تبليغاتX
همایون شجریان
Portal

جشن‌نامه/ شش سال وبلاگ‌نویسی سهند سلطاندوست - ۱

جشن‌نامه‌ای به پاس ۶ سال وبلاگ‌نویسی سهند سلطاندوست

درامد

روزهایِ تقویم را مردُمان از اتّفاقاتِ ریز-و-دُرشتِ‌شان ورق می‌زنند. وقایع را ثبت می‌کنند، گوشه‌یِ پایین ِ سررسیدِ هر سالِ نو، تا یادِشان باشد آن‌چه گذشت. امّا تقویم کهنه می‌شود، کاغذ-اش می‌پوسد، و پُررنگ‌ترین پیش‌آمدها هم نوبتِ‌شان سر می‌رسد. روز می‌گذرد، باز با اتّفاقاتِ ریز-و-درشتِ مردمان... مگر نه «خرّم آن نغمه که مردم بسپارند به یاد»؟ ما نیز مردمي هستیم، هم از آن دست پُرحادثه، اگرچه به واسطه‌یِ حضور  ِ ترانزیستورها. دستِ بالاتر، امّا، خوش‌حافظه؛ آن‌قدر که نشود خاطره‌یِ وبگردیِ یک شب ِ از-یاد-رفته را از نتایج ِ جست-و-جویِ روزهایِ فراموشی پاک کرد. و از شب‌هایِ از-یاد-رفته‌یِ این مردمیّتِ مجازی، یکی دوازدهمِ فروردین است که با وبلاگِ دوست‌دارانِ همایونِ شجریان ورق خورده؛ ۵ سال است که دارد ورق می‌خورَد. ۵ سال وبلاگ نوشتن زمانِ کمي نی‌ست. «وبلاگِ سهند» امّا وبلاگ به معنایِ رایج ِ آن نی‌ست، سهند تحریریه‌یِ روزنامه‌اي ست در هیأتِ یک وبلاگ‌نویس. و وبلاگ‌اش روزنامه‌اي ست که ۵ سال دوام آورده. روزنامه نوشتن سخت است، دوام آوردن‌اش سخت‌تر.

زماني که کار  ِ این ویژه‌نامه را رسماً آغاز کردیم فکري به گندگی و گنگی ِ جمله‌هایِ بالا در سر-ام بود. امّا حالا از جشن‌نامه‌یِ ۶ سال وبلاگ‌نویسی ِ سهندِ سلطان‌دوست قصدِ دیگري، دستِ کم، جُز سپاس دارم. (با چهار کلمه کامنت هم می‌شود سپاس‌گزار بود.) ایده‌اش چندسالي در ذهن‌ام پَرپَر می‌زد تا دو-سه‌شب مانده به عیدِ نوروز، در گپ ِ اینترنتی با ژینا - دوستِ دیرآشنایِ این وبلاگ - پرواز-اش دادم. معلوم است که استقبال کرد. اجازه داد که با حسابِ خود-اش در همین وبلاگ بنویسیم. تاریخ ِ قرار را هم او تعیین کرد -- ۱۲ فروردین، سالگردِ وبلاگ. اگرنه، من همچنان داشتم در ایده‌های‌ام غوطه می‌خوردم. بی‌درنگ گفت از موزیسین‌هایِ سرشناسي که با او ارتباط دارند، یادداشت می‌گیرد -- با قدرتِ رسانه‌ای‌ش البته هیچ بعید نبود. امّا دلِ من راضی نمی‌شد، با فکر  ِ گنگي که داشتم. کار که به میانه رسید، بدقولی‌ها و بی‌اعتنایی‌هایِ دعوت‌شدگان آرامش ِ خیالي داد تا فکر-ام را بپرورم. از همان اوّل احتمال دادیم که هیچ چیز هم دستِ‌مان را نگرفت، خود ِمان دوتا می‌نویسیم و در وبلاگ می‌گذاریم.
    حالا دیگر خودِ همایون هم، اگر، چیزي می‌نوشت راضی‌م نمی‌کرد. «قدر  ِ زر زرگر شناسد»؛ سهند اوّل و آخر وبلاگ‌نویس است، گیرم با وسواسي شگرف که از حوصله‌یِ وبلاگ‌نویسی بیرون است. دست جنباندم و از آن‌ها که دستِ‌شان در کار می‌دیدم یاری خواستم. شگفت آن‌که همه استقبال کردند اگرچه یکی-در-میان پذیرفتند و در ضرب‌الاجل ِ چند روزه، جملگی شب ِ آخر دست به کی‌بورد بردند؛ باید از این بابت پوزش خواست امّا بد هم نشد: فشردگی ِ زمان زبانِ نوشته‌ها را هرچه ساده‌تر کرد. دیگر دمادمِ ۱۲ فروردین مجموعه‌اي از نوشته‌هایِ این دوستانِ وبلاگ‌نویس ِ نویسنده و روزنامه‌نگار و شاعر و خبرنگار داشتم با چند یادداشتِ سرشناسانِ موسیقی که تنها دوتاشان پیش ِ رو ست. هر نوشته‌اي که می‌آمد خطّي می‌کشید بر افکار  ِ پیشین‌ام؛ گویی آن‌چه که می‌خواهم دیگران گفته اند، سرراست و ساده و پُرمایه. در مقابل، سؤالي پیش می‌کشید هر بار جزئی‌تر که، کار  ِ وبلاگ‌نویسی چی‌ست، وبلاگ‌نویس کی‌ست، وبلاگستانِ فارسی کدام است، کجایِ این دنیایِ مجازی قرار دارد، اصلاً سهند چه کرده که برای‌اش جشن بگیریم؟
    یادداشت‌ها را به استقبالِ سؤال‌ها زیر-و-رو کردم و چیدم. و آن‌چه از آرایه هست - به تقلید از سهند - به علاوه‌یِ شعرها، جغرافیایِ حضور  ِ نویسندگان و عنوانِ شغلی یا تحصیلی‌شان اگر پاسخي به سؤال‌ها نباشد، «دست‌کاري دلکش و بی‌حاصل است». این جشن‌نامه اگر سؤالي از آن دست به جانِ مخاطب اندازد، کار ِ خود را کرده است. اگرنه، از کسي که از کنار  ِ  نامِ یک هنرمندِ سرشناس اسم-و-رسمي بر هم زده چرا این‌گونه سپاس‌گزار باشیم؟

بیژنِ فرد، بهار  ِ ۱۳۹۱

در این ویژه‌نامه می‌خوانید:

سلطنتِ جاوید . حمید متبسم
سرمایه‌ی ما . مهرداد جوادی

Hamid Motebassem

سلطنتِ جاوید * حمید متبسم
نوازنده‌ی تار و آهنگ‌ساز - هلند
| | | | | motebassem.com

در سال‌هایی که گذشت با وجود تمامی مشکلاتی که بر سر راه پیشرفت موسیقی ایران بوده و هست این هنر راه رشد خویش یافت و بامداد روشنایی ِ آن از دل شب سیاه، بی‌یاوری، دمید. خیل بزرگ نوازندگان و خوانندگان جوان، و خلق آثار نوین موسیقی، شاهد این سخن است. در این راستا، نقش‌آفرینی وب‌لاگ‌ها و وب‌سایت‌های خودجوش موسیقی، که به یاری جوانان عاشق این هنر برپا شدند، انکارنشدنی‌ست.
    وب‌لاگ همایون شجریان - که گشاده‌دلی ِ دست‌اندرکاران آن جبران تنگ‌دستی‌شان است - نیز در خبررسانی و فرهنگ‌گستری موسیقی ایران نقش بارآوری ایفا کرده است؛ به‌ویژه آن‌که همایون شجریان، به عنوان خواننده‌ای توانا و نیک‌اندیش، شایسته چنین حمایت است.
    باشد که نویسندگان و دست‌اندرکاران این پایگاه همواره کیفیت را به کمیت ترجیح دهند و دستخوش بازی روزگار  ِ جمعیت‌گرا نشوند؛ که گرایش به آن سو پایانش بیهودگی‌ست و،

غیر از هنر که تاج سر آفرینش است،
دوران هیچ سلطنتی جاودانه نیست.

Pouya Saraei

در تشخّصِ سمت‌وسوی موسیقی *
پویا سرایی
. نوازنده و منتقد - تهران
| | | | |
pouya-sarai.blogfa.com

فهمِ دوره‌ی معاصر وامدار مفهوم «رسانه» است، آن‌چنان‌که، موسیقی نیز شأنیتِ خود را در رسانه باز خواهد یافت. بنا به چنین نقشی، جایگاه اصحاب رسانه بیش از پیش مهم جلوه خواهد کرد. هنرمندان معاصر در ورای نیت اصحاب رسانه تشخّص و ظهور می‌یابند؛ چنان‌که در همه‌ی ادوار  ِ هنر  ِ بعد ِ رنسانس، منتقدین نقشی عمیق در فرایند شکل‌دهی به آثار هنری داشته‌اند.
    این دیباچه‌ی کوتاه بیان‌گر ارزش تلاش همه‌ی دست‌اندرکارانی‌ست که، به نوعی، به هنر موسیقی ایران تشخّص می‌بخشند، به‌خصوص، موسیقی کلاسیک ایرانی، که ماهیتاً «شعرمحور» و، از این حیث، زمینه‌ساز حضور ویژه‌ی خواننده در ساختار  ِ خود است. و در این بین نیکو‌تر آن که دست‌مایه‌ی این رسانگی همایون شجریان باشد -- جوانی هوشمند، خوش‌ذوق، و البته توانا در آواز کلاسیک ایرانی.

وبلاگ طرفداران همایون شجریان، در طول حیات خود، علاوه بر تمرکز بر آثار همایون شجریان، از توجه به دیگر جریان‌های موسیقی ایران، به‌خصوص با محوریت نسل جدید و نوگرا، غفلت نورزیده است. این موضوع، مؤید ارزش بیشترِ این رسانه در تشخّص سمت‌وسوی موسیقی ایران در آینده است.
    امید که این رسانه، با زحمات بی‌شائبه‌ی دست‌اندکارانش، هرچه پویا‌تر و متعالی‌تر در جریان باشد.   

Neda Habibi

. . . و سرودی دیگر برای سپاس
ندا حبیبی
. روزنامه‌نگار - مشهد
| | | | | | | | | | | | | | |

موسیقی گریز‌گاه روح آدمی‌ست؛ گریز از رخوت تن و شتاب گرفتن برای پرواز... از این روست که «رهایی» مشخصه‌ی نخست این هنر است. و موسیقی در جامعه‌ی انسانی دگرنقشی نیز بر عهده دارد، و آن پیوند اندیشه و دل‌هاست؛ خواه در دنیای حقیقی، خواه در این عصر مدرن در دنیای فراخ مجازی.
    مشعلی از فکر، تعهد، تلاش، پشتکار، بی‌مزد-و-منت توسط سهند سلطاندوست به سال‌های متمادی، در هیاهوی مُلون وب‌سایت‌های هنری، آهسته و پیوسته، چنان نرم‌آهنگ ِ لطیف ِ آوای همایون شجریان، روشن است و محفل‌آرا و نقل جمع اهل موسیقی ایرانی.
    اصول حرفه‌ای جذب مخاطب (صوری و محتوایی)، صمیمیت بی‌روی‌وریا با بازدیدکنندگان، و هم‌چنین تنوع و بار علمی مطالب، وبلاگ دوست‌داران همایون شجریان را به یکی از منابع خبری-تحلیلی غنی موسیقی ایران تبدیل کرده است.

به عنوان یکی از قدیمی‌ترین همراهان این وبلاگ، تولد ششمین بهار میعادگاه دوست‌داران موسیقی و آوای ایرانی را به مخاطبان همیشگی و، هم‌چنین، دوست خوش‌ذوق و پرتلاش، سهند سلطاندوست تبریک عرض می‌کنم.

ساز خوش کوکی که در این میعادگاه مجازی دل‌آرایی می‌کند، خاموش مباد!   


Aliyeh Mohammadi

آیینه‌ای برایِ صداها . عالیه محمدی
کارشناس ِ شیمی ِ محض - رشت
| | | | | | | | | | | | | | | |

این هنر در کارِ هر بی‌مایه نیست

ای پـری‌رو! پــرنــــیـــانــي یــافـــت کــن
تـا نـپـوشــد پــــیـــکــر  ِ انـــدیــشــه را.
هـمــچـو مــینـا، جـامـه‌اي کــن پرشراب
تـا بـبـیـنـــد خـلـــق خــونِ شـیـــشه را.

مـــوج افــکـنـــدن بــه هـــر نـیلــی‌پــرنـد
دسـت‌کاري دلـکش و بی‌حاصـل است.
نـیـــل‌پـوشـــان رنگ‌وآب ِ مـجـلــــس اند
دل، ولـی، خـواهــانِ آن دریــادل است.

بــر تــراش ِ قــامــــتِ سـیـمـیـن‌تـنـــان
این بـرش‌هـایِ کــجــی‌آور ز  ِ چیست؟
جـامــه‌اي بـر آدمـــیـــت راســـت کُــن،
کین هنر در کــار  ِ هر بـی‌مـایه نیست.

:: سیاوش کسرایی، دفترِ «خونِ سیاوش» ::

آن‌چه برآنم با قلم  ِ ناتوانم به‌مناسبتِ ششمین سالروز  ِ تأسیس ِ وبلاگِ هواخواهانِ همایونِ شجریان بنگارم، تمام  ِ چیزی‌ست که در زنده‌گی‌ام در کنار  ِ مردمانی چنین، به‌چشم می‌بینم و به‌قلب ایمان دارم: بی‌مزدومنّت بادل‌وجان کار کردن در این جهالتِ جاری، و حفظِ اندیشه در لابه‌لایِ این همه خاشاک، به‌حقیقت خواهانِ جوهری‌ست بس کمیاب.
    برایِ من وبلاگِ دوستدارانِ همایون شجریان همیشه حال‌وهوایی داشته که به سانش را در این دهکده نمی‌بینیم. گزینش ِ خبرها و مقاله‌ها با میانه‌گیری در بحث و نوآوری در ارائه‌ی مطلب، در یک محیطِ گرافیکی ِ کاربرپسند، و همگام‌بودن با پیشرفتِ چشمگیر  ِ این دهکده‌یِ جهانی، این یکّه‌تازی را سبب شده است. حالا دیگر سهند تنها سهندِ شش سال پیش نیست؛ «مدیر  ِ وبلاگِ دوست‌دارانِ همایونِ شجریان» به‌تنهایی اعتباری دارد. این‌همه را بیش از هرچیز مدیونِ جوهر  ِ کمال‌جو و زیباطلبی هستیم که پرتو  ِ دیدار  ِ خوشش سهند را پیش ِ روی ما آینه‌درآینه تافته است.
    و همه نیک می‌دانیم که آسان نیست قدر-و-قیمت ِ فروغی چنین را در این ظلام دانستن و سپاس گفتن. سپاس که هستید.   

پی‌نوشت: عنوانِ این یادداشت نام  ِ شعر و مجموعه‌یِ شعری از محمدرضا شفیعی کدکنی ست.

Iraj Zebardast

این گل چهاربرگ با تمام دل
برای سهند سلطاندوست عزیز و راهش
که تماشای شاد انسان و تعهد است.

| | | | | irajzebardast.blogfa.com . ایرج زبردست

یک نامه پُر از ماه و تو را دارم یاددر پاکـــتِ گل گــذاشـــتـــم، دادم باد؛
اِی علتِ سبز ِ خاک، هـر جا هستیهر روز ِ تو روز ِ دوسـتـت دارم باد!

با اشتیاق و مهر
شیراز - ۲۵ فروردین ۱۳۹۱

» عنوانِ ویژه‌نامه از شعر  ِ «درین شب‌ها»یِ شفیعی کدکنی ست برایِ م. امید.
» عنوان‌هایی که ستاره * دارند انتخابِ سردبیر است.

:: جشن‌نامه‌ی ۶ سال وبلاگ‌نویسی ِ سهند سلطاندوست ::
{درامد | فهرست | برگِ ۱ | برگِ ۲ | برگِ ۳ | شناس‌نامه}


برچسب‌ها: جشن‌نامه، شش سالگی، سالگرد وبلاگ، سهند سلطاندوست
دسته: مقاله | نویسنده: ژینا نیما | کد مطلب: 376-9 | لینک ثابت | |

جشن‌نامه/ شش سال وبلاگ‌نویسی سهند سلطاندوست - ۲

به پاس ۶ سال وبلاگ‌نویسی سهند سلطاندوست | طرح: شهاب سیاوش

از رویِ دستِ سهندِ سلطاندوست
:: این طــرح را دوســت عـزیــز و همــراه هـمیــشگـی وبلاگ، آقای شهاب سیاوش برای‌مان نقاشی کرده‌اند و فرستاده‌اند. ضمن تشکر فراوان از ایشان بابت حسن سلیقه‌ای که به‌خرج دادند و بنده‌نوازی فرمودند، باشد که مورد توجه شرکت دل‌آواز و خبرنگاران مغرض قرار گیرد. این تصویر را در دو نسخه‌ی قابل‌چاپ و غیرقابل‌چاپ برای شما خوبان گذاشته‌ام. (مدت‌زمان تخمینی دانلود: بسته به محل سکونت کاربر.) برای تماشای این تصویرها نیاز به یک نمایشگر یا مونیتور (و نه مانیتور) دارید که متأسفانه قابل‌دانلود نیست و باید آن را از بازار کامپیوتر بخرید. ما نمایشگرهای نسل جدید LED را پیشنهاد نمی‌کنیم. بنده خودم یکی از همان crtهای قدیمی لَکنتی دارم که خیلی هم بهتر است و اصلا قابل شما را ندارد. اگر نمایشگر دارید و تصویر فوق را نمی‌بینید، چک کنید که در تنظیمات مرورگر اینترنتی‌تان گزینه‌ی show images فعال باشد. اگر باز هم نمی‌بینید، از اتصال کابل مونیتور مطمئن شوید؛ کافی‌ست آن‌را بکِشید تا ببینید چه‌قدر کش می‌آید. اگر این هم مقدور نبود، خب اشکال ندارد، گوشه‌ای از تمرین‌های فردی علی قمصری در پنج‌سالگی را که دوست خوبی از خارج برای وبلاگ فرستاده‌اند، در دو کیفیتِ باکیفیت و بی‌کیفیت برای دانلود می‌گذارم که نیاز به نمایشگر ندارد، و الحق و الانصاف از جالب‌ترین صداسازی‌های پولی‌فونی با یک تار در نیم قرن اخیر است. اگر امکان دریافت این فایل را هم ندارید این‌جا را ول کنید، بابت هرگونه دردسرسازی پوزش می‌خواهیم. اما انصاف را پیش خودتان فکر کنید که به‌قول حافظ شیراز: تا چند باشیم از بی‌نصیبان؟ *

* پی‌نوشت: مصرع از دیوان غزلیات حافظ، به‌کوشش دکتر  خلیل خطیب‌رهبر، انتشارات صفی‌علیشاه، ص. ۲۳۵۰۰، سطر سوم از بالا. اگر در معنی شعر هم مشکل داشتید، درخواست خود را در بخش نظرات این پست یا فرم «تماس با ما» مطرح بفرمایید تا برایتان معنی کنم. عنایت داشته باشید که نظرات ارسالی به دست جناب همایون شجریان نمی‌رسد، از فرستادن نامه‌ی فدایت شوم جداً خودداری فرمایید.

Mahdi Motamed

رنگِ آبی‌ات پیداست * مهدی معتمد
عکاس و خبرنگار - قزوین
| minodar.ir | awaz.ir

باورم نمی‌شود که شش سال از آن روز‌ها گذشته! روزهایی بود که در بین عموم اهل کامپیوتر کمتر کسی «وبلاگ» را می‌شناخت. تعداد وبلاگ‌ها و سایت‌های درست‌ودرمان ایرانی که تولید محتوی می‌کردند اندک بود، چه برسد در زمینهٔ موسیقی؛ موسیقی ایرانی در بین جوانان مهجور مانده بود و در فضای مجازی مهجور‌تر؛ تعداد وبلاگ‌هایی که در این زمینه فعالیت می‌کردند از انگشتان دست هم کمتر بود.
    در این میان وبلاگی متولد شد که به وبلاگ دوست‌داران همایون شجریان معروف شد، وبلاگی با آدرس نام همایون شجریان که در توضیح آن نوشته شده بود:

نخستین سربرگ وبلاگ دوست‌داران همایون شجریان

پرداختن به هنرمند جوان و توانایی چون همایون شجریان ایدهٔ جدید و خوبی بود ولی ادامه دادن، با توجه به محدودیت سوژه، کاری سخت و ناممکن می‌نمود. این موضوع خوشبختانه بعد‌ها به کل ِ مسائل موسیقی ایرانی تعمیم یافت و شاید یکی از مهم‌ترین دلایل موفقیت این وبلاگ همین تصمیم باشد: پرداختن به موسیقی ایرانی با نگاهی وبژه به آثار و زندگی همایون شجریان.
   
از دیگر امتیازات این وبلاگ و از عامل‌های پیشرفتش، ایده‌های نو در زمینهٔ فنی و پیش‌روی در طراحی گرافیک و رنگ‌ولعاب آن است. البته در اینجا باید اشاره (شیطنت) کرد که، هر چند سهند سلطاندوست سمبل یک پرسپولیسی‌ دوآتشه است ولی علاقهٔ ذاتی‌اش به تیم استقلال را با این حجم رنگ آبی در گرافیک وبلاگش می‌شود فهمید.
    هرچند وبلاگ‌نویسی چه از لحاظ مادی و چه از لحاظ معنوی و در بعضی موارد از لحاظ حقوقی، در اکثر موارد چیزی جز اعصاب‌خوردی و دلسردی برای شخص بنده نبوده (که قطعاً بخش دومش، به‌خاطر کم‌لطفی خیلی از وبلاگ‌ها و سایت‌ها، بیشتر است!) ولی استمرار سهند سلطاندوست در این کار ستودنی‌ست. البته انتقاداتی هم هست که جای عنوان کردنش این‌جا نیست و اگر عمری بود در وقتی مناسب برای خود سهند عزیز خواهم نوشت.
    در هر حال آن روز‌ها گذشت و اکنون آن وبلاگ با این استمرار، صاحب جایگاهی درخور در بین اهل موسیقی، دوست‌داران آن، و منبعی برای خواندن جدید‌ترین و جالب‌ترین مسائل روز دنیای موسیقی شده است. امروز وبلاگ همایون شجریان در حافظهٔ cookieهای مرورگر اینترنتی ِ نه تنها دوست‌داران همایون شجریان، بلکه علاقه‌مندان به موسیقی ایران وجود دارد.

در پایان عرایضم دوست دارم تولد شش‌سالگی وبلاگ همایون شجریان را به شخص مدیر و نویسندگان محترم و همچنین به مخاطبان عزیزش تبریک عرض کنم؛ آرزوی تندرستی و سلامتی برای یکایک آن‌ها دارم.   

Reza Saki

خورشِ سبزی یا قیمه
رضا ساکی
. نویسنده - تهران
| | | | | | | rezasaki.com

نخستین بار یادم نیست دقیقاً کی بود ولی وقتی وارد وبلاگ دوست‌داران همایون شجریان شدم خیلی زود فید وبلاگ را برداشتم و مشتری دایمش شدم و، از سر زدن به خود وبلاگ هم غافل نشدم. چرا؟ چون وبلاگ دوست‌داران همایون شجریان مثل این وبلاگ‌های بی‌خودِ «دوست‌داران» و «طرف‌داران» نبود. از آن‌ها نبود که مثلاً عکس همایون شجریان را هنگام آبگوشت خوردن و یا با مایو در کنار استخر منتشر کند. از آن وبلاگ‌های خاله‌زنک «دوست‌داران» نبود که قربان‌صدقه‌ی چشم-و-ابروی مشکی آقا همایون برود. اغلب ِ این وبلاگ‌هایی که نامی مثل وبلاگ دوست‌داران همایون شجریان دارند از این قسمند: کار اصلی‌شان خاله‌زنک است و انتشار عکس. ولی این وبلاگ یک رسانه‌ی حسابی‌ست. خبرهایش موثق است و زود به‌روز می‌شود، و نه فقط درباره‌ی همایون شجریان که پیرامون موسیقی ایرانی مطلب منتشر می‌کند. نکته‌ی مهم دیگری که همان اول به چشم من آمد صداقت این وبلاگ در بیان «غیر رسمی» بودن‌اش است. این که: «این وبلاگ با همکاری گروهی از دوست‌داران همایون شجریان آماده شده و هیچ‌گونه وابستگی به ایشان ندارد.» یعنی خودش را از راه آشنایی با همایون شجریان تایید نمی‌کند بلکه خودش را از راه «دوست‌داران» ایشان تایید می‌کند و به‌روشنی تاکید می‌کند که اینجا «وبلاگ دوست‌داران» است.
    خلاصه این‌که، ما هم می‌دانیم همایون خان دختری به نام باران دارد؛ قدش کوتاه است؛ گاهی سیگار هم می‌کشد؛ کمانچه هم می‌زند و... در حد خودمان در زندگی خصوصی ایشان زیاد خاله‌زنکی کرده‌ایم. اما خدا وکیلی در وبلاگ دوست‌داران جز به دنبال خبر و تحلیل درباره‌ی موسیقی همایون شجریان نیستیم و نخواهیم بود. خدا چراغ این مکان فرهنگی را روشن نگاه دارد و به باعث‌وبانی‌اش خیر و برکت بدهد.
راستی حالا که بحث شد شما نمی‌دانید، آقا همایون بیشتر خورش سبزی دوست دارد یا قیمه؟   

Shahab Siavash

اینجـا زیبـا نمی‌شد اگه تو نبودی *
شهاب سیاوش
. گرافیست - رشت
| | | | | | | shahabsiavash.com

برای کسی مثل من هم سخته و هم آسون؛ نوشتن در باره‌ی سهند سلطاندوست. از یه طرف از طراحی سایت یه چیزایی می‌فهمم و از طرف دیگه از گرافیک کمی بیشتر.
    صادقانه و بی رو-در-واسی باید بگم که اولین بار که بلاگ طرفداران همایون شجریان رو دیدم دلم نمی‌اومد که صفحه رو ببندم. شاید همون روز یه ساعتی کاملن مشغول مرور بلاگ بودم؛ چشم‌نواز و مخاطب‌پسند.
    طراحی لوگو و بنر‌ها و منوهای بلاگ، به همراه آیکن‌ها و تصاویر زیبا و در عین حال گویا، کمک زیادی به حرفه‌ای بودن و در عین حال سهل‌المرور (!) بودن وبلاگ کرده -- جاهایی که مخاطب عام بدون دردسر به‌راحتی می‌تونه لینک‌ها و دانلود‌ها رو پیدا کنه.
    نکته‌ی دیگه ابتکارات جالب و به‌یادموندنی مثل هدیه‌ها به مناسبت‌های مختلف و همین‌طور آماده کردن فایل‌های پی‌دی‌اف متن شعرهای آلبوم‌هاست که شخصن برای خودم خیلی مفید بوده.
    چه‌طور می‌شه از نوین بودن بلاگ در زمینه‌ی امکانات وب و سوشیال‌نت‌ورک به‌راحتی گذشت؟ از معدود بلاگ‌های موسیقی (و شاید کل بلاگ‌های فارسی) که در همه‌ی شبکه‌های مجازی فعاله، نسخه‌ی موبایلش راه‌اندازی شده، فیدهای جداگانه براش در نظر گرفته شده، ورژن انگلیسی داره و فایل‌های دانلودیش تابه‌حال مشکلی نداشته.
    پی‌گیر بودن و اهمیت دادن به نظر مخاطب و به جرأت می‌تونم بگم، خوندن تک‌تک کامنت‌ها و مسیج‌ها و جواب دادن به خیلی‌هاشون، با توجه به حجم بالاشون، بازم نشون می‌ده که با یه وبلاگ‌نویس و طراح خوش‌ذوق طرف هستیم.

چاره‌ای نداریم جز این‌که به احترام ۵ سال تموم زیبایی و لطف و زحمت بی‌دریغ، بگیم که به بودنت افتخار می‌کنیم و عرصه‌ی موسیقی آنلاین بی‌شک زیبا نمی‌شد اگه تو نبودی.   

Maryam Mohtadi

به‌پاس ِ خیالی که این‌قدر راحت است . مریم مهتدی
روزنامه‌نگار - تهران
| page-13.com

از کنسرت که بیرون آمدم، صورتم خیس بود. این‌که می‌گویم صورتم خیس بود، برای خیلی‌ها چیز تازه‌ای نیست؛ خیلی‌ها وقتی از کنسرت شجریانِ بزرگ بیرون می‌آیند صورتشان خیس ِ خواندن «مرغ سحر» است. برای این آدم‌ها خیس بودن صورت بعد از کنسرتِ استاد چیز عجیبی نیست. من اما گفتم کنسرت استاد؟ از کنسرت همایون آمده بودم بیرون. آن زمان هنوز شش ماه مانده بود که تاریخ تقویم‌هایمان بشود ۱۳۸۸و ما قاعدتاً وقتی همایون در تصنیف «وطن» صدایش را با آن قدرت می‌برد بالا و سه بار می‌خواند: «همیشه با تو بوده‌ام...» نباید آن‌قدر بغض می‌داشتیم که بترکد و صورت را خیس کند. ترکید اما. آن شهریور سال ۸۷ بغض من اشک شد و از کنسرت که بیرون آمدم... صورتم خیس بود.
    گزارشی که باید آن شب از کنسرت می‌نوشتم، هیچ‌وقت نوشته نشد. من‌‌ همان شب وقتی با صورت خیس آمدم بیرون فهمیدم گزارش نوشتن از کنسرت هر کسی که فامیل‌اش شجریان باشد کار من نیست. پیش خودم می‌گفتم من با این حجم احساسات، همه‌ی سعی‌ام را هم که بکنم باز هم نمی‌توانم از حباب‌های سرخوشی‌ام بیرون بیایم و مثل یک ناظر بی‌طرف هم کاستی‌ها را ببینم و هم خوبی‌ها را. و بعد بنویسم برای مخاطبی که نتوانسته بیاید، اما دوست دارد همه‌چیز را بداند. بد و خوب. برای من کنسرت یک شجریان همیشه خوب است، مثل آلبوم یک شجریان که همیشه شنیدنی‌ست. و همین یک‌جا پیش خودم کوتاه آمدم که نمی‌شود هوادار متعصب درون را خاموش کنی برای نوشتن یک گزارش.
    وقتی پاراگراف بالا را پیش خودم اقرار کردم، چند ساعتی می‌شد خیره‌ی صفحه‌ی سفیدی بودم که باید می‌نوشتم در آن و کلمه‌های موقّر پیدا نمی‌کردم. کلمه‌های توی ذهنم همه با آدرنالین بالا، پایکوبی می‌کردند از خوشی و نمی‌گذاشتند حتا برای چند دقیقه، کلمه‌های سنگین‌تر جلو بیایند و ردیف بشوند کنار هم و سر بخورند توی جمله. این‌طور شد که اقرار دوم آمد: من نمی‌توانم گزارشگر خوبی باشم برای فعالیت یک شجریان. و این‌طور شد که آن صفحه‌ی سفید را بستم، تا همین الان، نیم ساعت پیش، وقتی باز چند ساعت خیره‌ی صفحه‌ی سفید بودم که باید می‌نوشتم در آن و کلمه‌هایی موقر‌تر از این‌ها پیدا نمی‌کردم: از کنسرت که آمدم بیرون...
    یک دستی، همان شبی که هیچ‌وقت در آن گزارش کنسرت همایون نوشته نشد، وبلاگ دوست‌داران همایون شجریان را گذاشت وسط صفحه‌ی نتیجه‌ی جست‌و‌جوی من؛ صفحه‌ای که قرار بود بهم بگوید در چند ساعتی که از کنسرت گذشته، کسی آیا همت کرده چند خطی بنویسد از همایون ِ مستقل؟ و‌‌ همان جست‌و‌جو مرا رساند به وبلاگی که حیران ِ همت نویسنده‌هایش شده بودم. از خودم می‌پرسیدم این‌ها دیگر چه آدم‌هایی هستند که می‌توانند این‌طور هوادار باشند و این‌قدر خوب گزارش بکنند و بحران صفحه‌ی سفید را هم نداشته باشند؛ چیزی که هنوز هم نفهمیده‌ام!

حالا هم، نمی‌خواهم جمله‌های کلیشه‌ای بنویسم: این‌که بگویم وبلاگ دوست‌داران همایون شجریان هرچه را که من دوست دارم بنویسم، می‌نویسد. یا حتا دلم نمی‌خواهد بگویم برای باخبر بودن از شجریان‌ها لازم نیست خبرگزاری‌ها و سایت‌ها را زیر-و-رو کنید، بیشتر از آن‌چه که لازم دارید حتا، توی این وبلاگ پیدا می‌کنید. نوشتن از گرافیک حرفه‌ای و زحمت بسیار پست‌ها و علاقه‌ای که توی طراحی عکس‌هایش به کار می‌رود هم حتا دم‌دستی و ساده است. دوست ندارم هیچ‌کدام از این حرف‌های کلیشه‌ای را بنویسم. فقط دلم می‌خواهد بگویم دست مریزاد سهند سلطاندوست عزیز. که از‌‌ همان چهار سال پیش که این‌جا را پیدا کرده‌ام، خیالم راحت شده است. آن‌قدر راحت که وقتی همین چند ماه پیش، یک شب با چشم‌های خیس بلیت کنسرت همایون‌ام را دم در تالار وحدت می‌دهم به جوانی که بلیت گیرش نیامده و با غمگین‌ترین چشم‌های دنیا آن‌جا ایستاده، ته دلم قرص به این وبلاگ است، که نمی‌گذارد آب توی دل هواداران شجریان بزرگ و همایون‌اش تکان بخورد.
    شش‌سالگی‌ات مبارک   

» عنوان‌هایی که ستاره * دارند انتخابِ سردبیر است.

:: جشن‌نامه‌ی ۶ سال وبلاگ‌نویسی ِ سهند سلطاندوست ::
{درامد | فهرست | برگِ ۱ | برگِ ۲ | برگِ ۳ | شناس‌نامه}


برچسب‌ها: جشن‌نامه، شش سالگی، سالگرد وبلاگ، سهند سلطاندوست
دسته: مقاله | نویسنده: ژینا نیما | کد مطلب: 377-9 | لینک ثابت | |

جشن‌نامه/ شش سال وبلاگ‌نویسی سهند سلطاندوست - ۳

Zhina Nima

این‌جا کسی‌ست پنهان    
دامان من گرفته

- مولوی      

من و تو و این وبلاگ . ژینا نیما
نویسنده، همکار وبلاگ - سوئد
| | | | | | | | | | | | | |

بار دیگر فرا رسیدن بهار بهانه‌ای شد تا وبلاگ دوست‌داران همایون شجریان سال پربار دیگری را به کارنامه‌ی فرهنگی-هنری خود افزون کند. بهار هر سال، برای ما، یادآور خاطره‌هایی‌ست به‌یادماندنی از لحظه‌به‌لحظه‌ی بودن با همایون و دوست‌دارانش. خاطره‌هایی که دل‌وجانمان را برای شروعی تازه نوید می‌بخشد تا تک‌تک روزهای سال را با امید به دلگرمی دوست‌داران و پشت‌گرمی صدای فرح‌بخش همایون‌اش به‌سر بریم. دوازدهم فروردین امسال اما بهارمان را بهانه‌ای ساخت تا در ششمین سالروز تأسیس وبلاگ فرصتی بیابیم از برای تشکر! از تو، از خودم، از همایون...

از همایون می‌نویسم، همان «شازده کوچولو»ی قصه‌های ژینا؛ همان نازنین‌مرد دوست‌داشتنی، که اسم و رسم‌اش را همه می‌شناسیم، صدایش را از جان‌ودل گوش داده‌ایم و کارهایش را همه تحسین کرده‌ایم؛ همان نازنینی که خاطرش برایمان عزیز است و نام آشنایش پیوسته بر لبانمان جاری... همایون را دوست داریم: آن‌چنان که باید، همچون تو، که دوست می‌داری و ارج‌اش می‌نهی.

«وبلاگ دوست‌داران همایون شجریان» تمام این سال‌ها تنها به یک نام بسنده نکرده. این‌جا، همان‌گونه که از سربرگش پیداست، باشگاهی برای دوست‌داران بوده و هست و، یقین دارم در راهی که پیش گرفته، همواره پایدار، و بر عهد و وفایش پای‌بند، خواهد ماند -- همان‌گونه که تابه‌امروز دغدغه‌اش موسیقی اصیل ایرانی بوده و آن را از جان‌ودل گرامی داشته، زین پس نیز چنین است.

برگ‌برگ دفتر خاطراتم نشان از روزهایی دارد که، چه شیرین و چه تلخ، این‌جا داشتیم: چه مطلب‌ها پُست کردیم و چه تیتر‌ها که پاک! چه کنسرت‌ها رفتیم؛ چه جشن‌ها گرفتیم؛ پشت صف‌های خرید بلیت چه کل‌کل‌ها کردیم ما با هم؛ از «دل‌آواز» گفتیم و، چه غیبت‌ها که نکردیم؛ انتشار آلبوم‌های جدید را تبریک گفتیم؛ و چه بسیار بر پیکر سیاه‌پوش وبلاگ اشک‌ها ریختیم.
    همیشه ما بوده‌ایم، با تو، با هم، و دست‌دردست هم، در کنار شازده‌ کوچولویی که از دلِ ما برای ما می‌خواند؛ دوستش می‌داریم، آن‌چنان که تو نیز...

از خودم می‌گویم، که این‌ور ِ آب‌، به‌دور از شهر و دیار، فارغ از همهمه‌ی غربت و حسی غریب، با پوزخندی بر رخ ِ فاصله‌کشیده، تو و وبلاگت را آغوش کشیده‌ام تا دلتنگی‌هایم را امیدی بخشم به رهایی... آن‌چنان که باید. با مدادرنگی‌هایی از رنگ‌های شاد و گلگون، بر صورتکی گریان و غم‌آلود چهره‌ای می‌کشم از کودکی خندان، و بال‌وپَر می‌گشایم در جست‌وجوی صدایی که لحظه‌هایم را ثانیه، و ثانیه‌هایم را آرام‌آرام خاطره می‌کند.

از تو می‌نویسم، از‌‌ همان مهندس جوان پرشور-و-نشاطی که نام مرا شرمنده‌ی وبلاگ و دوست‌دارانش کرد، و دل‌نوشته‌هایم را مهلتی داد برای خوانده‌شدن و خاطره‌شدن. من این‌جا، در همین وبلاگ، سهندی را می‌شناسم که در بازی اسم‌وفامیل، تپانچه را «طپانچه» می‌نویسد تا دوستانش را ساعت‌ها به خنده بیندازد، اما پای وبلاگ که در میان باشد، بلیط را «بلیت» و بربط را «بربت» می‌نگارد تا زبان فارسی را پاس بدارد، و موسیقی اصیل ایرانی را ارج. پست‌به‌پست مطالب این وبلاگ، مدیون زحمات شایسته‌انسانی‌ست که همواره کیفیت را به کمیت ترجیح داده تا وبلاگش از زیاده‌خواهی‌ها و یاوه‌گویی‌ها در امان بماند، اما دل مهربانش، روزهای سی‌ویک اردیبهشت که می‌رسد، قلم ژینا را امانی می‌دهد تا هرچه می‌خواهد از قدوبالای خواننده‌ی محبوبش بسراید و قربان‌صدقه‌اش برود!

این‌روز‌ها، نام «سهند و وبلاگش» اگر آشنا هم نباشد، برای ما، غریبه نیست. وبلاگ همایون، اگر پابرجاست، از شب‌زنده‌داری‌ها و بی‌خوابی‌هایی‌ست که سهندش کشیده و، از ظرافتی که بر رخ دارد و در دل نهفته...

کاش می‌شد فریاد زد و این‌ها را به گوش آن‌هایی رساند که گوششان برای شنیدن خوبی‌ها همیشه بسته است.
    دست مریزاد و سایه‌ات بر سر وبلاگ و دوستدارانش گشاده باد.   

Mahsa Taghavi

فکر هیچ مهندس چنین گره نگشاد * مهسا تقوی
کارشناس ارشد مهندسی پتروشیمی - تبریز
| | | | | | | | | | | | | | | | | | | |

Mahsa Taghavi

مهندس سهند سلطاندوست را سال‌هاست از طریق مدیریت منحصربه‌فرد وبلاگ موسیقی‌اش می‌شناسم و تا امروز خواننده‌ی خاموش آن بوده‌ام. شاید باور آن کمی سخت باشد که فردی با تحصیلات فنی -- که مدام با جبر و هندسه و خط‌کش و ماشین‌حساب سروکار داشته -- می‌تواند دلی چنین شیدا و قلمی چنان روان در باب هنر داشته باشد. من اما خود به‌عنوان یک فنی-مهندسی‌خوانده‌ی عاشق هنر، با جناب سلطاندوست احساس هم‌ذاتی و هم‌کیشی می‌کنم.
    آن‌گاه که دل در تخته‌بند تن به‌جوش می‌آید و از حساب‌های روزمره‌ی زندگانی به‌تنگ، نه دفتر و کتاب به‌کار می‌آید و نه فرمول‌ها و محاسبات پیچیده‌ی ریاضی یارای گشودن معمای هستی‌ست (که فکر  ِ هیچ مهندس چنین گره نگشاد!)؛ نه رمل و اسطرلاب دلت را آرام خواهد کرد، نه داروهای مدرن شیمیایی. آن وقت است که دستت به ساز می‌رود و لبت به غزل، پایت به پایکوبی و روحت به سماع؛ و جانت تازه می‌شود در باغ پُرنقش‌ونگار و پُر رمز-و-راز هنر. و چه هنری ناب‌تر از شعر و موسیقی اصیل ایرانی آن‌گاه که با نوای همایونِ شجریان‌ها همراه می‌شود.

همه‌ی ما استاد شجریان را می‌شناسیم و کمتر ایرانی‌ای هست که حداقل نام شجریان به گوشش نرسیده باشد، و یا طنین آن صدای آسمانی دلش را نلرزانده باشد، اما در این میان اندک‌اند کسانی که به راستی این هدیه‌ی ارزشمند الهی را قدر دانند و در مقام سپاس برآیند.

    مهندس سهند سلطاندوست یکی از این نادر عزیزانی‌ست که با تلاش و جدیتی تحسین‌برانگیز سال‌هاست به‌صورت حرفه‌ای با شناساندن هرچه‌بیشتر موسیقی اصیل ایرانی و اساتید گران‌سنگ آن به سایر علاقه‌مندان، هم خدمتی راستین به اشاعه‌ی هنر ناب این سرزمین کرده، و هم به نوعی در مقام سپاس و قدردانی از این هنرمندان بی‌همتا برآمده است. او با مدیریت وبلاگ دوست‌داران همایون شجریان با عشق و دانشی در خور، از مدیران حرفه‌ای وبلاگستان پارسی شناخته می‌شود.

اکنون در ششمین سالگرد وبلاگ دوست‌داران همایون شجریان به‌درخواست ِ دوستان، و به عنوان یکی از خوانندگان این وبلاگ - که بار‌ها و بار‌ها از جادوی قلم و هنر زیبایش به وجد آمده و از نواهای دلنشین موسیقایی ِ ضمیمه‌شده در آن سرمست و خرسند شده - بر خود فرض دانستم با این ابیات و سطور ناچیز ‌‌نهایت سپاس و قدردانی خود را از زحمات بی‌شائبه‌ی چندین ساله‌ی ایشان ابراز نمایم و از درگاه حق برایشان آرزوی تندرستی و بهروزی کنم.   

Mehrdad Javadi

سرمایه‌ی ما * مهرداد جوادی
طراح وب، همکار وبلاگ - تهران
| | | | | | | | | | | | | |

دوست دارم یک تشکر جانانه و مخلصانه کنم بابت تمام زحمات دیده‌شده و دیده‌نشده‌ی سهند عزیز؛ دوستِ وبلاگ‌نویسی که بعد از چند سال هنوز هم با همان اشتیاق و حس تعهد، به کار خود ادامه می‌دهد. سهند سلطاندوست به وبلاگ و تمام مسائل ِ آن و تک‌تک جزئیات‌اش عشق دارد؛ عشقی که در تمام این سال‌ها ذره‌ای از آن کم نشده بلکه چندبرابر هم شده است. سهند با ذهن مستعد، قلم قوی، ذوق بالای طراحی گرافیک، و پشتکار فراوان به پرورش دغدغه‌های زیبایش می‌پردازد و در پیشبرد آن‌ها می‌کوشد. مساله‌ی بسیار ارزش‌مند برای من این است که او با رعایت قواعد حرفه‌ای وبلاگ‌نویسی و نشر کارش را می‌کند و، از این جهت، یک پدیده در وب فارسی‌ست. فکر می‌کنم بیشتر خوانندگان وبلاگ در این فکر با من هم‌عقیده باشند.
    بیایید از سرمایه‌های ارزش‌مندمان تقدیر کنیم و با دلگرمی دادن به آن‌ها، در پیمودن مسیر و رسیدن به هدف یاری‌شان دهیم. سهند از سرمایه‌های دوست‌داشتنی ماست.   

» عنوان‌هایی که ستاره * دارند انتخابِ سردبیر است.

همه‌یِ حقوق ِ این ویژه‌نامه برای این وبلاگ محفوظ است.
این وبلاگ در برابر  ِ محتوایِ مطالبِ نویسندگان مسؤول نیست.
این نخستین‌بار است که این وبلاگ بی‌اجازه‌یِ صاحب‌اش، توسّطِ نویسندگان به‌روز می‌شود.

شناس‌نامه
جشن‌نامه‌یِ شش سال وبلاگ‌نویسی ِ سهند سلطاندوست
به بهانه‌یِ ششمین سالگردِ وبلاگِ دوست‌دارانِ همایون شجریان

تحریریه: ژینا نیما {مدیر}، بیژن فرد {دبیر}، مهرداد جوادی {پشتیبانی ِ فنی}

همکاران: مهدی معتمد، عالیه محمدی، شهاب سیاوش

با سپاس از
همکاریِ حمید متبسم، مریم مهتدی، رضا ساکی، پویا سرایی، ندا حبیبی، مهسا تقوی و ایرج زبردست
و همراهی ِ آوا مشکاتیان، فرانک مجیدی، علیرضا مجیدی، علی قمصری، فرهاد فزونی، فرحناز فرهادی، بامداد فتوحی، سیدرضا شکراللهی، امیرحسن سعیدی، ایمان پاک‌نهاد، نوشین پاسدار، نگار بوبان

با سپاس ِ فراوان از ریموند مؤسسیان، محمدعلی رفیعی، مزدا انصاری

و همه‌یِ آن‌ها که خواستند و نتوانستند، تا خود چه خواستیم و چه توانستیم.

:: جشن‌نامه‌ی ۶ سال وبلاگ‌نویسی ِ سهند سلطاندوست ::
{درامد | فهرست | برگِ ۱ | برگِ ۲ | برگِ ۳ | شناس‌نامه}



برچسب‌ها: جشن‌نامه، شش سالگی، سالگرد وبلاگ، سهند سلطاندوست
دسته: مقاله | نویسنده: ژینا نیما | کد مطلب: 378-9 | لینک ثابت | |

گفت‌وگوی اختصاصی با علی قمصری در آستانه‌ی برگزاری کنسرت برف‌خوانی

فروش بلیت کنسرت «برف‌خوانی» به سرپرستی و آهنگسازی علی‌ قمصری و خوانندگی محمد معتمدی که قرار است روزهای پایانی تابستان به اجرا درآید، از امروز شنبه، بیستم شهریورماه آغاز شده است. این کنسرت که بر اساس شعر معروف «برف» سروده‌ی مهدی اخوان ثالث نامگذاری شده است، در بخش اول با اجرای کوارتت زهی «پارسه» و در بخش دوم با اجرای گروه ساز‌های ملی‌ و با اشعاری از مولانا، مهدی اخوان ثالث، محمدرضا شفیعی کدکنی و حسین منزوی به‌روی صحنه خواهد رفت. در آستانه‌ی برگزاری این کنسرت گفت‌وگوی کوتاهی داشتیم با علی قمصری، که گذاری دارد بر روایت کلی‌ داستان و کلیت کار گروه...

متن کامل گفت‌وگو را در ادامه‌ی مطلب بخوانید...

extendedpost
دسته: گفت‌وگو | نویسنده: ژینا نیما | کد مطلب: 306-4 | لینک ثابت | |

اختصاصی/ تمرین کوارتت زهی «کمان» به سرپرستی علی قمصری

تمرین قطعه‌ای در دستگاه نوا
سـاختـه‌ی عـلــی قمصــری
اجرای کوارتت زهی «کمان»

نگار خارکن
کمانچه آلتو
سهراب پورناظری
کمانچه
سامان صمیمی
کمانچه
مصباح قمصری
بم‌کمان
علی قمصری
تار


دانلود فایل تصویری

حجم: ۸۱.۵ مگابایت
مــدت زمــان: ۸:۰۳


دانلود فایل صـوتــی
حجم: ۳.۵۴ مگابایت
مــدت زمــان: ۷:۳۹

دسته: دانلود | نویسنده: ژینا نیما | کد مطلب: 299-1 | لینک ثابت | |

کلیپ تصویری نشست خبری و آخرین تمرین ارکستر «سیمرغ»

عکس‌ها: یلدا ذبیحی

دانلود فایل تصویری

مـدت زمــان:
حدود ۱۴ دقیقه
کیفیت بـــالا - حجم: ۸۱.۶ مگابایت
کیفیت پایین - حجم: ۱۹.۰ مگابایت

در همین زمینه: کلیپ تصویری تمرین ارکستر «سیمرغ» - آذر ۸۸

دسته: دانلود | نویسنده: ژینا نیما | کد مطلب: 295-1 | لینک ثابت | |