تبليغاتX
همایون شجریان

عکس: احمد مطلایی

تمرینات گروه موسیقی «شهناز» به‌همراهی استاد محمدرضا شجریان برای برگزاری کنسرت چهارشبه در قونیه آغاز شده است. این کنسرت به دعوت رسمی بنیاد بین‌المللی مولانا و در روزهای ۲۱، ۲۲، ۲۴ و ۲۵ آذرماه جاری در مجموعه‌ی فرهنگی صدرالدین قونیوی برگزار می‌شود. نکته‌ی جالب آنکه از بعد از انقلاب، این نخستین برنامه‌ی موسیقایی استاد آواز ایران در شهر قونیه‌ی ترکیه است. فروش بلیت این کنسرت از ۲۴ آبان‌ماه در سایت اینترنتی www.shajarianconcert.com آغاز شده و همچنان ادامه دارد. قرار است در این برنامه هم دو بخش «مرغ خوشخوان» در دستگاه همایون و «رندان مست» در دستگاه شور با اشعاری از حافظ و مولانا اجرا شود. همچنین تصنیف ماندگار «در خیال» ساخته‌ی مجید درخشانی که پیش‌تر در آلبومی به همین نام منتشر شده بود، اجرا خواهد شد. در ضمن طبق شنیده‌ها، شعر آوازهای این کنسرت از مولاناست.

پایگاه اینترنتی شرکت «دل‌آواز» تصاویری را از تمرین شنبه‌شب گروه در بخش گالری این سایت قرار داده که شما می‌توانید آنها را در این صفحه و یا «تماشاخانه» وبلاگ ملاحظه بفرمایید. همچنین برای آسان‌سازی ذخیره‌ی عکس‌ها، آنها را در یک فایل فشرده شده گردآوری کرده‌ام که می‌توانید از لینک زیر دانلود کنید:


| دانــلــود |
حجم فایل: ۲.۵۸ مگابایت
عکـس‌هـا: احمد مطلایی

دسته: عکس | نویسنده: سهند سلطاندوست | کد مطلب: 243-5 | لینک ثابت | |

به‌تازگی «رادیوی عمومی ملی» مشهور به NPR (به انگلیسی: National Public Radio) که برای شنوندگان داخل آمریکا پخش می‌گردد، نظرسنجی‌ای را بر روی سایت اینترنتی خود قرار داده و از کاربران خواسته پنج خواننده‌ی برتر تاریخ موسیقی جهان را از دید خود برگزینند. طبق گفته‌ی NPR نتایج این نظرسنجی عمومی در ژانویه‌ی سال ۲۰۱۰ (دی‌ماه ۸۸) اعلام می‌شود. در اوایل ماه اکتبر، NPR از کاربران خود خواسته بود تا نام خوانندگان محبوب خود را برای تشکیل فهرست اولیه‌ی بهترین خوانندگان دنیا به این سایت بفرستند که بیش از ۳۰۰۰ کامنت، ۳۵۰۰ ایمیل، ۱۲۰۰ پست فیس‌بوک و صدها تگ توییتر در همین ارتباط فرستاده شد و فهرست نهایی از میان نظرات مردم شکل گرفت.

صفحه‌ی اصلی نظرسنجی

اما آنچه بر جذابیت این نظرسنجی نزد ما ایرانیان می‌افزاید، حضور محمدرضا شجریان، استاد آواز ایران در میان نامزدهای این نظرسنجی‌ست. تا زمان نگارش این مطلب، نام ۱۲۶ خواننده در صفحه‌ی رأی‌گیری سایت NPR دیده می‌شد که علاوه بر محمدرضا شجریان، نام‌های آشنایی چون باب دیلن، لئونارد کوهن، الویس پرسلی، فرانک سیناترا، ادی پیاف، عالیم قاسم‌اف، نصرت فاتح‌علی‌خان و بسیاری دیگر نیز به چشم می‌خورد. نکته‌ی جالب آنکه برای معرفی محمدرضا شجریان در صفحه‌ی اصلی نظرسنجی به عبارت Mohammad Reza اکتفا شده؛ اما پس از کلیک بر روی عکس استاد، نام کامل نمایش داده می‌شود. همچنین قطعه‌ای کوتاه از آواز استاد به‌عنوان نمونه قرار داده شده است. کاربران به هنگام شرکت در این نظرسنجی می‌توانند لیست ۱۲۶نفره را بر اساس حروف الفبا، یا سال تولد و یا به‌صورت تصادفی مرتب کرده و سپس پنج خواننده‌ی محبوب خود را با کلیک بر روی عبارت My Top 5 انتخاب کنند.

اگر شما هم یکی از علاقه‌مندان صدای بی‌همتای استاد محمدرضا شجریان هستید، به این صفحه بروید و در نظرسنجی شرکت نمایید. همچنین این موضوع را با دوستان‌تان در میان بگذارید و از آنها بخواهید که در این نظرسنجی شرکت کنند. چنانچه از اینترنت Dial up استفاده می‌کنید، به هنگام بارگذاری صفحه‌ی نظرسنجی صبور باشید. در ضمن بین خودمان بماند؛ امکان شرکت چندباره در نظرسنجی هم وجود دارد که این می‌تواند ضعف جدی این سیستم نظرسنجی باشد.

دسته: خبر | نویسنده: سهند سلطاندوست | کد مطلب: 242-7 | لینک ثابت | |

طرح روی جلد: مریم قاسمی - تصویرسازی: سهند سلطاندوست

علی قمصری را با تلاش برای آفریدن گونه‌ای تجربه‌ی رنگ‌آمیزی‌شده و چندصدایی در موسیقی ایرانی و تجربه‌اش در موسیقی با کلام «نقش خیال» به یاد داریم. از سوی دیگر او را تارنوازی توانا، مرتبط با شیوه و آموخته‌ی کلاس درس حسین علیزاده، و تحت تأثیر او می‌دانند (هر چند که معلمان دیگری نیز داشته است). این آلبوم را باید اولین اثر کاملاً مختص تارنوازی منتشرشده‌ی قمصری دانست. بله، تارنوازی؛ چرا که نوازندگان دیگر، تأثیر کم‌رنگی در این اثر دارند.

قمصری پیش از این هم در متن آلبوم‌های دیگرش، بخش‌هایی را به تکنوازی تار اختصاص داده است (مانند «تکنوازی بیداد» در «سرو روان»)، بنابراین می‌توان برخی ویژگی‌های کارش را از آنها تا این آخرین آلبوم دنبال کرد. از سوی دیگر در «شور پریشانی» و به‌طور مشخص در قطعات «دست‌مستی» و «شور پریشانی» به همنوازی میکس‌شده‌ی دو تار می‌پردازد، پس کارش از منظر رنگ‌آمیزی و موفقیت در همنشین کردن تارها و بافت قابل بررسی است.

از نظر ماده‌ی موسیقایی، این اجرا نسبت به سرو روان نزدیکی بیشتری با یک اجرای استاندارد (توالی قطعات با متر آزاد و ضربی‌ها و ربطشان با گوشه‌ها) دارد. تمایل به نمایش توانایی‌های تکنیکی تارنوازی که پیش از این هم در نواخته‌های وی مشهود بود، در اینجا به‌روشنی خود را نشان می‌دهد. این تمایل تنها مختص قطعات ضربی نیست؛ بلکه در نواختن گوشه‌ها نیز روشن است. هر چند ته‌رنگ شیوه‌ی تارنوازی علیزاده در کار قمصری هنوز وجود دارد؛ اما میزان استفاده‌ی برخی از مشخصات آن به‌کلی شخصی و منحصر به نوازنده است. از جمله‌ی این ویژگی‌ها، خیزش متقارن شدت‌وری در میانه‌ی جملات موسیقی است که در شور پریشانی به‌طریقی گسترده به شکل ریزهایی سریع که در پایان راه به حداکثر شدت از لحاظ فشردگی و دینامیک می‌رسد و ساختار جملات را به انقیاد خویش درمی‌آورد، خودنمایی می‌کند. دامنه‌ی این گونه جمله‌بندیِ تحت تأثیر شدت‌وری مواج، حتی قطعات ضربی را نیز تحت تأثیر خود قرار داده و به اجرای دیگر تکنیک‌ها نیز تسری یافته است. میزان به‌کارگیری این خیزش‌ها شخصیت مستقل نوازندگی قمصری را در آلبوم اخیرش می‌سازد. شخصیتی که در آفریدن دایره‌ی واژگان تکنیکی جدید که در سطح استفاده و نوع به‌کارگیری آنها ظهور پیدا می‌کند. نوازندگی او که از لحاظ سرعت پنجه و بیش از آن مضراب نیز اثری در خور توجه بر شنونده باقی می‌گذارد، نکته‌ای نسبتاً تازه در خود دارد: برخی از نوازندگانی که تا این حد سریع می‌نوازند، صدادهی سازشان تغییر می‌کند و همچنین کمتر می‌توانند پیچیدگی و پُری بافت را نیز هم‌زمان نگه دارند. بیشتر اوقات از دید چنین نوازندگانی سرعت تنها در حرکات طولی سریع بر روی دسته‌ی ساز خلاصه شده است؛ در حالی‌که قمصری علاوه بر این موفق می‌شود در حرکت‌های طولی بسیار سریع تغییرات رنگ، کنده‌کاری و تکیه‌ها و افزایش فشردگی بافت را با مهار بر بازه‌ی شدت‌وری، در هم تنیده و ساختمانی پُرچین و شکن را فراهم کرده و همین‌طور لحن صدای تارش را نیز نزدیک به صدادهی ساز نوازندگان قدیمی نگه‌دارد.

به غیر از تکنوازی‌ها، دو قطعه‌ی همنوازی نیز در آلبوم منتشر شده است. در همنوازی‌ها او تا کنون به‌کارگیری مجموعه‌ای از تجربه‌های پیشین همنوازی در موسیقی ایرانی را دیده‌ایم؛ در گستره‌ای از شباهت‌های بی‌پرده‌ی «مقدمه‌ی نوا» از نقش خیال با «نی‌نوا» تا نزدیکی‌های پوشیده‌ی رنگ‌آمیزی «پیش‌درآمد» آلبوم سرو روان با مقدمه‌ی «بوی نوروز». البته چنان‌که اشاره شد او بیشتر این‌ها را با شدتی بیش از آهنگسازان اصلی‌شان به‌کار می‌گیرد. در همنوازی‌های این آلبوم نیز او همین راه را برگزیده است. همنوازی دو تار که قلب هر دوی این قطعات را تشکیل می‌دهد، ریشه‌شان به تفکری می‌رسد که یکی از اولین نمونه‌های آن در «شورانگیز» حسین علیزاده نهفته است. همنوازی با استفاده از تمهیدات روال‌های خطی خود موسیقی ایرانی به‌نحوی که دو خط موازی (یا حتی یکسان) از طریق تزیین و تکمیل و گاه جدا شدن از یکدیگر ساختار همنوازی را شکل می‌دهد. قمصری علاوه بر به‌کارگیری این تجربه‌ها، موفق شده موضوع را قدری تکمیل کند؛ ملودی‌های موازی دو تار در لحظاتی از طریق جابه‌جایی شدت‌ها و در لحظاتی دیگر با واقع شدن در سکوت‌های ملودی دیگر (با استفاده از خلاءهای بافت) استقلال بیشتری به هر یک از خط‌ها می‌بخشد. به‌علاوه او گاه ملودی‌ها را به‌کلی از یکدیگر جدا می‌کند و دوباره از طریق یک نغمه‌ی واحد به هم می‌رساند. مانند تصور ذهنی دو خط که بر هم منطبق باشند و موقتاً از هم جدا شده و دوباره بر یکدیگر منطبق شوند.

اما مطابق روال معمول، شور پریشانی ایرادهایی هم دارد. از همه مهم‌تر اینکه شاید انباشته شدن آن همه جلوه‌های فنی در یک اثر جای کمتری برای پرداختن به ماده‌ی موسیقایی و خود موسیقی باقی گذاشته است. دیگر اینکه همنوازی ساز کوبه‌ای همراه قطعات ضربی نیز چیزی از توانایی‌های نوازنده‌ی تار با خود ندارد و بیشتر اوقات به‌جای آنکه چیزی بر قطعه بیفزاید، آن را می‌آشوبد. و آخر آنکه در نوشته‌ی دفترچه‌ی سی‌دی، بی‌دقتی‌هایی که در خور چنین موسیقی‌ای نیست، راه یافته؛ «ساختار ملودی‌های اثر، بسامدهای دینامیک آن، بهره‌مندی از ریتم‌های ایقاعی و غیرمتداول و نیز استفاده از تکنیک‌های بدیع و موجود در مکاتب نوین تارنوازی همراه با لحن و چاشنی مکاتب قدیمی، ابزار اصلی توصیف در این آلبوم هستند.» جدا از به‌کارگیری ترکیب نامأنوس «ریتم‌های ایقاعی» به‌جای «ادوار ایقاعی» و با نادیده انگاشتن اینکه به درست یا نادرست این اصطلاح موسیقی قدیم امروزه چه کاربردی یافته است، معلوم نیست چه چیزی در یک آلبوم مطلقاً سازی توصیف شده که اینها ابزارش است. افزون بر این، در بخش معرفی نوازندگان هم با اصطلاحاتی مانند «مدرسه‌ی عالی دانشگاه موسیقی» مواجه می‌شویم که برای کاری تا این حد جدی و ناشر پرسابقه‌ی آن (ماهور) نقص به حساب می‌آید.

قطعه‌ی نمونه
ضربی شوشتری

| صفحه‌ی دانلود |
حجم فایل: ۲.۲۶ مگابایت
کیفیت: ۱۲۸ کیلوبیت بر ثانیه

نویسنده: آروین صداقت‌کیش

منبع: مجله‌ی موسیقی «فرهنگ و آهنگ»، شماره‌ی ۲۷، آبان ۱۳۸۸

دسته: نقد و بررسی | نویسنده: سهند سلطاندوست | کد مطلب: 241-2 | لینک ثابت | |

آنچه در زیر می‌خوانید یادداشت کوتاهی است که هنرمند گرامی، جناب آقای جعفر مرزوقی (برزین آذرمهر) برای این وبلاگ ارسال کرده‌اند. البته میان ارسال این نامه توسط ایشان و انتشار آن در وبلاگ فاصله‌ی زمانی قابل توجهی ایجاد گردید که به این وسیله صمیمانه از ایشان عذرخواهی می‌کنم. در حقیقت مدیریت وبلاگ در این مدت به دنبال آن بود که به‌طریقی، از صحت و سقم این موضوع اطلاع کسب کند و سپس این نامه را منتشر کند. لازم به توضیح است که موضوع این نامه، شعر «رزم مشترک» است که تا مدت‌ها «برزین آذرمهر» را به‌عنوان شاعر آن می‌شناختیم؛ اما این اواخر، یکی از نشریات ضمن مصاحبه‌ای با استادِ زنده‌یاد، پرویز مشکاتیان، ایشان را به‌عنوان شاعر اثر معرفی کرد. در نهایت وبلاگ دوست‌داران همایون شجریان، بدون تأیید یا تکذیب مطالب زیر، تنها به نقل مطلب پرداخته و قضاوت یا تحقیق بیشتر را در این زمینه به خوانندگان عزیز وامی‌نهد.

شعر «رزم مشترک» (همراه شو رفیق) از جمله شعرهای مجموعه‌ی «بپا خیز ایران من» سروده‌ی برزین آذرمهر (جعفر مرزوقی) است که نخستین بار در سال ۱۳۵۵ به همت انتشارات «ارانی» در خارج از کشور، و بعدها، در سال ۱۳۵۸ توسط «نشر صلح» به سرپرستی آقای ناصر مؤذن در ایران منتشر گردید. این شعر همان زمان‌ها ـ البته بی آن‌که من در جریان آن قرار بگیرم ـ به ابتکار هنرمند چیره‌دست، پرویز مشکاتیان و با هنرمندی استاد شجریان به‌صورت سرود رزمی درآمد و امروز شاهد اجراهای دیگری نیز از آن هستیم. علاوه بر آن، شعر «محبوب من وطن» با آواز شهرام ناظری و شعر دیگری نیز از همین مجموعه، آن‌گونه که در سایت رسمی زنده‌یاد مشکاتیان آمده است، برای تنظم آهنگ «پیروزی» مورد استفاده‌ی استاد قرار گرفته است.

از آنجا که شعر «رزم مشترک» و اساساً خود مجموعه‌ی «بپا خیز ایران من» تا مدت‌ها به شاعر پرآوازه‌ی ما، سیاوش کسرایی نسبت داده می‌شد و حتی اینجا و آنجا به نام او به چاپ هم رسید، بنا به توصیه‌ی برخی دوستان، بهتر دیدم یادداشت کوتاهی همراه این شعر کنم و بدین ترتیب بکوشم تا شاید به این توهم سرسخت، ریشه‌دار و حتی گاه آزاردهنده که هنوز که هنوز است پایداری نشان می‌دهد، پایان بدهم.

به‌گمان من شما هم همچون من، بر این باورید که به هیچ وجه گوارا نیست که شاعر اثری، هر بارخود را در وضعیتی بیابد که مجبور باشد دلیل و مدرک بیاورد تا ثابت کند شعری که خود او سروده، متعلق به دیگری نیست و تازه همیشه موفق هم نباشد! بی‌شک شما بهتر از من می دانید که درافتادن با توهمی که بر اثر نفوذ برخی از رسانه‌های گروهی جا باز کرده و گسترش یافته، کار چندان ساده‌ای نیست؛ مگر آن‌که با سلاح برابر به جنگ آن رفت. دلیل رویکرد من به شما این است.

در ضمن به آنهایی که شک و یقین‌شان در این مورد، نیرومندتر از آن است که آماده‌ی پذیرش چیزی غیر آن باشند، پیشنهاد می‌کنم دست کم به فهرست مجموعه شعرهای زنده‌یاد سیاوش کسرایی، از انتشارات «نشر کتاب نادر»، سال ۱۳۸۴، مراجعه کنند و اگر در آن، اثری از مجموعه‌ی شعر «بپا خیز ایران من» و یا شعرهایی که از این مجموعه به آن شاعر پرآوازه نسبت داده می‌شود، یافتند؛ بر باور خود اصرار ورزند!

با احترام و سپاس
جعفر مرزوقی (برزین آذرمهر)

دسته: نامه‌ی وارده | نویسنده: سهند سلطاندوست | کد مطلب: 240-6 | لینک ثابت | |

عکس: حمید آشوب/ خبرگزاری ایلنا

استاد محمدرضا شجریان جمعه‌شب گذشته در جریان برگزاری مراسم بهره‌برداری از موزه‌ی موسیقی ایران ضمن شرح انگیزه‌ی خود در خصوص ساخت سازهای ابداعی، با تجلیل از استاد ابراهیم قنبری‌مهر گفت: «امروز نمی‌دانم بگویم چه جسارتی است که سازهای من در کنار سازهای استاد قنبری‌مهر قرار می‌گیرد. اعتقاد دارم این کار مانند ترقه در کردن نزد توپچی است و لازم می‌دانم تا همین جا عذرخواهی کنم و دست استاد قنبری‌مهر را ببوسم.»

استاد آواز ایران این‌چنین ادامه می‌دهد: «بد نیست موضوعی را در مورد منش و بزرگواری استاد ابراهیم قنبری‌مهر خدمت شما عزیزان عرض کنم. من افتخار این را داشتم که مدتی را در خدمت ایشان شاگردی کنم و استاد، چراغی را به‌واسطه‌ی بزرگواری‌شان در دل من روشن کردند تا توشه‌ی راهم باشد. اما ماجرایی را که برای شما تعریف می‌کنم مربوط به سال ۶۵، ۶۴ می‌شود که من خدمت استاد قنبری‌مهر عرض کردم اگر اجازه بدهید من در کارگاه شما بتوانم چیزی از شما بیاموزم. پرسیدند چه می‌کنید؟ گفتم کارگاه کوچکی دارم و کارهایی هم انجام می‌دهم. استاد گفت خوب من به کارگاه خود شما می‌آیم و به شما آموزش می‌دهم. گفتم من جسارت نمی‌کنم؛ ولی اگر خودتان می‌فرمایید حرفی نیست. آن زمان منزل من در فلکه‌ی چهارم تهرانپارس قرار داشت و منزل استاد قنبری‌مهر میدان پاستور بود. گفتم استاد پس هر وقت امر کنید من می‌آیم دنبال شما. گفت نه، شما خانه باشید. گفتم پس اجازه بدهید کسی را دنبال شما بفرستم یا حداقل برایتان تاکسی بگیرم؛ اما باز هم قبول نکرد. گفتم پس اجازه بدهید من کاری انجام بدهم. گفت نه، شما فقط آدرس را به من بدهید، من خودم با اتوبوس می‌آیم. اتوبوس آن زمان تا فلکه‌ی چهارم تهرانپارس می‌آمد. گفتم پس حداقل اجازه بدهید با ماشین تا فلکه‌ی چهارم دنبال شما بیایم؛ اما باز هم قبول نکرد. من هیچ‌وقت بزرگواری این مرد را فراموش نخواهم کرد. ایشان همیشه پنج دقیقه مانده به ساعت هشت زنگ منزل ما را می‌زد و وارد می‌شد. فرزند استاد دادبه هم می‌آمد. تا ساعت ۱۱ که چایی می‌خوردیم و استراحتی می‌کردیم اجازه‌ی پذیرایی کردن را نمی‌دادند. بعد خودشان هم سیگاری می‌کشیدند و دوباره تا ساعت یک ادامه می‌دادیم و بعد هم ناهاری می‌خوردیم. بعد هرچه می‌گفتم استاد اجازه بدهید شما را برسانم قبول نمی‌کرد و می‌رفت. به این شکل من مدتی را مزاحم این مرد بزرگ بودم و افتخار داشتم که از محضرش چیزی یاد بگیرم.»

شجریان می‌گوید: «ساخت این سازها فقط به‌خاطر این است که کاری در زمینه‌ی موسیقی انجام داده باشیم و اصلاً هدف خودنمایی نیست. در واقع من وقتی دیدم هیچ سازسازی، ساز جدیدی نمی‌سازد، تصمیم گرفتم که دست به کار شوم تا سازسازها را سر لج بیاورم و بگویند شجریان که خواننده است چرا دست به سازسازی می‌زند؟ من شروع کردم تا آنها نیز شروع کنند. امروز هم باید تشکر کنم از همه‌ی کسانی که باعث شدند تا این موزه درست شود. چندین سال است که بسیاری در تکاپو بودند تا این بخش از فرهنگ ما به یادگار بماند. مجموعه‌ای از فرهنگ ایرانی شکل بگیرد و آیندگان بتوانند آن را آبیاری کنند. فكر می‌كنم افتتاح اين موزه قدم بسيار خوبی است و مردم علاقه‌‌مند هم با استقبال خود به ارتقاء موزه كمک خواهند كرد. اگر مسئولان به علاقه‌ی مردم و هنرمندان توجه كنند و با ما در زمينه‌ی بسط و گسترش اين موزه همكاری كنند‌، قطعاً موزه‌ای بسيار خوب خواهد بود و من مثل هميشه اميدوارم.»

منبع: خبرگزاری مهر


گزارش تصویری از مراسم بازگشایی موزه‌ی موسیقی
بخش اول | بخش دوم

دسته: گفت‌وگو | نویسنده: سهند سلطاندوست | کد مطلب: 239-4 | لینک ثابت | |

ماکت تندیس زنده‌یاد استاد پرویز مشکاتیان/ عکس: خبرگزاری فارس

عشق در دل ماند و یار از دست رفت

چهل روز گذشته است از آن نابه‌هنگام حادثه، آن تقدیر جان‌سوز... چهل روز از کوچ «سرو آزاد» هنر موسیقی ایرانی گذشته است. پنج‌شنبه ظهر که قدم به دیار نیشابور گذاشتم، از عمق جان به آب و خاک و مردمانی چنین هنرپرور افتخار کردم. نیشابوریان در گرامی‌داشت مشکاتیان عزیز سنگ تمام گذاشته بودند. «بیدادگر دستان» اینک آرام و صبور در میدانی نزدیکی مزار عطار و خیام آرمیده بود؛ اما سیل مشتاقان با شوری عجیب و غم مانایی در دل به سمت آرامگاهش قدم برمی‌داشتند. گویی با وجود گذشت چهل روز، هنوز هم کسی پرواز پرویز را باور نکرده است. با وجود عدم اطلاع‌رسانی، مردم از نقاط دور و نزدیک خود را رسانده بودند. جمعیت دریایی بود و من هم قطره‌ای از این دریا...

ساعت سه بعد از ظهر، همگان منتظر، یار غار مشکاتیان در راه است. از بلندگو نوای جاودانش بلند بود: «روز وصل دوست‌داران یاد باد / یاد باد آن روزگاران یاد باد» نگاه‌ها خیره بود به تابلوی منقوش به چهره‌ی مشکاتیان، با خطی سبزرنگ به این مضمون: «در چله‌نشینی پیوستن پرویز مشکاتیان، هنرمند جاوید موسیقی ایران به آستان جانان، حضور چشم ملت ایران، استاد محمدرضا شجریان را گرامی می‌داریم.» و نیک می‌دانید حضور شجریان نازنین، فرزند برومند خراسان در میان هم‌دیارانش چه غنیمت شیرینی‌ست. استاد شجریان به‌همراه فرزند خلفش، همایون، وارد محوطه شدند.

«سینه مالامال دردست ای دریغا مرهمی / دل ز تنهایی به‌جان آمد خدا را همدمی» ... بغضم شکفت و از دیدار «خسرو خوبان» در کنار مزار هم‌قطارش، مشکاتیان، اشک ریختم. خانواده‌ی مشکاتیان و شجریان حضور پررنگی داشتند. علاوه بر آوا و آیین که در چهره‌ی هر دویشان صبر و آرامی مشکاتیانی، نمایان بود؛ مادر پرویز مشکاتیان، خواهران و خواهرزاده‌هایش، برادر و برادرزاده‌اش و همچنین افسانه و مژگان شجریان و خواهر استاد شجریان و در نهایت فرخنده گل‌افشان نیز با بغضی که گاه به گاه می‌شکفت در جایگاه مخصوص نشسته بودند. کیوان ساکت، علیرضا جواهری، آرش حیدریان و تعداد کثیری از موسیقی‌دانان و هنرمندان خراسانی نیز آمده بودند.

ادامه‌ی گزارش، متن سخنان استاد شجریان و فایل صوتی آواز همایون شجریان در ادامه‌ی مطلب

دسته: گزارش | نویسنده: سهند سلطاندوست | کد مطلب: 238-14 | لینک ثابت | |

تصویرسازی: سهند سلطاندوست

موسیقی متن فیلـم سینمایی شهرآشوب
برنده‌ی جایزه‌ی سیمرغ بلورین بهترین موسیقی متن
از بیست و چهارمین جشنواره‌ی بین‌المللی فیلم فجــر

آهنگ: محمدرضا درویشی
آواز: همایون شجریان

توضیح: هنرمند گرامی، خانم نگار بوبان، نوازنده‌ی عود گروه عبدالقادر مراغه‌ای در پیغامی برای وبلاگ نوشته‌اند که قطعات موسیقی متن فيلم «شهرآشوب» را نوازندگان ديگری (غير از كسانی كه در ضبط آلبوم آثار عبدالقادر مراغه‌ای همكاری كردند) نواخته‌اند و تنها فرد مشترک در گروه نوازندگان جناب آقای آرش شهرياری (نوازنده‌ی تنبور) است. ضمن عرض پوزش بابت این اشتباه، بدین وسیله اصلاح می‌گردد.

برای مشاهده‌ی مشخصات آهنگ‌ها و دانلود آنها به ادامه‌ی مطلب بروید...

دسته: دانلود | نویسنده: سهند سلطاندوست | کد مطلب: 237-1 | لینک ثابت | |

عکس: سایت شخصی سیامک آقایی

پرویز مشکاتیان در یک کلام هنرمندی است که از طریق ابزار موسیقی سنتی و دستگاهی ایران، به جرئت دارای بیشترین میزان ارتباط مردمی در میان هنرمندان هم‌عصر خویش است. مهر و عشقی که آثار مشکاتیان (به‌ویژه تصنیف‌های دهه‌ی ۶۰) در دل مخاطبان موسیقی سنتی – مردمی ایران به‌جا می‌گذارد، حاصل همین خصیصه‌ی یکتای «عامل ارتباطی» است. عاملی که اغراق نیست اگر بگوییم سبب آشتی خیل عظیم دورماندگان از قافله‌ی موسیقی سنتی با این مقوله بوده است.

تفاوت بارز او با سایر هنرمندان هم‌دوره‌اش در همین حجم ارتباط مردمی نهفته، در هنر و بینش او نسبت به سنت موسیقی ایران است که به مخاطب و شنونده‌اش، نگاه دیگری دارد. مشکاتیان به شنونده‌اش اعتباری می‌بخشد که به قصد عام‌پسند شدن یا مورد توجه بیشتر قرار گرفتن نیست؛ بلکه از بینشی حاصل شده که هنر را از آن مردم و توده‌ها می‌داند، نه صرفاً در دستان آگاهان و هنرشناسان. شاید بتوان گفت او در میانه‌ی راه خاص و عام ایستاده است و هنرش سعی در ایجاد پلی بین این دو دارد. می‌دانیم که این امر اگرچه شاید در ظاهر ساده به‌نظر برسد، اما به هیچ وجه کار آسانی نیست و پرویز مشکاتیان در این مورد یکی از بهترین‌هاست؛ چرا که مؤلفه‌هایی از هر دو را در کار خود نهفته دارد. به این معنی که هنر مشکاتیان از یک سو، سر در اعماق موسیقی دستگاهی، ریزه‌کاری‌ها، ظرایف و پیچیدگی‌های آن دارد و از سوی دیگر در اقیانوس گسترده‌ی «سلیقه ایرانی» غوطه‌ور است.

شکی نیست که بحث و بررسی درباره‌ی «پدیده مشکاتیان» در این مقال نمی‌گنجد و صرف برشمردن فهرست‌وار ویژگی‌ها، آثار و تأثیرات، بینش فرهنگی و... او نیازمند کار تحقیقاتی حجیم و اصطلاحاً «پژوهشکده‌ای» است. هنرمندی که چنین تأثیر شگرفی بر نسل خود و موسیقی معاصر داشته و از چنین خلاقیتی برخوردار بوده، قطعاً باید در پژوهشی گسترده و با حضور متخصصین رشته‌های گوناگون موسیقی و جامعه‌شناسی نقد و بررسی شود. بنابراین در این مجال کوتاه صرفاً به ذکر پاره‌ای از مشخصات و ویژگی‌های هنر استاد (در حد بضاعت محدود نگارنده) بسنده می‌کنیم. اما پیش از آن باید به این نکته اشاره کرد که آنچه در اینجا از ویژگی‌های موسیقایی مشکاتیان با دیگر اساتید (از جمله محمدرضا لطفی، حسین علیزاده و...) مقایسه می‌شود، ارزش‌گذاری این بزرگان و هنرشان نیست و فقط به منظور برجسته کردن این تفاوت‌ها در ذهن کسانی است که آثار این اساتید را محفوظ دارند.

بدون شک مهم‌ترین وجه مشخصه‌ی پرویز مشکاتیان سبک سنتورنوازی اوست. او (طبق اذعان هم‌نسلانش و دیگر نوازندگان سنتور) در سنتورنوازی تا حدودی تحت تأثیر محمد حیدری و داریوش صفوت بوده که خوشبختانه پس از طی سال‌های اولیه‌ی فراگیری ساز، کم‌کم به شیوه‌ی شخصی دست می‌یابد؛ به‌طوری که در همان دوران جوانی بهترین نوازندگی‌های خود را انجام می‌دهد و از آن مهم‌تر اینکه صدای سازش، شخصیت و رنگ و بوی مستقل خود را دارد که صرفاً تقلید قدما نیست.

در یک نگاه کلی در موسیقی ایران، مقام «استادی» به کسی اعطا می‌شود که اصولاً لحن و لهجه‌ی متفاوتی در بیان خود داشته باشد. چنین هنرمندی را می‌توان یک «هنرمند مؤلف» دانست. در غیر این‌صورت هنرمند، «جانشین» یا «مقلد» خوانده می‌شود. این یکی از پیچیده‌ترین مراحل سلوک در موسیقی ایرانی است که نه آموختنی است و نه یاددادنی. [ادامه‌ی مطلب...]

دسته: مقاله | نویسنده: سهند سلطاندوست | کد مطلب: 236-9 | لینک ثابت | |

همایون شجریان این روزها با همکاری مجید درخشانی مشغول کار بر روی اثری با استفاده از تمامی سازهای ابداعی محمدرضا شجریان است.

مجید درخشانی می‌گوید: «این فکر به ذهنم خطور کرده بود که اثری را با استفاده از تمامی سازهای استاد شجریان بسازم و از رنگ‌آمیزی و تنوع صدایی این سازهای جدید استفاده کنم که بالاخره پس از صحبت‌هایی که صورت گرفت قرار شد همایون این کار را بخواند. ما به‌طور تجربی شروع به ضبط این کار کردیم و در آن از تمامی سازهای زهی استاد مانند صراحی، صراحی باس، صراحی سوپرانو، کرشمه، صبوح، ساغر و بم‌ساز (تندر) بهره گرفتیم. تا کنون نیمی از این اثر ضبط شده است که به محض اتمام مراحل تولید آن راهی بازار خواهد شد.»

گفتنی‌ست بخشی از این قطعه در مراسم جشن ثبت جهانی ردیف‌های موسیقی ایرانی در خانه‌ی موسیقی برای حاضران پخش شد.


صراحی آلتو                 صراحی باس                بم‌ساز (تندر)

منبع: خبرگزاری مهر +

دسته: خبر | نویسنده: سهند سلطاندوست | کد مطلب: 235-7 | لینک ثابت | |

کنسرت استاد محمدرضا شجریان و گروه شهناز به سرپرستی مجید درخشانی، چهارم مهرماه در شهر آمستردام هلند برگزار شد. گزارش تصویری این اجرا آماده شده که می‌توانید آن را در «تماشاخانه» وبلاگ ببینید. از این پس در «تماشاخانه» وبلاگ دوست‌داران همایون شجریان، عکس‌های مربوط به کنسرت‌ها، نشست‌ها و دیگر رخدادهای موسیقایی قرار می‌گیرد. توضیحات بیشتر در مورد چگونگی دریافت عکس‌ها را در بخش کناری تماشاخانه بخوانید.

همچنین شما می‌توانید عکس‌های جالب‌تان را در زمینه‌ی موسیقی به پیوست پست الکترونیکی به آدرس زیر ارسال نمایید تا با نام شما در تماشاخانه قرار گیرد:

آدرس پست الکترونیکی تماشاخانه


| گزارش تصویری |
عکس‌ها: بهروز نوبخت

دسته: عکس | نویسنده: سهند سلطاندوست | کد مطلب: 234-5 | لینک ثابت | |