تبليغاتX
همایون شجریان
» یکشنبه سی ام تیر 1387، ساعت 22:30

تصویر جلد DVD کنسرت استاد شجریان و گروه آوا (مردادماه ۸۶)مجموعه‌ی تصویری کنسرت «محمدرضا شجریان» و گروه آوا که تابستان گذشته در تالار بزرگ کشور برگزار شد، به‌صورت DVD منتشر شده و از روز دوم مرداد، از سوی مؤسسه‌ی دل‌آواز در فروشگاه‌های محصولات فرهنگی عرضه خواهد شد.

این مجموعه توسط «محمدرضا هنرمند»، کارگردان برجسته و شناخته‌شده‌ی‌ سینما و تئاتر کارگردانی شده و هر دو بخش کنسرت سال گذشته‌ی گروه آوا را شامل می‌شود. در بخش اول که «سخن عشق» نام دارد قطعاتی از ساخته‌های «محمدرضا شجریان» و «مجید درخشانی» بر اساس اشعاری از سعدی اجرا شده است. در بخش دوم که «غوغای عشقبازان» نام‌گذاری شده، قطعاتی از محمدرضا شجریان و «سعید فرجپوری» روی اشعاری از سعدی به اجرا درآمده است.

در اجرای سال گذشته‌ی گروه آوا، مجید درخشانی (تار)، «محمد فیروزی» (عود)، سعید فرجپوری (کمانچه)، «همایون شجریان» (تنبک و آواز) و «حسین رضایی‌نیا» (دف و دایره) محمدرضا شجریان را همراهی کرده‌اند. این مجموعه در روز دوم مردادماه از سوی مؤسسه‌ی دل‌آواز توزیع خواهد شد.

منبع: دل‌آواز +


این مطلب را به «بالاترین» بفرستید | این مطلب را به «دنباله» بفرستید | این مطلب را به «Del.icio.us» بفرستید | این مطلب را به «Digg» بفرستید | بالای صفحه | دسته: خــبــر | نویسنده: سهند سلطاندوست | لینک ثابت |

» جمعه بیست و هشتم تیر 1387، ساعت 19:30

به‌منظور تسهیل در تهیه‌ی بلیت و توزیع وسیع‌تر، فروش بلیت کنسرت همایون شجریان و گروه «دستان» از روز اول مردادماه و تنها از طریق سایت فروش بلیت‌های کنسرت [www.shajarianconcert.com] آغاز خواهد شد و پرداخت هزینه‌ی بلیت‌ها تنها به‌صورت اینترنتی (Online) انجام می‌شود. از آنجا که کلیه‌ی مراحل فروش بلیت به‌صورت آنلاین برنامه‌ریزی شده، متن راهنمای زیر برای آشنایی بیشتر شما عزیزان و کاهش مشکلات در زمان خرید بلیت تهیه شده است. خواهشمند است متن راهنما را در «ادامه‌ی مطلب» خوانده و موارد لازم را انجام دهید...


ادامه‌ی مطلب

این مطلب را به «بالاترین» بفرستید | این مطلب را به «دنباله» بفرستید | این مطلب را به «Del.icio.us» بفرستید | این مطلب را به «Digg» بفرستید | بالای صفحه | دسته: خــبــر | نویسنده: سهند سلطاندوست | لینک ثابت |

» سه شنبه بیست و پنجم تیر 1387، ساعت 17:0

عکس‌ها: خبرگزاری ایسنا (آرش خاموشی)

ردیف

منبع عکاس

تعداد

۱

خبرگزاری فارس حمید هرسی

۹

۲

خبرگزاری مهر آذین زنجانی

۵

۳

خبرگزاری ایسنا آرش خاموشی

۱۸

۴

خبرگزاری ایسکا سیدوحید حسینی

۱۰

۵

پایگاه خبری فرهنگ و آهنگ تهمینه منزوی

۱۲

۶

خبرگزاری موج علیرضا سلطانی

۱۲

۷

خانه‌ی هنرمندان کیان امانی

۱۶

۸

باشگاه خبرنگاران جوان مهدیه بزرگی

۱۳

۹

شبکه‌ی خبری برنا حمید سعیدی

۲۱

۱۰

دل‌آواز -

۹

برای مشاهده‌ی لینک دریافت این مجموعه به «ادامه‌ی مطلب» مراجعه فرمایید...


ادامه‌ی مطلب

این مطلب را به «بالاترین» بفرستید | این مطلب را به «دنباله» بفرستید | این مطلب را به «Del.icio.us» بفرستید | این مطلب را به «Digg» بفرستید | بالای صفحه | دسته: عکس | نویسنده: سهند سلطاندوست | لینک ثابت |

» دوشنبه بیست و چهارم تیر 1387، ساعت 17:0

عکس: خبرگزاری فارس

همايون شجريان به‌همراه گروه «دستان» نخستين كنسرت مستقلش را در ايران و در تالار بزرگ كشور اجرا می‌كند. بر همین اساس و بنا بر برنامه‌ی اعلام‌شده، صبح امروز نشستی در خانه‌ی هنرمندان ایران برگزار شد تا همايون شجريان به‌همراه سعيد فرجپوری، كمانچه‌نواز گروه دستان، حسين بهروزی‌نيا، نوازنده‌ی بربت گروه دستان و محمدعلی رفيعی، مدير برگزاری كنسرت‌های شركت دل‌آواز، برنامه‌هايشان را تشريح كنند.

برای مطالعه‌ی متن کامل این گزارش به ادامه‌ی مطلب مراجعه فرمایید...


ادامه‌ی مطلب

این مطلب را به «بالاترین» بفرستید | این مطلب را به «دنباله» بفرستید | این مطلب را به «Del.icio.us» بفرستید | این مطلب را به «Digg» بفرستید | بالای صفحه | دسته: خــبــر | نویسنده: سهند سلطاندوست | لینک ثابت |

» یکشنبه بیست و سوم تیر 1387، ساعت 1:15


دل‌آواز اعلام کرد
اول مرداد ؛ زمان فروش آنلاین بلیت کنسرت همایون شجریان و گروه دستان


در آينده‌يی نزديک، همراه گروه دستان و با آهنگسازی حميد متبسم
همايون شجريان اپـــرت می‌خواند

جهت مطالعه‌ی کامل این دو خبر به «ادامه‌ی مطلب» مراجعه فرمایید...


ادامه‌ی مطلب

این مطلب را به «بالاترین» بفرستید | این مطلب را به «دنباله» بفرستید | این مطلب را به «Del.icio.us» بفرستید | این مطلب را به «Digg» بفرستید | بالای صفحه | دسته: خــبــر | نویسنده: سهند سلطاندوست | لینک ثابت |

» سه شنبه هجدهم تیر 1387، ساعت 11:0

عکس: حسین کاویانپور - استکهلم

«بیان و لحن مستقل» در اینجا، به این معنی است که یک شاگرد و رهرو هنر، پس از مرحله‌ی آموزش و تقلید، بدان توانمندی رسیده باشد که از خلاقیت درونی خویش بهره جسته و در یک کلام، خودش باشد و حرف خود را بزند. چنین مرام و طرز تفکری، سرچشمه‌ی شکوفایی‌ها و ابداعات فراوانی برای هنر و هنرمندان خواهد شد. یک هنرمند واقعی و تمام‌عیار همچون عصاره‌ای است از جمیع نقاط قوت و نکته‌های مثبت و لطیفی که در رشته‌ی تخصصی وی قرار دارد.

البته افرادی که به‌طور خاص، صرفاً در یک زمینه‌ی مشخص فعالیت کرده و مسیر کارشان به‌گونه‌ای‌ست که لازم است مثلاً برای حفظ یک اثر تاریخی و جلوگیری از نابودی آن، دقیقاً عین همان‌را اجرا نمایند و مسائلی از این قبیل ؛ کار ارزشمند آنها از مبحث طرح‌شده در این نوشتار جدا می‌باشد. منظور ما هنرمندانی هستند که در مسیری کلی و همه‌جانبه فعالیت نموده و آثار بر جای‌مانده از آنان گواه این مرام هنری می‌باشد.

با پیگیری خط هنری در آثار و فعالیت‌های همایون شجریان، در می‌یابیم که او خود را در ابتدای این راه قرار داده است. وی هر چند که به‌طور طبیعی، هنوز متأثر از سبک و سیاق آوازی پدر (و استاد خویش) می‌باشد؛ اما نسبت به بسیاری دیگر از هم‌قطارهای خویش استقلالی فزون‌تر و جرئتی بیشتر در دستیابی به لحن ویژه و مستقل موسیقایی به‌خرج داده است. هر چند که برخی رسانه‌ها سعی در به‌سادگی عبور کردن و کم‌رنگ نمودن این موفقیت وی داشته، و شباهت ژنتیک صدای همایون به پدر خویش را به «دنباله رویِ صرف» نسبت می‌دهند! و همایون هم از روی تواضع به این حواشی توجهی ننموده و پاسخی نمی‌دهد. اما ما در این مقاله برآنیم با واکاوی مسیری که تا به‌حال همایون شجریان طی نموده، خلاف این مدعا را ثابت نماییم. و از یک سو، هم به طرح مباحث بنیادین گریزی می‌زنیم و هم به واقعیت سیاق هنری همایون اشارتی خواهیم نمود.

همایون شجریان سعی نموده که در عرصه‌ی خوانندگی به بیان ویژه و لحن مختص به خویش برسد و صدای پخته و دلنشین او تمبر شنیداری خود را داشته باشد. در شرایطی که در حدود دو-سه دهه‌ی اخیر بسیاری از صاحب‌نظران، یکی از مسائل اصلی در زمینه‌ی آسیب‌شناسی آواز ایرانی را مسئله‌ی تقلید صرف و تک‌بعدی بودن شیوه‌ی آوازخوانی عنوان و ارزیابی نموده‌اند؛ در نتیجه همین که خواننده‌ای این شهامت را داشته باشد که در فعالیت‌های خویش، راهی مستقل (ولو همراه با آزمون و خطا) را در پیش گیرد، کاری بجا و حرکتی در خور تقدیر را انجام داده است.

گزیده‌ی مقاله

از جمله خوانندگان نسل جوان که تا حدودی در این مسیر در حال پیشروی هستند، «مرتضی فلاحتی» (خواننده‌ی گروه استاد ذوالفنون)، محمد معتمدی (خواننده‌ی گروه شیدا) و همایون شجریان می‌باشند. در مورد همایون باید گفت که وی در میان شاگردان محمدرضا شجریان، از جمله معدود کسانی بوده که به‌سمت رسیدن به لحن مستقل حرکت نموده است.

البته این مقوله فقط در خوانندگی وی خلاصه نمی‌شود؛ بلکه چنین طرز فکری را در تنبک‌نوازی‌های همایون نیز می‌توان مشاهده نمود. او تنبک را با بهره‌مندی از همه‌ی شیوه‌های موجود در این عرصه و در نهایت با نوای مختص به خویش (که نشئت‌گرفته از ذهنیت درونی و استمداد از سرپنجه‌های خوش‌نوازش می‌باشد) به‌زیبایی و با لحن خاص خویش می‌نوازد.

مهم‌تر از موارد فوق، در مورد همایون آنچه که به‌زعم نویسنده از اهمیت بالاتری برخوردار می‌باشد، جهت‌گیری‌هایی است که در چهار-پنج سال اخیر (یعنی پس از ارائه‌ی اولین آثار مستقل) از سوی وی صورت گرفته است. این جوان خوش‌آتیه در پنج آلبومی که به‌صورت مستقل منتشر گردانید، در هر کدام از این آثار، مسیری خاص و فرمی متفاوت با همدیگر را ارئه نمود. بدین ترتیب و به گفته‌ی خودش، از پایبندی و اکتفا نمودن به یک فرم واحد و مشخص اجتناب نموده است.

مع‌هذا درست در همین نقطه است که باید اشاره نماییم، همایون شجریان اکنون در مرحله‌ای مهم قرار گرفته است. بررسی خط سیر کلی حرکت او در عرصه‌ی هنر موسیقی، از انتشار اولین آلبوم مستقل گرفته تا کارهای بعدی و از همکاری‌هایش با استاد محمدرضا درویشی در گروه عبدالقادر مراغه‌ای و علاقه نشان دادن به فعالیت‌های فرهنگی و احیای گنجینه‌های تاریخی این سرزمین گرفته، تا انجام اولین کنسرت مستقل با گروه دستان در زمستان سال گذشته ؛ همه‌ی این فعالیت‌ها به‌صورت کلی، چه از لحاظ جهت‌گیری‌های دقیق و حساب‌شده و چه از لحاظ نزدیک و نزدیک‌تر شدن به لحن مستقل و تمبر خاص شنیداری، از کیفیتی دل‌پذیر و سیری روشن و امیدوارکننده برخوردار بوده است.

و اما اینکه عرض نمودیم «مرحله‌ی مهم و خطیر» بدان دلیل که باید توجه داشت هر چند حرکت در مسیر خلاقیت، نوآوری و شجاعت، در فعالیت‌های مستقل به‌همراه دوری جستن از در افتادن در حصار تکرار و تقلید، امری بجا و مورد تأیید همگان می‌باشد؛ اما اصرار بر رهایی صد در صد از تجربیات تاریخی گذشتگان و پافشاری بر نوآوری‌های شتابزده برای رهایی از حصار فرض‌شده‌ی ذهنی و احتمالی نیز، ممکن است به‌طور ناخواسته یک حصار جدید و تازه را برای هنرمند به‌وجود بیاورد. (به‌طوری که برخی از اهل نوآوری را در سال‌های دور و نزدیک می‌توان در این حیطه مشاهده نمود).

این است که عرض نمودیم این مرحله از اهمیت خاصی برخوردار می‌باشد. و البته با هوش و فراستی که تا به‌حال در روند حرکت همایون شجریان مشاهده کرده‌ایم، باور داریم که او به لطف حق از این برهه نیز با موفقیت عبور خواهد نمود...

 


این مطلب را به «بالاترین» بفرستید | این مطلب را به «دنباله» بفرستید | این مطلب را به «Del.icio.us» بفرستید | این مطلب را به «Digg» بفرستید | بالای صفحه | دسته: مــقالــه | نویسنده: ع. کتولی | لینک ثابت |

» جمعه چهاردهم تیر 1387، ساعت 3:30

عکس: خبرگزاری مهر

در هفته‌ای که گذشت، کنسرت هفت‌شبه‌ی استاد محمدرضا شجریان و گروه «شهناز» به‌سرپرستی مجید درخشانی در تالار وزارت کشور پایان یافت. کنسرت «شجریان» همواره یک اتفاق مهم در صحنه‌ی فرهنگی – هنری کشور بوده و به‌همین علت تمرکز مردم و رسانه‌ها را به‌گونه‌ی بی‌نظیری به خود معطوف می‌سازد. هم از این‌روست که همیشه در حین شب‌های اجرا، پس از خاتمه‌ی کنسرت و حتی پیش از آن، دیدگاه‌های متنوع و ارزیابی‌های مثبت و منفی گوناگونی پیرامون آن مطرح می‌شود.

در این نوشتار قصد دارم به انتقادات ریز و درشتی بپردازم که در این مدت، از سوی عوامل مختلف مطرح شد؛ از شنونده‌های عادی کنسرت و علاقه‌مندان متعصب گرفته تا کارشناسانی که در روزنامه‌ها، سایت‌ها و وبلاگ‌ها فعالیت می‌کنند. امید است که مورد توجه شما قرار گیرد. از شما خواننده‌ی محترم دعوت می‌کنم، تا پایان این مقاله را مطالعه فرموده و مرا نیز از نظرات ارزشمند خود بی‌نصیب نگذارید.

در چند سال اخیر، یکی از انتقادات متوجه شجریان، این بوده که چرا استاد با تعداد محدودی نوازنده و در قالب گروه‌های سه - چهار نفره فعالیت می‌کند؟ چرا ارکستر بزرگ‌تر و کامل‌تری تشکیل نمی‌دهد و چرا از تمامی ظرفیت‌های سازی موسیقی‌مان بهره نمی‌برد؟ چرا سنتور اضافه نمی‌کند؟ چرا نی نمی‌آورد؟ و «چرا»های دیگر... به‌عنوان نمونه ارجاع می‌دهم به گفت‌وگوی روزنامه‌ی «اعتماد ملی» با شجریان پس از کنسرت مردادماه ٨۶ که خبرنگار پرسیده بود «چرا گروه خود را توسعه نمی‌دهید، چرا از سازهای بیشتر استفاده نمی‌کنید؟» که استاد در جواب، مشکلات عدیده‌ی جمع و جور کردن گروه‌های بزرگ، محدودیت در تعداد نوازندگان کنسرت‌های خارج از کشور، مشقات هماهنگی نوازندگان و دردسر کوک برخی سازها چون سنتور را به‌عنوان دلایل این امر برشمرد. [نقل به مضمون]

امسال شاید شجریان می‌خواست با انتخاب گروه «شهناز» به‌نوعی پاسخ این انتقاد را نیز داده باشد. شجریان پس از مدت‌ها ـ چیزی قریب ١٠ سال ـ سازهایی نظیر سنتور، نی، غژک و رباب را وارد ارکستر همراه خود کرد تا ضمن ایجاد تنوع و جلب طیف گسترده‌تری از سلیقه‌ها، نشان دهد همچنان توانایی و انگیزه‌ی کار با گروه‌هایی با تعداد بالای نوازندگان را داراست. غافل از اینکه منتقدان و خرده‌گیران همیشگی را نمی‌توان به این سادگی‌ها از مواضع خود عقب راند.

پیشتر گفته می‌شد شجریان باید با بالا بردن تعداد سازها (کمیت)، حجم صدادهی ارکستر و به‌تبع آن، کیفیت موسیقی سازی را بهبود بخشد. حالا می‌شنویم که برخی به شلوغ بودن گروه (!) ایراد می‌گیرند و سؤالاتی از این قبیل مطرح می‌کنند که «دو کمانچه و دو قیچک در کنار هم به چه کار می‌آیند؟» یا «چه لزومی دارد با وجود یک تار و یک تارباس، نوازنده‌ی تار دیگری هم در گروه بنوازد؟» یا حتی برخی حضور مژگان شجریان و ساز سه‌تار را نمی‌پسندند، به این دلیل که توانایی و صدادهی سه‌تار را در مقایسه با تار ناچیز می‌انگارند.

گزیده‌ی مقاله - بند اول

البته بحث حفظ تعادل درست و منطقی، بین سازهای آرشه‌ای، مضرابی و کوبه‌ای کاملاً به‌جاست ؛ اما وجود شش ساز مضرابی (٢ تار، بم‌تار / رباب، سه‌تار، بربت و سنتور)، چهار ساز آرشه‌ای (دو کمانچه، یک قیچک و یک قیچک‌باس) و دو ساز کوبه‌ای (تنبک و دف) به‌همراه نی، از لحاظ سازبندی و حداقل روی کاغذ کاملاً منطقی و حساب‌شده است. بنابراین به‌عقیده‌ی نگارنده، بحث تعادل در سازبندی گروه «شهناز» تا حد قابل‌قبولی رعایت شده بود و اگر امکانات صدابرداری اندکی بهتر بود، قطعاً صدای بهتری از ساز همین نفرات شنیده می‌شد.

در عمل اما، صدابرداری (با آنکه توسط یکی از صدابرداران با تجربه و مورداعتماد شجریان، ریموند موسسیان انجام شد) یاری نکرد. به‌گونه‌ای که در اکثر شب‌ها به‌ویژه شب‌های نخست، صدای خوبی از تار و سه‌تار گرفته نشده بود و در عوض صدای دف و دایره، بسیار بالاتر از آن چیزی بود که می‌طلبید. به‌عنوان مثال، در بخش اول شب پنجم اجرا، به‌سختی و با دقت فراوان می‌شد صدای ساز مژگان شجریان را تشخیص داد!

طرفه آنکه برخی با اشاره به برگزاری کنسرت «همنوا با بم» و کنسرت سال ۸۴ در همین تالار وزارت کشور، می‌گویند مگر این کنسرت‌ها در همین سالن با تمام مشکلات آکوستیکی‌اش برگزار نشد؛ چرا آن‌موقع صدابرداری مشکلی نداشت؟! اما گویا این دوستان فراموش کرده‌اند که آن اجراها با حضور تنها سه ساز بود و اجرای امسال با سیزده ساز! صدابرداری از اجرای یک گروه جمع‌وجور به‌مراتب بی‌دردسرتر است. وقتی پای سازهایی با حجم بالای صدا مانند قیچک‌باس وسط می‌آید، حفظ تعادل در صدابرداری دشوار می‌شود. اینجاست که مشکلات سخت‌افزاری رخ می‌نماید و متقاعد می‌شویم که تالار کشور، نهایتاً به‌کار همان اجلاس‌های رسمی و سخنرانی مقامات کشوری می‌آید نه کنسرت موسیقی سنتی.

در روایات داریم: «کأنَّ إرضاءَ الناسِّ غایةٌ لاتُدْرَکُ: گویا خشنودی همه، هدفی‌ست که هرگز محقق نمی‌شود.»
به این قضیه بسیار پرداخته شده و در همه‌ی عرصه‌ها و همه‌جای این کره‌ی خاکی به آن برمی‌خوریم. در فرهنگ و اخلاق ما ایرانیان اما این مسئله نمود بسیار بارزتری دارد. فرض بفرمایید می‌خواهیم یک سری بازیکن به تیم ملی فوتبال‌مان دعوت کنیم. مربی نگون‌بخت می‌ماند چه کند؟! اگر بازیکنان باتجربه و به‌قولی پیر و پاتال را دعوت کند، صدای منتقدان در می‌آید که این فسیل‌ها دیگر به کارمان نمی‌آیند و باید به جوان‌ها میدان بدهیم. باید آینده‌سازی کنیم و به‌فکر ١٠ سال بعد تیم ملی‌مان هم باشیم. حالا چنانچه مربی از جوانان استفاده کند و نتیجه نگیرد؛ همان‌هایی که در کوس جوانگرایی می‌دمیدند، رنگ عوض کرده و چنین جملاتی از ناحیه‌شان صادر می‌شود: «آقا! بازی ملی که جای تجربه‌اندوزی و آزمون و خطا نیست!» و اینجاست که مربی به‌ناچار برای اینکه همه‌ی سلیقه‌ها را جواب دهد، از یک فرمول من‌درآوردی به اسم «تلفیق جوان‌ها و باتجربه‌ها» کمک می‌گیرد!

حالا چیزی شبیه به همین داستان در موسیقی‌مان رخ می‌دهد، می‌پرسید چگونه؟ ... یکی از انتظاراتی که مردم، کارشناسان و اصحاب رسانه، از اساتید بنام و خوش‌سابقه‌ی موسیقی دارند، این است که تا حد توان، پر و بال جوان‌های مستعد را بگیرند و به آن‌ها بها دهند. همواره این توقع از اساتیدی چون علیزاده، لطفی، مشکاتیان و شجریان وجود داشته که داشته‌های خود را منتقل کنند و به نوازندگان جوان مجالی دهند تا زیر سایه‌شان رشد کنند و پرورش یابند.

پارسال حسین علیزاده با گروه «هم‌آوایان» و پرویز مشکاتیان با گروه جوان‌شده‌ی «عارف» چنین اقدامی را صورت دادند. اردیبهشت امسال هم، محمدرضا لطفی با گروه‌های سه‌گانه‌ی «شیدا» و با جوانانی که پیشتر خیلی کم نامی از آنها شنیده بودیم، روی صحنه آمد. لطفی به‌واسطه‌ی این اقدام شایسته یعنی پرورش و سامان‌دهی نوازندگان جوان ـ که با تبلیغات گسترده‌ی فرهنگی هم صورت گرفت ـ به‌حق مورد تقدیر اهل موسیقی و رسانه‌ها قرار گرفت. ضعف‌های کار هم تحت‌الشعاع حرکت مثبت لطفی گم شد و در مجموع خاطره‌ای خوش و نقطه‌ای روشن، در کارنامه‌ی هنری پربار وی، بر جای ماند.

گزیده‌ی مقاله - بند دوم

داستان شجریان اما همیشه از همگان جدا بوده است. استاد قبل از کنسرت با پیش‌داوری‌های عجولانه و پس از آن با قضاوت‌های بعضاً مغرضانه‌ی برخی منتقدان مواجه گردید. همان منتقدانی که جوانگرایی لطفی و علیزاده را پسندیده بودند، حالا معتقدند در شأن شجریان نیست که با گروهی جوان و با نوازندگان بی‌نام‌ونشان کار کند. آنها که هنوز رؤیای بازسازی گروه اساتید را در سر دارند، سرسختانه شجریان را بابت کار با گروه کم‌تجربه‌ی شهناز مؤاخذه می‌کنند و بر آن‌اند که استاد نباید اعتبار خود را به بازی بگیرد!

در این بین برای نگارنده روشن نیست که بالاخره انتظار اهالی موسیقی از هنرمند شماره‌ی یک‌شان چیست؟ آموزش، جوانگرایی و انتقال تجارب یا بازسازی و تلاش برای تکرار شاهکارهای به تاریخ‌پیوسته؟!

شجریان در گفت‌وگوهای اخیر، بارها و به‌صراحت عنوان کرده که در عین حفظ دوستی و تعامل دائمی با هنرمندان هم‌دوره‌اش، لزومی به همکاری مجدد با آنها نمی‌بیند. استاد معتقد است که هر کاری، حال و هوای خاص خود را می‌طلبد و تضمینی نیست که گردهم‌آیی اساتید بزرگ، مساوی تکرار شاهکارهای گذشته باشد. برخی اما هم‌چنان مصرّند که به هر قیمتی، یاران دیروز که امروز هر یک راهی مستقل در پیش گرفته‌اند، دور هم جمع شوند و خاطرات را زنده کنند! بی‌توجه به اینکه به‌قول «بهمن رجبی» هر اثری را باید در ظرف زمان و مکان خودش ریخت و بررسی کرد.

در همین زمینه: بررسی همکاری استاد شجریان با گروه جوان «شهناز» | علی میرزایی (شجریانی‌ها)

یکی دیگر از انتقاداتی که در ایام برگزاری کنسرت، به‌ویژه از سوی مخاطبان مطرح شد، پیرامون سطح تک‌نوازی نوازندگان و همچنین کیفیت جواب‌آوازها بود. در این رپرتوار، رادمان توکلی (نوازنده‌ی دوم تار)، کاوه معتمدیان (نوازنده‌ی دوم کمانچه) و همچنین رباب، بم‌تار و قیچک‌ها تکنوازی نداشتند. تنها سولیست‌های گروه، مجید درخشانی، رامین صفایی، سینا جهان‌آبادی و شاهو عندلیبی بودند. در ضمن مدت اجرای سولوی دف، تنبک و سه‌تار هم در حدی نبود که قابل بررسی یا انتقاد باشد.

درست است که درخشانی از لحاظ تکنیک نوازندگی، چیره‌دستی، سبک و حس ساز زدن و همچنین توانایی در بداهه‌نوازی، نسبت به اساتید مسلمی چون علیزاده و لطفی در سطح پایین‌تری قرار می‌گیرد؛ اما این اختلاف آن‌قدرها عمیق و محسوس نیست که یک شنونده‌ی عادی موسیقی هم بخواهد بابت آن تأسف بخورد. توجه به این مسئله لازم است که درخشانی در چند سال اخیر با تعدادی از همین نوازندگان در قالب گروه منسجم «خورشید» موفق‌ترین اجراها را به‌روی صحنه برده و پس از بازگشت از آلمان، تلاش‌ها و فعالیت‌های خستگی‌ناپذیری داشته است. درخشانی در آهنگسازی صاحب‌سبک بوده و چه در این کنسرت، چه در کارهای گروه خورشید که در آلبوم‌هایی مانند «فصل باران» و «آسمانه» شنیده‌ایم، خلاق عمل می‌کند. شاید گاهی اوقات توانایی‌های فنی درخشانی، در سایه‌ی اخلاق و منش‌اش که بسیار افتاده، متواضع و خاکی است، نادیده گرفته می‌شود.

نمایش رامین صفایی، نوازنده‌ی سنتور هم بسیار تمیز و کاملاً قابل‌دفاع بود. او هنرآموخته‌ی مکتب استاد فرامرز پایور است که اگر نگوییم بهترین، بی‌تردید یکی از برترین‌های عرصه‌ی آموزش موسیقی‌ست. سطح نوازندگی صفایی، به‌مرور در طول شب‌های کنسرت ارتقا یافت. به‌گونه‌ای که مضراب‌های محکم و شمرده و صدای زلالی که او در شب پنجم از سیم‌های سفید سنتورش بیرون می‌کشید قابل‌قیاس با اجرای شب دوم نبود. تک‌نوازی او گرچه کوتاه، اما بسیار تأثیرگذار و نمایان‌گر تسلط کامل او بر سنتورنوازی بود. در ضمن نباید فراموش کنیم که آنسامبل‌های این‌چنینی، محل تک‌نوازی‌های طولانی و بداهه‌نوازی‌های آنچنانی نیست و یک گروه‌نوازی منسجم، پرقدرت و تمیز در اولویت قرار دارد.

گزیده‌ی مقاله - بند سوم

سینا جهان‌آبادی هم با آنکه جوان است؛ اما هرگز نوازنده‌ی کم‌تجربه‌ای به‌شمار نمی‌آید. او سابقه‌ی همکاری با شجریان در کنسرت اصفهان را در کارنامه دارد و یکی از همراهان همیشگی پسر استاد در آلبوم‌هایش بوده است. جهان‌آبادی که سال‌ها عضو ارکستر صداوسیما بوده، دستی هم در آهنگسازی دارد و در طول یک سال کاری، نام او بر جلد بسیاری از آثار موسیقی به‌چشم می‌خورد. تک‌نوازی جهان‌آبادی به‌دور از خودنمایی‌های رایج بود ؛ اما پیچیدگی خاصی هم نداشت. در واقع کمانچه‌ی او چیز جدید یا خارق‌العاده‌ای ارائه نداد. ولی گمان می‌کنم انتقادات بی‌رحمانه از طرز تفکری ناشی می‌شود که قصد مقایسه‌ی کیهان کلهر یا سعید فرجپوری را با نوازنده‌ای مثل سینا جهان‌آبادی دارد. اساساً عاقلانه نیست که همان توقعاتی که از فرجپوری با سابقه‌ی بیش از ٢٠ سال فعالیت مستمر موسیقایی داریم، از جهان‌آبادی جوان هم داشته باشیم.

متأسفانه سطح انتظارات از شجریان آن‌قدر بالاست که حتی نوازندگانی که در کنار او قرار می‌گیرند را با سخت‌گیری نامعقولی مواجه می‌سازد. این ساده‌انگارانه است که از شاهو عندلیبی توقع داشته باشیم، با نی همان جواب آوازی را بدهد که عمویش می‌داد. انتظارات باید با توجه به جمیع جوانب و بر واقعیات منطبق باشد. همین قیاس‌های مع‌الفارق بین نوازندگان جوان و نسل قبلی‌هاست که کار را خراب می‌کند و عامل درجا زدن می‌شود.

علاوه بر آنچه تا اینجای مقاله آمد، برخی عزیزان نیز به‌گونه‌ای احساسی و متعصبانه با مسائل برخورد می‌کنند. به‌عنوان نمونه این دوست‌مان به‌واسطه‌ی علاقه‌ی قلبی و ارادت شخصی‌اش به استاد علیزاده، معتقد است کنسرت‌های «همنوا با بم» و آذر ٨٤ ار لحاظ فضا (!) چیز دیگری بودند. حالا اینکه چنین نقدی از نقطه‌نظر بار فنی در چه جایگاهی قرار می‌گیرد به کنار؛ اما توجه به چند نکته پیرامون همین مطلب ضروری می‌نماید:

نخست آنکه هر هنرمندی اعم از شاعر، نویسنده، بازیگر، فیلم‌ساز و همچنین موسیقی‌دان، ممکن است در بین خیل آثارش، یک شاهکار بیافریند. شاهکاری که هم از نظر ارزش هنری از دید منتقدان و هم از باب اقبال عوام و خواص، در جایگاه رفیعی قرار بگیرد. این شاهکار، به‌عنوان شاخص در رأس سایر آثار قرار می‌گیرد و بقیه با آن سنجیده می‌شوند و اصولاً اگر قرار باشد بی‌نهایت قله در یک سلسله‌جبال داشته باشیم، شاید اصل قله‌بودن آنها با تناقض مواجه شود. از دیدگاه راقم، رپرتوار «همنوا با بم» شجریان به‌همراه علیزاده، کلهر و همایون یک شاهکار در میان اجراهای صحنه‌ای استاد آواز ایران بود؛ بنا به دلایلی که می‌دانم می‌دانید. شرایط ویژه‌ی احساسی مردم به‌دنبال زلزله‌ی دردناک بم، مناسبت کامل قطعات برگزیده با شرایط موجود، شکستن طلسم چندین‌ساله‌ی نخواندن شجریان در ایران، همه و همه عواملی بودند که در جاودانگی این اثر در یادها، سهم داشتند.

در ثانی نواهای موسیقی اصیل، به‌سان باریکه‌ی آبی‌ست که چکه‌چکه و به‌مرور زمان ثقبه‌ای را در سنگ‌های سخت به‌وجود می‌آورد؛ اما اثر آن شگرف و ماندنی‌ست. بر خلاف موسیقی‌های عوام‌پسند یا Popular که معمولاً بیشترین جذابیت و گیرایی را در برخورد نخست دارند. مخاطب بیشترین تأثیر را در مرتبه‌ی نخست شنیدن این‌گونه کارها می‌گیرد، اما به‌مرور و با بیشتر شنیده شدن، رنگ کهنگی و زنگ تکرار بر آن می‌نشیند و فراموش می‌شود. موسیقی اصیل ایرانی اما در خلال بارها شنیده‌شدن است که روی دل و جان شنونده، بیشتر و بیشتر اثر می‌نهد. بخش اعظم «همنوا با بم» پیش از اجرای داخلی، در کاست‌های «فریاد» و «بی‌تو به‌سر نمی‌شود» شنیده شده بود و گوش‌ها و اذهان با آمادگی کامل به استقبال کنسرت رفتند.

گزیده‌ی مقاله - بند چهارم

دقیقاً به‌همین دلیل است که در نقاط دیگر دنیا، طبق یک عادت مرسوم، ابتدا آلبوم یک گروه منتشر می‌شود، سپس با فاصله‌ی زمانی چند ماه، اجرای زنده‌ی همان قطعات صورت می‌گیرد. با این ترفند، شنونده‌ای که با شنیدن اثر، تشنه‌ی دیدن اجرای زنده‌ی آن شده، با اشتیاق دوچندان به کنسرت می‌رود و حظ بسیار بیشتری می‌برد.

نکته‌ی دیگر آنکه کیفیت تصویربرداری و کارگردانی دی‌وی‌دی «همنوا با بم» در کمک به تأثیرگذاری هر چه بیشتر آن اجرا، بسیار مؤثر بوده است. باید به انتظار بنشینیم تا نسخه‌ی تصویری کنسرت‌های اخیر نیز به بازار آید تا بتوانیم قضاوت عادلانه‌تری داشته باشیم.

چیزی که در مقاله‌ی جناب سیامک قاسمی در وبلاگ «راز نو» توی ذوق می‌زند، آنکه ایشان احتمالاً به‌همان دلیل پیش‌گفته، حتی کنسرت سال ٨٤ را برتر از دو کنسرت اخیر دانسته‌اند. این در حالی‌ست که شخص استاد شجریان، در مصاحبه با «اعتماد ملی» اذعان کرده بود که در ایام برگزاری کنسرت آن سال، به‌هیچ وجه سر حال نبوده و تنها به احترام مردم روی صحنه آمده و در حقیقت آبروداری کرده است. [نقل به مضمون] ● سهند سلطاندوست

پی‌نوشت: عنوان این مقاله، از یکی از غزلیات حضرت حافظ انتخاب شده که استاد شجریان هم در تصنیف «مرغ خوشخوان» آن را اجرا کردند.


این مطلب را به «بالاترین» بفرستید | این مطلب را به «دنباله» بفرستید | این مطلب را به «Del.icio.us» بفرستید | این مطلب را به «Digg» بفرستید | بالای صفحه | دسته: مــقالــه | نویسنده: سهند سلطاندوست | لینک ثابت |

» چهارشنبه دوازدهم تیر 1387، ساعت 22:0

برای این پست دو تصنیف شنیدنی «پیام نسیم» و «باد صبا» را برای دانلود آماده کرده‌ام. بنده سعی کردم طی دو شب حضورم در کنسرت اخیر استاد شجریان، این دو تصنیف را ضبط کنم؛ اما متأسفانه به‌هیچ وجه نتوانستم این کار را با کیفیت مناسبی انجام دهم. از این رو تصمیم گرفتم نسخه‌ی اصلی و منتشرشده‌ی این دو قطعه را از آلبوم‌های قدیمی پیدا و آماده کنم تا عزیزانی که این کارها را در کنسرت و با تنظیم «مجید درخشانی» شنیده‌اند، نسخه‌ی قدیمی آن‌ها را هم بشنوند.

البته تصنیف «پیام نسیم» بسیار معروف‌تر است؛ اما «باد صبا» با توجه به قدیمی بودنش جزو آثار کمتر شنیده‌شده‌ی شجریان به‌حساب می‌آید که ممکن است برخی دوستان، آن را در گنجینه‌ی صوتی‌شان نداشته باشند. اطلاعات و لینک دانلود در «ادامه‌ی مطلب» ارائه می‌گردد.


ادامه‌ی مطلب

این مطلب را به «بالاترین» بفرستید | این مطلب را به «دنباله» بفرستید | این مطلب را به «Del.icio.us» بفرستید | این مطلب را به «Digg» بفرستید | بالای صفحه | دسته: دانلود موسیقی | نویسنده: سهند سلطاندوست | لینک ثابت |

» سه شنبه یازدهم تیر 1387، ساعت 12:56

دوست عزیز و همراه ارجمند وبلاگ، سرکار خانم «فرحناز» که در شب هفتم کنسرت استاد شجریان حاضر بودند، لطف کرده و مطلبی پیرامون آن برایم ارسال کرده‌اند. در انتهای این شبه‌گزارش، از حواشی بسیار جالبی سخن گفته شده که خواندن آن خالی از لطف نیست.

«لطفی» و «علیزاده» میهمانان ویژه‌ی شب آخر کنسرت شجریان | عکس: دل‌آواز

شنیده بودیم که واپسین شب کنسرت استاد با دیگر شب‌ها تفاوتی دارد.

برنامه همان برنامه‌ی شب‌های پیش بود؟ استاد همان «شجریان» شب‌های گذشته بود؟ سازها همان‌ها بودند؟ مژگان شجریان همان نوازنده‌ی سه‌تار خاموش و کم‌نوای شب‌های پیش بود؟ جهان آبادی همان کمانچه‌زن شب نخست و دوم بود؟ دف رضایی‌نیا پیشتر هم چنین شوری با خودش داشت؟ همه به کنار... آیا استاد، شب آخر، همان شجریان شب‌های پیش بود که سه - چهار باری صدای خویش به اوج می‌کشاند و می‌ترسیدی و دل می‌زدی که صدایش همراهش نیاید؟

نه، نبود. نبودند. هیچ‌کدام‌شان هنرمندان و زمینیان شب‌های پیشین نبودند. شب شور کنسرت. شب شگفتی‌ها و تحسین‌ها، شب شناختن یک اسطوره، شب خیزابه‌های سرکش قدیم... شب شجریان هفتادساله در کنسرت‌های قدیم.

شجریان را می‌دیدی زندگی می‌کند، نه در حال و پارسال و سال‌های اخیر. شجریان امشب، شجریان دهه‌ی چهل و پنجاه زندگی‌اش بود. شجریانی که اوج‌هایش فرود نمی‌آمد؛ مگر آنکه خود می‌خواست. شجریانی که برایت در یک مصرع، از پایین‌ترین نت، صدایش را تا بالاترین آن می‌نواخت. شجریانی که سه ساعت در اوج خواند و بر اوج ماند و صدایش همراهی‌اش کرد. شجریانی که نمی‌گفتی شاید نتواند... استادی که سن و بیماری و خستگی را به سخره گرفته بود، بلندآوازه‌ای که کوته‌بینان و خرده‌گیران را به ریشخند توانایی‌اش خاموش کرد.

شهسواری که یگانگی‌اش را مدیون هیچ دوره، فرد، گروه، حزب، قشر و حکومتی نیست.

بگذریم از آنچه چونان شب‌های پیش بود. از نورپردازی ضعیف، صدابرداری غیرقابل قبول و از سالنی پر از نقطه‌ی کور! از دوربین‌های در رفت و آمد، از ترافیک سنگین، از تأخیر، از ... بگذریم که تنبک سمت چپ گروه بود و صدایش را از سمت راست می‌شنیدی، بگذریم که نمی‌دانم چه بر سر تار درخشانی آمده بود، بگذریم که رفتار مسئولین انتظامات توهین‌آمیز بود، بگذریم که چشم‌چشم می‌کردی که دست کم همایونِ استاد را در میان تماشاچیان ببینی و نبود، بگذریم.

همین بس که شجریان امشب، شش‌دانگش را همراهش آورده بود. همین بس که مرغ سحرش را به اوج کشید. همین بس که مؤدبانه عذرخواهی کرد به‌خاطر دوربین‌هایی که از بودن‌شان گریزی نبود. همین بس که دف را و نی و کمانچه و عود را بر طنازی‌هایشان استوار می‌دیدی. همین بس که شهریار را نستوه و بشکوه ایستاده بر ستیغ‌های آواز ایران می‌یافتی. همین بس که تک‌نوازی سه‌تار مژگان شجریان و همراهی‌اش با نی شاهو عندلیبی که خیره‌کننده بود به افتخار این شب پدیدار شده بود. همین بس که لطفی را و علیزاده را به احترام شجریان ایستاده و کف‌برکف‌کوبان می‌نگریستی. همین بس که معممی را پوشیده در ردا و عمامه، در حال سپاسگزاری از هوراکشان مردم شگفت‌زده می‌دیدی...

واپسین شب، شب ِ شجریان بزرگ بود. شب خسروی آواز ایران.

 

حواشی آخرین شب برگزاری کنسرت استاد محمدرضا شجریان و گروه شهناز:

١. محمدرضا لطفی و حسین علیزاده میهمانان ویژه‌ی این شب بودند. گذشته از اینکه مردم با دیدن آنها برپای خاستند و کف‌زنان گرامی‌شان داشتند؛ خود استاد شجریان هم مقدم‌شان را گرامی داشت و از آنان به «یاران و همراهان دیرین» تعبیر نمود.

٢. همان آغاز کار، شخصی فریاد کشید: «خسرو آواز ایران؛ استاد شجریان» و مردم هلهله سر دادند (شاید می‌خواست مطمئن شود که کنسرت را اشتباهی نیامده‌ایم!)

٣. درخشانی رفت تا با گروه بنشیند؛ اما بازگشت و دیگربار در برابر لطفی سر فرود آورد و ثابت کرد که قدر پیشینیان را می‌داند.

٤. لبخندهای دختر و پدر، در طول کنسرت ادامه یافت حتی به هنگام تکنوازی دختر.

۵. پیش از اجرای «مرغ سحر»، «دل‌آواز»های محترم (!) با بدترین زبان و لحن، مؤدبانه‌ترین اخطارها را برای جلوگیری از رفتن مردم به سمت سن می‌دادند.

۶. مجید درخشانی بر «مرغ سحر» پیش‌درآمدی ساخته است که ذهن شنونده را به تعلیق می‌کشاند. مطمئن نیست که استاد چه خواهد خواند و چند ثانیه‌ای می‌گذرد تا به یک‌باره: «مرغ سحر ناله سر کن»

۷. در انتهای کنسرت، مژگان شجریان به هر یک از اعضای گروه شاخه گل رزی را هدیه نمود و صمیمانه پدرش را در آغوش کشید. این شاید یکی از نایاب‌ترین و احساسی‌ترین صحنه‌ها و لحظات کاری استاد شجریان بود که دوربین‌ها هم آن را ضبط نمودند!!

۸. تکنوازی مژگان شجریان خوب بود و پس از پایان برنامه، علیزاده و لطفی را می‌دیدی که تشویق و تحسینش می‌کنند.

٩. استاد با حرکتی نمادین، گل سرخش را پیشکش به حضار به‌وجدآمده کرد.

١٠. اولین حرف واضحی که بعد از اتمام برنامه و رفتن استاد به پشت‌صحنه شنیدم، این بود: آلمان صفر، اسپانیا یک!!


این مطلب را به «بالاترین» بفرستید | این مطلب را به «دنباله» بفرستید | این مطلب را به «Del.icio.us» بفرستید | این مطلب را به «Digg» بفرستید | بالای صفحه | دسته: مــقالــه | نویسنده: سهند سلطاندوست | لینک ثابت |

» دوشنبه دهم تیر 1387، ساعت 22:0

ظهر امروز، خبرگزاری ایسنا خبری را با عنوان «انتقاد از نحوه‌ی بازتاب خبری كنسرت استاد آواز ايران و گروه شهناز» منتشر کرد. ایسنا در این گزارش، به مطالبی که در وب‌سایت «شجریانی‌ها» و وبلاگ غیررسمی «همایون شجریان» در نقد چگونگی پوشش خبری کنسرت نوشته شده بود، اشاره کرده است.

گفتنی‌ست که این وبلاگ در تاریخ ٣١ خرداد، در مطلبی طنزآمیز به شیوه‌ی نگارش خبرگزاری یادشده و خبرگزاری فارس پرداخته و نحوه‌ی خبررسانی این دو رسانه را نقد کرده بود. همچنین دوست عزیزمان در وب‌سایت شجریانی‌ها، جناب آقای علی میرزایی در مطلبی جداگانه، به‌طور مفصل چگونگی پوشش خبری رسانه‌های دولتی از کنسرت استاد شجریان را به‌نقد کشیده بود. برای مطالعه‌ی گزارش ایسنا، لطفاً به «ادامه‌ی مطلب» مراجعه نمایید.


ادامه‌ی مطلب

این مطلب را به «بالاترین» بفرستید | این مطلب را به «دنباله» بفرستید | این مطلب را به «Del.icio.us» بفرستید | این مطلب را به «Digg» بفرستید | بالای صفحه | دسته: خــبــر | نویسنده: سهند سلطاندوست | لینک ثابت |