
تصنیف مرغ خوشخوان
تهران - تابستان ۱۳۸۷
آهنـگ: محمدرضا شجریان
تنظیم: مجید درخشانی
اجرا: گروه شهناز
غزل: حافظ
یوسف گمگــشــتــه بازآیـد به کـنـعـان غم مـــخـــور
کلبهی احزان شود روزی گـلـــســــتان غم مـــخـــور
ایــن دل غــمدیـده، حــالـش بـه شود دل بــد مـکـن
وین ســر شــوریـده بـاز آیـد بـه سـامـان غم مــخـور
گــر بــهــار عــمــــــر بــاشــد بــاز بــر طــرف چـمــن
چتر گل در سر کشی ای مرغ خوشخـوان غم مخور
هان مــشــو نـومـیـد چــون واقـف نـهای از سِرّ غیب
بــاشـــد انـدر پــرده بــازیهــای پـنـهـان، غم مـخور
در بـیـابـان گـر بـه شــوق کـعـبـه خـواهـی زد قــدم
ســرزنــشهــا گــر کـنــد خـار مـغـیـلان غـــم مـخور
![]()
| دانــلــود |
حجم فایـل: ۱۴ مگابایت
مدت: ۷:۲۰

» این کلیپ تصویری توسط شرکت فرهنگی - هنری دلآواز، در فضای اینترنت منتشر شده است و این وبلاگ مسؤولیتی در ارتباط با نحوه و چرایی آن ندارد. اسامی هنرمندان گروه «شهناز» و توضیحات اثر در این کلیپ توسط وبسایت «شجریانیها» اضافه گردیده است.
» این پست بهطور مشترک در وبسایت شجریانیها - دوستداران استاد محمدرضا شجریان منتشر شده است.
ظهر دیروز، تصنیف تازهای از استاد محمدرضا شجریان، ساختهی کیوان ساکت با شعری از هوشنگ ابتهاج در فضای مجازی منتشر شد که از همان ابتدا انتشار آن مشکوک مینمود؛ چه اگر تصنیف «زبان آتش» به این شیوه منتشر شد، با نظر و اعلام قبلی استاد شجریان بود و ایشان چند روز پیش از انتشار گسترده، در گفتوگویی با خبرگزاری مهر نوید آن را داده بودند؛ اما داستان این تصنیف متفاوت بود. هنوز مشخص نیست این اثر از چه طریقی، با شیطنت چه افرادی و به چه منظوری در فضای بیدر و پیکر اینترنت پخش شده است.
اما چند ساعت پس از انتشار سرود «آزادی» و در زمانی که متأسفانه فایل صوتی آن در سطح گسترده و غیرقابل کنترل پخش شده بود، اطلاعیهی زیر از جانب استاد شجریان در سایت شرکت دلآواز قرار گرفت:
![]()
سرود آزادی، سرودهی هوشنگ ابتهاج که قبلاً توسط اینجانب، محمدرضا شجریان اجرا شده، فقط دو کپی داشته که یکی نزد خودم و دیگری نزد آهنگساز آن، آقای کیوان ساکت بوده و قصد و برنامهای برای انتشار آن نداشتم.
امروز مطلع شدم این اثر خصوصی از طریق وبلاگی منتشر گردیده و در اختیار سایتها و وبلاگها قرار داده شده است.
تأکید میکنم هر سایت و وبلاگی که آن را بهکار گیرد، تحت پیگرد مراجع قانونی قرار خواهد گرفت.
محمدرضا شجریان
برلین، ۱۵ سپتامبر ۲۰۰۹![]()
بر این اساس انتظار میرود سایتها و وبلاگهایی که این تصنیف را منتشر کردهاند، به خواست صریح استاد احترام گذارند و دیگر وبگاهها هم از پخش این تصنیف خودداری نمایند.
در همین زمینه: قدردانی استاد محمدرضا شجریان از فعالان متعهد فضای مجازی (شجریانیها)

تصنیف رزم مشترک
کنسرت محمدرضا شجریان و گروه شهناز
در فیلارمونی شهر کلـن - ۱۴ شهریور ۸۸
آواز
محمدرضا شجریان
آهنگ
پرویز مشکاتیان
تنظیم
مجید درخشانی
کلام
برزین آذرمهر
![]()
| دانــلــود |
حجم فایل: ۱۰ مگابایت
هر چه زمان میگذرد، بیش از پیش عظمت انسان والایی چون شجریان نمایان میشود. شجریان انسانی است بزرگوار. آنقدر بزرگوار که با وجود هجوم سیل ناملایمات از طرف بدخواهانش، همچنان متانت خویش را حفظ کرد و اجازه نداد که او را در خیمهشببازی سیاست، سیاه کنند. او هرگز از آرمان همیشگی خود که همانا پیوند با مردم این مرز و بوم است عقب ننشست. هر چند شجریان این بار بیش از همیشه مظلوم واقع شد و بیش از همیشه ناجوانمردانه بر او تاختند و زهدفروشانی، سالوسوار لقب «وطنفروش» و «مزدور» و هر چه سزاوار خودشان بود، به او نسبت دادند؛ اما او فراتر از این کینهتوزیها و غرضورزیها، از انسانیت گفت و بهسان آنان که جواب گلوله را با گل میدادند، بیمهری را مهربانانه پاسخ گفت و با «زبان دل» پاسخ آنانی را داد که با «زبان آتش و آهن» با او سخن راندند؛ با زبان دلی لبریز از مهر.
شجریان که همواره حرف دل مردم را با صدای آسمانیاش فریاد زده است، این بار هم حرفی زیبا زده و البته زیبا حرف زده است. تصنیف «زبان آتش» از زبان روشن و پاک زندهیاد فریدون مشیری، شأن والای جان انسانی را میسراید، که با ابزاری خونبار، ناهنجار و آتشبار به نام تفنگ، به بازی گرفته میشود. انسانهایی که وجدانشان به خواب رفته، و فراموش کردهاند که حتی حق را نیز نباید با زور این زبان نافهمِ آتشبار جست. زبان دل شجریان، برادروار، نامهربانان را به مهرورزی فرامیخواند و امیدوار است فروغ آدمیت راه در قلب اینان بگشاید و این دیو انسانکش از جسم آنان برون آید. بیگمان این تصنیف یکی از کارهای جاودانهی استاد شجریان خواهد شد. تصنیفی فراتر از هر دوران و فراتر از هر دستهبندی سیاسی. این تصنیف، اثری است که نه تنها نامهربانان امروز، بلکه همهی آنانی را که در تمام دنیا و در تمام زمانها به زبان زور میاندیشند، مخاطب قرار میدهد. باید به هنر این سرزمین و به هنرمندان اصیل آن افتخار کنیم که حتی در کابوس این شبهای سیاه، اینچنین رویای سپید و روشنی برای خفتگان به ارمغان میآورند.
در پایان مایلم نظری را دربارهی نام این تصنیف بیان کنم. گمان میکنم بهتر باشد این تصنیف را «زبان دل» بنامیم نه زبان آتش، چرا که این شعر، حرف دل استاد و حرف دل ماست. و صد البته حرف دل هر انسان آزاده و نیکسرشت این است که: تفنگت را زمین بگذار...
آهنگ و آواز: محمدرضا شجریان
تنظیــم: مجید درخشانی
شعــر: فریدون مشیری
![]()
| دانــلــود |
حجم فایل: ۱۱.۴ مگابایت
کیفیت: 192kbps
تفنگت را زمین بگذار
که من بیزارم از دیدار این خونبار ناهنجار
تفنگِ دست تو یعنی زبان آتش و آهن
من اما پیش این اهریمنی ابزار بنیانکن
ندارم جز زبان دل، دلی لبریز از مهر تو
ای با دوستی دشمن
زبان آتش و آهن
زبان خشم و خونریزیست
زبان قهر چنگیزیست
بیا، بنشین، بگو، بشنو سخن، شاید
فروغ آدمیت راه در قلب تو بگشاید
برادر! گر که میخوانی مرا، بنشین برادروار
تفنگت را زمین بگذار
تفنگت را زمین بگذار تا از جسم تو
این دیو انسانکش برون آید
تو از آیین انسانی چه میدانی؟
اگر جان را خدا دادهست
چرا باید تو بستانی؟
چرا باید که با یک لحظهی غفلت، این برادر را
به خاک و خون بغلتانی؟
گرفتم در همه احوال حقگویی و حقجویی
و حق با توست
ولی حق را، برادر جان
به زور این زبان نافهم آتشبار
نباید جست...
اگر این بار شد وجدان خوابآلودهات بیدار
تفنگت را زمین بگذار...
پینوشت: اگر سرعت اینترنتتان پایین است میتوانید این تصنیف را با کیفیت 128kbps از اینجا و با کیفیت 48kbps از اینجا دانلود کنید.













