تبليغاتX
همایون شجریان
 

استاد محمدرضا شجریان به همراه گروه آوا در ونکوور کانادا - عکس: ‌UPI - Heinz Ruckemann

برای مشاهده‌ی سایر عکس‌ها، به «ادامه‌ی مطلب» مراجعه فرمایید.
منبع تمامی عکس‌های این گزارش تصویری UPI - United Press International است.


ادامه‌ی مطلب

این مطلب را به «بالاترین» بفرستید | این مطلب را به «دنباله» بفرستید | این مطلب را به «Del.icio.us» بفرستید | این مطلب را به «Digg» بفرستید | دسته: عکس | لینک ثابت |
:: نوشته شده در جمعه بیست و هفتم اردیبهشت 1387ساعت 15:35  توسط سهند سلطاندوست

استاد شجریان و مجید درخشانی/ عکس: خبرگزاری مهرکنسرت گروه «شهناز» به‌خوانندگی استاد «محمدرضا شجریان» تابستان امسال در تالار بزرگ کشور برگزار می‌شود. در این کنسرت، گروه شهناز که قبلاً به‌نام «رودکی» فعالیت داشت، استاد شجریان را در اجرای قطعاتی در دستگاه همایون و با اشعاری از مولانا، حافظ و سعدی همراهی خواهد کرد.

«مجید درخشانی» سرپرست گروه شهناز، پیشتر از انتشار نخستین آلبوم این گروه با صدای شجریان خبر داده بود که آواز این آلبوم را استاد شجریان قبل از سفر به آمریکا و کانادا خوانده است. در این اثر پیش‌درآمد همایون، «زنگ شتر»، چهارمضراب «بیداد»، تصنیف «ما ز یاران چشم یاری داشتیم» از ساخته‌های استاد شجریان و همچنین تنظیم جدید بر قطعه‌ی «باد صبا» از آثار «حسام‌السلطنه» ضبط شده است که هم‌زمان با اجرای کنسرت در تهران ارائه می‌شود.

لازم به ذکر است که «سینا جهان‌آبادی» نوازنده‌ی کمانچه، «شاهو عندلیبی» نی، «حامد افشاری» قیچک باس، «مهرداد ناصحی» قیچک آلتو، «کاوه معتمدیان» کمانچه، «رادمان توکلی» تار، «رامین صفایی» سنتور، «حمید قنبری» تنبک، «حسین رضایی‌نیا» دف، «محمدرضا ابراهیمی» عود، «مژگان شجریان» سه‌تار و «عمیدی» بم‌تار و رباب اعضای گروه موسیقی شهناز هستند.

منبع: خبرگزاری مهر [رجوع به منبع...]


این مطلب را به «بالاترین» بفرستید | این مطلب را به «دنباله» بفرستید | این مطلب را به «Del.icio.us» بفرستید | این مطلب را به «Digg» بفرستید | دسته: خــبــر | لینک ثابت |
:: نوشته شده در جمعه بیستم اردیبهشت 1387ساعت 14:20  توسط سهند سلطاندوست

بر دوست‌داران، دوستان و نزدیکان استاد محمدرضا شجریان پوشیده نیست که «فوتبال» از اوان دوران نوجوانی، یکی از علایق جانبی ایشان را تشکیل می‌داده است. دو بار حضور استاد در استادیوم آزادی برای تماشای مسابقه‌ی فوتبال، نظری به زندگی‌نامه‌ی پربار ایشان و همچنین عکس‌هایی که با لباس ورزشی از شجریان موجود است ؛ همه و همه شاهدی بر این مدعاست.

نخستین بار، ۱۸ مهر ۱۳۸۳، روز دیدار دوستانه‌ی تیم ملی ایران با آلمان بود که استاد شجریان پا به استادیوم آزادی گذاشت. مسابقه‌ای که پیش از برگزاری جام جهانی ٢٠٠۶ و به‌یاد مردم زلزله‌زده‌ی بم و به‌نفع آنها برگزار شد و حاصل آن برتری ٢ بر صفر تیم ملی آلمان بود. استاد شجریان در آن مسابقه، کاملاً بی‌سروصدا در جایگاه ویژه‌ی خبرنگاران حاضر شد و به تماشای بازی نشست. گویا هر جا که نامی از بم و کمک به اهالی دردمندش به‌میان می‌آید، استاد آواز ایران هم حضور دارد.

خبرگزاری مهر درباره‌ی اولین حضور استاد در استادیوم آزادی چنین نوشته بود:
درحالی‌که تمامی حاضران در ورزشگاه محو تماشای بازی ایران و آلمان شده بودند، مردی با کلاهی آبی بر سر و لبانی خندان وارد جایگاه ویژه‌ی خبرنگاران ایرانی و آلمانی شد و بر روی یکی از صندلی‌ها آرام گرفت. نگاه‌ها به او بسیار زیاد بود ؛ اما کسی باور نمی‌کرد محمدرضا شجریان هم در ورزشگاه حاضر شده باشد و بازی ایران و آلمان را از نزدیک تماشا کند...

استاد شجریان و همایون در جوار توپ و زمین فوتبال! سعید فرجپوری، محمد فیروزی و پژمان طاهری هم در عکس دیده می‌شوند.استاد آواز ایران پس از این بازی در مصاحبه با خبرگزاری‌ها، با بیان اینکه در دوران جوانی فوتبالیست بوده و علاقه‌ی زیادی به این رشته دارد، گفته بود: «بازیکنان ایران در این دیدار فوتبال خوبی را به نمایش گذاشتند و به‌نظر من، پیروزی حق مسلم آنها بود ؛ اما نتوانستند ازموقعیت‌های به‌دست آمده استفاده کنند.» حق با استاد بود. تیم ما در آن بازی ـ به‌ویژه در نیمه‌ی نخست ـ بسیار فراتر از حد انتظار ظاهر شد و با وجود ارائه‌ی بازی شجاعانه و «بین‌المللی» مغلوب حریف پرقدرت اروپایی شد.

دومین بار اما در جریان یک بازی دوستانه‌ی دیگر بود که استاد شجریان به‌همراه کوچکترین فرزندش، رایان به استادیوم آزادی رفت تا شاهد دیدار پرسپولیس تهران و بایرن مونیخ آلمان باشد. یک بازی جالب که در روزی سرد و زمستانی (۲۳/۱۰/۸۴) برگزار شد و حاصل آن پیروزی ١-٢ باشگاه مونیخی بود.

در پایان این بازی، داود عابدی، خبرنگار ورزشی شبکه‌ی خبر سیما، استاد را به‌هنگام خروج از ورزشگاه شکار کرد! عابدی که لحن و سبک گزارش‌های ورزشی‌اش منحصر به‌فرد و با چاشنی هیجان مصنوعی و زورکی (!) همراه است، توانست پس از چیزی قریب ١٠ سال، از طرف صدا و سیما با استاد آواز ایران گفت‌وگو کند. این مصاحبه که برای علاقه‌مندان استاد شجریان تا حدی شگفت‌آور بود، دو سه مرتبه از بخش‌های مختلف خبر ورزشی سیما پخش شد. استاد می‌گوید به‌خاطر بایرن مونیخ و به‌خاطر علاقه‌ی رایان آمده تا بازی را ببیند. همچنین از تماشای مسابقه و پیشرفت فوتبال ایران هم ابراز رضایت می‌کند.

مرتبه‌ی دیگری که نام شجریان در حول و حوش فوتبال شنیده شد، قضیه‌ی ساخت سرود ویژه‌ی ایران برای جام جهانی ٢٠٠۶ آلمان بود. قضیه از این قرار بود که هر یک از سی‌ودو کشور حاضر در مسابقات، سرودی را از طرف فدراسیون‌شان به فیفا تحویل می‌دادند تا در قالب یک سی‌دیِ معرفی موسیقی کشورهای راه‌یافته به جام جهانی استفاده شود. در هیاهوی پیش از شروع جام جهانی، جار و جنجال‌های زیادی پیرامون این مسئله مطرح شد و هر روز از خوانندگان آشنا و ناآشنای گوناگونی نام می‌بردند ؛ تا اینکه استاد شجریان به‌عنوان گزینه‌ی اول فدراسیون و معاونت فرهنگی آن برگزیده شد. هر چند عاقبت‌الامر این اتفاق نیفتاد و همان‌گونه که پیش‌بینی می‌شد، شجریان حاضر به همکاری با یک کارفرمای دولتی آن هم از نوع فوتبالی نشد.

همایون شجریان، نیز در مصاحبه‌های خود از علاقه‌اش به فوتبال صحبت کرده و نیز در گفت‌وگویی که چند سال پیش با مجله‌ی «موسیقی قرن ۲۱» انجام داد، عنوان کرده بود که در اوقات فراغت به بازی فوتبال می‌پردازد. درست مانند پدر که در ایام تحصیل در مدرسه، عضو تیم فوتبال دبیرستان‌های مشهد بود. شنیده‌ام که همایون، فوتبال را بسیار خوب و حرفه‌ای بازی می‌کند و طرفدار تیم رئال مادرید اسپانیاست.

رایان شجریان هم گویا بیشتر از همه‌ی شجریان‌ها به فوتبال علاقه‌مند است. تا آنجا که در جواب سؤال داود عابدی که پرسیده «دوست داری فوتبالیست بشوی یا هنرمند؟» اولی را انتخاب کرده بود! هر چند رایان آن موقع کمتر از ۱۰ سال داشت و حالا ممکن است وضعیتش کمی فرق کرده باشد.

در این پست می‌توانید فایل ویدیویی مصاحبه با استاد شجریان و رایان را دانلود کنید...


| دانــلــود |

حجم فایل: ۱.۹۲ مگابایت
مدت زمان: ۳۷ ثانیه

در همین زمینه...

وقتی همایون شجریان گل می‌زند - وبلاگ موسیقی ما


این مطلب را به «بالاترین» بفرستید | این مطلب را به «دنباله» بفرستید | این مطلب را به «Del.icio.us» بفرستید | این مطلب را به «Digg» بفرستید | دسته: کلیپ‌های تصویری | لینک ثابت |
:: نوشته شده در چهارشنبه هجدهم اردیبهشت 1387ساعت 15:0  توسط سهند سلطاندوست

حسین علیزاده و پژمان حدادی | عکس: سایت شرکت هرمس

نشر موسیقی هرمس، آلبوم «آن و آن» اثر مشترک استاد حسین علیزاده و پژمان حدادی را به‌زودی منتشر خواهد کرد. این آلبوم شامل دونوازی سه‌تار حسین علیزاده و تنبک پژمان حدادی در کنسرت سال گذشته‌ی این دو هنرمند در آمریکاست.

«آن و آن» شامل دو بخش است که یکی در آواز دشتی و دیگری در آواز اصفهان اجرا شده و به‌گفته‌ی رامین صدیقی، مدیر نشر هرمس تا اواخر اردیبهشت‌ماه ٨۷ روانه‌ی بازار موسیقی خواهد شد. وی همچنین به خبرگزاری فارس گفته: «ما برای سال جديد انتشار ۶ كار را در برنامه داريم كه اولين اثر «آن و آن» عليزاده و حدادی است و به‌دنبال آن آلبوم‌هايی چون «همراه با باد» از پيمان يزدانيان، «رهايی در آب» از بابک شريفی و پژمان حدادی كه دونوازی ديوان و تنبک است را منتشر خواهيم كرد. همچنين آلبوم «نفس» مجيد خلج و تک‌نوازی‌های آنكيدو دارَش را نيز در دست انتشار داريم.»

نام آلبوم «آن و آن» به انگلیسی "Monad" ترجمه شده که به‌معنی ذره‌ی نخستین یا «جوهر الهی» می‌باشد.

از حسین علیزاده آثار «دونوازی با تنبک» بسیاری موجود است. آثاری که با همکاری زنده‌یاد داریوش زرگری، مجید خلج و محمد قوی‌حلم خلق کرده و اینک دونوازی این استاد برجسته را با یکی از بهترین تنبک‌نوازان نسل جدید می‌شنویم.

جلد آلبوم «آن و آن»در این پست می‌توانید گوشه‌هایی از این آلبوم در دست انتشار را، در دو کیفیت متفاوت دانلود کنید. مدت زمان این فایل نمونه ٢ دقیقه است. امیدوارم لذت ببرید...

کیفیت بالا (256kbps) | حجم فایل: ۳.۷۰ مگابایت

کیفیت معمولی (32kbps) | حجم فایل: ۴۹۴ کیلوبایت

 


این مطلب را به «بالاترین» بفرستید | این مطلب را به «دنباله» بفرستید | این مطلب را به «Del.icio.us» بفرستید | این مطلب را به «Digg» بفرستید | دسته: معرفی آلبوم | لینک ثابت |
:: نوشته شده در پنجشنبه پنجم اردیبهشت 1387ساعت 12:40  توسط سهند سلطاندوست

ترکیب جدید گروه موسیقی آوا - عکس: caravanworld.homestead.com

برنامه‌ی دور جدید کنسرت‌های استاد محمدرضا شجريان، همايون شجريان و گروه آوا در آمريکای شمالی اعلام شد که طی اين برنامه، اولين اجرا، روز ٤ می (١۵ ارديبهشت‌ماه) در سالن تئاتر ونکوور کانادا به روی صحنه می‌رود.

پس از اين برنامه قرار است شجريان برنامه‌های ديگری را به‌ترتيب در روز ١٠ می (٢١ ارديبهشت) در مرکز کوپرتيتو، ١١ می (٢٢ ارديبهشت) در لس‌آنجلس، ١۶ می (٢۷ ارديبهشت) در ساکرامِنتو، ١۷ می (٢٨ ارديبهشت) در واشنگتن، ٢٣ و ٢٤ می (٣ و ٤ خرداد) در دانشگاه اوديتريوم، ٣٠ می (١٠ خرداد) مجدداً در واشنگتن، ٣١ می (١١ خرداد) در آتلانتا، ۵ ژوئن (١۶ خرداد) در نيويورک و بالاخره ۶ ژوئن در تورنتو اجرا نماید.

اين کنسرت در دو بخش برگزار می‌شود که بخش نخست آن در دستگاه شور و آواز افشاری به‌آهنگسازی سعيد فرجپوری و بخش دوم در دستگاه ماهور با آهنگسازی مجيد درخشانی بر روی اشعاری از سعدی، حافظ و مولانا اجرا می‌شود.

اعضای گروه آوا را سعيد فرجپوری، مجيد درخشانی، حسين بهروزی‌نيا، حسين رضايی‌نيا و همايون شجريان تشکيل می‌دهند. تنها تغییر در ترکیب گروه ۶ نفره‌ی آوا، مربوط به بربت‌نواز گروه می‌شود که حسین بهروزی‌نیا (برنامه‌ریز و هماهنگ‌کننده‌ی این تور کنسرت) به‌جای محمد فیروزی می‌نوازد. ضمن اینکه ترکیب گروه آوا و سازبندی آن در این کنسرت بیش از پیش به گروه «دستان» نزدیک شده است.


این مطلب را به «بالاترین» بفرستید | این مطلب را به «دنباله» بفرستید | این مطلب را به «Del.icio.us» بفرستید | این مطلب را به «Digg» بفرستید | دسته: خــبــر | لینک ثابت |
:: نوشته شده در یکشنبه یکم اردیبهشت 1387ساعت 22:40  توسط سهند سلطاندوست

همان‌گونه که می‌دانید، استاد محمدرضا شجریان قصد دارد، مجموعه‌ای از تابلوهای نفیس خوش‌نویسی اهداء شده به وی را، جهت کمک به پروژه‌‌ی «باغ هنر» بم، در تالار آسمان فرهنگستان هنر به‌فروش برساند. تمامی این تابلوها که تعدادشان به هشتاد عدد می‌رسد، امضای استاد شجریان را به‌همراه دارند. اين آثار از ابعاد متفاوت و رنگ‌بندی‌های بسيار زيبايی برخوردارند.

ذوقی چُنان ندارد بی‌دوست زندگانی... اثر علیرضا کدخدایی

تابلوهای اهدایی توسط هنرمند توانای خطاط، «عليرضا كدخدايی» به‌صورت خط نقاشی با پس‌زمينه‌های بسيار ظريف از تذهيب ارائه شده‌اند.

علیرضا کدخدایی متولد ١٣٤۶ در مشهد است و خوش‌نویسی را از سال ١٣۶۷ با انجمن خوش‌نویسان ایران آغاز کرده و افتخار شاگردی استاد «علی جافری» و استاد «یدالله کابلی» را دارد.
کدخدایی از سال ١٣۷٢ با اخذ مدرک کامل ممتاز (در خط نستعلیق و شکسته) تدریس در انجمن خوش‌نویسان ایران را آغاز کرده و در سال ١٣۷٨ موفق به کسب مدرک فوق ممتاز شکسته از استاد یدالله کابلی شده است. وی همچنین در سال ١٣٨٣ نشان درجه‌ی دوی هنر کشور را از سازمان میراث فرهنگی و گردشگری دریافت کرد.

از ابتدای طرح ایده‌ی باغ هنر بم، هنرمندان زیادی برای همراهی و همیاری در این پروژه ابراز علاقه کردند. هرچند استاد شجريان در نشست مطبوعاتی سالگرد فاجعه‌ی بم، درخصوص سطح مشاركت هنرمندان در تأمين هزينه‌های باغ هنر بم، گفت: «هنرمندان در رشته‌های مختلف برای اين موضوع اعلام آمادگی كرده‌اند و اقدامات اوليه در اين زمينه صورت گرفته است؛ منتها اين اقدامات منتج به نتيجه نشده و هنوز هيچ كمكی از اين طريق دريافت نشده است.»

ایده‌ی اهداء و ارائه‌ی آثار خوش‌نویسی این مجموعه، بهار ١٣٨۶ از جانب علیرضا کدخدایی به استاد شجریان عرضه شد و پس از موافقت ایشان در یک روند بدون توقف، هر پانزده روز یک‌بار، مجموعه‌ای از آثار آماده شده برای امضاء در اختیار استاد قرار گرفت.

انتخاب آثار برای ارائه در این مجموعه با نظر آقای کدخدایی و شخص استاد شجریان صورت گرفته است. در عین حال استاد شجریان در پاسخ به سؤال خبرنگاران در نشست سالگرد فاجعه‌ی بم تأکید کرده بود که از آنجا که سال‌هاست از خوش‌نویسی کناره گرفته، ترجیح داده در این مجموعه از کارهای خوش‌نویسی‌شده توسط خود وی استفاده نشود.

تابلوهای انتخاب‌شده برای عرضه در این مجموعه، قیمت‌گذاری نشده‌اند تا براساس همت عالی توسط علاقه‌مندان مورد خرید قرار گیرند و از آنجا که کلیه‌ی درآمد حاصل از فروش به پروژه‌ی باغ هنر بم، اختصاص خواهد یافت؛ عرضه‌ی این تابلوها فرصت مناسبی‌ست برای مشارکت شهروندان علاقه‌مند در این پروژه.

یادآور می‌شود باغ هنر بم در زمینی به مساحت ‪ ۱۴‬هکتار و با زیربنای هفت هزار متر مربع احداث و از كتابخانه، گالری، آمفی‌تئاتر، مدرسه‌ی موسیقی، فضای باز و هفت باغ تشكیل می‌شود.
طراحی اين پروژه را «بهار مشيری» (دختر زنده‌ياد «فريدون مشيری») و همسر وی «فرداد خواجه‌نصيری» به‌صورت افتخاری پذيرفته‌اند و با كمک گروهی از مهندسان به‌خوبی آن را پيش برده‌اند.

اگر چه انگیزه و پشتكار استاد شجریان، هنرمندان و هنردوستان دیگری را هم به همكاری كشانده است و افراد و نهادهايی در این حركت با خواننده‌ی نامی ایران همگام شده‌اند؛ اما اين پروژه كه به‌قول استاد شجريان «يک تكليف ملى براى او و همه‌ی ايرانيان» است هنوز به كمک‌های گسترده‌ی مالی نياز دارد.
باغ هنر بم در حدود ٤ ميليارد و ۵٠٠ ميليون تومان هزينه دارد كه تاكنون ٩٠٠ ميليون تومان در مرحله‌ی طراحى، خاک‌بردارى و بناى سازه و ايجاد ۶٨٠٠ متر سقف ضد زلزله هزينه شده است.

اگر شما دوست عزیز و هنردوست، مایلید در این پروژه‌ی انسان‌دوستانه سهمی داشته باشید، می‌توانید کمک‌های خود را به شماره‌حساب‌های زیر واریز فرمایید:

٤٢٨٠ - ریالی بانک ملی - شعبه‌ی هفت تیر (کد ٤٤٤) به‌نام محمدرضا شجریان
٢٢٠٠ ۷ ۷۷ - ارزی بانک ملی - شعبه‌ی هفت تیر CODE SWIFT:MELLI IRTH444

» برای این پست تعداد ٤۵ عدد از این تابلوخط‌ها در قالب یک فایل فشرده آماده شده است. در زیر می‌توانید این مجموعه‌ی زیبا را دانلود کنید.

| دانــلــود |
حجم فایل: ١.٩۷ مگابایت

اگر دسترسی به لینک بالا امکان‌پذیر نیست، از اینجا دانلود کنید

پی‌نوشت: نمایشگاه تابلوهای خوش‌نویسی اهدایی به استاد شجریان که قرار بود در زمستان سال گذشته برگزار شود، به‌دلیل بیماری استاد به تعویق افتاد و در حال حاضر با بهبود وضعیت جسمانی شجریان و با اعلام زمان برگزاری از سوی وی، تالار آسمان فرهنگستان هنر که مسئولیت برگزاری این دو برنامه را بر عهده داشت، آنها را در این مکان دایر خواهد کرد...

منابع: همشهری‌آنلاین | خبرگزاری فارس | وب‌سایت رسمی شرکت دل‌آواز


این مطلب را به «بالاترین» بفرستید | این مطلب را به «دنباله» بفرستید | این مطلب را به «Del.icio.us» بفرستید | این مطلب را به «Digg» بفرستید | دسته: عکس | لینک ثابت |
:: نوشته شده در پنجشنبه بیست و نهم فروردین 1387ساعت 16:40  توسط سهند سلطاندوست

آلبوم موسیقی «غوغای عشقبازان» اثر استاد محمدرضا شجریان و گروه آوا، به‌عنوان بهترین آلبوم موسیقی سنتی سال ٨۶، از دید کاربران وبلاگ همایون شجریان برگزیده شد.

رتبه

نام آلبوم

تعداد رأی

درصد آراء

۱

غوغای عشقبازان

۳۳۲

۳۵ ٪

۲

راه و ماه

۱۶۵

۱۷ ٪

۳

ساز خاموش

۱۰۵

١١ ٪

۴

سرود مهر

۸۶

٩ ٪

۵

سرود گل

۸۰

۸ ٪

۶

پنهان چو دل

۶۷

۷ ٪

۷

سوگواران خموش

۳۱

٣ ٪

۸

روی در آفتاب

۱۷

٢ ٪

*

مجموع

۸۸۳

۹۲ ٪

* توضیح: ۶۴ نفر (۸ ٪) هیچ یک از ۸ آلبوم فوق را انتخاب نکرده‌اند و به‌گزینه‌ی «سایر» رأی داده‌اند.

نظرسنجی برای انتخاب آلبوم سال، از تاریخ دهم اسفند سال گذشته آغاز شد و به‌مدت یک‌ماه ادامه داشت. در این مدت، ٩٤۷ نفر در نظرسنجی شرکت کردند که از این تعداد، ٣٣٢ نفر (٣۵ ٪) به آلبوم غوغای عشقبازان رأی دادند. پس از این اثر، «راه و ماه» کار گروه قمر و سینا سرلک با ۱۶۵ رأی (١۷ ٪) در جای دوم قرار گرفت.

اختلاف قابل توجه میان برگزیده‌های اول و دوم، نشان‌گر محبوبیت قابل قبول غوغای عشقبازان است. البته چند نکته را نیز نباید فراموش کرد. نخست آنکه بیشتر بازدیدکنندگان این وبلاگ از طرفداران «شجریان‌ها» هستند و خواه یا ناخواه، این قضیه در انتخاب این عزیزان بی‌ثأثیر نیست. دومین نکته وزن نام استاد شجریان و نوازندگان باتجربه و توانمند گروه آواست که غیرقابل چشم‌پوشی می‌نماید. مسئله‌ی بعدی آن که «غوغای عشقبازان» بیشتر از سایر آلبوم‌ها شنیده شده و نام‌آشناتر از بقیه بوده است.

شخصاً دوم شدن آلبوم «راه و ماه» در این نظرسنجی را پیش‌بینی نمی‌کردم. اما این اثر شنیدنی که به‌آهنگسازی نوید دهقانِ جوان و با تأسی از شیوه‌ی خاص آهنگسازی استاد پرویز مشکاتیان روانه‌ی بازار شده بود، گویا علاقه‌مندان پرتعدادی دارد. آواز کم‌نقص و صدای گرم سینا سرلک که از مستعدترین شاگردان استاد شجریان بوده، رنگ و بوی خاصی به این اثر بخشیده است. البته در این بین، پستی که در وبلاگ گروه موسیقی قمر ثبت شده بود و کاربران را به شرکت در نظرسنجی دعوت می‌کرد، نیز در بالا بردن «راه و ماه» بی‌تأثیر نبوده است. اما در مجموع می‌توان گفت انتشار این آلبوم باکیفیت از سوی بخش موسیقی حوزه‌ی هنری، نقطه‌ی روشنی در کارنامه‌ی قابل‌دفاع مدیریت سابق حوزه بود.

سومین انتخاب شما، دیگر آلبوم استاد شجریان «ساز خاموش» بود که قطعات کنسرت آذرماه ٨٤ به همراه استاد علیزاده، کلهر و همایون را شامل می‌شد. شاید اگر «ساز خاموش» به‌موقع، یعنی به‌هنگام برگزاری کنسرت (مانند غوغای عشقبازان) و یا اندکی پس از کنسرت منتشر می‌شد، وضعیت بهتری را پیدا می‌کرد. پس از «ساز خاموش» هم «سرود مهر» یعنی دیگر بخش همان کنسرت قرار می‌گیرد. به این ترتیب که ١٠۵ نفر (١١ ٪) به ساز خاموش رأی داده‌اند و ٨۶ رأی (۹ ٪) هم نصیب «سرود مهر» شده است.

بالای جدول که در قبضه‌ی استاد شجریان بود. اما پس از این چهار آلبوم، «سرود گل» کار گروه هم‌آوایان به‌سرپرستی و آهنگسازی استاد حسین علیزاده، ٨٠ رأی (٨ ٪) را به خود اختصاص داد و این آمار برای آلبومی که به‌طور رسمی در کشور منتشر نشده از سویی خوشحال‌کننده و از حیثی دیگر، نگران‌کننده است. خوشحال‌کننده از این جهت که با وجود کم شنیده شدن و در دسترس نبودن این اثر، از اقبال خوبی برخوردار بوده. حتی مجله‌ی اینترنتی هفت‌سنگ که هر ساله به انتخاب برترین‌های رسانه‌ای می‌پردازد، سرود گل را به‌عنوان بهترین آلبوم موسیقی سنتی معرفی کرده است. اما نکته‌ی نگران‌کننده این است که اثر یادشده، خارج از روال معمول و از کانالی نامعلوم به فروش بالایی دست یافته که چگونگی آن بر ما پوشیده است. ای کاش فضا به‌گونه‌ای بود که این اثر ـ که در آن آواز خواننده‌ی زن هم وجود دارد ـ اجازه‌ی نشر می‌یافت. واقعاً حیف است که سرود گل شنیده نشود.

«پنهان چو دل» اثر نوآورانه‌ی گروه شمس و حمیدرضا نوربخش با ۶۷ رأی (۷ ٪) در مکان بعدی قرار گرفت. دو آلبوم «سوگواران خموش» و «روی در آفتاب» هم در رتبه‌های هفتم و هشتم جای گرفتند. البته ذکر چند نکته در این خصوص ضروری‌ست. درباره‌ی «روی در آفتاب» شاید بهتر بود بنده این آلبوم را وارد نظرسنجی نمی‌کردم. زیرا با توجه به این‌که اثر یادشده در آخرین ماه سال به بازار آمد، بسیار بسیار کمتر از بقیه‌ی آثار فرصت شنیده شدن یافت. تبلیغات پیرامون آن بسیار کم بود و حتی خبرگزاری‌ها هم انتشار این آلبوم را پوشش ندادند. «سوگواران خموش» را شخصاً فکر نمی‌کردم در اینجای جدول ببینم. این اثر یکی از سیاسی‌ترین آثار تولیدشده‌ی چند سال اخیر در حوزه‌ی موسیقی بود ؛ تا آنجا که حتا یک قطعه‌ی آن با نام «آواز کرک» با شعری از مهدی اخوان ثالث، گرفتار ممیزی شد. به‌هر روی باید پذیرفت علیرضا قربانی و نوازندگان جوان گروه ایرانی، با وجود شایستگی‌ها و توانمندی‌هایشان، هنوز میان عامه و شنوندگان نیمه‌حرفه‌ای کاملاً شناخته‌شده نیستند.

در روزهای آخر سال ٨۶، ترافیک بی‌سابقه‌ای را در عرصه‌ی نشر آثار موسیقی تجربه کردیم که البته انتشار این آثار، جملگی پس از آغاز نظرسنجی وبلاگ بود و بنده نخواستم آثار تازه را به نظرسنجی اضافه کنم. چون واقعاً رقابت نابرابر می‌شد. «سعدی‌نامه» از گروه دستان و سالار عقیلی (به آهنگسازی ارشد طهماسبی)، «مولویه» کار استاد ناظری و حافظ ناظری، «ارگ خاموش» کار فریبرز رستمی و دوقلوهای آوازه‌خوان: محمد و علی سعیدی، «آسمانه» اثر گروه خورشید به سرپرستی مجید درخشانی و آواز غلامرضا رضایی، کنسرت کاخ نیاوران استاد لطفی و محمد قوی‌حلم و چندین اثر دیگر، همه و همه در واپسین روزهای سال منتشر شدند که برای شنوندگان موسیقی یک غافلگیری بزرگ و عیدی‌ای دلچسب بود. به‌هر حال سعی می‌کنم در پست‌های آینده به معرفی بیشتر این آلبوم‌ها، به‌خصوص «سعدی‌نامه» و «ارگ خاموش» بپردازم تا دوستان عزیز بیشتر با این آثار آشنا شوند.

از تمامی دوستانی که در این نظرسنجی شرکت کرده و باعث شدند نتایجی قابل اتکا به‌دست آید، صمیمانه سپاسگزارم. ان‌شاءالله اگر عمری باشد، امسال و هر سال این نظرسنجی را در روزهای پایانی سال برگزار خواهیم کرد. تا سال بعد که به امید خدا شاهد آثاری بهتر و تأثیرگذارتر باشیم...

پی‌نوشت: جا دارد از همه‌ی دوستان عزیزی که در کامنت‌های پست دو سالگی وبلاگ، مرا شرمنده‌ی خود کردند، قدردانی نمایم. اگر خستگی‌ای هم بود به‌کلی از تن بیرون رفت! خیلی ممنونم.

 


این مطلب را به «بالاترین» بفرستید | این مطلب را به «دنباله» بفرستید | این مطلب را به «Del.icio.us» بفرستید | این مطلب را به «Digg» بفرستید | دسته: اخبار وبلاگ | لینک ثابت |
:: نوشته شده در پنجشنبه پانزدهم فروردین 1387ساعت 13:40  توسط سهند سلطاندوست

امروز دوازدهم فروردین‌ماه است. دو سال پیش، در نخستین ساعات بامداد چنین روزی، وبلاگ همایون شجریان با این پست آغاز به کار کرد. در این مدت دوساله اتفاقات تلخ و شیرین جالبی را تجربه کردم. تجربه‌هایی که حالا دیگر همه‌شان خاطره شده‌اند.

یکی از جالب‌ترین و به‌یادماندنی‌ترین ِ این خاطرات به روزی برمی‌گردد که قرار بود بلیت کنسرت استاد شجریان و گروه آوا پیش‌فروش اینترنتی شود. عجب روزی بود آن روز... فکر می‌کنم دوستان هنوز خاطرشان باشد. غلغله‌ای شده بود در وبلاگ... تئوری فروش اینترنتی بلیت شکست خورد و با افتادن قابل پیش‌بینی سرور سایت دل‌آواز، سیل علاقه‌مندان استاد شجریان که از مدت‌ها پیش برای آن روز برنامه‌ریزی کرده بودند، به این وبلاگ آمده و به‌عنوان یادگاری، بیش از ١٤۵٠ کامنت خاطره‌انگیز را نوشتند. کامنت‌هایی که با وجود عصبانیت نویسندگانشان، بعضاً بسیار خنده‌دار هم بود!

همراهان قدیمی می‌دانند. روال کار وبلاگ از همان روزهای آغازین بدین‌صورت بوده که نظرات پس از تأیید نمایش داده می‌شوند ؛ اما آن روز خاص، بنده به‌ناچار تأیید نظرات را برداشته و سر به کوه و صحرا گذاشتم! من هم مانند خیلی دیگر از دوستان، اعصابم در هم و بر هم شده بود و واقعاً نمی‌توانستم تمام روز را آنلاین باشم. دقیقاً یادم هست که هر بار نظرات را تأیید می‌کردم، همین که صفحه‌ی مدیریت وبلاگ رفرش می‌شد، ١۵-١٠ نظر جدید ثبت شده بود.

به‌گمانم بد نباشد که برخی کامنت‌های جالب آن روز را مرور کنیم:

سجاد: آقا تو رو خدا یه نفر به من بگه همون سیستم قبلی بلیت خریدن مگه چه اشکالی داشت؟ خیلی هم خوب بود. می‌رفتیم می‌زدیم تو سر و کله‌ی هم‌دیگه. بعد اونجا می‌اومدن بهمون می‌گفتن ساکت. بعد ما می‌رفتیم خیلی کراواتی یه گوشه می‌نشستیم. بعدش حوصله‌مون دوباره سر می‌رفت. دوباره می‌اومدیم می‌زدیم تو سر و کله‌ی هم‌دیگه. بعد می‌اومدن ساعت ١٢ شب و ٣ نصفه‌شب و ۶ صبح حضور و غیابمون می‌کردن. بعدش اصلاً خیلی هم خوب و باصفا بود. می‌نشستیم لب جوب در جوار گیشه. گل می‌گفتیم و گل می‌شنفتیم. کلی حال می‌داد. الآن این وضع چیه؟! هر کی نشسته تو خونه‌ش یا مثل رفیقمون تو کافی‌نت هی رفرش می‌کنه. این‌جوری اصلاً حال نمی‌ده آقا.

شاکی: توی یه ظهر تابستونی رفرش کردن چه حالی می‌ده! نه؟! می‌بینم که همه سر کاریم... تخمه بدم خدمتتون بشکنیم؟

شاکی ٢: صبح به دل‌آواز تنها منتظرت بودم / F5 ناكامی در هجر تو پيمودم

مطرب: هر چه کنم که پا کشم از این صفِ طویل برون / لیک برون نمی‌شود فکر بـلیــت از سرم

یـــره گـه کـــار ِ مــو و تــو دَره بــالا میـگیــــره        ذره ذره دَره خشمُــم کمـی بـالا میــگیـره
سـاعــت ده به خـودم گفتـم الان بلیـت مـدن        اما کم کم می بینم روز هم دره تموم مره
پس چی‌وقت در ای سایتِ وامونده ر وا مکنی        وای به حالِـت اگه وا کنی بلیـت تموم بره!

لطفاً به لهجه‌ی مشهدی و با آهنگ «یره گه» ولی نه در دستگاه سه‌گاه، بلکه در ضربی همایون بخوانید!

حمید نوحی: دارم میرم یه کیبورد دیگه بخرم؛ چون F5 کیبوردم خورد شد!

سینا: رکورد طولانی‌ترین صف اینترنتی هم به افتخارات ایرانیان عزیز اضافه شد.

محسن: از بس که تو کافی‌نت نشستم، صاحبش داره چپ‌چپ نگاهم می‌کنه! کسی که بتونه اینقدر رفرش کنه از پس چه کارهایی که بر نمی‌آد!

بابا بهروز عریان: صبر پیشه کنید که همانا بلیت‌ها برای صابرین قرار دادیم.

خاطره‌ی آن روز هر چند تلخ بود ؛ اما هرگز از یاد من که نمی‌رود. البته فردای آن روز، وبلاگ، با ٢٤۷٩ بازدید پرترافیک‌ترین روز خود را پشت سر گذاشت. (٣ مرداد ٨۶)

در ابتدا قصد نداشتم که در وبلاگ اختصاصی همایون شجریان، به مطلبی جز خود او بپردازم ؛ ولی در دوره‌ای ـ در سال اول فعالیت وبلاگ ـ کمبود اخبار و مطالب پیرامون همایون شجریان، ناچارم کرد تا کمی سیاست اولیه را تغییر دهم. هنوز هم برخی دوستان می‌گویند چرا نام وبلاگ را «همایون شجریان» گذاشته‌ام، اما تقریباً از همه‌‌چیز موسیقی می‌نویسم. راست هم می‌گویند این دوستان ؛ اما برای پویا نگه‌داشتن وبلاگ چاره‌ای جز این نیست.

من هرگز برای راه‌اندازی وبلاگ برنامه‌ریزی نکرده بودم. به این معنا که شب یازدهم فروردین سال ٨۵ به‌هیچ وجه حدس نمی‌زدم که آن شب را تا صبح بیدار می‌مانم و یک وبلاگ راه می‌اندازم. از این جهت است که می‌گویم این وبلاگ زاده‌ی یک حال آنی و تصمیم ناگهانی‌ست. یادم می‌آید که مدت‌ها بود صدای همایون تأثیر خاصی روی من می‌گذاشت. زمان زیادی از شبانه‌روز را با صدای همایون سپری می‌کردم. فیلم کنسرت‌ها را مرتب می‌دیدم. ده بار، بیست بار و خسته نمی‌شدم. آن شب تنها تصمیم گرفتم به کسی که این‌همه روی روح و روانم تأثیر مثبت گذاشته، دینی ادا کنم. خواستم تا بتوانم برای هنرمندی که دوستش دارم، کاری انجام دهم. همین!

کم‌کم اما کار وبلاگ را جدی‌تر گرفتم. اقبال روحیه‌بخش خوانندگان و کمک بزرگوارنه‌ی وبلاگ‌نویس‌های قدیمی‌تر، کمکم کرد تا تصمیم ناگهانی‌ام به ناگاه رها نشود. دوستانی مانند آقای عطا نویدی در وبلاگ همنوا با سوز نی، آقای امیرسپهر نوربخش در وبلاگ دل‌آواز، جناب فرشید احمدی (وبلاگ استاد شجریان)، علیرضا خانِ تحریر... همه و همه (+ عزیزانی که ممکن است نامشان را از قلم انداخته باشم) کمک بزرگی به من کردند. در ابتدا کار این عزیزان را الگو قرار دادم و سعی کردم مانند ایشان وبلاگ موفقی داشته باشم. حال در این راه تا چه اندازه موفق بوده‌ام ؛ قضاوت با شماست.

در این مدت با دوستان وبلاگی نازنین و خوانندگان گرانقدری نیز آشنا شده‌ام. از این بابت همواره احساس غرور کرده‌ام. امیدوارم این پیوندها، روز به روز بیشتر و عمیق‌تر شود. جا دارد از همکاران گرامی، جناب آقای کتولی و استاد خوبم، آقای بامداد فتوحی و همچنین پدر عزیزم که همواره از نظرات و راهنمایی‌هایش استفاده کرده‌ام؛ نیز صمیمانه تشکر کنم.

سخن انبوه است و مجال اندک. حوصله‌ی خوانندگان هم همین‌طور. پس بیش از این حوصله‌تان را سر نمی‌برم. فقط در پایان، به‌قول دکتر حسین الهی قمشه‌ای، ختم می‌کنم به چند عکس یادگاری قدیمی از در و دیوار وبلاگ! شاد و موفق باشید./

عکس header قدیمی وبلاگ

پیش از اینکه سربرگ فعلی را طراحی کنم، سربرگ وبلاگ این شکلی بود. «به همین سادگی»... خشک و خالی. سربرگ جدید اما شکل و رنگش با مناسبت‌های مختلف تغییر می‌کند و کمی تشریفاتی‌تر است. در ضمن جمله‌ی شعاری وبلاگ هم به آن اضافه شده... نقل قولی از استاد شجریان: «همایون تنها کسی بود که من تکنیک آواز را روی صدایش پیاده کردم.» همین جمله در header وبلاگ انگلیسی، ترجمه شده است.

سیستم قدیمی آمارگیری وبلاگ

همانطور که می‌بینید، آن موقع سیستم آمارگیری وبگذر به پیشرفتگی امروز نبود. همچنین رقم بازدیدها هنوز زیاد نشده بود. حالا شمار بازدیدها به مرز ٢۷٠ هزار رسیده.

منوی قدیمی وبلاگ

منوی اصلی وبلاگ قدیم‌ترها به شکل بالا بود. همین‌طور که مشخص است خبری از بخش‌های جدیدتر نیست. وبلاگ انگلیسی هم هنوز راه‌اندازی نشده بود.

اولین لوگوی وبلاگ. ساخت این لوگوی ساده، نخستین کاری بود که برای وبلاگ انجام دادم. بعدها چند بار این لوگو تغییر کرد تا به فرم امروزی رسید.

لوگوی قدیمی وبلاگ

فهرست لینک‌های وبلاگ در روزگاران قدیم!

این هم فهرست پیوندهای وبلاگ که البته چند وقتی‌ست به‌خاطر خراب شدن سیستم بلاگرد فعلاً بالا نمی‌آید. در جمع این دوستان، وبلاگ «دل‌آواز» دات‌نت شده و همچنان با قدرت به کارش ادامه می‌دهد. از محمد کلاهدوز و «هفتاد و دو تار» زیبایش کاملاً بی‌خبرم. وبلاگ خبری موسیقی سنتی ایران هم به «آواز» تغییر نام داده است. «تحریر»، «آستان جانان»، «استاد شجریان»، «نواهای ایرانی» و «شجر» همچنان به‌روز می‌شوند. «اشک مهتاب» پس از یک فترت طولانی‌مدت، دوباره می‌نویسد. عطا خان نویدی هم کمتر وقت می‌کند وبلاگ «همنوا با سوز نی» را آپدیت کند. وبلاگ «استاد ناظری» هم به آدرس جدید اسباب‌کشی کرده. «نیواک» با وجود اینکه تعداد نویسندگانش از آغاز تا امروز، نصف شده ؛ اما همچنان سرپاست و فعالیت می‌کند. بر عکس «برگ سبز» و «موسیقی نواحی ایران» که چندی‌ست به‌روز نمی‌شوند. و بالاخره اینکه روناک کلهر همچنان عکس‌های همایون شجریان را در این وبلاگ قرار می‌دهد.

پی‌نوشت: در مدت دو سال فعالیت وبلاگ، ١٠٢ پست تهیه شده که اگر سال را ۵٢ هفته فرض کنیم؛ می‌شود حدوداً یک پست در هفته. هر چند مواقعی پیش می‌آمد که فرصت نمی‌کردم برای ۵٠-٤٠ روز، وبلاگ را به‌روز کنم. همچنین تا کنون ۴۶۵۵ کامنت به ثبت رسیده که تقریباً می‌شود ٤۵ کامنت برای هر پست!

 


این مطلب را به «بالاترین» بفرستید | این مطلب را به «دنباله» بفرستید | این مطلب را به «Del.icio.us» بفرستید | این مطلب را به «Digg» بفرستید | دسته: اخبار وبلاگ | لینک ثابت |
:: نوشته شده در دوشنبه دوازدهم فروردین 1387ساعت 6:23  توسط سهند سلطاندوست

جلد آلبوم «ابرها»«ابرها» نام مجموعه‌ای است که اخیراً توسط نشر موسیقی هرمس، منتشر شده و شامل دو سی‌دی از آثار نوازندگان و آهنگسازان مختلف ایرانی و خارجی‌ست. «ابرها» را شاید بتوان شناسنامه‌ی هنری خانواده‌ی «هرمس» دانست ؛ چرا که شامل آثار هنرمندانی‌ست که طی هفت سال اخیر با این انتشارات همکاری داشته‌اند.

در «ابرها» آثار منتشرنشده‌ی هنرمندانی چون حسین علیزاده، ژیوان گاسپاریان، پژمان حدادی، پیمان یزدانیان، کیاوش صاحب‌نسق، مهرداد پاکباز، کیا و ضیاء طبسیان، کریستف رضاعی، بردیا کیارس، هوشیار خیام، علیرضا مرتضوی، کامران رستگار، عمر فاروق تکبیلک، آنکیدو دارش، آزاد حکیم رابط و آروین صداقت‌کیش گردآوری شده است. همچنین در سی‌دی دوم این مجموعه آثار، قطعاتی از گروه‌های کنستانتینوپل، میش‌ماش، بازاربلو و بازاری را می‌شنوید.

رامین صدیقی، مدیر نشر هرمس و مدیر پروژه‌ی «ابرها»، پیش‌تر گفته بود که این آلبوم، بهترین آلبوم سال است و انتشار آن را اتفاقی مهم خوانده بود. در کتابچه‌ی همراه این مجموعه آمده است:

ابرها، پاره‌هایی است تراویده از ذهن و سرپنجه‌ی موسیقی‌دانانی از سه نسل. ابرها افقی را ترسیم می‌کند تا در آسمانی بهاری، هدیه‌ای باشد برای شنونده...

طراحی گرافیک و عکس زیبای روی جلد «ابرها» بر عهده‌ی علی بوستان بوده که خود از نوازندگان گروه هم‌آوایانِ استاد علیزاده است. رضا عسگرزاده نیز مسترینگ مجدد قطعات را انجام داده.

در این پست تصمیم گرفتم، یکی از قطعات این آلبوم را برای شما آماده کنم. قطعه‌ی «به یاد بغداد» اثر شنیدنی مهرداد پاکباز، نوازنده‌ی عود / گیتار. البته این قطعه کمی طولانی‌ست و بنده به عنوان نمونه دو فایل حدوداً دو دقیقه‌ای را آماده کرده‌ام. «به یاد بغداد» هشتمین شیار از بخش دوم «ابرها»ست. در کتابچه‌ی همراه، پیرامون آن آمده:

به یاد بغداد یادبودی است از مکتب موسیقیدانان نامی ایرانی، اسحاق موصولی (ماهان) و پدرش ابراهیم که در تدوین مبانی موسیقی دوران اولیه‌ی اسلامی، نقش به‌سزایی داشته‌اند و شیوه‌ای نو را با اقتباس از موسیقی ایران، اعراب و بیزانس در بغداد (پایتخت حکومت عباسی) رواج دادند. تأثیر این مکتب از طریق زریاب، شاگرد اسحاق موصولی، تا قرن‌ها در جنوب اسپانیا طنین‌افکنده بود.

 

دانلود گوشه‌هایی از قطعه‌ی «به یاد بغداد»

 

دانلود قسمت اول
حجم فایل: ۴۸۷ کیلوبایت
مدت زمان: ۲ دقیقه
کیفیت: 32kbps

 

دانلود قسمت دوم
حجم فایل:
۵۵۱ کیلوبایت
مدت زمان: ۲ دقیقه و ۱۶ ثانیه
کیفیت: 32kbps

 

مهرداد پاکباز، متولد ۲۷ مهر ۱۳۵۲

آنچه در زیر می‌خوانید تلفیقی‌ست از مطالبی که در سایت تهران‌اونیو و جلد آلبوم «گفتگو» آمده است:

۱۳۶۶ | شروع نخستین دروس نوازندگی در سن ۱۴ سالگی، ابتدا نزد «داریوش ابوالحسنی» و سپس «هنریک آیوازیان»

۱۳۷۲ | همکاری با انجمن فرهنگی-هنری ایران و اتریش و همراهی با ارکستر تازه‌تأسیس این نهاد به رهبری «توماس کریستین داوید» در اجرای چندین کنسرتو برای گیتار و ارکستر در «ر» ماژور اثر «آنتونیو ویوالدی»

۱۳۶۵-۱۳۶۱ | حضور در کلاس‌های تئوری «مهران روحانی» و آشنایی با اصول سلفژ، هارمونی، کنترپوان، فرم و آنالیز. اجرای برنامه در انجمن ایران و اتریش و دیگر نهادهای رسمی در تهران در نقش تکنواز. اجرای قطعات آهنگسازان بنام ساز گیتار همراه با گروه و معرفی آثار ساخته‌شده توسط موسیقی‌دان با الهام از موسیقی ایرانی. او همچنین از درک محضر اساتیدی از جمله «حسین علیزاده» و «داریوش طلایی» نیز سود جسته و با موسیقی دستگاهی ایران آشنایی پیدا کرد.

١٣۶۵-١٣۶۴ | شرکت در امتحانات کالج ترینیتی لندن و دریافت مدرک اجرا

۱۳۶۵ | اجرای آثار منتخبی از دوران رنسانس و باروک در کلیسای پروتستان تهران (قلهک) و انجمن ایران و اتریش با گروه «آریاموزیکا»

۱۳۸۴-۱۳۷۶ | تکمیل تحصیلات موسیقی در دانشگاه موسیقی و هنرهای نمایشی وین زیر نظر پروفسور «والتر ووردینگر» در رشته‌ی اجرای گیتار کنسرت‌فاخ و تدریس ساز و پداگوژی. شرکت در کنسرت‌های پژوهشی در محیط دانشگاهی در برنامه‌های تکنوازی و گروه‌نوازی در وین و کشورهای مجاور چون مجارستان، جمهوری چک، آلمان و اسلواکی.

۱۳۸۴ | دریافت مدرک فوق‌لیسانس در رشته‌ی نوازندگی و آموزش موسیقی. در حال حاضر مشغول طی کردن دوره‌ی دکترا و تدریس موسیقی (به‌ویژه برای رده‌ی سنی کودکان و نوجوانان) است.

 

دانلود کنید

نشر «هرمس» هم دو فایل زیر را برای آشنایی بیشتر علاقه‌مندان، در صفحه‌ی اصلی سایت خود قرار داده است:

گوشه‌هایی از قطعه‌ی «حربی»، بداهه‌نوازی شورانگیز استاد حسین علیزاده [ دانـلـود ]

گوشه‌هایی از قطعه‌ی «هابرباند»، کار تریوی ژیوان گاسپاریان [ دانـلـود ]

در همین زمینه بخوانید...

خبرگزاری فارس: «ابرها» کار علیزاده و ۱۹ آهنگساز دیگر منتشر شد


این مطلب را به «بالاترین» بفرستید | این مطلب را به «دنباله» بفرستید | این مطلب را به «Del.icio.us» بفرستید | این مطلب را به «Digg» بفرستید | دسته: دانلود موسیقی | لینک ثابت |
:: نوشته شده در سه شنبه ششم فروردین 1387ساعت 22:0  توسط سهند سلطاندوست

موسیقی در خفا | رنگ روغن روی بوم (۷۵*١٠٠) | اثر ایمان ملکی | سال ١٣۷۵


این مطلب را به «بالاترین» بفرستید | این مطلب را به «دنباله» بفرستید | این مطلب را به «Del.icio.us» بفرستید | این مطلب را به «Digg» بفرستید | دسته: عکس | لینک ثابت |
:: نوشته شده در شنبه سوم فروردین 1387ساعت 23:55  توسط سهند سلطاندوست

 

شجریان و مشکاتیان در کنار هم | عکس: خبرگزاری فارس - حسین سلمان‌زاده

گفتند از آشتی بگو و از پدرانت! می‌خواهم بگویم باورم نیست که قهری بود هرگز... بی‌شک، در تمام این سال‌ها، شما نیز چون من هر بار «بیداد»، «آستان جانان»، «جان عشاق»، «گنبد مینا» و... را شنیدید ؛ مهر این دو را به یکدیگر نیک دریافتید، گر جز این بود، نوای ساز و آواز این دو، این‌گونه سحر عشق بر جانمان نمی‌فزود. آری، باورم نیست که قهری بود هرگز. بهار امسال اما، شادمان‌تر از سال پار، نوروز را پایکوبی می‌کنم. امید، روزگاری که همه‌جا آشتی سر بکشد، دوباره!


«آوا» شعر می‌گوید و این‌بار هم آنچه نوشته، خیلی نزدیک به شعر است. گو اینکه قرار بود یادداشتی بنویسد درباره‌ی آن اتفاق تلخ و این اتفاق شیرین. وقتی اتفاق اول افتاد، آوا خیلی کوچک بود و احتمالاً بیشتر ناراحت بود از اینکه پدر، پدربزرگش و مادرش را نمی‌تواند یک‌جا ببیند. لابد وقتی بزرگ‌تر هم می‌شد، این حس بود، اما او بیشتر و بیشتر با هنر آشنا می‌شد و می‌رسید به اینکه آن اتفاق، فقط جدایی پدر و پدربزرگ نبود. بین دو کوه شکاف افتاده بود. لابد حتی آن موقع نمی‌دانست که چرا پدربزرگ اسم گروهش را گذاشت «آوا». هنر باعث شد بیشتر و بیشتر حس کند که نوه‌ی بزرگ شجریان بودن، می‌تواند نماد مهم این نوید باشد که این فاصله آن‌قدر عمیق نیست که تبدیل شود به یک جدایی ابدی. با هر فاصله‌ای او اولین نوه‌ی استاد بود و این چیزی نبود که هیچ سوء‌تفاهمی بتواند آن را محو کند. آوا در تمام این سال‌ها، حلقه‌ی اصلی ارتباط این دو بزرگ بود. وقتی که هر دو هنگام قطع ارتباط در اوج بودند و یادگارهایشان همچنان در اوج مانده است و خودشان هم همین‌طور. خدا را شکر که آن تلخی‌ها رفت. ما به آینده می‌اندیشیم...

منبع: شهروند امروز | کتاب سال ٨۷ [صفحه‌ی ١١٠]

عکس: خبرگزاری فارس | حسین سلمان‌زاده

 


این مطلب را به «بالاترین» بفرستید | این مطلب را به «دنباله» بفرستید | این مطلب را به «Del.icio.us» بفرستید | این مطلب را به «Digg» بفرستید | دسته: | لینک ثابت |
:: نوشته شده در شنبه سوم فروردین 1387ساعت 7:30  توسط سهند سلطاندوست

طرحی که می‌بینید هنرنمایی بی‌نظیر گرافیست خلاق و خوش‌ذوق، جناب آقای فــرهــاد فــزونــی است.

اشاره: گروه «دستان» در آخرین برنامه‌ی خود در سال ۱۳۸۶ و اولین برنامه در سال ۲۰۰۸ با «همایون شجریان» در ۱۲ شهر اروپا به‌روی صحنه رفت. توری که از ونیز آغاز شد و در دن‌هاخ هلند به پایان رسید. در آخرین جلسه‌ی تمرین گروه پیش از عزیمت به اروپا در محل دفتر «دل‌آواز» نشست دوستانه‌ای داشتیم با یاران دستان...

اگر چه گروه «دستان» غایب بزرگ سال کنسرت‌های بزرگ لقب گرفت ؛ اما این گروه، خارج از مرزهای ایران، همچنان به‌عنوان فعال‌ترین گروه ایرانی شناخته می‌شود. حضور در فستیوال معتبر فـِز از یک سو و تور کنسرت پر سر و صدای آن‌ها با «سالار عقیلی» در آمریکا و کانادا از سوی دیگر آن‌قدر پتانسیل ایجاد کرد که «همایون شجریان» میراث‌دار محبوب‌ترین صدای ایران اسقلال هنری‌اش را در کنار یاران دستان جشن بگیرد. حالا دیگر همایون تنها می‌خواند، تمبک در آغوش نمی‌گیرد و تماشاگران نیز برای شجریان جوان هورا می‌کشند.

همایون شجریان پیش‌تر نیز از این‌که با گروه دستان اعلام استقلال می‌کند، ابراز خشنودی کرده و حضور نوازندگان پرتوان دستان را پشتوانه‌ی مستحکمی برای خود دانسته بود. اما آن‌سو نیز نه‌تنها نگاه متکبرانه‌ای وجود نداشت ؛ بلکه شعف مضاعفی نیز در یاران دستان موج می‌زد، تا حدی که برای اولین بار جلسات تمرین پیش از آغاز تور کنسرت را در تهران قرار گذاشتند: «البته ما در زمان‌های دیگر با هم در ارتباط هستیم، در سفرهای‌مان این صحبت‌ها رد و بدل می‌شود. این‌بار تصمیم گرفتیم در ایران تمرین کنیم، فرصتی حدود ١٣-١٢ روز داشتیم. پیش از این معمولاً تمرینات در اروپا انجام می‌شد، ولی اکنون برای اولین بار در تهران تمرین می‌کنیم.» این صحبت‌های «سعید فرجپوری» کمانچه‌نواز دستان در آخرین جلسه‌ی تمرین در تهران است. «حمید متبسم» تارنواز گروه نیز در تشریح چگونگی تمرینات گروه دستان می‌افزاید: «در واقع روحیه‌ی جمعی و نظر جمع در کارهای ما اهمیت زیادی دارد. در واقع اگر هر کدام از ما آهنگساز باشیم، تک‌تک افراد در فرایند پرورش کارها نقش دارند. مثلاً برای سازهای کوبه‌ای خطی نوشته نمی‌شود، نوازندگان این سازها نقش خود در اثر را خودشان تعیین می‌کنند، در موردش فکر می‌کنند و ایده‌ی خود را ارائه می‌دهند. اگر کار آوازی باشد تمام اعضای گروه و خواننده با هم راجع‌به کار صحبت می‌کنیم. ممکن است چیزی که من نوشتم و دوست دارم را خواننده دوست نداشته باشد همان‌گونه ادا کند و باید فرصتی برای تغییر باشد، به‌همین دلیل همیشه جمعی به توافق می‌رسیم و همه در اینکه کاری به مرحله‌ی اجرا برسد نقش دارند و ممکن است همه به این نتیجه برسند که یک قطعه در رپرتوار قرار بگیرد یا نه. مرحله‌ی اول قطعی شدن کارهاست. که کدام اجرا شود و بعد کارها را ضبط کرده و همراه با نت‌ها به‌دست همدیگر می‌رسانیم. این‌گونه همه با کار تا حدودی آشنا می‌شوند و وقتی دور هم جمع شدیم تمرینات جدی‌مان را شروع می‌کنیم، جمله به جمله و قطعه به قطعه تمرین می‌کنیم و هنگامی‌که به این نتیجه رسیدیم که بافت کلی آن خوب است، کار را روی صحنه می‌بریم.»


ادامه‌ی مطلب

این مطلب را به «بالاترین» بفرستید | این مطلب را به «دنباله» بفرستید | این مطلب را به «Del.icio.us» بفرستید | این مطلب را به «Digg» بفرستید | دسته: گفت‌وگو | لینک ثابت |
:: نوشته شده در یکشنبه نوزدهم اسفند 1386ساعت 19:15  توسط سهند سلطاندوست

انتخاب بهترین آلبوم موسیقی سنتی سال ۱۳۸۶ | از نگاه بازدیدکنندگان وبلاگ اختصاصی همایون شجریان | تایپوگرافی: سهند سلطاندوست

سالی که آخرین روزهای آن را سپری می‌کنیم، از حیث برگزاری کنسرت‌های موسیقی متعدد، کم‌نظیر بود. اجرای اساتید بزرگی همچون محمدرضا شجریان، محمدرضا لطفی، پرویز مشکاتیان، حسین علیزاده و... خود گواه این مدعاست. اما باید بپذیریم که علی‌رغم برپایی کنسرت‌های پرشمار، همچنان به‌مانند چند سال اخیر آلبوم‌های موسیقی زیادی روانه‌ی بازار موسیقی نشدند. می‌توانم بگویم که از نظر عرضه‌ی آثار موسیقایی، نسبت به سال قبل پیشرفت قابل توجهی روی نداد که امید می‌رود با وجود پویایی قابل قبولی که این روزها، موسیقی ملی‌مان از آن برخوردار است، این نقیصه نیز در سنوات آینده بر طرف شود.

بر خلاف سال گذشته، استاد آواز ایران، محمدرضا شجریان روزهای پرکاری را گذراند. انتشار سه آلبوم موسیقی «ساز خاموش»، «سرود مهر» و «غوغای عشقبازان» مؤید همین مطلب است. دو آلبوم اول در آغازین روزهای سال ۸۶ و آخری در اواسط سال عرضه شدند. شجریان پسر اما آلبوم جدیدی را ارائه نداد؛ گر چه برگزاری کنسرت اروپایی همایون شجریان با گروه دستان نوید این خبر را می‌دهد که در اواسط سال آتی، آلبومی از همایون شجریان منتشر شود.

علیرضا قربانی، دیگر خواننده‌ی جوان موسیقی سنتی، سال نسبتاً پرکاری را گذراند. او علاوه بر برگزاری کنسرت‌هایی در خارج از کشور، ابتدا آلبوم «سوگواران خموش» را همراه گروه ایرانی به‌سرپرستی پژمان طاهری ارائه داد و در پایان سال نیز اثر «روی در آفتاب» را از او شنیدیم. به‌نظرم «روی در آفتاب» که به‌مناسبت سال مولانا و با کمترین پوشش خبری ممکن منتشر شد، نسخه‌ی آپدیت شده‌ی «از خشت و خاک» است؛ با همان سازبندی اما به‌جای اشعار فردوسی، غزلیات مولانا را می‌شنوید.

گروه شمس به‌سرپرستی کیخسرو پورناظری آلبوم «پنهان چو دل» را با آواز حمیدرضا نوربخش منتشر کردند که به استناد هفته‌نامه‌ی «شهروند امروز» همچنان جزو آثار پرفروش موسیقی سنتی است. سینا سرلک، از شاگردان با استعداد استاد شجریان نیز، امسال نخستین آلبوم خود، «راه و ماه» را همراه گروه قمر تهیه کرد. «راه و ماه» به‌گفته‌ی برنانیوز، پرفروش‌ترین آلبوم موسیقی مهرماه ۸۶ بود.

اما آلبومی هم از استاد علیزاده و گروه هم‌آوایان به‌نام «سرود گل» به‌صورت غیرمجاز به بازار موسیقی راه یافت که شامل آخرین آثار این گروه با آواز افسانه رسایی و پوریا اخواص بود. این آلبوم تنها در خارج از کشور پخش شده بود؛ اما به‌همت سودجویان و قاچاقچیان فرهنگی (!) در طرفة‌العینی به ایران هم رسید. هر چند اخیراً سایت مرکز موسیقی ققنوس، نسخه‌ی اصلی این آلبوم را با قیمت عجیب و غریب ۱۲ هزار تومان به‌فروش می‌رساند!


به پیشنهاد یکی از دوستان، تصمیم گرفتم از شما خوانندگان محترم وبلاگ بخواهم تا فارغ از تعصب به هنرمندی خاص، بهترین و تأثیرگذارترین آلبوم موسیقی سنتی سال ۱۳۸۶ را از بین آلبوم‌هایی که در بالا نام برده شد، انتخاب فرمایید تا ان‌شاءالله پس از مشخص شدن اثر برگزیده، پستی ویژه را درباره‌ی آن تهیه کنم.

>| برای شرکت در نظرسنجی بخش کناری وبلاگ را ببینید |<

چند نکته

نام آلبوم‌ها به ترتیب حروف الفبا مرتب شده و ترتیب خاصی مدنظر نبوده است.

چنانچه هیچ‌یک از ۸ آلبوم معرفی شده، مدنظر شما نبود، گزینه‌ی «سایر» را انتخاب کرده و در صورت امکان نام آلبوم موردنظرتان را در بخش نظرات همین پست بنویسید.

این نظرسنجی به‌مدت یک‌ماه (تا تاریخ دهم فروردین ۸۷) ادامه خواهد داشت.

هر فرد با یک IP مشخص تنها می‌تواند یک بار در نظرسنجی شرکت کند و انتخاب‌های بعدی منظور نخواهد شد.

در بین این ۸ آلبوم، آثار تکنوازی و صرفاً سازی را قرار ندادم. آثاری چون «از سنگ تا الماس» (حسین بهروزی‌نیا)، «ز بعد ما» (گروه سنتورنوازان به‌سرپرستی سیامک آقایی)، «نغمه‌ی ساز ضربه‌ی آغاز» (دونوازی ارژنگ سیفی‌زاده و نوید افقه)، «شرح دلدادگی» (دونوازی فرهاد ریحانی و مرتضی یگانه راد)، «نظم و نثر» (دونوازی سعید نایب‌محمدی و حمید قنبری) و بسیاری دیگر، هر یک از ارزش هنری بالایی برخوردارند؛ اما ترجیح می‌دهم بهترین ِ آن‌ها در یک نظرخواهی جداگانه و در رقابتی برابر از سوی شما خوانندگان عزیز وبلاگ انتخاب شود.

در بین این آثار، آلبوم‌های تلفیقی مانند «در سایه‌ی باد» اثر شنیدنی مسعود شعاری و گروه همساز و نیز آلبوم‌های موسیقی فیلم مانند «زیر تیغ» استاد علیزاده یا «خاک سرخ» محمدرضا علیقلی را وارد نکردم. در ضمن با وجود آنکه به جرئت می‌توان گفت سال ۸۶، سال مهمی برای شوالیه‌ی موسیقی ایرانی، استاد «شهرام ناظری» بود؛ اما با توجه به این‌که هیچ آلبومی از ایشان به‌طور رسمی منتشر نشد، در این رأی‌گیری خبری از آثار شوالیه نیست.

نویسنده‌ی گرامی، جناب هوشنگ سامانی نیز نظرسنجی جالبی را راه‌اندازی کرده‌ و خواسته‌اند مهمترین اتفاق موسیقی در سال ۸۶ را انتخاب کنید. دعوت می‌کنم در این نظرخواهی نیز شرکت نمایید.

 


این مطلب را به «بالاترین» بفرستید | این مطلب را به «دنباله» بفرستید | این مطلب را به «Del.icio.us» بفرستید | این مطلب را به «Digg» بفرستید | دسته: مــقالــه | لینک ثابت |
:: نوشته شده در جمعه دهم اسفند 1386ساعت 16:0  توسط سهند سلطاندوست

روی جلد شماره‌ی ۴۲ ماهنامه‌ی «مقام موسیقایی» | عکس: خبرگزاری فارسدو سه هفته پیش بود که خبرگزاری فارس، خبر از انتشار جدیدترین شماره‌ی ماهنامه‌ی «مقام موسیقایی» داد. مجله‌ای که زیر نظر حوزه‌ی هنری سازمان تبلیغات اسلامی منتشر می‌شود و از معدود مجلات تخصصی موسیقی کشور به‌حساب می‌آید که در چند وقت اخیر به‌طور منظم به‌چاپ رسیده است. خبر اما حاوی نکته‌ی جالب و قابل‌توجه دیگری نیز بود و آن اینکه «مقام موسیقایی» پرونده‌ای را برای «محسن نامجو»، پدیده‌ی جنجال‌برانگیز موسیقی ایران در سال ۸۶، ترتیب داده است. به انضمام اینکه روی جلد مجله نیز عکسی از نامجو کار شده بود و تعدد تیترهای مربوط به او نشان می‌داد که در واقع با «نامجونامه»ای طرف هستیم!

به فاصله‌ی بیست و چهار ساعت پس از انتشار این خبر، در صبح روز نهم بهمن‌ماه تمامی خبرگزاری‌های رسمی کشور، با انشایی مشترک، خبر برکناری مدیر بخش موسیقی حوزه‌ی هنری و سردبیر مجله‌ی مقام موسیقایی را روی خروجی خود فرستادند. خبر بسیار کوتاه بود و البته در متن آن، از جایگزین رضا مهدوی،‌ مدیر پیشین، نامی برده نشده بود و همین مسئله بیان‌گر آن بود که تصمیم عزل مدیر، با برنامه‌ریزی قبلی صورت نگرفته و گویا بیشتر ناشی از یک واکنش آنی و نه‌چندان حساب‌شده به کنشی نامعلوم بوده است.

ناقوس سقوط رضا مهدوی، اما از چندی پیشتر به صدا درآمده بود. آنجا که انتشار آلبوم موسیقی «ترنج» از سوی حوزه‌ی هنری آغازگر حرف و حدیث‌های فراوان شد و اصطکاک دنباله‌دار حوزه‌ی هنری و وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی را در پی داشت. به ادعای برخی منابع، پس از آنکه محسن نامجو با وجود تلاش‌های بسیار نتوانست مجوز نشر آلبوم «ترنج» را از کانال معمول ارشاد به‌دست آورد، این حوزه‌ی هنری و در رأس آن مدیر جوان و جوانگرا (بخوانید پــدیــده‌گرای) آن بود که با آغوشی باز پذیرای نامجو شد. یادآوری این نکته نیز لازم است که تا پیش از این، در سال‌های اخیر، حوزه‌ی هنری به‌عنوان نهادی مستقل، تنها فعال عرصه‌ی نشر و پخش موسیقی بود که به مجوز ارشاد نیازی نداشت و در نشر آثار به‌گونه‌ای خودمختار عمل می‌کرد. انتشار «ترنج ِ» نامجو نخستین جرقه‌ی اختلافات بود. اتفاقی که خیلی سریع واکنش مسئولان ارشاد، خانه‌ی موسیقی و همین‌طور فعالان عرصه‌ی موسیقی جدی کشور را در برداشت. پس از این بود که اولین موضع‌گیری‌های دو نهاد یادشده علیه یکدیگر شکل گرفت و به‌دنبال آن خبر دستور ارشاد مبنی بر جمع‌آوری «ترنج» و جلوگیری از ادامه‌ی پخش آن به‌گوش رسید.

زمزمه‌هایی که از انتشار اثری از «محسن چاووشی» دیگر چهره‌ی جنجالی و در پی مجوز (!) از سوی حوزه‌ی هنری مطرح شد، بحث را جدی‌تر کرد. به‌نظر می‌رسید که حوزه، سیاست لجبازی را پیش گرفته است و با توجه به اختیاراتی که در زمان کار دولت قبلی به آن داده شده، قصد ندارد به این سادگی عقب‌نشینی کند.

اتفاق بعدی لغو عجیب‌وغریب اجرای گروه موسیقی «آژنگ» بود که قصد داشت در تالار اندیشه‌ی حوزه‌ی هنری کنسرت بدهد. مرکز موسیقی حوزه‌ی هنری علاوه بر آنکه در نشر آ