تبليغاتX
همایون شجریان
 

جلد آلبوم «ابرها»«ابرها» نام مجموعه‌ای است که اخیراً توسط نشر موسیقی هرمس، منتشر شده و شامل دو سی‌دی از آثار نوازندگان و آهنگسازان مختلف ایرانی و خارجی‌ست. «ابرها» را شاید بتوان شناسنامه‌ی هنری خانواده‌ی «هرمس» دانست ؛ چرا که شامل آثار هنرمندانی‌ست که طی هفت سال اخیر با این انتشارات همکاری داشته‌اند.

در «ابرها» آثار منتشرنشده‌ی هنرمندانی چون حسین علیزاده، ژیوان گاسپاریان، پژمان حدادی، پیمان یزدانیان، کیاوش صاحب‌نسق، مهرداد پاکباز، کیا و ضیاء طبسیان، کریستف رضاعی، بردیا کیارس، هوشیار خیام، علیرضا مرتضوی، کامران رستگار، عمر فاروق تکبیلک، آنکیدو دارش، آزاد حکیم رابط و آروین صداقت‌کیش گردآوری شده است. همچنین در سی‌دی دوم این مجموعه آثار، قطعاتی از گروه‌های کنستانتینوپل، میش‌ماش، بازاربلو و بازاری را می‌شنوید.

رامین صدیقی، مدیر نشر هرمس و مدیر پروژه‌ی «ابرها»، پیش‌تر گفته بود که این آلبوم، بهترین آلبوم سال است و انتشار آن را اتفاقی مهم خوانده بود. در کتابچه‌ی همراه این مجموعه آمده است:

ابرها، پاره‌هایی است تراویده از ذهن و سرپنجه‌ی موسیقی‌دانانی از سه نسل. ابرها افقی را ترسیم می‌کند تا در آسمانی بهاری، هدیه‌ای باشد برای شنونده...

طراحی گرافیک و عکس زیبای روی جلد «ابرها» بر عهده‌ی علی بوستان بوده که خود از نوازندگان گروه هم‌آوایانِ استاد علیزاده است. رضا عسگرزاده نیز مسترینگ مجدد قطعات را انجام داده.

در این پست تصمیم گرفتم، یکی از قطعات این آلبوم را برای شما آماده کنم. قطعه‌ی «به یاد بغداد» اثر شنیدنی مهرداد پاکباز، نوازنده‌ی عود / گیتار. البته این قطعه کمی طولانی‌ست و بنده به عنوان نمونه دو فایل حدوداً دو دقیقه‌ای را آماده کرده‌ام. «به یاد بغداد» هشتمین شیار از بخش دوم «ابرها»ست. در کتابچه‌ی همراه، پیرامون آن آمده:

به یاد بغداد یادبودی است از مکتب موسیقیدانان نامی ایرانی، اسحاق موصولی (ماهان) و پدرش ابراهیم که در تدوین مبانی موسیقی دوران اولیه‌ی اسلامی، نقش به‌سزایی داشته‌اند و شیوه‌ای نو را با اقتباس از موسیقی ایران، اعراب و بیزانس در بغداد (پایتخت حکومت عباسی) رواج دادند. تأثیر این مکتب از طریق زریاب، شاگرد اسحاق موصولی، تا قرن‌ها در جنوب اسپانیا طنین‌افکنده بود.

 

دانلود گوشه‌هایی از قطعه‌ی «به یاد بغداد»

 

دانلود قسمت اول
حجم فایل: ۴۸۷ کیلوبایت
مدت زمان: ۲ دقیقه
کیفیت: 32kbps

 

دانلود قسمت دوم
حجم فایل:
۵۵۱ کیلوبایت
مدت زمان: ۲ دقیقه و ۱۶ ثانیه
کیفیت: 32kbps

 

مهرداد پاکباز، متولد ۲۷ مهر ۱۳۵۲

آنچه در زیر می‌خوانید تلفیقی‌ست از مطالبی که در سایت تهران‌اونیو و جلد آلبوم «گفتگو» آمده است:

۱۳۶۶ | شروع نخستین دروس نوازندگی در سن ۱۴ سالگی، ابتدا نزد «داریوش ابوالحسنی» و سپس «هنریک آیوازیان»

۱۳۷۲ | همکاری با انجمن فرهنگی-هنری ایران و اتریش و همراهی با ارکستر تازه‌تأسیس این نهاد به رهبری «توماس کریستین داوید» در اجرای چندین کنسرتو برای گیتار و ارکستر در «ر» ماژور اثر «آنتونیو ویوالدی»

۱۳۶۵-۱۳۶۱ | حضور در کلاس‌های تئوری «مهران روحانی» و آشنایی با اصول سلفژ، هارمونی، کنترپوان، فرم و آنالیز. اجرای برنامه در انجمن ایران و اتریش و دیگر نهادهای رسمی در تهران در نقش تکنواز. اجرای قطعات آهنگسازان بنام ساز گیتار همراه با گروه و معرفی آثار ساخته‌شده توسط موسیقی‌دان با الهام از موسیقی ایرانی. او همچنین از درک محضر اساتیدی از جمله «حسین علیزاده» و «داریوش طلایی» نیز سود جسته و با موسیقی دستگاهی ایران آشنایی پیدا کرد.

١٣۶۵-١٣۶۴ | شرکت در امتحانات کالج ترینیتی لندن و دریافت مدرک اجرا

۱۳۶۵ | اجرای آثار منتخبی از دوران رنسانس و باروک در کلیسای پروتستان تهران (قلهک) و انجمن ایران و اتریش با گروه «آریاموزیکا»

۱۳۸۴-۱۳۷۶ | تکمیل تحصیلات موسیقی در دانشگاه موسیقی و هنرهای نمایشی وین زیر نظر پروفسور «والتر ووردینگر» در رشته‌ی اجرای گیتار کنسرت‌فاخ و تدریس ساز و پداگوژی. شرکت در کنسرت‌های پژوهشی در محیط دانشگاهی در برنامه‌های تکنوازی و گروه‌نوازی در وین و کشورهای مجاور چون مجارستان، جمهوری چک، آلمان و اسلواکی.

۱۳۸۴ | دریافت مدرک فوق‌لیسانس در رشته‌ی نوازندگی و آموزش موسیقی. در حال حاضر مشغول طی کردن دوره‌ی دکترا و تدریس موسیقی (به‌ویژه برای رده‌ی سنی کودکان و نوجوانان) است.

 

دانلود کنید

نشر «هرمس» هم دو فایل زیر را برای آشنایی بیشتر علاقه‌مندان، در صفحه‌ی اصلی سایت خود قرار داده است:

گوشه‌هایی از قطعه‌ی «حربی»، بداهه‌نوازی شورانگیز استاد حسین علیزاده [ دانـلـود ]

گوشه‌هایی از قطعه‌ی «هابرباند»، کار تریوی ژیوان گاسپاریان [ دانـلـود ]

در همین زمینه بخوانید...

خبرگزاری فارس: «ابرها» کار علیزاده و ۱۹ آهنگساز دیگر منتشر شد


این مطلب را به «بالاترین» بفرستید | این مطلب را به «دنباله» بفرستید | این مطلب را به «Del.icio.us» بفرستید | این مطلب را به «Digg» بفرستید | دسته: دانلود موسیقی | لینک ثابت |
:: نوشته شده در سه شنبه ششم فروردین 1387ساعت 22:0  توسط سهند سلطاندوست

[وبلاگ اختصاصی همایون شجریان] [Homayoun Shajarian & Dastan Ensemble] [خوش‌نویسی: نرم‌افزار میرعماد | ساخت شرکت نرم‌افزاری مریم]

دانلود کنید...
| دانــلــود |

حجم فایل: ۱.۴۷ مگابایت
مدت زمان اجرا: ۶ دقیقه و ۱۶ ثانیه

 


این مطلب را به «بالاترین» بفرستید | این مطلب را به «دنباله» بفرستید | این مطلب را به «Del.icio.us» بفرستید | این مطلب را به «Digg» بفرستید | دسته: دانلود موسیقی | لینک ثابت |
:: نوشته شده در یکشنبه بیست و یکم بهمن 1386ساعت 16:11  توسط سهند سلطاندوست

[وبلاگ اختصاصی همایون شجریان] [Homayoun Shajarian & Dastan Ensemble] [عکس‌ها: حسین کاویانپور]

دانلود کنید...
| دانــلــود |

حجم فایل: ۱.۷۹ مگابایت
مدت زمان اجرا: ۷ دقیقه و ۳۸ ثانیه

[شعر این تصنیف توسط یکی از خوانندگان وبلاگ در بخش نظرات همین پست نوشته شده است]


این مطلب را به «بالاترین» بفرستید | این مطلب را به «دنباله» بفرستید | این مطلب را به «Del.icio.us» بفرستید | این مطلب را به «Digg» بفرستید | دسته: دانلود موسیقی | لینک ثابت |
:: نوشته شده در شنبه بیستم بهمن 1386ساعت 21:20  توسط سهند سلطاندوست

آواز: همایون شجریان
آهنگساز: مرتضی‌خان نی‌داوود
شعــر: حسیـن پـژمان بختیــاری
بازسازی آهنگ:
    
سعید انصاری
     بردیـا کیـارس
دستگاه: شور
مایـه: دشتــی
مدت اجرا: ۲ دقیقه و ۴۲ ثانیه
اطلاعات بیشتر...


آتـــشـــــی در سـیـــنــــــه دارم جـــــاودانـــی
عـمـــر مــن مـرگیـســت نـامــش زنــدگــانـــی

رحمتــی کــن کــز غـمــت جـــان مـی‌سپـــارم
بـیـــش از ایـن مـن طـاقــــت هــجـــران نــدارم

کـی نهـی بـر سـرم پـای ای پــری از وفــاداری
شد تمام اشک من بس در غمت کرده‌ام زاری

نــوگـلـــــی زیـبـــــا بـــود حـســـن و جــوانـــی
عطــر آن گــل رحـمـــت اســت و مهــربــانـــی

نــا پـسـنـــدیــــــده بــــود دل شـکــســتــــــن
رشـتــــــه‌ی الـفــــت و یـــاری گـســســتـــــن

کــی کـنـــی ای پــری تـــرک سـتـمــگــــــری؟
می‌فکنـــی نظـری آخــر به چشــم ژالــه بــارم

گـــر چـــه نـــــاز دلــبـــــــــران دل تـــــازه دارد
نـــــــاز هـــــم بـــــر دل مـــــن انـــــــدازه دارد

حـیــــفُ گــر تـرحمــی نمی‌کنـی بر حــال زارم
جـز دمـی کـه بگـذرد کـه بگـذرد از چــاره کارم

دانمـــت که بر سـرم گـذر کنـی به‌رحمــت امـا
آن زمان کـه بر کشــد گیاه غـم سـر از مــزارم

دانلود تصنیف « آتشی در سینه دارم جاودانی »
دانلود تصنیف آتشی در سینه دارم جاودانی
44 kHz - 128kbps stereo - 2.51 MB


این مطلب را به «بالاترین» بفرستید | این مطلب را به «دنباله» بفرستید | این مطلب را به «Del.icio.us» بفرستید | این مطلب را به «Digg» بفرستید | دسته: دانلود موسیقی | لینک ثابت |
:: نوشته شده در چهارشنبه چهارم مهر 1386ساعت 12:30  توسط سهند سلطاندوست

درباره‌ی تصنیف «می عشق» از آلبوم ناشکیبا

آواز: همایون شجریان
آهنگساز: اردشیر کامکار
نوازندگان:

ارسلان کامکار / عود
اردشیر کامکار / کمانچه، دف، دایره، چوب، طبل بزرگ
اردوان کامکار / سنتور
کامبیز گنجه‌ای / تنبک
سینا جهان‌آبادی / کمانچه
تهمورث پورناظری / تار
شروین مهاجر / کمانچه و کمانچه آلتو
شهرام غلامی / عود
ارژنگ سیفی‌زاده / تار
سهراب پورناظری / کمانچه
سعید نایب‌محمدی / عود

تاریخ انتشار اثر: ۳۱ / اردیبهشت / ۱۳۸۳
ضبط و میکس صدا: ریموند موسسیان

شعر تصنيف «می عشق» از حضرت حافظ

وزن غزل: مفعول مفاعیل مفاعیل مفاعیل

گــل در بــر و می در کـف و معشـوق به کـــام است
سـلطــــان جــــهانــــم بـــه چنیـــن روز غـلام است

در مــذهــب مــــا بــــاده حــــلال است ولـیـکــن (۲)
بــی روی تــو ای ســـرو گـل انــدام حــرام است (۲)

می‌خـــواره و ســرگشتــه و رنـدیـــم و نظـــربــاز (۲)
وانکس که چو ما نیست در این شهر کدام‌است (۲)

[ از ننگ چه گویی(۲) که مرا نام ز ننگ است ] (۲)
[ وز نام چه پرسی(۲) که مرا ننگ ز نام است ] (۲)

[ تـــا گنـــج غمـــت در دل ویـــرانـــه مقـــیـــم است
همـــواره مـــرا کنـــج خـــرابـــات مقـــام است ] (۲)

حافـــظ منشیـــن بی می و معشــوق زمـانـــی (۲)
کــایّـــام گـــل و یـــاســمـــن و عـــیـــد صیـــام است

» دسترسی به نسخه‌ی کامل غزل «

شعر تصنیف «می عشق» | طرح از سهند سلطاندوست

800 x 640
1024 x 820
1280 x 1024
1600 x 1200

زندگی‌نامه‌ی کوتاهی از اردشیر کامکار به نقل از وب‌سایت گروه کامکارها

اردشیر کامکاراردشیر کامکار در سال ۱۳۴۲ در سنندج به دنیا آمد و از اوان کودکی نواختن ویلن را در محضر پدرش فرا گرفت. چندی بعد، وی به‌عنوان نوازنده‌ی ویلن و کمانچه به عضویت ارکستر فرهنگ و هنر سنندج درآمد. او از استعداد موسیقایی شگرفی بهره‌مند بود و قطعات دشوار ویلن استاد ابوالحسن صبا را با کمانچه اجرا می‌کرد. در سال ۱۳۶۰~ به تهران آمد و با گروه‌های عارف و شیدا شروع به همکاری کرد. همچنین مطالب تکمیلی را نزد استاد محمدرضا لطفی و پشنگ کامکار آموخت و در محضر این اساتید با تکنیک‌های نوازندگی بیشتر آشنا شد.

اردشیر کامکار همواره برای گسترش هر چه بیشتر قابلیت‌های ساز کمانچه کوشیده است. در این راستا، قطعات استاد صبا را در دو اثر « به یاد صبا » و « بر تارک سپیده »، به کمک کمانچه و ارکستر به اجرا در آورده. وی در « بر تارک سپیده »، با تکیه بر توانایی‌های خود دست به ابتکارات بدیعی زده و از این رهگذر کمانچه را به سازی فوق‌العاده تأثیرگذار و وجدآور مبدل کرده است. [ رجوع به منبع... ]

اردشیر کامکار از نگاه دایرة‌المعارف آزاد ویکی‌پدیا

اردشير كامكار (در زبان كردی Erdeşîr Kamkar)، موسيقيدان ایرانی، در سال ۱۹۶۲میلادی (۱۳۴۲ شمسی) در سنندج متولد شد. وی آموختن موسیقی را زیر نظر پدرش آغاز کرد و در سال ۱۹۸۰ میلادی (۱۳۶۰~ شمسی) به تهران نقل مکان کرد و فراگیری موسیقی سنتی را تحت نظر استاد محمدرضا لطفی و برادرش، پشنگ کامکار، ادامه داد. اردشیر کامکار همواره علاقه‌مند به گسترش و شکوفایی قابلیت‌های ساز کمانچه بوده و از همین رو کتاب‌ها و قطعاتی برای کمانچه‌نوازی پدید آورده است. او تاکنون با گروه‌های مشهوری چون دستان، عارف و شیدا به اجرای برنامه پرداخته و اخیراً نیز با خواننده‌ی جوان و بااستعداد، همایون شجریان، در آلبوم ناشکیبا همکاری داشته است. [ رجوع به منبع... ]

ترجمه: وبلاگ همایون شجریان


دانلود تصنیف می عشق

حجم: ۲.۹۴ مگابایت
مدت زمان: ۶:۲۱
مدت زمان تخمینی دانلود: ۷ دقیقه

پی‌نوشت: مطالب این پست و لینک دانلود تصنیف می عشق در ۸/۶/۸۶ اصلاح شد./


این مطلب را به «بالاترین» بفرستید | این مطلب را به «دنباله» بفرستید | این مطلب را به «Del.icio.us» بفرستید | این مطلب را به «Digg» بفرستید | دسته: دانلود موسیقی | لینک ثابت |
:: نوشته شده در دوشنبه بیست و نهم خرداد 1385ساعت 18:0  توسط سهند سلطاندوست


ساز و آواز شور ناشکیبا
حجم فایل: ۱.۶۵ مگابایت

توضیحاتی درباره‌ی شعر این اثر

مشتاقی: اشتياق. معنای بيت: ای يار، سوز و گداز اشتياق و صبر در غم عشق تو از حد گذشت (بيش از اين ديگر طاقت دوری تو را ندارم)، با وصال خود دل ديوانه‌ی ما را درمان كن.

مشتاقان: عاشقان. طبيب عام: طبيب عموم مردم. در شعر فارسی «طبيب دردمندان» و «طبيب عاشقان» به كنايه در مورد «معشوق» به کار رفته است و «طبيب عام» در اينجا در مقابل «طبيب عاشقان» است. مگر: در اينجا به معنای «بسته‌بودن همه‌ی راه‌ها جز يک راه» است. ليلی: معشوق معروف مجنون، كه در ادب فارسی مظهر كلی عشق و نماينده‌ی نام معشوق شاعران شده است. او دختر «مهدی ابن سعد» يا «مهدی ابن ربيعه» است و مجنون (قيس ابن مُلَوَّح) عاشق اوست. از داستان اين دو شايد بيش از هر داستان عشقی ديگری در ادب فارسی سخن گفته شده است. شيدا: ۱. آشفته، پريشان ۲. عاشق. معنای بيت: طبيب عموم مردم، برای درد بيماران عشق درمانی سراغ ندارد (بيماران عشق طبيب خاص خود را دارند كه كسی جز معشوق نيست)، تنها ليلی می‌تواند درد مجنون شيدا را درمان كند.

گرت: اگر تو را، اگر تو. پروا: توجه، اعتنا. مسكينان: بيچارگان، بی‌نوايان. نبايستی: [از مصدر بايستن] نمی‌بايست. نمود: [مصدر مرخم] نمودن، نشان دادن. معنای بيت: اگر نمی‌خواهی اعتنايی به حال عاشقان غمگين و بی‌نوا داشته باشی [دست كم]، از همان اول روی زيبای خود را به ما نشان نده (اگر غم ما را نمی‌خوری، لااقل ما را گرفتار عشق خود نكن)

چو: وقتی. بنمودی: نشان دادی. ثبات: استقامت، پايداری. ناشكيبا: بی‌قرار، بی‌تاب، بی‌طاقت. معنای بيت: وقتی چهره‌ی زيبای خود را نشان دادی و استقامت و عقل و شكيبايی دل را ربودی، اكنون بايد برای اين عاشق بی‌قرارِ بی‌عقل و بی‌دل، چاره‌يی بينديشی. [ابيات سوم و چهارم را می‌توان موقوف‌المعانی پنداشت.]

مراد: آرزو. عقبی: آخرت. قدری نباشد: ارزشی ندارد. در چاپ فروغی «قدری ندارد» آمده است. معنای بيت: من در دنيا و آخرت چيزی جز وصال تو را نمی‌خواهم، وگرنه دين و دنيا بی‌تو ارزشی ندارد.

كه گر روزی: در چاپ فروغی: «كه از دوری». هفت‌دريا: در قديم در روی زمين هفت‌دريا تصور می‌كردند، و همچنين در نزد عرب پيش از اسلام و بعد از اسلام، شمار مهم‌ترين درياها هفت بود، و هندوان نيز از «هفت‌دريا» نام برده‌اند. در ادبيات پارسی، هفت‌دريا، هفت‌آب و هفت‌بحر بسيار آمده است كه عبارت بودند از: ۱. دريای اخضر ۲. دريای عمان ۳. دريای قلزم (بحر احمر) ۴. دريای بربر ۵. دريای اقيانوس ۶. دريای قسطنطنيه كه آن را بحرالروم نيز گفته‌اند ۷. دريای اسود. و بعضی: دريای چين، دريای مغرب، دريای روم، دريای نيطس، دريای طبريه، دريای جرجان و دريای خوارزم نوشته‌اند. به طور كلی، مراد از «هفت‌دريا» همه‌ی آب‌های زمين است. معنای بيت: ای دلبر چنان در اشتياق ديدار تو می‌سوزم و دوری تو چنان آتشی در دلم برافروخته است كه اگر روزی آهی از دل بكشم، حرارت آن آب‌های روی زمين را می‌خشكاند. [در اين بيت، صنعت اغراق يا مبالغه، هنرمندانه به كار رفته است.

يک‌زمان: مدتی. خلوت: تنهايی، گوشه‌ی تنهايی

پی‌نوشت: این پست در ۷ شهریور ۸۶ اصلاح شد.


این مطلب را به «بالاترین» بفرستید | این مطلب را به «دنباله» بفرستید | این مطلب را به «Del.icio.us» بفرستید | این مطلب را به «Digg» بفرستید | دسته: دانلود موسیقی | لینک ثابت |
:: نوشته شده در جمعه بیست و نهم اردیبهشت 1385ساعت 23:0  توسط سهند سلطاندوست

ياران همراه، سلام

۱ بازخوانی ترانه‌ها و آثار قدیمی یکی از شاخه‌های فعالیت هنری همایون شجریان بوده است. پیش از این به تصنیف آتشی در سینه دارم جاودانی... اثر ماندگار استاد مرتضی نی‌داوود پرداخته شد. اینک شب جدایی، از ساخته‌های زنده‌یاد مجید وفادار را می‌شنویم که همایون شجریان کار بازخوانی آن را بر عهده داشته...

 مجيد وفادار (متولد: ۴/۱۱/۱۲۹۴~ درگذشت: ۱۳۵۴)
مجيد وفادار، نوازنده‌ی ويلن و آهنگساز و هنرآموخته نزد حسين‌خان اسماعيل‌زاده، رضا محجوبی و ابوالحسن‌خان صباست. وی کار آهنگسازی را از دهه‌ی ۱۳۱۰ آغاز نمود و بسیاری از نغمه‌های زیبا و تأثیرگذار موسیقی در دهه‌های ۱۳۲۰ تا ۱۳۴۰ از آثار اوست. وفادار در دهه‌ی ۱۳۳۰ همکاری با رادیو را آغاز کرد و تا اواخر عمر، آثاری چون مرا ببوس (کلام از حیدر رقابی)، گل اومد بهار اومد (کلام از بیژن ترقی) و شب جدایی (کلام از رهی معیری) را خلق نمود. وی در سال ۱۳۵۴ چشم از جهان فرو بست.

شب جدايی، يكی از آثار توليدی در مركز موسيقی و سرود سازمان صدا و سيما است.

۲ يكی از دوستان خواسته بودند قطعه‌ی دشت از آثار قديمی و اركسترال همايون شجريان را برای دانلود در وبلاگ قرار دهم. بنده تنها توانستم نسخه‌ی SWF آن را از وبلاگ استاد شجريان پيدا كنم كه متأسفانه كيفيت درخوری ندارد. اگر نسخه‌ی باكيفيت‌تری پيدا كردم حتماً با توضيحات بيشتر در وبلاگ قرار خواهم داد. شعر اين اثر كه از فريدون مشيری است در زير می‌آيد:

 در نوازش‌های باد
در گل لبخند دهقانان شاد،
در سرود نرم رود،
خون گرم زندگی جوشيده بود
نوشخند مهر آب،
آبشار آفتاب،
در صفای دشت من کوشيده بود
شبنم آن دشت از پاکيزگی
گويا خورشيد را نوشيده بود
روزگاران گشت و گشت
داغ بر دل دارم از اين سرگذشت…
ياد باد آن خوش‌نوا آواز دهقانان شاد،
ياد باد آن دلنشين آهنگ رود
ياد باد آن مهربانی‌های باد،
ياد باد آن روزگاران ياد باد
دشت با اندوه تلخ خويش تنها مانده است
زان همه سرسبزی و شور و نشاط
سنگلاخی سرد بر جا مانده است
آسمان از ابر غم پوشيده است
چشمه‌سار لاله‌ها خوشيده است
جای گندم‌های سبز، جای دهقانان شاد،
خارهای جانگزا جوشيده است!
بانگ برمی‌دارم از دل:
خون چکيد از شاخ گل، باغ و بهاران را چه شد؟
دوستی کی آخر آمد دوستداران را چه شد؟
سرد و سنگين کوه می‌گويد جواب
خاک خون نوشيده است

۳ گفت‌وگويی كه در زير می‌خوانيد، مربوط می‌شود به مرداد ۱۳۸۴. مصاحبه‌ی روزنامه‌ی همشهری با همايون شجريان به بهانه‌ی انتشار سومين آلبوم مستقل خود (شوق دوست):

 همايون شجريان همان‌گونه كه از نام و شهرت و محبوبيت پدر، لاجرم برخوردار است به همان اندازه هم مورد توجه دقيق منتقدان و متخصصان بوده و به اصطلاح به شدت زير ذره‌بين است. او گرچه از قبل و بغل اعتبار پدر، فايدت‌ها برده است و خواهد برد، در مقابل از تيز طعنت و كنايت مخالفين پدر يا برخى نامجويان و شهرت‌طلبان هم، بى‌نصيب نبوده و نخواهد بود. به‌گونه‌اى و به‌نوعی، بهترين محمل براى بيان برخى نظرات دوستانه و مشفقانه (در يک نگاه خوش‌بينانه) و در عين حال مناسب‌ترين محل براى ابراز بسيارى خصومت‌ها و حسادت‌ها و خرده‌حساب‌ها (در يک نگاه بدبينانه) در مورد پدرش به حساب مى‌آيد و چه بسيار سخن‌ها و ايرادها كه به هر دليل نمى‌توان بر عليه پدر و استادش بر زبان راند، مى‌توان در نقد آثار او بيان كرد و در حقيقت به بهانه‌ی او، به پدرش تاخت و...
صرف نظر از اين موضوع بسيارى نيز از سر خيرخواهى و با نيتى سازنده به نقد آثارش - كه قطعاً بى‌نقص نيست - پرداخته‌اند كه صد البته وضعيت مطلوب همين است و اى بسا كه او نيز با اين موارد آشناست. گرچه تفكيک نيات و گفتار مغرضان از محبان، به ظرافت و هوشمندى نيازمند است كه همگان بايد بدان آراسته و مجهز باشند. ان‌شاءالله.
همه آن شير كه طفل لب من نوشيده‌ست
اينک از جور جهان ز چشم برجوشيده‌ست

همايون در گفتگو بسيار محتاط و دست‌به‌عصاست؛ از بيم آنكه مبادا در دام تفرعن و به تعبير استاد باستانى پاريزى تمنمن (مصدر جعلى منيت) افتد و نيز مراقبت شديد مى‌كند تا خداى‌ناكرده حق پيشكسوتى را زايل نكند يا اسائه ادبى را عامل نباشد. (سواى اينكه برخى دوستان مطبوعاتى از خود خاطره‌ی خوشى بر جاى نگذاشته‌اند). نكته‌ی ديگر اينكه تعمدى بود تا گفت‌وگو به زبان محاوره انجام پذيرد و به همين دليل بسيارى از ضميرهاى منفصل كه مى‌شد متصل شوند و يا رعايت اصول ادبى و نگارشى ديگر كه گفت‌وگو را به اصطلاح سليس و بليغ و اديبانه سازد، اما از آنها ابا شد تا صميميتى اگر در سخن هست قربانى قواعد نشود.
آن درس كه در مدرسه آموخته بودم
در ميكـده از من نخريدند به جـامـى

شوق دوست به گفته‌ی او كارى است كه در سال ۱۳۷۸ تهيه و حتى ضبط نيز شده است. با اين قصد كه استاد محمدرضا شجريان آن را اجرا كند، اما شوق و تمايل او از طرفى و لطف و بزرگوارى پدر و نيز جناب ضرابيان از طرف ديگر باعث مى‌شود كه امروز اين كار را با صداى او بشنويم (چون جمع شد معانى گوى بيان توان زد)
به جز پرسش‌ها و پاسخ‌هايى كه در پى مى‌آيد. سؤال‌ها و جواب‌هاى ديگرى هم انجام پذيرفت كه بحث را مقدارى تخصصى و حرفه‌اى مى‌نمود مثل نقد فنى نوار، تكرار دستگاه‌ها در اجرا، صداسازى و پرورش حنجره، شيوه‌ی آموزشى استاد شجريان، شناخت سازها و... كه به نظر مفيد و مناسب جهت درج در روزنامه نيامد و در مجالى در خور (فصلنامه يا كتاب) بايد بدان پرداخت.

همكارى با آقاى ضرابيان (آهنگساز نسيم وصل و شوق دوست) در بسترى عاطفى و ذوقى جريان دارد و مبتنى بر اشتراک سليقه‌هاست يا اينكه صرفاً فنى و هنرى است؟
صرف نظر از مسائل فنى و هنری، من و ايشان كه به حق، آهنگسازى بسيار خوش‌قريحه و دوستى بزرگوار و بهره‌مند از عواطف و خصلت‌هاى برجسته‌ی انسانى هستند، بسيار صميمى و در عين حال در كار خود جدى هستيم و اين ارتباط در كارهاى مشتركمان هم كاملاً تأثيرگذار بوده است.

سه اثرى كه از شما تاكنون منتشر گرديده در سه دستگاه مختلف و متفاوت ارائه شده است، آيا اساساً در پى اجراى آواز در همه‌ی دستگاه‌ها و مايه‌ها هستيد؟
انتخاب و ارائه و اجراى كار قطعاً نمى‌تواند براساس گردش دوازده مقام باشد و آنگاه براى آلبوم سيزدهم مثلاً بر گردد سرخط؛ مگر اينكه اتفاقى و تصادفى اين‌گونه شود ولى تا حد ممكن از اينكه چند آلبوم پياپى در مقام واحد عرضه شود، حتماً پرهيز دارم و سعى مى‌كنم حداقل در بين آنان، تنوع و تفاوت باشد البته از اينكه در يک دوره‌ی طولانى خلق آثار اين امكان دست دهد تا در همه‌ی آوازها و دستگاه‌ها طبع‌آزمايى كنم، خب استقبال مى‌نمايم.

در ناشكيبا قطعه‌اى ساخته بودى (ملهم از موسيقى خراسان) آيا حسى گذرا بود يا اينكه شروع يک روند و يک جريان؟
آن قطعه كاملاً احساسى ساخته شد و در يک فضا و شرايطى كه ويژه‌ی روزهايى بود كه من در سال‌هاى آخر دهه‌ی دوم عمر به سر مى‌بردم و شايد چنانچه با مجموعه‌ی ناشكيبا متناسب نبود، هرگز به فكر اجرايش نمى‌افتادم و...
حال اگر تجربه‌اى مجدد و شرايطى مشابه پيش آيد، قاعدتاً انجام مى‌پذيرد چون انگيزش ذوق و احساس است.

كارى با صدايت شنيدم كه در آلبوم‌هايتان نيست، كارى با همراهى اركستر بزرگ و گويا از ساخته‌هاى شاهين يوسف‌زمانی، در معرفى‌اش توضيح دهيد.
كارى است با عنوان دشت كه بر روى شعر زنده‌ياد فريدون مشيرى ساخته شده و مربوط به سال ۱۳۷۵ مى‌شود؛ يعنى، زمانى‌كه يک دوره‌ی همكارى ۶ ماهه با صدا و سيما داشتم. ملودى را من ساختم و شاهين يوسف‌زمانى آن را تنظيم كرد و سرانجام هم در تلويزيون ضبط و پخش شد. در آن دوره تصنيف ديگرى هم به نام دلستان بر روى شعر شيخ اجل، سعدى شيرازى ساخته بودم كه آقاى عمادرضا نكويى آن را تنظيم كرده و آقاى عليرضا افتخارى آن را خواند كه اخيراً هم آن تصنيف در نوارى با عنوان قصه‌ی شمع از طريق شركت سروش و البته بدون اطلاع و رضايت من و حتى با غلط چاپى كه نام تصنيف دلستان را دستان چاپ كرده‌اند، منتشر شده است.

چندى قبل يک تيتراژ سريال تلويزيونى كه خوانده بوديد پخش مى‌شد، تا چه ميزان به همكارى با صدا و سيما اعتبار قائلى و مرزبندى‌ها كجاست؟
تصنيفى بود از ساخته‌هاى مرحوم استاد مرتضى خانى كه در سال‌هاى دور، خواننده‌ی بزرگ و بى‌بديل يعنى قمرالملوک وزيرى آن را اجرا كرده بودند؛ ولى چون امكان اينكه از صداى ايشان استفاده شود نبود، جناب آقاى اسماعيل عفيفه با من قراردادى را منعقد كردند و اين را براى شخص ايشان (البته با حفظ حق و حقوق نشر براى تنظيم‌كننده و خواننده) و فقط براى استفاده در فيلم سينمايى يا سريال تلويزيونى در استوديويى خصوصى بازخوانى كردم. پس از آن پيشنهاداتى مبنى بر كارهاى مستقيم در صدا و سيما يا شركت در برخى از برنامه‌ها داشتم كه تمايلى براى همكارى در خود نديدم.

كار جديدى به نام سه‌نوايى تبليغ مى‌شود كه گويا در آن نقش داشته‌ای. دليل اينكه توسط مؤسسه دل آواز منتشر نشده است چيست؟
سه‌نوايى اثری‌ست در زمينه‌ی موسيقى سازى و تكنوازى (بدون كلام) كه در آن كار، آقاى رودبارى و من با ساز تمبک آقاى شهرام ميرجلالى را همراهى مى‌كنيم و امتياز اين كار مربوط به جناب ميرجلالى مى‌شود كه با پيشنهادم قرار شد ايشان براى اينكه كار هر چه بهتر منتشر و توزيع شود و در دسترس عموم علاقه‌مندان قرار بگيرد، اثر را به يكى از شركت‌هاى معتبرى كه به بازار اين نوع موسيقى تسلط و اشراف كاملى دارند و در حوزه‌ی پخش گسترده و تخصصى انجام مى‌دهند، واگذار كنند.

در مورد هنرهاى ديگر پرسشى دارم و آن اينكه به جز موسيقي، به كدام هنر علاقه‌مندی؟
نقاشی، سينما، تئاتر و به‌ويژه شعر كه بيشترين دقايق و لحظات سرشار از حس و عاطفه را با آن دارم و در اين علاقه‌مندی، شعر كهن و شعر نو، هيچ يک به جهت قالب و شكل فرقى نمى‌كنند، فقط جوهره‌ی شعر و زيبايى هاى بيانى و احساسى و انديشمندى آن است كه به نظرم دلنشين و تأثيرگذار است، در ضمن ادبيات طنز هم برايم خيلى جذاب است.

سينما و تئاتر چی؟
سينما، تئاتر، تله‌تئاتر و كلاً هنرهاى نمايشى به‌ويژه سينماى كمدى و همچنين فيلم‌هاى پليسى و معمايى اگر سرشار از پيچيدگى و تعليق باشد كه معمولاً رمز و راز داستان در انتهاى فيلم گشوده مى‌شود و هيجان سرتاسر فيلم و تا انتها برقرار است، مثل آثار هيچكاک يا فيلم‌هايى كه براساس آثار آگاتا كريستى ساخته شده است.

از كارهاى در دست اقدام و فعاليت‌هاى آينده‌ی خود بگو.
كارهايى چند در دست بررسى است و كارى كه مشخصاً بتوانم از آن نام ببرم نوارى است كه آقاى ضرابيان در دست تهيه دارند و ان‌شاءالله تا اواخر سال جارى يا اوايل سال آتى منتشر خواهد شد.

آيا قصد برگزارى كنسرت در ايران (با گروه خود) را داريد؟
بله، مايل هستم؛ اما هنوز قطعى نيست و منتظرم. به نوعى اين كار هم در مرحله‌ی بررسى است چرا كه برگزارى كنسرت به عواملى نيازمند است و چنانچه آنها مهيا شود بدان خواهم پرداخت. به هر حال هر چه باشد در همان اواخر امسال يا اوايل سال آينده است.

منبع مصاحبه: روزنامه‌ی همشهری
پی‌نوشت: این پست در روز ۶/۶/۸۶ مورد بازبینی و اصلاح قرار گرفت.


این مطلب را به «بالاترین» بفرستید | این مطلب را به «دنباله» بفرستید | این مطلب را به «Del.icio.us» بفرستید | این مطلب را به «Digg» بفرستید | دسته: دانلود موسیقی | لینک ثابت |
:: نوشته شده در سه شنبه پنجم اردیبهشت 1385ساعت 15:0  توسط 

۱ پيش از هر چيز بابت تأخير چندروزه در به‌روز كردن وبلاگ پوزش می‌طلبم.

۲ امروز "ساز و آواز نقش خيال" را برای دانلود آماده كرده‌ام. غزلی از سعدی با مطلع "وه كه جدا نمی‌شود نقش تو از خيال من..." اين آواز بسيار دلنشين و شنيدنی كه (طبق عادت همايون در چيدن قطعات آلبوم‌هايش) دومين! قطعه از آلبوم نقش خيال است؛ نسبت به ديگر قطعات آوازی كارهای همايون [البته به عقيده‌ی بنده] پخته‌تر و زيباتر اجرا شده است. همان‌طور كه می‌دانيد آهنگساز جوان اين اثر، آقای "علی قمصری" است كه نوای تار او در اين آواز، همراهی شايسته برای آوای همايون است.

۳ هميشه اعتقاد داشته‌ام كه يكی از دلايل روی نياوردن اكثر جوانان به موسيقي اصيل ايرانی و به‌ويژه قطعات آوازی آن در عدم برقراری ارتباط با شعر نهفته است. اشعار، گاه گاه پيچيده‌تر از آن هستند كه جوان بنشيند و آواز را گوش كند و در همان بار نخست با آن ارتباط برقرار كند. از اين‌رو، توضيحاتی مختصر پيرامون ابيات شعر "نقش خيال" ارائه شده كه اميدوارم مقبول افتد.


دريافت آواز نقش خيال

حجم: ۴.۱ مگابايت
مدت زمان: ۱۴ دقيقه و ۱۶ ثانيه
مدت زمان (تخمينی) دريافت فایل: ۱۸ دقیقه

وه: در اينجا بر شگفتی و تعجب دلالت دارد. نقش: تصوير. تا: خدا می‌داند، معلوم نيست. طلب: در چاپ يغمايی "هوس" آمده است. معنای بيت: در شگفتم كه تصوير تو چنين جدايی‌ناپذير در خيال من نقش بسته است. خدا می‌داند كه سرانجام، كار من در طلب وصال تو به كجا خواهد انجاميد و چه سرنوشتی پيدا خواهم كرد.

ناله: گذشته از معنای "فرياد"، به معنای "آواز حزن‌انگيز" هم هست. زير: (در موسيقی) صدايی كه بسامد آن زياد باشد. نازک (در مقابل "بم"). زار: ۱. ناتوان، ضعيف ۲. سوزناک. هر زمان: هر لحظه، لحظه به لحظه. هجر: جدايی، دوری. گوشمال: در ساز زهی تارها از يک طرف به سيم‌گير (كه ثابت است) بسته می‌شود و از طرف ديگر به گوشی‌های چرخان. اين تارها را نوازنده به هنگام كوک كردن تارها با يكديگر می‌پيچاند. اين عمل را شاعران به كنايه "گوشمال" خوانده‌اند و از آن دو معنا اراده كرده‌اند: يكی "كوک كردن"، و ديگری "تنبيه و تأديب". در اينجا سعدی خود را به سازی -مثلاً چنگ- تشبيه كرده است كه عشق يار، نوازنده‌ی آن است. [در اين بيت واژه‌های "ناله" و "زير" و "گوشمال" تناسب موسيقايی دارند و در اينجا صنعت مراعات‌النظير به كار رفته است.] معنای بيت: ناله‌ی زير و ضعيف و سوزناک من لحظه به لحظه ضعيف‌تر می‌شود، از بس كه عشق تو با پنجه‌ی جدايی مرا گوشمال می‌دهد.

دست‌نمای خلق: انگشت‌نمای مردم. هلال: مظهر "باريكی و خميدگی" است. معنای بيت: (همان‌گونه كه وقتی خورشيد طلوع می‌كند ستارگان ناپديد می‌شوند) چهره‌ی خورشيد مانند تو روشنايی ستارگان را گرفت و آنها را ناپديد كرد (زيبايی تو زيباروهای ديگر را از جلوه انداخت) و قامت من (در غم عشق تو) چنان باريک و خميده شد كه مردم آن را مانند هلال ماه به يكديگر نشان می‌دهند. [در اين بيت ميان "ستارگان" و "آفتاب" و "هلال" مراعات‌النظير برقرار شده است.]

روی: در چاپ يغمايی "رای" آمده است. هر نفسی: هر لحظه. اتصال: پيوستن. معنای بيت: پرتوی نور روی تو در هر لحظه به هر كسی می‌رسد (در هر لحظه به هر كس كه بخواهی، چهره نشان می‌دهی)، اما در اين ميان تنها منم كه نوبت اتصال و پيوستنم به تو نمی‌رسد.

خاطر: دل. بدسگال: بدانديش، بدخواه. معنای بيت: اگر دل تو اين گونه به ريختن خون من تمايل داشته باشد، سرانجام بدخواه من به مراد دل خود می‌رسد.

زبان حال: وضع و حال شخص كه از انديشه و نيت و احوال درونی او حكايت می‌كند. زبان قال: زبان گفتار. معنای بيت: چشم من (كه در غم تو اشک خونين می‌گريد) به زبان حال با تو به سخن گفتن آغاز كرده است (و می‌گويد) به حالم رحم كن، زيرا هر چه به زبان گفتار می‌گويم و می‌نالم در تو اثر نمی‌كند. اين بيت در چاپ فروغی نيامده است.

باز نگر: ۱. به پشت سر نگاه كن ۲. تأمل كن، بينديش. كه: زيرا. فقر: نيازمندی. غنا: بی‌نيازی، توانگری. جور: ستم، آزار. احتمال: تحمل. معنای بيت: از كنارم می‌گذری و نگاهی به من نمی‌كنی، (اين همه تند نرو) لحظه‌يی به خود بيا و بينديش، زيرا نيازمندی من و زيبايی تو، و ستم و آزار تو و صبر و تحمل من، همه روزی به پايان می‌رسد (من نيازمند جمال توام و توانگری تو به زيبايی است، اما اين زيبايی سرانجام روزی تمام خواهد شد و نيازمندی من نيز).

چرخ: آسمان. ناله‌ام: در چاپ يغمايی "آه من" آمده است. كآه: كه آه، زيرا آه. "آه و آينه" از اضداندند، زيرا آه آينه را تيره و تار می‌كند، به خصوص كه در قديم آينه را از فلزهايی مانند آهن و روی می‌ساختند و برای آنكه زنگ نزند، پيوسته آن را صيقل می‌زدند و پاک می‌كردند. آينه: از آنجا كه اين بيت از زبان "چرخ" گفته شده است، مراد از آينه "خورشيد" است. معنای بيت: (آه و ناله‌ی من چنان بلند است كه به گوش آسمان می‌رسد) وقتی آسمان آه و ناله مرا شنيد، گفت: سعدی! آه و ناله نكن، زيرا آه دودآلودی كه از سينه‌ی آتش‌گرفته‌ی تو بيرون می‌آيد، آينه‌ی زيبايی مرا تيره و تار می‌كند (دود آه تو چهره‌ی تابناک خورشيد را سياه می‌كند و جهان را به تاريكی فرو می‌برد).

پی‌نوشت: مطالب این پست در تاریخ ۶ شهریور ۸۶ مورد بازبینی و اصلاح کلی قرار گرفت./


این مطلب را به «بالاترین» بفرستید | این مطلب را به «دنباله» بفرستید | این مطلب را به «Del.icio.us» بفرستید | این مطلب را به «Digg» بفرستید | دسته: دانلود موسیقی | لینک ثابت |
:: نوشته شده در شنبه بیست و ششم فروردین 1385ساعت 23:0  توسط سهند سلطاندوست

دوستان همراه، سلام
پیش از هر چیز از دوستانی که مرا با نظرات محبت‌آمیز خود شرمنده کردند، سپاسگزاری می‌کنم. امیدوارم بتوانم رضایت شما عزیزان را جلب نمایم.

محبوبیت قابل توجه تصنیف "هوای گریه" در میان دوستداران کارهای همایون شجریان - که در بین نظرات کاملاً محسوس بود - مرا بر آن داشت که امروز این تصنیف زیبا را برای دریافت در وبلاگ قرار دهم. قطعه‌ای که بنا به گفته‌ی خود همایون همواره درخواست‌های زیادی داشته و استقبال خوبی از آن شده است.

تصنیف هوای گریه:
خواننده: همایون شجریان
آهنگساز: محمدجواد ضرابیان
کلام: سیمین بهبهانی


دریافت تصنیف هوای گریه

حجم: ۸۹۵ کیلوبایت
مدت زمان: ۷ دقیقه و ۱۵ ثانیه
مدت زمان (تخمینی) دریافت فایل: ۲ دقیقه

پی‌نوشت: این پست در روز ۶ شهریورماه ۸۶ مورد بازبینی و ویرایش واقع شد./


این مطلب را به «بالاترین» بفرستید | این مطلب را به «دنباله» بفرستید | این مطلب را به «Del.icio.us» بفرستید | این مطلب را به «Digg» بفرستید | دسته: دانلود موسیقی | لینک ثابت |
:: نوشته شده در چهارشنبه شانزدهم فروردین 1385ساعت 16:0  توسط سهند سلطاندوست