دانلود تصنیف «قیــژک کــولی» اثر همایون شجریان و گروه دستان
» شنبه بیستم بهمن 1386، ساعت21:20
![]()
| دانــلــود |
حجم فایل: ۱.۷۹ مگابایت
مدت زمان اجرا: ۷ دقیقه و ۳۸ ثانیه
[شعر این تصنیف توسط یکی از خوانندگان وبلاگ در بخش نظرات همین پست نوشته شده است]


![]()
| دانــلــود |
حجم فایل: ۱.۷۹ مگابایت
مدت زمان اجرا: ۷ دقیقه و ۳۸ ثانیه
[شعر این تصنیف توسط یکی از خوانندگان وبلاگ در بخش نظرات همین پست نوشته شده است]
تصنیـف «مــرغ سـحــر»
اجرای همایون شجریان و گروه دستان
![]()
| دانــلــود |
تاریخ و مکان اجـرا: ۴ بهمن ۸۶، ونیز ایتالیا
حجم فایل: ۸۹۴ کیلوبایت
آواز: همایون شجریان
آهنگساز: مرتضیخان نیداوود
شعــر: حسیـن پـژمان بختیــاری
بازسازی آهنگ:
سعید انصاری
بردیـا کیـارس
دستگاه: شور
مایـه: دشتــی
مدت اجرا: ۲ دقیقه و ۴۲ ثانیه
اطلاعات بیشتر...

آتـــشـــــی در سـیـــنــــــه دارم جـــــاودانـــی
عـمـــر مــن مـرگیـســت نـامــش زنــدگــانـــی
رحمتــی کــن کــز غـمــت جـــان مـیسپـــارم
بـیـــش از ایـن مـن طـاقــــت هــجـــران نــدارم
کـی نهـی بـر سـرم پـای ای پــری از وفــاداری
شد تمام اشک من بس در غمت کردهام زاری
نــوگـلـــــی زیـبـــــا بـــود حـســـن و جــوانـــی
عطــر آن گــل رحـمـــت اســت و مهــربــانـــی
نــا پـسـنـــدیــــــده بــــود دل شـکــســتــــــن
رشـتــــــهی الـفــــت و یـــاری گـســســتـــــن
کــی کـنـــی ای پــری تـــرک سـتـمــگــــــری؟
میفکنـــی نظـری آخــر به چشــم ژالــه بــارم
گـــر چـــه نـــــاز دلــبـــــــــران دل تـــــازه دارد
نـــــــاز هـــــم بـــــر دل مـــــن انـــــــدازه دارد
حـیــــفُ گــر تـرحمــی نمیکنـی بر حــال زارم
جـز دمـی کـه بگـذرد کـه بگـذرد از چــاره کارم
دانمـــت که بر سـرم گـذر کنـی بهرحمــت امـا
آن زمان کـه بر کشــد گیاه غـم سـر از مــزارم
![]()
دانلود تصنیف آتشی در سینه دارم جاودانی
44 kHz - 128kbps stereo - 2.51 MB
مقدمه
اول شهریور تولد استاد حسین علیزاده است. چند روز پیش که مجلهی این هفتهی همشهری جوان را ورق میزدم، در بخش «روزها» متوجه این قضیه شدم... تصمیم گرفتم پستی در خور این مناسبت تهیه کنم تا به نوعی تولد استاد علیزاده را به دوستداران پرشمارش تبریک بگویم. دوستدارانی که بیصبرانه منتظرند تا چند روز دیگر نوای ساز علیزاده در فضای تالار بزرگ کشور طنینانداز شود. استاد علیزاده پس از اجرای چندین کنسرت با گروه همآوایان در آمریکا، کانادا و اروپا بهزودی در ایران هم به روی صحنه خواهد رفت.
مطلبی که آماده شده و در زیر میخوانید شامل چند بخش است: زندگینامهی علیزاده که از چندین سایت مختلف منجمله دائرةالمعارف آزاد ویکیپدیا و همچنین جلد کاستهای ایشان جمعآوری شده است. بخش «خاطرات و دیدگاهها» که از لابهلای صحبتهای علیزاده در سخنرانیها و گفتوگوهایش با روزنامهها و ديگر رسانهها برگزیده شده و بهنوعی روشنگر افکار و عقاید علیزاده پیرامون مسائل مختلف و مهم امروز میباشد. در بخش «آثار» سعی بر آن بوده که تمامی آثار علیزاده در طول سیوپنج سال فعالیت موسیقایی ایشان به طور اجمال معرفی شود که برای این کار ترتیبی را در نظر گرفتهام. ابتدا تمامی آثاری که ماهور منتشر کرده را آوردهام، سپس کارهای دلآواز و در نهایت نشر هرمس که یکی بیشتر نبود (به تماشای آبهای سپید). در ضمن این آثار بر حسب سال انتشارشان مرتب شدهاند. در بخش «دانلود کنید و بشنوید» که در پستهای قبلی هم وجود داشته است، دوازده قطعهی موسیقی از تکنوازیها و بداههنوازیهای تار، سهتار و شورانگیز استاد انتخاب شده بهعلاوهی چند اثر ارکسترال که علیزاده آهنگسازی آن را بر عهده داشته است. علیزاده از آن دسته اساتیدی است که زحمات و تلاشهای بسیاری در جهت آموزش و تربیت هنرجویان موسیقی متحمل شده است و در زمینهی آموزش همواره اهتمام داشته است؛ آثار آموزشی علیزاده را نیز که تاکنون به صورت کتاب، نوار یا سیدی منتشر شده خواهید دید. همچنین از آنجا که علیزاده در زمینهی موسیقی فیلم هم بسیار فعال بوده، فهرستی از فیلمهایی که او آهنگسازیشان را بر عهده داشته است را در انتهای این پست خواهید خواند. و در نهایت میماند یک بخش که آن هم نظرات شماست. قطعاً «نگاه شما» پایانبخش مناسبی برای این پست ویژه (بزن آن زخمه...) خواهد بود.
زندگینامه
حسین علیزاده، آهنگساز، ردیفدان، پژوهشگر و نوازندهی تار و سهتار متولد نخستین روز از آخرین ماه فصل تابستان سال ۱۳۳۰ در تهران است.
او فراگیری موسیقی را در هنرستان موسیقی ملی نزد اساتیدی چون حییبالله صالحی، هوشنگ ظریف و علیاکبر شهنازی آغاز کرد. در سال ۱۳۴۹ موفق به دریافت مدرک دیپلم از هنرستان ملی موسیقی گردید. پس از تحصیل در هنرستان موسیقی به دانشکدهی هنرهای زیبای دانشگاه تهران رفت و همزمان در مرکز حفظ و اشاعهی موسیقی ایران به یادگیری و اجرای کنسرت پرداخت.
وی از محضر اساتیدی نظیر هوشنگ ظریف، حبیبالله صالحی، محمود کریمی، علیاکبر شهنازی، داریوش صفوت، نورعلی برومند، سعید هرمزی، یوسف فروتن و عبدالله دوامی بهره برده است.
علیزاده در دوران تحصيل با اركستر ايرانی تالار رودكی به رهبری حسین دهلوی همكاری داشت و از سال ۱۳۵۱ با گروههای مركز حفظ و اشاعهی موسيقی در جشن هنر شيراز به اجرای برنامه پرداخت. برگزاری این برنامهها، آغاز راه علیزاده برای تبدیل شدن به یکی از وزنههای مهم موسیقی ایرانی بود. در سال ۱۳۵۵ به اتفاق پرويز مشكاتيان گروه عارف را تشكيل داد و برنامههای متعددی را در داخل و خارج از كشور به اجرا درآورد. حسين عليزاده در روزهای تاريک سال ۵۶ قطعهی «حصار» را در يادبود زندانيان سياسی رژيم شاه در چهارگاه ساخت. «ژاله خون شد» يكی از ساختههای عليزاده است كه در آن سالها توصيفش دهانبهدهان میچرخيد و همهجا شنيده میشد. اين سرود از موفقترين سرودهای انقلابی است. اين سرودها به دليل مخفيانه بودن، با دستگاههای ضبط صوت خانگی در منزل خود موسيقیدانان ضبط میشد و دست به دست ميان مردم میگشت.
در اين سالها عليزاده استعداد خود را محدود به تقليد و تكرار فرمهاى گذشتگان نكرده و همواره در جستوجوى راههاى تازهتر بوده است. حسین عليزاده، بر خلاف بسياری ديگر از هنرمندان كه فقط به اجرای موسيقی به شكل كاملاً سنتی آن میپردازند، نوآوریهايی داشته است که از آن جمله میتوان ابداع مقام «داد و بيداد» (گوشهی «داد» از ماهور و «بيداد» از همايون) در آلبومهای «راز نو» با همكاری گروه همآوايان و «زمستان است» با صدای محمدرضا شجريان، همچنين اجرای پلیفونيک آواز ايرانی در آلبومهای «راز نو»، «آوای مهر» و... را نام برد.
از دیگر ابداعات او، سازی به نام «سلانه» میباشد که صدایی بم و نزدیک به عود دارد. سلانه توسط سیامک افشاری و زیر نظر شخص علیزاده ساخته شده است.
او با عضویت در گروه «چاووش» همراه با دیگر استادان موسیقی ایران از جمله محمدرضا لطفی و پرویز مشکاتیان آثار جاودانهای در موسیقی ایران اجرا کرده و نیز با آموزش به هنرجویان موسیقی تأثیر مهمی در تربیت موسیقیدانان و نوازندگان پس از انقلاب گذاشته است. علیزاده در اوایل دههی هفتاد ریاست هنرستان موسیقی را بر عهده داشت.
در سالهای اخير [تا سال ۱۳۸۴] در آلبومهای «زمستان است»، «بی تو به سر نمیشود»، «فرياد»، «ساز خاموش» و «سرود مهر» با محمدرضا شجريان، كيهان كلهر و همايون شجريان به عنوان آهنگساز و نوازندهی تار همكاری داشته است.
در زمینهی تألیف و گردآوری کتب آموزش موسیقی ایرانی و ردیف نیز، علیزاده هنرمند فعالی بوده است. از او تعداد زیادی کتاب و سیدی و نوار آموزشی موسیقی که توسط مؤسسهی ماهور منتشر شده، در دست است.
علیزاده همچنین در زمینهی ساخت موسیقی فیلمهای سینمایی و تلویزیونی فعالیتهای بسیار قابل توجهی داشته است که از آن جمله میتوان به موسیقی فیلمهای «دلشدگان»، «گبه»، «زمانی برای مستی اسبها»، «لاکپشتها هم پرواز میکنند» و... اشاره کرد.
علیزاده یک رکورد جالب توجه نیز در کارنامهی هنری خویش دارد و آن اینکه آثارش سه بار نامزد کسب جایزهی گرمی (معتبرترین جایزهی صنعت ضبط و پخش موسیقی در آمریکا) شده است؛ هر چند هیچ یک از این سه مرتبه در انتخاب نهایی موفق نشده است. بار اول آلبوم «بی تو به سر نمیشود»، سپس «فریاد» و اخیراً «به تماشای آبهای سپید» در سال ۲۰۰۷ نامزد جایزهی گرمی شدهاند.
حسین علیزاده دارای دو فرزند پسر به نامهای صبا (نوازندهی کمانچه) و نیما (نوازندهی رباب و تار) است که هماکنون در گروه همآوایان زیر نظر وی فعالیت دارند.

خاطرات و دیدگاهها(برگزیدهی صحبتهای استاد علیزاده در رسانهها)
من خودم شايد از خانوادهای نزديک به همين بخش محروم بيرون آمدم و محلی كه تحصيل میكردم در بازار تهران خيام و سيدنصرالدين بود. در اين محله بهدنيا آمدم و تمام دوران تحصيلم را در همين محله پرسه زدم و از زندگی در آن محلهها احساس خوشایندی دارم. كسی برايمان اسباببازی خوبی نمیخريد و ما تابستانها در بسياری از مشاغل كار میكرديم تا روزی بتوانيم دوچرخهای بخريم كه البته هيچوقت آن ميزان پول را نتوانستيم پسانداز كنيم. البته عقدهای برايم نشد؛ بلكه تبديل به ريشههايی شد كه در عالم هنر توانست شكل بگيرد. زندگی واقعی را آن زمان تجربه كرديم.
خيلی زود عشق موسيقی در من جوشيد. وقتی استاد علیاكبرخان شهنازی گوشهای را به من ياد میداد، احساس میكردم كه آن فقط يک ملودی و مضراب نيست. انرژیای است كه به من منتقل میشود و من آن را احساس میكردم. ساعتها در محضر اين استاد، كه مهربانترين استادی بود كه تجربه كردم، مینشستم و شوق آن را در دلم حس میكردم.
از سال ۱۳۴۳ موسيقی را شروع كردم... شايد فراز و نشيبهايی كه قبل از انقلاب بهوجود آمد، آدمهايی مثل مرا آزرده كند، اما خسته نمیكند. چون هدف هنر است... در آن سالها ما با تحولات اجتماعی و سياسی ايران روبهرو شديم. من آن زمان دانشجو بودم و سعی میكردم اين تحولات را بشناسم و يک قدم جلوتر از نسل گذشته باشم. موقعی با موسيقی ايران عجين شدم كه در جامعه به دو شكل با آن برخورد میشد: يک نوع موسيقی كه فقط به محافل خصوصی محدود بود و هيچ ربطی به مسائل اجتماعی نداشت و نوع ديگر موسيقی آكادميک بود كه سر كلاس آن را آموزش میدادند و بيرون از كلاسها اين موسيقی جريان نداشت. اوايل دههی پنجاه اين مشكل به اوج خود رسيد تا جايی كه موسيقیای كه معرف فرهنگ ما باشد به طور رسمی وجود نداشت. به همين خاطر مركز حفظ و اشاعهی موسيقی به وجود آمد كه هم حافظ موسیقی ایرانی گذشته باشد و هم جوانان بتوانند زير نظر استادان بزرگ تعليم ببينند و خود تبديل به استادان آينده شوند.
آن زمان جوانانی مثل من، لطفی، شجريان و بقيهی موسيقیدانانی كه حالا صاحبنام هستند در مركز حفظ و اشاعه زير نظر استاد برومند كار میكرديم. آنچه به صورت افسانه از موسيقی قديم در ذهن ما بود، كمكم عينيت پيدا كرد. اين مركز چه قبل از انقلاب و چه بعد از آن هم نقش تحول آكادميک موسیقی ایرانی را به عهده گرفت و هم تحول سياسی و اجتماعی را. كسانیكه از اين مركز بيرون آمدند، بعدها در جامعه شيوه و سبک خود را دنبال كردند؛ چون قالبريزی نشده بودند. ما در عصری موسيقی را شروع كرديم كه با تحولات و اتفاقات اجتماعی فراوانی همراه بود و در نتيجه به تفكر متفاوت حتی در موسیقی ایرانی رسيديم. اين دوران سپری میشد و در آن سالها از فكر اينكه «بايد برای موسيقی ايران چه كرد»، خواب راحتی نداشتم.
نسل ما باعث شد موسيقی جايگاه ديگری در جامعه پيدا كند. همچنان كه جامعه هم تغيير میكرد، موسيقیدانانی كارشان از نظر هنری دارای ارزش بود كه همراه مردم بودند. نه اينكه اجتماع را راضی كنند، بلكه آن را ارتقاء دهند. در آن سال ها و با بروز چنين تحولات اجتماعي، فكر میكردم چطور میتوانم ارتباط اجتماعی را با موسيقی حفظ كنم. به خاطر میآورم سال ۵۵ كه تحولات سياسی و مخالفت با رژيم شدت میگرفت، سرباز بودم و میخواستم از راه هنر با مردم سهيم باشم. در همان موقع قطعهی «حصار» را نوشتم و به زندانيان سياسی تقديم كردم.
آن دوران تحولات اجتماعی و حركتهای دانشجويی انگيزهی بيشتری در هنرمندان ايجاد میكرد. شبهای شعر آن سالها را هيچكس فراموش نمیكند. در آن شبها شاعران عليه رژيم شاه اشعارشان را میخواندند و من فكر میكردم چرا موسيقی مثل شعر نمیتواند باشد، چه باید كرد؟ ما در كشوری زندگی كردهايم كه قبل از انقلاب آزادی معنی نداشته، حتی ما برای ذهن خود آزادی قائل نبودهايم و وقتی میخواهيم كاری كنيم خود را با سنتهايی درگير میكنيم كه فقط حرفش هست و عينيت ندارد. اتفاقاً من در چنين شرايطی از طرف استادان بزرگم تشويق شدم. بزرگترين معلمم در درجهی اول كارم بوده است و هيچوقت از اين ترس و نگرانی نداشتم كه ديگران دربارهی كار من چه خواهند گفت. در اولين حركتها بايد مطالعه كنيد، با مردم مشورت كنيد و ببينيد سنت و گذشتگان چه میگويند. انقلاب چيزی است كه میجوشد و با نيازهای زمان پيش میرود اما انقلاب در موسیقی ایرانی از اين هم پيچيدهتر است. قبل از انقلاب اين سؤال مطرح بود كه اگر موسیقی ایرانی بخواهد با تحول جامعه همگام باشد، آيا بايد شعاری شود يا جنبههای هنری هم مطرح است؟ البته كه صددرصد جنبههای هنری مطرح بود و آثاری كه از آن دوران مانده، اين را تأييد میكند.
ما سرودها و قطعاتی را به صورت مخفيانه ضبط و رايگان در دانشگاه توزيع میكرديم و از اين طريق دانشكده هنرهای زيبا همراه مردم بود. يادم میآيد سياوش كسرايی در روزهای بحبوحهی انقلاب، بعد از واقعهی ۱۷شهريور، به من زنگ زد و گفت قرار است آقای طالقانی در دانشگاه به مناسبت روز همبستگی صحبت كند و شايد به اين تجمع حمله شود، ما يک سرود میخواهيم. ما يکشبه سرودی به نام «ژاله خون شد» را ساختيم كه الآن هر كس گوش كند ياد آن روزها میافتد.
روشنفكرهای آن زمان دشمن قسمخوردهی موسيقی ايراني بودند و عمدتاً با موسيقی كلاسيک غربی رابطه داشتند و جو روشنفكری قبل از انقلاب سوای جنبهی ادبیاش، گرايش ضد موسیقی ایرانی داشت و فقدان شناخت و ارتباط روشنفكران و فعاليت درست آنان در اين زمينه باعث شده بود كه اين قشر از موسيقی ایرانی جدا شود. آن زمان هنرمند بايد رشادت میداشت و در آن دوران بود كه موسیقی ایرانی متحول شد. وقتی دانشگاهها بسته شد، دانشجويان در همين مركز «چاووش» و از گروه چاووش درس میگرفتند كه بسياری از آنها اعضای گروه «شيدا» و «عارف» بودند.
نباید موسیقی را تا این حد به خوب و بد تفکیک کنیم. ما باید متوجه باشیم که موسیقی رشتهایست با تنوع بسیار. در هر دانشگاهی، در زمینهی موسیقی رشتههای مختلفی مثل موسیقی جاز، موسیقی راک، موسیقی پاپ، کلاسیک و موسیقی جهانی وجود دارد. این که جوانها به هرنوع موسیقی گرایش پیدا میکنند، به خودی خود چیز بدی نیست. اما در موسیقی هم، مثل هر هنری، هم شکل نازل آن وجود دارد و هم شکل متعالی آن.
جوانان امروز جامعهی ما از نوعی موسيقی لذت میبرند كه معلوم نيست موسيقی كجایی است. اگر اين موسيقی را حتی به غرب ببريد اصلاً از دستمان شكايت میكنند برای اينكه آن را نمیشناسند! من اصلاً مخالف موسيقی پاپ نيستم ؛ اما پاپ بايد تعريف خودش را داشته باشد. اين نوع موسيقی نيازمند ارتباط با ريشههای ملی خودمان است. شايد كمی سوءِ تفاهم ايجاد كند وقتی در اين باره صريح صحبت شود؛ اما به نظر من بايد گفت موسیقی پاپ در جامعهی ما كاملاً به قهقرا میرود. موسيقی پاپ ايران سرتاپايش تقليدی است و دستگاههای اتوماتيک امروزی میتواند نود درصد آن را بسازد. ممكن است بسياری از شما اين نوع موسيقی را دوست داشته باشيد. يک موقع موسيقی مصرفی میخواهيد، يک موقع موسيقی فكورانه میخواهيد. شما يک وقت «گلآقا» میخوانيد اما گلآقا چقدر جای مثنوی مولانا را میگيرد؟!
هر پدیدهای اگر در شکل اجتماعی آن ممنوع باشد، طبیعیست که به زیر زمین میرود! اما مضحک است که در قرن بیستویکم، در سرزمینی موسیقی زیرزمینی وجود داشته باشد. این مسأله نشان میدهد که ما چه مشکلاتی در آن جامعه داریم که هنر والایی مثل موسیقی، زیرزمینی میشود. موسیقی زیرزمینی نوعی واکنش و نیاز است و در عین حال، تأثیرپذیری فرهنگی نیز هست. این جوانها در ایران بیشتر از طریق ماهواره و دنیای بیرون از خودشان تغذیه میشوند و سعی میکنند آن چه که میبینند و میشنوند را تقلید کنند. حتی اگر ارتباط ریشهای و فرهنگی با آن مقوله نداشته باشند. همچنین چون امکان بیرونی برای ارائهی آلبوم و ضبط و کنسرت ندارند، طبعاً آن را به شکل غیررسمی، که اسم آن زیرزمینیست، انجام میدهند. جامعه نباید تنگناهایی به وجود بیاورد که مشکلات از جاهای دیگر سر بزند. متأسفانه در ایران، ما همیشه مسائل را پس از این که اتفاق افتاد متوجه میشویم. از پدیدههای طبیعی گرفته تا مسائل اجتماعی. مثلاً در کوچهای باریک یک برج میسازیم و سپس متوجه میشویم که باید فکر پارکینگ هم میکردیم. موسیقی زیرزمینی به خودی خود یک پدیدهی اجتماعی منفیست. در حال حاضر جوانها دوست دارند و به این نوع موسیقی گرایش پیدا میکنند؛ چون نیاز دارند. اما موسیقی و هنر به طور اصولی در جامعه باید زنده و فعال وجود داشته باشد تا بتواند روح و روان انسانها را سالم کند. وقتی زیر زمین باشد، مشکلات زیرزمینی هم به وجود خواهد آورد.

اگر کسی صداقت و شجاعت داشته باشد، میتواند با جرئت بگويد که من میخواهم آلبومی درست کنم که پرفروشترين باشد. خوشبختانه امکاناتش هم هست، مخاطبش هم وجود دارد و مراکز دولتی مانند راديو و تلويزيون هم به صورت شبانهروزی(!) آن را پخش میکند. موسيقی صدا و سيما به بقيهی برنامههايش میخورد. اگر دقت کنيد میبينيد در زمينهی موسيقی همانقدر اشکال وجود دارد که در ادای زبان فارسی. شما هر زمانی که يک سريال يا يک گوينده را پيدا کرديد که درست فارسی صحبت کند، میتوانيد توقع داشته باشيد که موسيقی هم درست شود.
يک مملکت ۷۰-۶۰ ميليونی نمیتواند فقط يک شجريان داشته باشد. در زمينهی ساز، هماهنگی بيشتری وجود دارد، چون بيشتر به آن پرداخته شده است. کتب مختلفی چاپ شده و کلاسهای آموزشی بيشتری هم وجود دارد. اما در حال حاضر حتی در هنرستانها و دانشگاهها هم رشتهی آواز را بهطور رسمی نداريم؛ يعنی، بهعنوان يک واحد اصلی در نظر گرفته نشده است و شاگردان آواز، بيشتر در کلاسهای خصوصی به تمرين مشغولند.
وقتی از كلمهی «عوام» استفاده میكنيم، مفهومش اين نيست كه عموميت را دست كم بگيريم. شما بايد كيفيت هنر را حفظ كنيد. شايد شما در جامعهای زندگی كنيد كه سطحش خيلی پايين باشد، اما اين به هيچوجه توجيهپذير نيست كه خودتان را تنزل دهيد! به نظر من هنر جزو سرمايههای يک ملت است و بايد با حفظ كيفيت هنری با مردم ارتباط برقرار كنيم. البته نبايد اين ادعا را مطرح كرد كه میتوان با تمام اقشار مردم ارتباط برقرار كرد. زيرا هنر هميشه قشری است و جمع نظر همگان را تأمين نمیكند. اشكال كار در ايران اين است كه هر وقت میخواهيم با مردم ارتباط برقرار كنيم، ابتذال را قاطی كار میكنيم و به نوعی به مردم توهين میكنيم.
وقتی واژهی «هنرمند» را در مورد کسی بهکار میبريم، اجازه نداريم بحث مسائل اقتصادی را مطرح کنيم. وقتی راجعبه هنر حرف میزنيم جنبهی اقتصادی در درجهی چندم اهميت قرار دارد. معنیاش اين نيست که هنرمند از گرسنگی بميرد؛ ولی هنرمند صرفاً هدفش پول نيست.
از آنجايی كه حكم اخراجم را از دانشگاه در يک زرورق خيلی تميز نگه داشتهام، با خود عهدی بستهام كه هيچگاه در دانشگاه حاضر نشوم! امروزه در پشت در دانشگاهها خيلیها غصه میخورند؛ اما در دانشگاه تازه مشكلات شروع میشود. دانشگاه و حتی هنرستانهای موسيقی، روزگاری محلی بود كه افتخار میكرديم در آن حضور يابيم تا حتی سخنرانی كنيم... بايد بگويم كه وقتی در دانشگاه بگوييد كه اين كار لازم است انجام شود، بگويند نمیشود و عملاً يكی بالا سر شما باشد كه مرتباً بگويد نمیشود، اين باعث میگردد كه در يک جايگاه متوسط بمانيد و امكان رشدی فراهم نشود. متأسفانه اكنون سطح كيفی دانشگاهها بسيار پايين است، نه اين كه سطح من بالا باشد. با اين محيط چارچوبدار نمیتوانم خودم را تطبيق دهم.
امروزه میبينيم برپايی بزرگداشت زن تحت عناوين مختلف متداول شده. ما از زن ستايش میكنيم، اما برای فعاليتهايش شرط میگذاريم. برايش بزرگداشت میگيريم، اما برای دامنهی فعاليت فرهنگیاش مرز میگذاريم و میگوييم حق داری اين كار را بكنی و آن كار را نه. اگر زن نيمی از جامعه است؛ چگونه است كه حضورش در عرصههای مختلف نمیتواند كامل باشد.
امید من به نسل جوان است. من معتقدم در موسیقی ایرانی، یک نوع تکرار عادتها یا وابستگیها و دلبستگیهای متعصبانه یا کورکورانهای، نزد برخی موزیسینها هست که باعث شده موسیقی ایرانی را یک موسیقی بسته تصور کنند؛ در صورتیکه این طور نیست. نسل خود ما، یعنی کسانی مثل آقای شجریان، لطفی، من، طلایی، مشکاتیان و دیگران، کارهای خیلی معروفمان را در سنین بیست تا بیستوپنج سالگی ساختیم. هر هنری را میشود از طریق نسل جوان ادامه داد. اگر با نگاه واپسگرایانه به این موضوع نگاه کنیم، و بخواهیم جایی را تصاحب کنیم و به جوانها میدان ندهیم، آن وقت خودمان باعث از بین رفتن آن هنر میشویم. اگر به جوانها میدان ندهیم و آنها را محکوم کنیم که فقط مصرفکننده باشند، خود به خود نمیتوانند راه پیدا کنند.

آثار(به ترتیب: ۱. ناشر ۲. تاریخ نشر)
۱. شورانگیزآهنگساز و سرپرست گروه: حسین علیزاده
آواز: شهرام ناظری
گروه شیدا و عارف
صدابرداری و ضبط: تابستان ۱۳۶۷
(آواز بیات ترک - دستگاه شور)
۲. یاد یار مهربان
به یاد استاد غلامحسین بنان
آهنگساز: فرهاد فخرالدینی
سرپرست گروه: حسین علیزاده
گروه شیدا و عارف
اشعار فریدون مشیری
(سهگاه - همایون)
۳. ترکمنسهتارنوازی حسین علیزاده
بداههنوازی در دستگاه راست پنجگاه، آواز ابوعطا و شوشتری
زمستان ۱۳۶۷
۴. نینوا (۱۳۶۲)
برای نی و ارکستر زهی
- سواران دشت امید (۱۳۵۶)
- نوروز (۱۳۶۲)
- آوای مهر (ارکستر سازهای ملی)
۵. راز و نیاز
آهنگساز و سرپرست گروه: حسین علیزاده
آواز: علیرضا افتخاری
گروه عارف و شیدا
(راست پنجگاه - شوشتری)
صدابرداری و ضبط: زمستان ۱۳۶۷
۶. صبحگاهیآهنگساز: حسین علیزاده
آواز: محسن کرامتی
گروه سازهای ملی به سرپرستی حسین علیزاده
(چهارگاه)
۷. همنوایی
تار: حسین علیزاده، ارشد طهماسبی
تنبک: مجید خلج
(سهگاه - افشاری)
تاریخ انتشار: فروردین ۱۳۷۲
۸. پایکوبی
سهتار: حسین علیزاده
تنبک: زندهیاد داریوش زرگری
(بداههنوازی چهارگاه)
تاریخ ضبط: زمستان ۱۳۷۲
۹. کنسرت نوا
تار: حسین علیزاده
تنبک: مجید خلج
۱۰. کنسرت همایونسهتار: حسین علیزاده
تنبک: مجید خلج
۱۱. نوبانگ کهناثر حسین علیزاده - خسرو سلطانی
اجرای گروه همآوایان
بر اساس رديفهای آوازی و سازی موسيقی ايران
(شور)
۱۲. موسیقی فیلم «گبه»به کارگردانی محسن مخملباف
۱۳. پریا - قصهی دخترای ننه دریاموسیقی از حسین علیزاده
اشعار احمد شاملو
۱۴. راز نوموسیقی آوازی
گروه همآوایان به سرپرستی حسین علیزاده
همخوانان: محسن کرامتی، افسانه رسایی، هما نیکنام، علی صمدپور
تنبک: زندهیاد داریوش زرگری
تار و تنبور: حسین علیزاده
(مقام داد و بیداد - آواز ابوعطا)
تابستان ۱۳۷۷
۱۵. از اعصارموسیقی فیلمهای:
- «میراث کهن»
- «زشت و زیبا»
۱۶. موسیقی فیلمموسیقی فیلمهای
- «عشق طاهر» (محمدعلی نجفی) - بهار ۱۳۷۸
- «ایران سرای من است» (پرویز کیمیاوی) - تابستان ۱۳۷۸
- «زمانی برای مستی اسبها» (بهمن قبادی) - بهار ۱۳۷۹
- «ابر و آفتاب» (محمود کلاری) - بهار ۱۳۷۶
تاریخ انتشار: پاییز ۱۳۷۹
۱۷. هجرانیتار: حسین علیزاده
(سهگاه - ماهور)
۱۸. چهار گاه - بیات ترکتار و سهتار: حسین علیزاده
نی و آواز: حسین عمومی
تنبک: محمد قویحلم
تاریخ ضبط چهارگاه: بهار ۱۳۶۷ پاریس
تاریخ ضبط بیات ترک: بهار ۱۳۶۷ کالیفرنیا
تاریخ انتشار: زمستان ۱۳۸۰
۱۹. ردیفنوازیردیف میرزا عبدالله
به روایت نورعلیخان برومند
سهتار: حسین علیزاده
۲۰. سلانهبداههنوازی حسین علیزاده با ساز ابداعی
شامل چهار قطعهی:
«مهتاب» در اصفهان
«پگاه» در سهگاه
«آفتاب» در بیات کرد
«شامگاه» در افشاری
تاریخ انتشار: بهار ۱۳۸۲
۲۱. موسیقی فیلم «لاکپشتها هم پرواز میکنند»به کارگردانی بهمن قبادی
۲۲. راست پنجگاهتار: حسین علیزاده
تنبک: مجید خلج
اجرا: برلین، زمستان ۱۳۷۵
تاریخ انتشار: ۱۳۸۰
۲۳. دستور سهتار
دورهی متوسطه
حسین علیزاده
۲۴. دستور سهتار
دورهی ابتدایی
حسین علیزاده
۲۵. ردیف مقدماتی تار و سهتار
کتاب سوم
ردیف موسی معروفی
سهتار: حسین علیزاده
۲۶. موسیقی سریال تلویزیونی «زیر تیغ»
به کارگردانی محمدرضا هنرمند
اجرای گروه همآوايان
اشعار هوشنگ ابتهاج (سایه)
۲۷. سرود گلگروه همآوایان به سرپرستی حسین علیزاده
شورانگیز: حسین علیزاده
آواز: افسانه رسایی، پوریا اخواص
تنبک و دف: مجید خلج
سهتار: علی بوستان
رباب: نیما علیزاده
کمانچه: صبا علیزاده
۲۸. حسین علیزاده در جشنوارهی لسآنجلس
سهتار: حسین علیزاده
تنبک: مجید خلج
سازمان هنری کرشمه
۲۹. زمستان است
حسین علیزاده - محمدرضا شجریان - همایون شجریان - کیهان کلهر
کنسرت زمستان ۱۳۷۹
بداههخوانی و بداههنوازی در مقام ابداعی حسین علیزاده: داد و بیداد
(گوشهی «داد» از دستگاه نوا و گوشهی بیداد از دستگاه همایون)
شعر: مهدی اخوان ثالث
۳۰. بی تو به سر نمیشود
بر اساس ساختههای حسین علیزاده
به همراه: محمدرضا شجریان - همایون شجریان - کیهان کلهر
(دستگاه نوا - آواز بیات کرد)
۳۱. فریاد
حسین علیزاده - محمدرضا شجریان - همایون شجریان - کیهان کلهر
کنسرت راست پنجگاه و مرکبخوانی
اجرای لسآنجلس
(راست پنجگاه - دشتی - شور - همایون)
۳۲. همنوا با بمحسین علیزاده - محمدرضا شجریان - همایون شجریان - کیهان کلهر
کنسرت سال ۱۳۸۲ در تهران . تالار بزرگ کشور
به نفع مردم زلزلهزدهی بم
۳۳. ساز خاموشموسیقی: حسین علیزاده
به همراه: محمدرضا شجریان - همایون شجریان - کیهان کلهر
بخش اول کنسرت آذرماه ۸۴ تهران . تالار بزرگ کشور
(آواز دشتی)
۳۴. سرود مهرموسیقی: حسین علیزاده
به همراه: محمدرضا شجریان - همایون شجریان - کیهان کلهر
بخش دوم کنسرت آذرماه ۸۴ تهران . تالار بزرگ کشور
(آواز بیات ترک و افشاری)
۳۵. به تماشای آبهای سپید
کار مشترک حسین علیزاده (شورانگیز) و ژیوان گاسپاریان (دودوک و آواز)
گروه همآوایان
محل اجرا: کاخ نیاوران - شهریور ۱۳۸۲
تاریخ انتشار: زمستان ۱۳۸۳
نامزد جایزهی معتبر گرمی سال ۲۰۰۷
دانلود کنید و بشنوید(۱۲ فایل موسیقی با حجم کم برای دانلود)
بداههنوازی در دستگاه نوا
تــــار: حسین علیزاده
تنبک: مجید خلج
آلبوم کنسرت نوا
حجم فایـل: ۲۳۷ کیلوبایت
مدت زمان: ۱:۵۳![]()
بداههنوازی در دستگاه همایون
سهتار: حسین علیزاده
تنـبـک: مجید خلج
آلبوم کنسرت همایون
حجم فایـل: ۷۵۲ کیلوبایت
مدت زمان: ۶:۰۴![]()
قطعهی پایکوبیبداههنوازی در چهارگاه
سهتار: حسین علیزاده
تنـبـک: شادروان داریوش زرگری
آلبوم پایکوبی
زمستان ۱۳۷۲
حجم فایـل: ۹۴۶ کیلوبایت
مدت زمان: ۷:۳۹![]()
چهارمضراب صبحگاهی
اثر حسین علیزاده در چهارگاه
اجرای گروه سازهای ملی
آلبوم صبحگاهی
حجم فایـل: ۴۲۷ کیلوبایت
مدت زمان: ۳:۲۶![]()
قطعهی جامهدرانموسیقی: حسین علیزاده
برای نی و ارکستر زهی
آلبوم نینوا
نی: جمشید عندلیبی
ویولن: خاچیک باباییان
ویولا: فرشید بصیری
ویولنسل: محسن تویسرکانی
پاییز ۱۳۶۲
حجم فایـل: ۵۱۶ کیلوبایت
مدت زمان: ۴:۰۹![]()
قطعهی نوروز
اجرا: گروه شیدا و عارف
سرپرست گروه: حسین علیزاده
آلبوم نینوا
بهار ۱۳۶۲
حجم فایـل: ۴۹۶ کیلوبایت
مدت زمان: ۳:۵۹![]()
قطعهی آفتاب در بیات کرد
بداههنوازی حسین علیزاده
آلبوم سلانه
بهار ۱۳۸۲
حجم فایـل: ۳۸۱ کیلوبایت
مدت زمان: ۶:۰۷![]()
بداههنوازی شورانگیزساز ابداعی حسین علیزاده
آلبوم به تماشای آبهای سپید
شهریور ۱۳۸۲
حجم فایـل: ۷۳۸ کیلوبایت
مدت زمان: ۵:۵۷![]()
قطعهی حباب
موسیقی متن سریال تلویزیونی زیر تیغ
موسیقی: حسین علیزاده
اجرای گروه همآوایان
آلبوم زیر تیغ
پاییز ۱۳۸۵
حجم فایـل: ۴۶۵ کیلوبایت
مدت زمان: ۳:۴۴![]()
ضربی نواساختهی حسین علیزاده
همراه با کیهان کلهر و همایون شجریان
آلبوم بی تو به سر نمیشود
حجم فایـل: ۶۳۹ کیلوبایت
مدت زمان: ۵:۰۹![]()
قطعهی ترکمن
ساختهی حسین علیزاده
همراه با کیهان کلهر و همایون شجریان
آلبوم فریاد
حجم فایـل: ۴۵۵ کیلوبایت
مدت زمان: ۳:۳۹![]()
تکنوازی تار
کنسرت تهران . تالار بزرگ کشور
آلبوم ساز خاموش
آذرماه ۱۳۸۴
حجم فایـل: ۴۴۶ کیلوبایت
مدت زمان: ۳:۳۵![]()
آثار آموزشی(شامل کتاب، نوار و سیدی)
ده قطعه برای تار (چهار جلد)
ردیف میرزا عبدالله (اجرا با تار و سهتار)
دستور سهتار، دورهی ابتدایی (کتاب و نوار)
دستور تار و سهتار، دورهی متوسطه (کتاب و نوار)
آموزش سهتار (اجرای کتاب اول و دوم هنرستان)
ردیف مقدماتی تار و سهتار (کتاب سوم هنرستان)
بوسههای باران، تصنیفهای حسین علیزاده (بازنویسی و نتنگاری: علی صمدپور)
موسیقی فیلم(به ترتیب تاریخ تولید)
۱۳۸۵ | سريال تلويزيونی زير تيغ (محمدرضا هنرمند)
۱۳۸۲ | لاکپشتها هم پرواز میکنند (بهمن قبادی)
۱۳۸۱ | ابجد (ابوالفضل جلیلی)
۱۳۷۸ | زمانی برای مستی اسبها (بهمن قبادی)
۱۳۷۸ | عشق طاهر (محمدعلی نجفی)
۱۳۷۸ | دختران خورشید (مریم شهریار)
۱۳۷۷ | زشت و زیبا (احمدرضا معتمدی)
۱۳۷۷ | ایران سرای من است (پرویز کیمیاوی)
۱۳۷۶ | مدرسهای که باد برد (محسن مخملباف)۱۳۷۵ | ابر و آفتاب (محمود کلاری)
۱۳۷۴ | گبه (محسن مخملباف)
۱۳۷۰ | دلشدگان (علی حاتمی)
۱۳۵۹ | چوپانان کویر (حسین محجوب)

آلبوم موسيقی
پنهــان چــو دل

سرپرست گروه: کیخسرو پورناظری
آواز: حمیدرضا نوربخش
موسیقی: پورناظریها


حميدرضا نوربخش ؛ خواننده كيخسرو پورناظری ؛ سرپرست گروه
فهرست قطعات
۰۱.
مگذار و مگذر
۰۲.
هيهای دل
۰۳. تکنوازی سهتار
۰۴. نقشآفرين (جانسوزخوانی)
۰۵.
صورتگر
۰۶. آفتاب
۰۷. همایونتار
۰۸.
همه تو
۰۹.
تکنوازی کمانچه۱۰. آواز امید
۱۱.
پنهان چو دل
توجه: شش فایل نمونه (sample) از میان قطعات آلبوم انتخاب شده و برای دانلود در اختیار عزیزان قرار گرفته است. این فایلها همگی کوتاه بوده و تنها برای آشنایی علاقهمندان با اثر و حال و هوای آن تهیه شدهاند. علاقهمندان در صورت تمایل میتوانند این آلبوم را که توسط شرکت سروش روانهی بازار شده از نوارفروشیهای معتبر تهیه نمایند.
نوازندگان گروه شمسwww.shamsensemble.com

کیخسرو پورناظری
تار، سهتار
تهمورس پورناظری
تار، بمتار، سهتار، بربت
سهراب پورناظری
کمانچه، سهتار، بندیر، ضرب زورخانه
حمیدرضا تقوی
سنتور
حسین رضایینيا
دف
شهاب پارنج
تنبک، دمام، کوزه، مالاکاس
كاوه گرايلی
سهتار
ندا خاکی
باران، جرس
روبین واسی
واتردرام
دیگر نوازندگان
ارسلان کامکار
ویلن، ویولا
بردیا کیارس
ویلن
عماد نکوئی
ویلن، ویولا
کریم قربانی
ویلنسل
علیرضا خورشیدفر
کنترباس
محمدرضا عقیلی
هورن، مثلث، طبل باس، تیمپانی
سحر ابراهیم
قانون
جمشید عندلیبی
نی (آهنگ آفتاب)
مجید اخشابی
سنتور (آهنگ آفتاب)

پيشگفتار
دو قاب عكس از صبا، يكی در حال نواختن ويلن؛ ديگری در حال سنتورنوازی بر ديوار كلاس موسيقیمان، ذهن من و بقيهی شاگردان را به خود جلب میكرد. هزاران حكايت گفته و نگفته، از اين و آن، آن استاد و اين هنرآموز، قطعاتی كه نام صبا را بر خود داشت. موسيقیدانی كه اوج انسانبودن بود، پرنده با پروازش، اوج گرفتن با آوازش، صدای ساز با غم نهفتهاش و... صبا را نزد ما بزرگ و جاودانه نشان میداد. مروری بر زندگی هنری و آثار صبا نشانمان داد كه او نمونهی بارز هنرمندی رنجبرده و خستگیناپذير است و چه افسوس كه در زمانهی خويش فهميده نشد. ما، همگی ما، نسل امروزين موسيقی ايران، ضمن آن كه بايد وامدار گنجينهی صبا باشيم ؛ پيوسته بايد نوشتهها، نغمهها، نتها و... را بخوانيم، بشنويم و تمرين كنيم. شايد خواب میبينم، صبا چون معلمی مهربان از قاب عكسها بيرون میآيد و با ويلن، با سنتور و... با ساز من و تو همراه میشود و با لبخندی بدرقهمان میكند.
صبا از دوران كودكی ذوق و استعداد وافری در موسيقی داشت. مادر صبا تعريف كرده است كه: « ابوالحسن خيلی كوچک بود، میآمد و لب ايوان مینشست و چند تار نخ به انگشت شصت پايش میبست و از آن طرف نخها را با دست میگرفت و با انگشتهای دست ديگر بر روی آنها میزد و با دهان صدای سازهای مختلف را درمیآورد. »
نديمهی عمهی او، ربابه خانم روانبخش كه پيوسته در خانهی آنها بود ؛ آواز میخواند و ضرب هم میگرفت. از طرفی پدر او نيز در ايام فراغت سهتار مینواخت. صبا در واقع مقدمات سهتار را از پدر و تمبک را از ربابه خانم فراگرفت.
وی هنوز كودكی خردسال بود كه پدرش او را برای مشق سهتار به كلاس مرحوم آقا ميرزا عبدالله برد. صبا قريب به پنج سال، صبحهای زود به منزل ميرزا میرفت و تعليم سهتار میگرفت. خود صبا میگويد: « پدرم علاقهی مفرطی به موسيقی داشت؛ يعنی، خودش هم آشنا به ساز ايرانی بود و از كودكی يعنی از ششسالگی مرا نزد اساتيد وقت راهنمايی كرده بود. قبل از اينكه شروع به مشق ويلن بكنم با سازهای ايرانی از قبيل سهتار، تار، سنتور و تمبک آشنايی داشتم. حتی قدری هم كمانچه میزدم. بعداً اطلاعات خودم را به ويلن منتقل كردم و تقريباً يک مكتب خصوصی برای ويلن ايجاد شد و كتابهايی در اين خصوص نوشته و انتشار دادم. »
صبا بعد از كلاس ميرزا عبدالله، به محضر درويشخان راه يافت. سهتار صبا كه استخوانبندی و خميرمايهاش در مكتب مرحوم ميرزا عبدالله پرورش يافته بود، از سهتار ضربی و شيرين درويشخان چاشنی گرفت.
پدر ابوالحسنخان كه میدانست بدون يادگرفتن نُت، كسی نمیتواند در موسيقی پيشرفت كند، وی را نزد چند تن از استادان روسی كه بعد از جنگ جهانی اول به ايران آمده بودند، برد و ابوالحسن نزد آنها قواعد و اصول موسيقی علمی و اروپايی را فراگرفت؛ در ضمن با ساز ويلن هم آشنا شد. اين خصوصيت بارز صبا بود، چرا كه در دورهای زندگی و كار میكرد كه كمتر موسيقیدانی از ايران با نُت و علم موسيقی آشنايی داشت. صبا به نواختن انواع سازهای ايرانی علاقهی فراوان داشت. از اينرو مدتی نوازندگی سنتور را نزد علیاكبر شاهی فراگرفت. پس از درگذشت اين هنرمند در سال ۱۳۱۷ به مدت يک سال هم نزد استاد بزرگ سنتور زمانه «حبيب سماعی» آموختههای خود را تكميل كرد. برای به كمال رساندن نوازندگی تمبک، نزد استاد معروف حاجیخان عينالدوله (حاجیخان ضربی) رفت. كمانچه را از حسينخان اسماعيلزاده، فلوت را از اكبرخان هنگآفرين و ويلن را از حسينخان هنگآفرين فراگرفت.
پس از بازگشت استاد كلنل علينقی وزيری از اروپا به ايران و تأسيس مدرسهی عالی موسيقی در سال ۱۳۰۲ هجری شمسی، صبا در سن ۲۱ سالگی با وجود اينكه با اغلب سازهای ايرانی آشنايی داشت و همهی آنها را به خوبی مینواخت؛ با فروتنی تمام به خوشهچينی از خرمن هنر و علم آن استاد يگانه مشغول شد. در واقع نكتهی مهم در مورد صبا همين است كه وقتی استاد وزيری مدرسهی عالی موسيقی را تأسيس كرد ؛ ويلن را با تكنيک كمانچه مینواختند. وی در مدرسهی وزيری با تكنيک خاص ويلن آشنا شد و قطعاتی از آثار اروپاييان را نزد وزيری آموخت. با شيوهی نواسازی وزيری و چگونگی ثبت آهنگها و رديفهای موسيقی ايرانی آشنا شد؛ همچنين با كار در اركستر آشنايی يافت و به زودی دريافت كه موسيقی ايرانی منحصر به همان پيشدرآمد و رِنگ نيست. در اصل يكی از خدمات بزرگ صبا ابداع شيوهی نوينی در نوازندگی ويلن بود.
بعد از گذشت دو سال تحصيل در مدرسهی عالی موسيقی با توجه به اينكه استاد وزيری مجذوب مهارت و ظرافت شاگرد خود شده بود، ادارهی برخی كلاسها را به او واگذار كرد و به اين ترتيب صبا همكار استاد خود شد.
صبا در جايی میگويد: « موسيقی كلاسيک ايرانی كه مبدأ آن دستگاههای ماست، به قدری غنی است كه ساليان دراز وقت لازم دارد تا علاقهمندان به آن وارد شوند و به وسعت اين دريای بیكران پی ببرند. اگر كسی اين دستگاهها را ياد گرفت و رديفها را شناخت، در آن قوی شد، الهاماتی میگيرد كه میتواند سرمايهی هنری خويش سازد. »
صبا در سال ۱۳۰۶ هجری شمسی از طرف علينقی وزيری برای تأسيس مدرسهی موسيقی رشت (صنايع مستظرفه) به اين شهر زيبا میرود و شرايط مساعد محيط و عوامل موجود در آن او را به سمت اولين و اساسیترين تحقيق موسيقی ايران، يعنی موسيقی فولكلوريک (محلی) سوق میدهد. مردم گيلان به وی اظهار علاقهی بسيار میكردند؛ اما هوای آن ناحيه به مزاج او نمیساخت و ميل نداشت در آنجا بماند. تحقيق در موسيقی گيلان، از شهر گرفته تا عمق راههای صعبالعبور و قلب روستاهای دوردست، حدود دو سال با شور و علاقه ادامه پيدا میكند و آثار مهم صبا كه مُلهم از موسيقی محلی است؛ مانند: ۱. ديلمان (دشتی) ۲. اميری يا مازندرانی (دشتی) ۳. زرد مليجه
(دشتی) ۴. به زندان
(شوشتری) ۵. در قفس (دشتی) ۶. رقص چوپی (افشاری) ۷. كوهستانی (دشتی) و... شكل میگيرند.
اين تحقيقات باعث شد كه صبا برای نخستين بار به وجود ضربهای لنگ (طاق) در موسيقی ايرانی پی برد، آن هم در زمانهای كه استادان آن روزگاران فكر میكردند كه نوازندگان محلی، به اشتباه ريتمهای لنگ را مینوازند.
صبا از سال ۱۳۱۰ هجری شمسی، كلاس خصوصی موسيقی خود را در منزلش واقع در خيابان ظهيرالاسلام افتتاح كرد و به آموزش موسيقی به هنرجويان پرداخت. صبا علاوه بر آهنگسازی، نوازندگی، نويسندگی و تدريس خصوصی، استادی هنرستان موسيقی ملی و سرپرستی اركستر شمارهی يک هنرهای زيبا را كه بعدها به اركستر صبا تغيير نام داد، بر عهده داشت.
از شاگردان بزرگ و فرهيختهی صبا میتوان مهدی خالدی، علی تجويدی، حبيبالله بديعی، رحمتالله بديعی، همايون خرم، حسن كسايی، فرامرز پايور، حسين تهرانی، لطفالله مفخم پايان را نام برد.
زندهياد حسين تهرانی نوازندهی چيرهدست تمبک میگويد: « من هر چه كسب معلومات علمی و عملی كردهام از تصدق سر صباست. »
در جايی ديگر، استاد فرامرز پايور نقل میكند: « اگر صبا نبود موسيقی علمی پايدار نمیبود. مكتب صبا، مكتب كاملی است. هيچكدام از نوازندگان مكتب استاد صبا را تعقيب نكردند جز رحمتالله بديعی و تا حدی هم تجويدی. علت هم اين است كه تعقيبكردن مكتب استاد صبا كار بسيار سخت و بسيار پر زحمتی است. »
اغلب شاگردان صبا، بعدها همگی از بزرگان موسيقی ايرانی شدند. صبا در جواب اين سؤال كه تا به حال چند نفر موزيسين تربيت كردهايد و با استعدادترين و باذوقترين آنها به نظر شما چه كسانی بودهاند؛ گفته است: « البته اين سؤال را نمیتوانم به طور تحقيق عرض كنم. همين قدر از خريد كتاب دورهی اول ويلنم تقريباً سه هزار جلد بوده به نظر میرسد كه سه هزار نفر نزد اينجانب تحصيل كردهاند؛ ولی ناگفته نگذارم كه اين عده بعضیشان توسط شاگردان خودم موفق شدهاند، تحصيل كنند. راجع به با استعدادترين نمیتوانم عرض كنم؛ ولی خود جامعه اين قسمت را تشخيص میدهد. »
صبا به سال ۱۳۱۹ هجری شمسی پس از تأسيس راديو در تهران به اين سازمان پيوست و همواره ممتازترين نوازندهی آن به شمار میرفت. از سال ۱۳۲۶ به عضويت ادارهی هنرهای زيبا درآمد.
از ديگر خدمات صبا اين بود كه برای ساز تمبک نت مخصوصی تدوين كرد و درسهای آن را روی كاغذ معمولی (نه كاغذ نت) نوشت و در ضمن ملودیهای مخصوص آهنگها را به نت تمبک درآورد و به شاگردان آموخت.
صبا دربارهی آيندهی موسيقی ايرانی گفته است: « موسيقی جاز كه از آمريكا و اروپا به ايران آمد به علت آنكه ريتم دارد دارای جذبه و كشش است و بهخصوص برای كسانی كه فهم موسيقیشناسیشان قوی نيست، خيلی جالب میباشد. همچنانكه اين موسيقی به موسيقی كلاسيک اروپا لطمه زد؛ پس از ورود به ايران موسيقی جدی ما را نيز از بیرحمی خود بركنار نساخت و به اين دليل فعلاً موسيقی جدی و كلاسيک ما خودش را پنهان كرده و پيش خواص است، و خواص از آن خوششان میآيد. وقتی كه موسيقی جاز از نظرها افتاد، دوباره موسيقیهای جدی و كلاسيک مياندار خواهند شد و البته عامل اقتصادی در بهوجود آمدن و از ميان رفتن اين موسيقی جاز بیتأثير نيست. »
از آثار مهم صبا میتوان به دورههايی كه برای ساز ويلن و سهتار تنظيم كرده اشاره نمود. همچنين رديف سنتوری كه به همت استاد پايور تنظيم شده و دستوری كه برای ساز تمبک نوشتهاند كه متأسفانه تا كنون منتشر نشده است.
از آثار مهم غيرمستقل صبا میتوان به:
۱. سلوی ای وطن - كتاب دستور ويلن وزيری
۲. چهارمضراب سهگاه - كتاب دستور ويلن وزيری
۳. رِنگ بيات ترک – كتاب ۲۳ قطعهی ضربی
۴. پيشدرآمد ترک – كتاب ۱۸ قطعه پيشدرآمد
۵. نويد بهار
۶. چهارمضراب ساده در ماهور – كتاب اول ويلن و...
اشاره كرد.
صبا علاوه بر نوازندگان و آهنگسازان موفقی كه تربيت كرد، سازسازان ماهری همچون مرحوم استاد مهدی ناظمی (سنتور) و استاد ابراهيم قنبریمهر را تربيت كرد و همگی آنها از راهنمايیهای صبا بهرههای فراوان بردند.
صبا سه دختر به نامهای غزاله، ژاله و ركسانا داشت. مواقع بيكاری را به نوشتن رسالاتی دربارهی موسيقی میگذراند. در ساختن ساز، ادبيات و نقاشی هم مهارت داشت. مردی بود كه به شطرنج، حافظ و دخترش ركسانا علاقهی فراوان داشت.
ژاله دختر صبا نقل كرده است: « يكی از اولين خاطراتی كه از پدر دارم اين است كه صبحها ساعت يازده درويشی از جلوی منزل ما عبور میكرد و با صدای بلند مثنوی میخواند. پدر كاملاً مجذوب اين صدا میشد و تا زمانیكه صدای درويش به گوش میرسيد در اين حالت باقی میماند. يک روز پدرم دو ساعت تمام بهدنبال درويش راه رفت و چون به خانه برگشت، مدتها مشغول نتنويسی شد. بعدها فهميديم كه او به سختی دچار حيرت شده بود كه چهطور آن درويش مثنوی را در ابوعطا میخواند. »
از ميان آهنگهايی كه ساخته و نواخته، گيلكی و كوهستانی را بيش از ساير آنها دوست میداشت؛ زيرا عقيده داشت كه شنونده را به تفكرات دور و دراز كشانيده و حالت عرفانی دارد.
از ميان نوازندگان خارجی كرايسلر ويلنيست معروف را میپسنديد و به بتهوون نابغهی موسيقی نيز احترام و علاقهی فراوان داشت.
صبا دانشنامهای جامع در هنر موسيقی و نوازندهای بسيار توانا در سازهای مختلف بود. مكتب نوين موسيقی ايرانی كه از درويشخان آغاز شده بود؛ با صبا به اوج رسيد و شاگردان او ادامهدهنگان شيوهی استاد خويش شدند.
صبا تا يک هفته قبل از مرگش، با وجود خستگی جسمی و كسالت، تدريس و كار موسيقی را رها نكرد و در سن ۵۵ سالگی در سحرگاه ۲۹ آذر ۱۳۳۶ هجری شمسی بر اثر سكتهی قلبی دار فانی را وداع گفت. آرامگاه او در مقبرهی ظهيرالدوله شميران است. شهريار غزلسرای معاصر میگويد:

[زندگینامهی استاد ابوالحسن صبا]
فرمت WAV - حجم: ۳۱۹ کیلوبایت - مدت زمان: ۱:۲۲
مجموعهای از آثار استاد ابوالحسن صبا
فرمت WMA - حجم: ۲.۷۵ مگابایت - مدت زمان: ۲۲:۵۴
فرمت WMA - حجم: ۳۹۴ کیلوبایت - مدت زمان: ۳:۰۹
اختصاصی وبلاگ همایون شجریان
اثر استاد ابوالحسن صبا
تنظيم استاد حسين دهلوی
اجرای اركستر مضرابی - تابستان ۸۴
فرمت MP3 - حجم: ۸۵۶ کیلوبایت - مدت زمان: ۶:۵۵
منبع: هارمونی تاک
اثر استاد ابوالحسن صبا
تنظيم استاد حسين دهلوی
(نسخهی قدیمی استاد صبا)
فرمت WMA - حجم: ۹۳ کیلوبایت - مدت زمان: ۰:۴۱
اثر استاد ابوالحسن صبا
فرمت WMA - حجم: ۵۴۳ کیلوبایت - مدت زمان: ۴:۲۲
اثر استاد ابوالحسن صبا
استاد فرامرز پایور، سنتور
استاد حسين تهرانی، تمبک
تاریخ ضبط: ۱۳۵۱