و گروه دستان در ونیز + دانلود «مرغ سحر»

برای دیدن عکس در اندازه‌ی اصلی کلیک کنید/ عکس: م. کلهر برای دیدن عکس در اندازه‌ی اصلی کلیک کنید/ عکس: م. کلهر

برای دیدن عکس در اندازه‌ی اصلی کلیک کنید/ عکس: م. کلهر برای دیدن عکس در اندازه‌ی اصلی کلیک کنید/ عکس: م. کلهر

تصنیـف «مــرغ سـحــر»
اجرای همایون شجریان و گروه دستان


| دانــلــود |

تاریخ و مکان اجـرا: ۴ بهمن ۸۶، ونیز ایتالیا
حجم فایل: ۸۹۴ کیلوبایت 

دسته: دانلود | نویسنده: سهند سلطاندوست | کد مطلب: 90-1 | لینک ثابت | |

دانلود «آتشی در سینه دارم جاودانی» با صدای همایون شجریان و کیفیت بالا

آواز: همایون شجریان
آهنگساز: مرتضی‌خان نی‌داوود
شعــر: حسیـن پـژمان بختیــاری
بازسازی آهنگ:
    
سعید انصاری
     بردیـا کیـارس
دستگاه: شور
مایـه: دشتــی
مدت اجرا: ۲ دقیقه و ۴۲ ثانیه
اطلاعات بیشتر...


آتـــشـــــی در سـیـــنــــــه دارم جـــــاودانـــی
عـمـــر مــن مـرگیـســت نـامــش زنــدگــانـــی

رحمتــی کــن کــز غـمــت جـــان مـی‌سپـــارم
بـیـــش از ایـن مـن طـاقــــت هــجـــران نــدارم

کـی نهـی بـر سـرم پـای ای پــری از وفــاداری
شد تمام اشک من بس در غمت کرده‌ام زاری

نــوگـلـــــی زیـبـــــا بـــود حـســـن و جــوانـــی
عطــر آن گــل رحـمـــت اســت و مهــربــانـــی

نــا پـسـنـــدیــــــده بــــود دل شـکــســتــــــن
رشـتــــــه‌ی الـفــــت و یـــاری گـســســتـــــن

کــی کـنـــی ای پــری تـــرک سـتـمــگــــــری؟
می‌فکنـــی نظـری آخــر به چشــم ژالــه بــارم

گـــر چـــه نـــــاز دلــبـــــــــران دل تـــــازه دارد
نـــــــاز هـــــم بـــــر دل مـــــن انـــــــدازه دارد

حـیــــفُ گــر تـرحمــی نمی‌کنـی بر حــال زارم
جـز دمـی کـه بگـذرد کـه بگـذرد از چــاره کارم

دانمـــت که بر سـرم گـذر کنـی به‌رحمــت امـا
آن زمان کـه بر کشــد گیاه غـم سـر از مــزارم


دانلود تصنیف آتشی در سینه دارم جاودانی
44 kHz - 128kbps stereo - 2.51 MB

دسته: دانلود | نویسنده: سهند سلطاندوست | کد مطلب: 70-1 | لینک ثابت | |

به بهانه‌ی تولد پنجاه‌وشش سالگی استاد حسین علیزاده | بــزن آن زخـمــه...

 

مقدمه

اول شهریور تولد استاد حسین علیزاده است. چند روز پیش که مجله‌ی این هفته‌ی همشهری جوان را ورق می‌زدم، در بخش «روزها» متوجه این قضیه شدم... تصمیم گرفتم پستی در خور این مناسبت تهیه کنم تا به نوعی تولد استاد علیزاده را به دوستداران پرشمارش تبریک بگویم. دوستدارانی که بی‌صبرانه منتظرند تا چند روز دیگر نوای ساز علیزاده در فضای تالار بزرگ کشور طنین‌انداز شود. استاد علیزاده پس از اجرای چندین کنسرت با گروه هم‌آوایان در آمریکا، کانادا و اروپا به‌زودی در ایران هم به روی صحنه خواهد رفت.
مطلبی که آماده شده و در زیر می‌خوانید شامل چند بخش است: زندگی‌نامه‌ی علیزاده که از چندین سایت مختلف من‌جمله دائرة‌المعارف آزاد ویکی‌پدیا و همچنین جلد کاست‌های ایشان جمع‌آوری شده است. بخش «خاطرات و دیدگاه‌ها» که از لابه‌لای صحبت‌های علیزاده در سخنرانی‌ها و گفت‌وگوهایش با روزنامه‌ها و ديگر رسانه‌ها برگزیده شده و به‌نوعی روشنگر افکار و عقاید علیزاده پیرامون مسائل مختلف و مهم امروز می‌باشد. در بخش «آثار» سعی بر آن بوده که تمامی آثار علیزاده در طول سی‌وپنج سال فعالیت موسیقایی ایشان به طور اجمال معرفی شود که برای این کار ترتیبی را در نظر گرفته‌ام. ابتدا تمامی آثاری که ماهور منتشر کرده را آورده‌ام، سپس کارهای دل‌آواز و در نهایت نشر هرمس که یکی بیشتر نبود (به تماشای آب‌های سپید). در ضمن این آثار بر حسب سال انتشارشان مرتب شده‌اند. در بخش «دانلود کنید و بشنوید» که در پست‌های قبلی هم وجود داشته است، دوازده قطعه‌ی موسیقی از تکنوازی‌ها و بداهه‌نوازی‌های تار، سه‌تار و شورانگیز استاد انتخاب شده به‌علاوه‌ی چند اثر ارکسترال که علیزاده آهنگسازی آن را بر عهده داشته است. علیزاده از آن دسته اساتیدی است که زحمات و تلاش‌های بسیاری در جهت آموزش و تربیت هنرجویان موسیقی متحمل شده است و در زمینه‌ی آموزش همواره اهتمام داشته است؛ آثار آموزشی علیزاده را نیز که تاکنون به صورت کتاب، نوار یا سی‌دی منتشر شده خواهید دید. همچنین از آنجا که علیزاده در زمینه‌ی موسیقی فیلم هم بسیار فعال بوده، فهرستی از فیلم‌هایی که او آهنگسازی‌شان را بر عهده داشته است را در انتهای این پست خواهید خواند. و در نهایت می‌ماند یک بخش که آن هم نظرات شماست. قطعاً «نگاه شما» پایان‌بخش مناسبی برای این پست ویژه (بزن آن زخمه...) خواهد بود.

زندگی‌نامه

حسین علیزاده، آهنگ‌ساز، ردیف‌دان، پژوهش‌گر و نوازنده‌ی تار و سه‌تار متولد نخستین روز از آخرین ماه فصل تابستان سال ۱۳۳۰ در تهران است.
او فراگیری موسیقی را در هنرستان موسیقی ملی نزد اساتیدی چون حییب‌الله صالحی، هوشنگ ظریف و علی‌اکبر شهنازی آغاز کرد. در سال ۱۳۴۹ موفق به دریافت مدرک دیپلم از هنرستان ملی موسیقی گردید. پس از تحصیل در هنرستان موسیقی به دانشکده‌ی هنرهای زیبای دانشگاه تهران رفت و هم‌زمان در مرکز حفظ و اشاعه‌ی موسیقی ایران به یادگیری و اجرای کنسرت پرداخت.
وی از محضر اساتیدی نظیر هوشنگ ظریف، حبیب‌الله صالحی، محمود کریمی، علی‌اکبر شهنازی، داریوش صفوت، نورعلی برومند، سعید هرمزی، یوسف فروتن و عبدالله دوامی بهره برده است.
علیزاده در دوران تحصيل با اركستر ايرانی تالار رودكی به رهبری حسین دهلوی همكاری داشت و از سال ۱۳۵۱ با گروه‌های مركز حفظ و اشاعه‌ی موسيقی در جشن هنر شيراز به اجرای برنامه پرداخت. برگزاری این برنامه‌ها، آغاز راه علیزاده برای تبدیل شدن به یکی از وزنه‌های مهم موسیقی ایرانی بود. در سال ۱۳۵۵ به اتفاق پرويز مشكاتيان گروه عارف را تشكيل داد و برنامه‌های متعددی را در داخل و خارج از كشور به اجرا درآورد. حسين عليزاده در روزهای تاريک سال ۵۶ قطعه‌ی «حصار» را در يادبود زندانيان سياسی رژيم شاه در چهارگاه ساخت. «ژاله خون شد» يكی از ساخته‌های عليزاده است كه در آن سال‌ها توصيفش دهان‌به‌دهان می‌چرخيد و همه‌جا شنيده می‌شد. اين سرود از موفق‌ترين سرودهای انقلابی است. اين سرودها به دليل مخفيانه بودن، با دستگاه‌های ضبط صوت خانگی در منزل خود موسيقی‌دانان ضبط می‌شد و دست به دست ميان مردم می‌گشت.
در اين سال‌ها عليزاده استعداد خود را محدود به تقليد و تكرار فرم‌هاى گذشتگان نكرده و همواره در جست‌وجوى راه‌هاى تازه‌تر بوده است. حسین عليزاده، بر خلاف بسياری ديگر از هنرمندان كه فقط به اجرای موسيقی به شكل كاملاً سنتی آن می‌پردازند، نوآوری‌هايی داشته است که از آن جمله می‌توان ابداع مقام «داد و بيداد» (گوشه‌ی «داد» از ماهور و «بيداد» از همايون) در آلبوم‌های «راز نو» با همكاری گروه هم‌آوايان و «زمستان است» با صدای محمدرضا شجريان، همچنين اجرای پلی‌فونيک آواز ايرانی در آلبوم‌های «راز نو»، «آوای مهر» و... را نام برد.
از دیگر ابداعات او، سازی به نام «سلانه» می‌باشد که صدایی بم و نزدیک به عود دارد. سلانه توسط سیامک افشاری و زیر نظر شخص علیزاده ساخته شده است.
او با عضویت در گروه «چاووش» همراه با دیگر استادان موسیقی ایران از جمله محمدرضا لطفی و پرویز مشکاتیان آثار جاودانه‌ای در موسیقی ایران اجرا کرده و نیز با آموزش به هنرجویان موسیقی تأثیر مهمی در تربیت موسیقی‌دانان و نوازندگان پس از انقلاب گذاشته است. علیزاده در اوایل دهه‌ی هفتاد ریاست هنرستان موسیقی را بر عهده داشت.
در سال‌های اخير [تا سال ۱۳۸۴] در آلبوم‌های «زمستان است»، «بی تو به سر نمی‌شود»، «فرياد»، «ساز خاموش» و «سرود مهر» با محمدرضا شجريان، كيهان كلهر و همايون شجريان به عنوان آهنگساز و نوازنده‌ی تار همكاری داشته است.
در زمینه‌ی تألیف و گردآوری کتب آموزش موسیقی ایرانی و ردیف نیز، علیزاده هنرمند فعالی بوده است. از او تعداد زیادی کتاب و سی‌دی و نوار آموزشی موسیقی که توسط مؤسسه‌ی ماهور منتشر شده، در دست است.
علیزاده همچنین در زمینه‌ی ساخت موسیقی فیلم‌های سینمایی و تلویزیونی فعالیت‌های بسیار قابل توجهی داشته است که از آن جمله می‌توان به موسیقی فیلم‌های «دلشدگان»، «گبه»، «زمانی برای مستی اسب‌ها»، «لاک‌پشت‌ها هم پرواز می‌کنند» و... اشاره کرد.
علیزاده یک رکورد جالب توجه نیز در کارنامه‌ی هنری خویش دارد و آن اینکه آثارش سه بار نامزد کسب جایزه‌ی گرمی (معتبرترین جایزه‌ی صنعت ضبط و پخش موسیقی در آمریکا) شده است؛ هر چند هیچ یک از این سه مرتبه در انتخاب نهایی موفق نشده است. بار اول آلبوم «بی تو به سر نمی‌شود»، سپس «فریاد» و اخیراً «به تماشای آب‌های سپید» در سال ۲۰۰۷ نامزد جایزه‌ی گرمی شده‌اند.
حسین علیزاده دارای دو فرزند پسر به نام‌های صبا (نوازنده‌ی کمانچه) و نیما (نوازنده‌ی رباب و تار) است که هم‌اکنون در گروه هم‌آوایان زیر نظر وی فعالیت دارند.

استاد حسين عليزاده در مراسم بزرگداشت زنده‌ياد داريوش زرگری/ عكس: امير خلوصی - ايسنا

خاطرات و دیدگاه‌ها(برگزیده‌‌ی صحبت‌های استاد علیزاده در رسانه‌ها)

من خودم شايد از خانواده‌ای نزديک به همين بخش محروم بيرون آمدم و محلی كه تحصيل می‌كردم در بازار تهران خيام و سيدنصرالدين بود. در اين محله به‌دنيا آمدم و تمام دوران تحصيلم را در همين محله پرسه زدم و از زندگی در آن محله‌ها احساس خوشایندی دارم. كسی برايمان اسباب‌بازی خوبی نمی‌خريد و ما تابستان‌ها در بسياری از مشاغل كار می‌كرديم تا روزی بتوانيم دوچرخه‌ای بخريم كه البته هيچ‌وقت آن ميزان پول را نتوانستيم پس‌انداز كنيم. البته عقده‌ای برايم نشد؛ بلكه تبديل به ريشه‌هايی شد كه در عالم هنر توانست شكل بگيرد. زندگی واقعی را آن زمان تجربه كرديم.

خيلی زود عشق موسيقی در من جوشيد. وقتی استاد علی‌اكبرخان شهنازی گوشه‌ای را به من ياد می‌داد، احساس می‌كردم كه آن فقط يک ملودی و مضراب نيست. انرژی‌ای است كه به من منتقل می‌شود و من آن را احساس می‌كردم. ساعت‌ها در محضر اين استاد، كه مهربان‌ترين استادی بود كه تجربه كردم، می‌نشستم و شوق آن را در دلم حس می‌كردم.

از سال ۱۳۴۳ موسيقی را شروع كردم... شايد فراز و نشيب‌هايی كه قبل از انقلاب به‌وجود آمد، آدم‌هايی مثل مرا آزرده كند، اما خسته نمی‌كند. چون هدف هنر است... در آن سال‌ها ما با تحولات اجتماعی و سياسی ايران روبه‌رو شديم. من آن زمان دانشجو بودم و سعی می‌كردم اين تحولات را بشناسم و يک قدم جلوتر از نسل گذشته باشم. موقعی با موسيقی ايران عجين شدم كه در جامعه به دو شكل با آن برخورد می‌شد: يک نوع موسيقی كه فقط به محافل خصوصی محدود بود و هيچ ربطی به مسائل اجتماعی نداشت و نوع ديگر موسيقی آكادميک بود كه سر كلاس آن را آموزش می‌دادند و بيرون از كلاس‌ها اين موسيقی جريان نداشت. اوايل دهه‌ی پنجاه اين مشكل به اوج خود رسيد تا جايی كه موسيقی‌ای كه معرف فرهنگ ما باشد به طور رسمی وجود نداشت. به همين خاطر مركز حفظ و اشاعه‌ی موسيقی به وجود آمد كه هم حافظ موسیقی ایرانی گذشته باشد و هم جوانان بتوانند زير نظر استادان بزرگ تعليم ببينند و خود تبديل به استادان آينده شوند.
آن زمان جوانانی مثل من، لطفی، شجريان و بقيه‌ی موسيقی‌دانانی كه حالا صاحب‌نام هستند در مركز حفظ و اشاعه زير نظر استاد برومند كار می‌كرديم. آنچه به صورت افسانه از موسيقی قديم در ذهن ما بود، كم‌كم عينيت پيدا كرد. اين مركز چه قبل از انقلاب و چه بعد از آن هم نقش تحول آكادميک موسیقی ایرانی را به عهده گرفت و هم تحول سياسی و اجتماعی را. كسانی‌كه از اين مركز بيرون آمدند، بعدها در جامعه شيوه و سبک خود را دنبال كردند؛ چون قالب‌ريزی نشده بودند. ما در عصری موسيقی را شروع كرديم كه با تحولات و اتفاقات اجتماعی فراوانی همراه بود و در نتيجه به تفكر متفاوت حتی در موسیقی ایرانی رسيديم. اين دوران سپری می‌شد و در آن سال‌ها از فكر اينكه «بايد برای موسيقی ايران چه كرد»، خواب راحتی نداشتم.
نسل ما باعث شد موسيقی جايگاه ديگری در جامعه پيدا كند. همچنان كه جامعه هم تغيير می‌كرد، موسيقی‌دانانی كارشان از نظر هنری دارای ارزش بود كه همراه مردم بودند. نه اينكه اجتماع را راضی كنند، بلكه آن را ارتقاء دهند. در آن سال ها و با بروز چنين تحولات اجتماعي، فكر می‌كردم چطور می‌توانم ارتباط اجتماعی را با موسيقی حفظ كنم. به خاطر می‌آورم سال‌ ۵۵ كه تحولات سياسی و مخالفت با رژيم شدت می‌گرفت، سرباز بودم و می‌خواستم از راه هنر با مردم سهيم باشم. در همان موقع قطعه‌ی «حصار» را نوشتم و به زندانيان سياسی تقديم كردم.
آن دوران تحولات اجتماعی و حركت‌های دانشجويی انگيزه‌ی بيشتری در هنرمندان ايجاد می‌كرد. شب‌های شعر آن سال‌ها را هيچ‌كس فراموش نمی‌كند. در آن شب‌ها شاعران عليه رژيم شاه اشعارشان را می‌خواندند و من فكر می‌كردم چرا موسيقی مثل شعر نمی‌تواند باشد، چه باید كرد؟ ما در كشوری زندگی كرده‌ايم كه قبل از انقلاب آزادی معنی نداشته، حتی ما برای ذهن خود آزادی قائل نبوده‌ايم و وقتی می‌خواهيم كاری كنيم خود را با سنت‌هايی درگير می‌كنيم كه فقط حرفش هست و عينيت ندارد. اتفاقاً من در چنين شرايطی از طرف استادان بزرگم تشويق شدم. بزرگ‌ترين معلمم در درجه‌ی اول كارم بوده است و هيچ‌وقت از اين ترس و نگرانی نداشتم كه ديگران درباره‌ی كار من چه خواهند گفت. در اولين حركت‌ها بايد مطالعه كنيد، با مردم مشورت كنيد و ببينيد سنت و گذشتگان چه می‌گويند. انقلاب چيزی است كه می‌جوشد و با نيازهای زمان پيش می‌رود اما انقلاب در موسیقی ایرانی از اين هم پيچيده‌تر است. قبل از انقلاب اين سؤال مطرح بود كه اگر موسیقی ایرانی بخواهد با تحول جامعه همگام باشد، آيا بايد شعاری شود يا جنبه‌های هنری هم مطرح است؟ البته كه صددرصد جنبه‌های هنری مطرح بود و آثاری كه از آن دوران مانده، اين را تأييد می‌كند.

ما سرودها و قطعاتی را به صورت مخفيانه ضبط و رايگان در دانشگاه توزيع می‌كرديم و از اين طريق دانشكده هنرهای زيبا همراه مردم بود. يادم می‌آيد سياوش كسرايی در روزهای بحبوحه‌ی انقلاب، بعد از واقعه‌ی ۱۷شهريور، به من زنگ زد و گفت قرار است آقای طالقانی در دانشگاه به مناسبت روز همبستگی صحبت كند و شايد به اين تجمع حمله شود، ما يک سرود می‌خواهيم. ما يک‌شبه سرودی به نام «ژاله خون شد» را ساختيم كه الآن هر كس گوش كند ياد آن روزها می‌افتد.

روشنفكرهای آن زمان دشمن قسم‌خورده‌ی موسيقی ايراني بودند و عمدتاً با موسيقی كلاسيک غربی رابطه داشتند و جو روشنفكری قبل از انقلاب سوای جنبه‌ی ادبی‌اش، گرايش ضد موسیقی ایرانی داشت و فقدان شناخت و ارتباط روشنفكران و فعاليت درست آنان در اين زمينه باعث شده بود كه اين قشر از موسيقی ایرانی جدا شود. آن زمان هنرمند بايد رشادت می‌داشت و در آن دوران بود كه موسیقی ایرانی متحول شد. وقتی دانشگاه‌ها بسته شد، دانشجويان در همين مركز «چاووش» و از گروه چاووش درس می‌گرفتند كه بسياری از آنها اعضای گروه «شيدا» و «عارف» بودند.

نباید موسیقی را تا این حد به خوب و بد تفکیک کنیم. ما باید متوجه باشیم که موسیقی رشته‌ای‌ست با تنوع بسیار. در هر دانشگاهی، در زمینه‌ی موسیقی رشته‌های مختلفی مثل موسیقی جاز، موسیقی راک، موسیقی پاپ، کلاسیک و موسیقی جهانی وجود دارد. این که جوان‌ها به هرنوع موسیقی گرایش پیدا می‌کنند، به خودی خود چیز بدی نیست. اما در موسیقی هم، مثل هر هنری، هم شکل نازل آن وجود دارد و هم شکل متعالی آن.

جوانان امروز جامعه‌ی ما از نوعی موسيقی لذت می‌برند كه معلوم نيست موسيقی كجایی است. اگر اين موسيقی را حتی به غرب ببريد اصلاً از دست‌مان شكايت می‌كنند برای اينكه آن را نمی‌شناسند! من اصلاً مخالف موسيقی پاپ نيستم ؛ اما پاپ بايد تعريف خودش را داشته باشد. اين نوع موسيقی نيازمند ارتباط با ريشه‌های ملی خودمان است. شايد كمی سوءِ تفاهم ايجاد كند وقتی در اين باره صريح صحبت شود؛ اما به نظر من بايد گفت موسیقی پاپ در جامعه‌ی ما كاملاً به قهقرا می‌رود. موسيقی پاپ ايران سرتاپايش تقليدی است و دستگاه‌های اتوماتيک امروزی می‌تواند نود درصد آن را بسازد. ممكن است بسياری از شما اين نوع موسيقی را دوست داشته باشيد. يک موقع موسيقی مصرفی می‌خواهيد، يک موقع موسيقی فكورانه می‌خواهيد. شما يک وقت «گل‌آقا» می‌خوانيد اما گل‌آقا چقدر جای مثنوی مولانا را می‌گيرد؟!

هر پدیده‌ای اگر در شکل اجتماعی آن ممنوع باشد، طبیعی‌ست که به زیر زمین می‌رود! اما مضحک است که در قرن بیست‌ویکم، در سرزمینی موسیقی زیرزمینی وجود داشته باشد. این مسأله نشان می‌دهد که ما چه مشکلاتی در آن جامعه داریم که هنر والایی مثل موسیقی، زیرزمینی می‌شود. موسیقی زیرزمینی نوعی واکنش و نیاز است و در عین حال، تأثیرپذیری فرهنگی نیز هست. این جوان‌ها در ایران بیشتر از طریق ماهواره و دنیای بیرون از خودشان تغذیه می‌شوند و سعی می‌کنند آن چه که می‌بینند و می‌شنوند را تقلید کنند. حتی اگر ارتباط ریشه‌ای و فرهنگی با آن مقوله نداشته باشند. همچنین چون امکان بیرونی برای ارائه‌ی آلبوم و ضبط و کنسرت ندارند، طبعاً آن را به شکل غیررسمی، که اسم آن زیرزمینی‌ست، انجام می‌دهند. جامعه نباید تنگناهایی به وجود بیاورد که مشکلات از جاهای دیگر سر بزند. متأسفانه در ایران، ما همیشه مسائل را پس از این که اتفاق افتاد متوجه می‌شویم. از پدیده‌های طبیعی گرفته تا مسائل اجتماعی. مثلاً در کوچه‌ای باریک یک برج می‌سازیم و سپس متوجه می‌شویم که باید فکر پارکینگ هم می‌کردیم. موسیقی زیرزمینی به خودی خود یک پدیده‌ی اجتماعی منفی‌ست. در حال حاضر جوان‌ها دوست دارند و به این نوع موسیقی گرایش پیدا می‌کنند؛ چون نیاز دارند. اما موسیقی و هنر به طور اصولی در جامعه باید زنده و فعال وجود داشته باشد تا بتواند روح و روان انسان‌ها را سالم کند. وقتی زیر زمین باشد، مشکلات زیرزمینی هم به وجود خواهد آورد.

عليزاده - شجريان در مراسم درگذشت مادر استاد شجريان/ عكس: خبرگزاری مهراگر کسی صداقت و شجاعت داشته باشد، می‌تواند با جرئت بگويد که من می‌خواهم آلبومی درست کنم که پرفروش‌ترين باشد. خوشبختانه امکاناتش هم هست، مخاطبش هم وجود دارد و مراکز دولتی مانند راديو و تلويزيون هم به صورت شبانه‌روزی(!) آن را پخش می‌کند. موسيقی صدا و سيما به بقيه‌ی برنامه‌هايش می‌خورد. اگر دقت کنيد می‌بينيد در زمينه‌ی موسيقی همان‌قدر اشکال وجود دارد که در ادای زبان فارسی. شما هر زمانی که يک سريال يا يک گوينده را پيدا کرديد که درست فارسی صحبت کند، می‌توانيد توقع داشته باشيد که موسيقی هم درست شود.

يک مملکت ۷۰-۶۰ ميليونی نمی‌تواند فقط يک شجريان داشته باشد. در زمينه‌ی ساز، هماهنگی بيشتری وجود دارد، چون بيشتر به آن پرداخته شده است. کتب مختلفی چاپ شده و کلاس‌های آموزشی بيشتری هم وجود دارد. اما در حال حاضر حتی در هنرستان‌ها و دانشگاه‌ها هم رشته‌ی آواز را به‌طور رسمی نداريم؛ يعنی، به‌عنوان يک واحد اصلی در نظر گرفته نشده است و شاگردان آواز، بيشتر در کلاس‌های خصوصی به تمرين مشغولند.

وقتی از كلمه‌ی «عوام» استفاده می‌كنيم، مفهومش اين نيست كه عموميت را دست كم بگيريم. شما بايد كيفيت هنر را حفظ كنيد. شايد شما در جامعه‌ای زندگی كنيد كه سطحش خيلی پايين باشد، اما اين به هيچ‌وجه توجيه‌پذير نيست كه خودتان را تنزل دهيد! به نظر من هنر جزو سرمايه‌های يک ملت است و بايد با حفظ كيفيت هنری با مردم ارتباط برقرار كنيم. البته نبايد اين ادعا را مطرح كرد كه می‌توان با تمام اقشار مردم ارتباط برقرار كرد. زيرا هنر هميشه قشری است و جمع نظر همگان را تأمين نمی‌كند. اشكال كار در ايران اين است كه هر وقت می‌خواهيم با مردم ارتباط برقرار كنيم، ابتذال را قاطی كار می‌كنيم و به نوعی به مردم توهين می‌كنيم.

وقتی واژه‌ی «هنرمند» را در مورد کسی به‌کار می‌بريم، اجازه نداريم بحث مسائل اقتصادی را مطرح کنيم. وقتی راجع‌به هنر حرف می‌زنيم جنبه‌ی اقتصادی در درجه‌ی چندم اهميت قرار دارد. معنی‌اش اين نيست که هنرمند از گرسنگی بميرد؛ ولی هنرمند صرفاً هدفش پول نيست.

از آنجايی كه حكم اخراجم را از دانشگاه در يک زرورق خيلی تميز نگه داشته‌ام، با خود عهدی بسته‌ام كه هيچ‌گاه در دانشگاه حاضر نشوم! امروزه در پشت در دانشگاه‌ها خيلی‌ها غصه می‌خورند؛ اما در دانشگاه تازه مشكلات شروع می‌شود. دانشگاه و حتی هنرستان‌های موسيقی، روزگاری محلی بود كه افتخار می‌كرديم در آن حضور يابيم تا حتی سخنرانی كنيم... بايد بگويم كه وقتی در دانشگاه بگوييد كه اين كار لازم است انجام شود، بگويند نمی‌شود و عملاً يكی بالا سر شما باشد كه مرتباً بگويد نمی‌شود، اين باعث می‌گردد كه در يک جايگاه متوسط بمانيد و امكان رشدی فراهم نشود. متأسفانه اكنون سطح كيفی دانشگاه‌ها بسيار پايين است، نه اين كه سطح من بالا باشد. با اين محيط چارچوب‌دار نمی‌توانم خودم را تطبيق دهم.

امروزه می‌بينيم برپايی بزرگداشت زن تحت عناوين مختلف متداول شده. ما از زن ستايش می‌كنيم، اما برای فعاليت‌هايش شرط می‌گذاريم. برايش بزرگداشت می‌گيريم، اما برای دامنه‌ی فعاليت فرهنگی‌اش مرز می‌گذاريم و می‌گوييم حق داری اين كار را بكنی و آن كار را نه. اگر زن نيمی از جامعه است؛ چگونه است كه حضورش در عرصه‌های مختلف نمی‌تواند كامل باشد.

امید من به نسل جوان است. من معتقدم در موسیقی ایرانی، یک نوع تکرار عادت‌ها یا وابستگی‌ها و دلبستگی‌های متعصبانه یا کورکورانه‌ای، نزد برخی موزیسین‌ها هست که باعث شده موسیقی ایرانی را یک موسیقی بسته تصور کنند؛ در صورتی‌که این طور نیست. نسل خود ما، یعنی کسانی مثل آقای شجریان، لطفی، من، طلایی، مشکاتیان و دیگران، کارهای خیلی معروف‌مان را در سنین بیست تا بیست‌وپنج سالگی ساختیم. هر هنری را می‌شود از طریق نسل جوان ادامه داد. اگر با نگاه واپس‌گرایانه به این موضوع نگاه کنیم، و بخواهیم جایی را تصاحب کنیم و به جوان‌ها میدان ندهیم، آن وقت خودمان باعث از بین رفتن آن هنر می‌شویم. اگر به جوان‌ها میدان ندهیم و آنها را محکوم کنیم که فقط مصرف‌کننده باشند، خود به خود نمی‌توانند راه پیدا کنند.

آثار(به ترتیب: ۱. ناشر ۲. تاریخ نشر)

۱. شورانگیزآهنگساز و سرپرست گروه: حسین علیزاده
آواز: شهرام ناظری
گروه شیدا و عارف
صدابرداری و ضبط: تابستان ۱۳۶۷
(آواز بیات ترک - دستگاه شور)




۲. یاد یار مهربان
به یاد استاد غلامحسین بنان
آهنگساز: فرهاد فخرالدینی
سرپرست گروه: حسین علیزاده
گروه شیدا و عارف
اشعار فریدون مشیری
(سه‌گاه - همایون)



۳. ترکمنسه‌تارنوازی حسین علیزاده
بداهه‌نوازی در دستگاه راست پنجگاه، آواز ابوعطا و شوشتری
زمستان ۱۳۶۷






۴. نی‌نوا (۱۳۶۲)
برای نی و ارکستر زهی
- سواران دشت امید (۱۳۵۶)
- نوروز (۱۳۶۲)
- آوای مهر (ارکستر سازهای ملی)





۵. راز و نیاز

آهنگساز و سرپرست گروه: حسین علیزاده
آواز: علیرضا افتخاری
گروه عارف و شیدا
(راست پنجگاه - شوشتری)
صدابرداری و ضبط: زمستان ۱۳۶۷




۶. صبحگاهیآهنگساز: حسین علیزاده
آواز: محسن کرامتی
گروه سازهای ملی به سرپرستی حسین علیزاده
(چهارگاه)





۷. همنوایی
تار: حسین علیزاده، ارشد طهماسبی
تنبک: مجید خلج
(سه‌گاه - افشاری)
تاریخ انتشار: فروردین ۱۳۷۲





۸. پایکوبی
سه‌تار: حسین علیزاده
تنبک: زنده‌یاد داریوش زرگری
(بداهه‌نوازی چهارگاه)
تاریخ ضبط: زمستان ۱۳۷۲





۹. کنسرت نوا
تار: حسین علیزاده
تنبک: مجید خلج







۱۰. کنسرت همایون
سه‌تار: حسین علیزاده
تنبک: مجید خلج







۱۱. نوبانگ کهناثر حسین علیزاده - خسرو سلطانی
اجرای گروه هم‌آوایان
بر اساس رديف‌های آوازی و سازی موسيقی ايران
(شور)





۱۲. موسیقی فیلم «گبه»به کارگردانی محسن مخملباف








۱۳. پریا - قصه‌ی دخترای ننه دریاموسیقی از حسین علیزاده
اشعار احمد شاملو







۱۴. راز نوموسیقی آوازی
گروه هم‌آوایان به سرپرستی حسین علیزاده
همخوانان: محسن کرامتی، افسانه رسایی، هما نیک‌نام، علی صمدپور
تنبک: زنده‌یاد داریوش زرگری
تار و تنبور: حسین علیزاده
(مقام داد و بیداد - آواز ابوعطا)
تابستان ۱۳۷۷


۱۵. از اعصارموسیقی فیلم‌های:
- «میراث کهن»
- «زشت و زیبا»






۱۶. موسیقی فیلمموسیقی فیلم‌های
- «عشق طاهر» (محمدعلی نجفی) - بهار ۱۳۷۸
- «ایران سرای من است» (پرویز کیمیاوی) - تابستان ۱۳۷۸
- «زمانی برای مستی اسب‌ها» (بهمن قبادی) - بهار ۱۳۷۹
- «ابر و آفتاب» (محمود کلاری) - بهار ۱۳۷۶
تاریخ انتشار: پاییز ۱۳۷۹



۱۷. هجرانیتار: حسین علیزاده
(سه‌گاه - ماهور)







۱۸. چهار گاه - بیات ترکتار و سه‌تار: حسین علیزاده
نی و آواز: حسین عمومی
تنبک: محمد قوی‌حلم
تاریخ ضبط چهارگاه: بهار ۱۳۶۷ پاریس
تاریخ ضبط بیات ترک: بهار ۱۳۶۷ کالیفرنیا
تاریخ انتشار: زمستان ۱۳۸۰



۱۹. ردیف‌نوازیردیف میرزا عبدالله
به روایت نورعلی‌خان برومند
سه‌تار: حسین علیزاده






۲۰. سلانهبداهه‌نوازی حسین علیزاده با ساز ابداعی
شامل چهار قطعه‌ی:
«مهتاب» در اصفهان
«پگاه» در سه‌گاه
«آفتاب» در بیات کرد
«شامگاه» در افشاری
تاریخ انتشار: بهار ۱۳۸۲


۲۱. موسیقی فیلم «لاک‌پشت‌ها هم پرواز می‌کنند»
به کارگردانی بهمن قبادی








۲۲. راست پنجگاه
تار: حسین علیزاده
تنبک: مجید خلج
اجرا: برلین، زمستان ۱۳۷۵
تاریخ انتشار: ۱۳۸۰





۲۳. دستور سه‌تار

دوره‌ی متوسطه
حسین علیزاده







۲۴. دستور سه‌تار

دوره‌ی ابتدایی
حسین علیزاده







۲۵. ردیف مقدماتی تار و سه‌تار

کتاب سوم
ردیف موسی معروفی
سه‌تار: حسین علیزاده






۲۶. موسیقی سریال تلویزیونی «زیر تیغ»

به کارگردانی محمدرضا هنرمند
اجرای گروه هم‌آوايان
اشعار هوشنگ ابتهاج (سایه)






۲۷. سرود گل
گروه هم‌آوایان به سرپرستی حسین علیزاده
شورانگیز: حسین علیزاده
آواز: افسانه رسایی، پوریا اخواص
تنبک و دف: مجید خلج
سه‌تار: علی بوستان
رباب: نیما علیزاده
کمانچه: صبا علیزاده


۲۸. حسین علیزاده در جشنواره‌ی لس‌آنجلس
سه‌تار: حسین علیزاده
تنبک: مجید خلج
سازمان هنری کرشمه






۲۹. زمستان است
حسین علیزاده - محمدرضا شجریان - همایون شجریان - کیهان کلهر
کنسرت زمستان ۱۳۷۹
بداهه‌خوانی و بداهه‌نوازی در مقام ابداعی حسین علیزاده: داد و بیداد
(گوشه‌ی «داد» از دستگاه نوا و گوشه‌ی بیداد از دستگاه همایون)
شعر: مهدی اخوان ثالث




۳۰. بی تو به سر نمی‌شود
بر اساس ساخته‌های حسین علیزاده
به همراه: محمدرضا شجریان - همایون شجریان - کیهان کلهر
(دستگاه نوا - آواز بیات کرد)






۳۱. فریاد

حسین علیزاده - محمدرضا شجریان - همایون شجریان - کیهان کلهر
کنسرت راست پنجگاه و مرکب‌خوانی
اجرای لس‌آنجلس
(راست پنجگاه - دشتی - شور - همایون)





۳۲. همنوا با بمحسین علیزاده - محمدرضا شجریان - همایون شجریان - کیهان کلهر
کنسرت سال ۱۳۸۲ در تهران . تالار بزرگ کشور
به نفع مردم زلزله‌زده‌ی بم






۳۳. ساز خاموشموسیقی: حسین علیزاده
به همراه: محمدرضا شجریان - همایون شجریان - کیهان کلهر
بخش اول کنسرت آذرماه ۸۴ تهران . تالار بزرگ کشور
(آواز دشتی)





۳۴. سرود مهرموسیقی: حسین علیزاده
به همراه: محمدرضا شجریان - همایون شجریان - کیهان کلهر
بخش دوم کنسرت آذرماه ۸۴ تهران . تالار بزرگ کشور
(آواز بیات ترک و افشاری)





۳۵. به تماشای آب‌های سپید
کار مشترک حسین علیزاده (شورانگیز) و ژیوان گاسپاریان (دودوک و آواز)
گروه هم‌آوایان
محل اجرا: کاخ نیاوران - شهریور ۱۳۸۲
تاریخ انتشار: زمستان ۱۳۸۳
نامزد جایزه‌ی معتبر گرمی سال ۲۰۰۷





دانلود کنید و بشنوید(۱۲ فایل موسیقی با حجم کم برای دانلود)

بداهه‌نوازی در دستگاه نوا
تــــار: حسین علیزاده
تنبک: مجید خلج
آلبوم کنسرت نوا
حجم فایـل: ۲۳۷ کیلوبایت
مدت زمان: ۱:۵۳

بداهه‌نوازی در دستگاه همایون
سه‌تار: حسین علیزاده
تنـبـک: مجید خلج
آلبوم کنسرت همایون
حجم فایـل: ۷۵۲ کیلوبایت
مدت زمان: ۶:۰۴

قطعه‌ی پایکوبیبداهه‌نوازی در چهارگاه
سه‌تار: حسین علیزاده
تنـبـک: شادروان داریوش زرگری
آلبوم پایکوبی
زمستان ۱۳۷۲
حجم فایـل: ۹۴۶ کیلوبایت
مدت زمان: ۷:۳۹

چهارمضراب صبحگاهی
اثر حسین علیزاده در چهارگاه
اجرای گروه سازهای ملی
آلبوم صبحگاهی
حجم فایـل: ۴۲۷ کیلوبایت
مدت زمان: ۳:۲۶

قطعه‌ی جامه‌درانموسیقی: حسین علیزاده
برای نی و ارکستر زهی
آلبوم نی‌نوا
نی: جمشید عندلیبی
ویولن: خاچیک باباییان
ویولا: فرشید بصیری
ویولنسل: محسن تویسرکانی
پاییز ۱۳۶۲
حجم فایـل: ۵۱۶ کیلوبایت
مدت زمان: ۴:۰۹

قطعه‌ی نوروز
اجرا: گروه شیدا و عارف
سرپرست گروه: حسین علیزاده
آلبوم نی‌نوا
بهار ۱۳۶۲
حجم فایـل: ۴۹۶ کیلوبایت
مدت زمان: ۳:۵۹

قطعه‌ی آفتاب در بیات کرد
بداهه‌نوازی حسین علیزاده
آلبوم سلانه
بهار ۱۳۸۲
حجم فایـل: ۳۸۱ کیلوبایت
مدت زمان: ۶:۰۷

بداهه‌نوازی شورانگیزساز ابداعی حسین علیزاده
آلبوم به تماشای آب‌های سپید
شهریور ۱۳۸۲
حجم فایـل: ۷۳۸ کیلوبایت
مدت زمان: ۵:۵۷

قطعه‌ی حباب
موسیقی متن سریال تلویزیونی زیر تیغ
موسیقی: حسین علیزاده
اجرای گروه هم‌آوایان
آلبوم زیر تیغ
پاییز ۱۳۸۵
حجم فایـل: ۴۶۵ کیلوبایت
مدت زمان: ۳:۴۴

ضربی نواساخته‌ی حسین علیزاده
همراه با کیهان کلهر و همایون شجریان
آلبوم بی تو به سر نمی‌شود
حجم فایـل: ۶۳۹ کیلوبایت
مدت زمان: ۵:۰۹

قطعه‌ی ترکمن
ساخته‌ی حسین علیزاده
همراه با کیهان کلهر و همایون شجریان
آلبوم فریاد
حجم فایـل: ۴۵۵ کیلوبایت
مدت زمان: ۳:۳۹

تکنوازی تار
کنسرت تهران . تالار بزرگ کشور
آلبوم ساز خاموش
آذرماه ۱۳۸۴
حجم فایـل: ۴۴۶ کیلوبایت
مدت زمان: ۳:۳۵

آثار آموزشی(شامل کتاب، نوار و سی‌دی)

ده قطعه برای تار (چهار جلد)
ردیف میرزا عبدالله (اجرا با تار و سه‌تار)
دستور سه‌تار،‌ دوره‌ی ابتدایی (کتاب و نوار)
دستور تار و سه‌تار، دوره‌ی‌ متوسطه (کتاب و نوار)
آموزش سه‌تار (اجرای کتاب اول و دوم هنرستان)
ردیف مقدماتی تار و سه‌تار (کتاب سوم هنرستان)
بوسه‌های باران، تصنیف‌های حسین علیزاده (بازنویسی و نت‌نگاری: علی صمدپور)

موسیقی فیلم(به ترتیب تاریخ تولید)

۱۳۸۵ | سريال تلويزيونی زير تيغ (محمدرضا هنرمند)
۱۳۸۲ | لاک‌پشت‌ها هم پرواز می‌کنند (بهمن قبادی)
۱۳۸۱ | ابجد (ابوالفضل جلیلی)
۱۳۷۸ | زمانی برای مستی اسب‌ها (بهمن قبادی)
۱۳۷۸ | عشق طاهر (محمدعلی نجفی)
۱۳۷۸ | دختران خورشید (مریم شهریار)
۱۳۷۷ | زشت و زیبا (احمدرضا معتمدی)
۱۳۷۷ | ایران سرای من است (پرویز کیمیاوی)
۱۳۷۶ | مدرسه‌ای که باد برد (محسن مخملباف)۱۳۷۵ | ابر و آفتاب (محمود کلاری)
۱۳۷۴ | گبه (محسن مخملباف)
۱۳۷۰ | دلشدگان (علی حاتمی)
۱۳۵۹ | چوپانان کویر (حسین محجوب)

از گفت‌وگوی عليزاده با راديو زمانه/ عكس: محمدخيرخواه - پندار.نت

نگاه شما

دسته: دانلود | نویسنده: سهند سلطاندوست | کد مطلب: 63-1 | لینک ثابت | |